mitra’s last login was Wednesday, February 13 2008.
داستان عشقسالها پیش دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود .او فقط یک برادر 5 ساله داشت .دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد .پسرک از دکتر پرسید :ایا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند ؟؟دکتر جواب داد :بله و پسرک قبول کرد.پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندند و لوله ها ی تزریق را به بدنش وصل کردند ...پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و درحالیکه خون از بدنش خارج می شد به دکتر گفت :ایا من به بهشت می روم؟؟پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند......!!
ساختمان كافه و هتل نادري تهران، محل تجمع روشنفکران و هنرمندان چند دهه پيش ايران، در فهرست آثار ملي قرار گرفت، ايسناخبرگزاري دانشجويان ايران - تهرانسرويس فرهنگ و ادب - ميراث فرهنگيساختمان كافه و هتل نادري تهران به شماره ثبت 10446 در فهرست آثار ملي ايران قرار گرفت. در سال 1307 يكي از نخستين مجموعههاي تفريحي به سبك غربي در خيابان نادري (جمهوري فعلي) تأسيس و افتتاح گرديد. اين مجموعه شامل هتل، كافه و قنادي بود. معماري اين مجموعه نيز همانند كاربري آن، متأثر از نمونههاي غربي بود و در اين معماري التقاطي، در كنار محور تقارن عمودي و استفاده از مصالح بومي نظير آجر، از تراسهايي گشوده رو به خيابان كه نشانگر برونگرا بودن يك مجموعه ميباشد استفاده شده بود و گشايش اين مجموعه با معماري و عملكرد خاص آن تأثيرات شگرفي در جريانات روشنفكري دهههاي دوم و سوم قرن معاصر (سالهاي 1310 تا 1330) گذاشت.به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين مجموعه در آن زمان هتل - رستوران نادري نام داشت كه بعدها به دليل ويژگيها و اهميت خاص كافهي آن، به كافهي نادري شهرت پيدا كرد. محلي كه صادق هدايت، بزرگ علوي، مجتبي مينوي و بسياري ديگر از بزرگان هنر، ادب و فرهنگهاي اين مرز و بوم شبهاي بسياري را در آن به بحث و مجادله گذراندند.در دههي 50 به دلايلي نامعلوم مجموعهي نادري در آتش سوخت، اين سرنوشت ميتوانست براي هر مجموعه تفريحي ديگر، در حكم پايان زندگي آن باشد؛ اما اهميت كافهي نادري كه در آن زمان پاتوق افرادي نظير جلال آلاحمد و فروغ فرخزاد بود و همچنين نياز كليت جامعه به فضاهايي اين چنين، مانع از آن شد كه كافهي نادري صرفاً به خاطرهاي بدل شود و بدين سبب بازسازي مجموعه با شكل و شمايل مدرن صورت گرفت.مجموعهي هتل و كافهي نادري داراي دو دسترسي از خيابان جمهوري است كه در ميان اين دو ورودي جداگانهاي به هتل و كافه، قنادي نادري قرار گرفته است. بعد از ورود به ساختمان از در هتل در طبقهي همكف لابي بزرگي قرار دارد و در طبق دوم اتاقهاي متعدد هتل در دو سمت راهرو به عنوان فضايي ارتباطدهنده قرار گرفتهاند كه الگويي خطي به دست ميدهند. كافه به دو بخش تقسيم ميشود. يكي فضاي اصلي كافه كه در مركز مجموعه قرار گرفته كه به عنوان رستوران مورد استفاده قرار ميگيرد و حياط باغي است با آبنمايي در ميانه و پوشيده از درختاني سرسبز كه سني كوچك در گوشهاي از آن قرار گرفته است. نماي اصلي مجموعه متقارن است؛ گو اينكه ديگر از قوسهاي قديمي چيزي به چشم نميخورد و بنا مطابق معماري دورهي مدرنيسم تغيير يافته و پنجرههاي ساده و مستطيل شكل كل نما را پوشش ميدهند.اين بنا كه كاربري اوليه خود را به عنوان هتل و كافه رستوران حفظ كرده است در حال حاضر در اختيار سازمان اقتصادي كوثر وابسته به بنياد شهيد انقلاب اسلامي است
A moving speech by Rabbi Moshe Hirsh of the neturei karta: http://www.shelfari.com/groups/14098/discussions/29360/Speech-by-Rabbi-Hirsch
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق . و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.
برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود . اُرد بزرگ
حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند . چایمن
salam be khater e gheybat e tolanim mazerat mikham kholase emtehanat bood o shabaye emtehan
هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم هر نفس آهيست، از دل خونينلحظه های عمر بی سامان، ميرود سنگين اشك خون آلود من دامان، می كند رنگينبه سکوت سرد زمانبه خزان زرد زماننه زمان را درد کسينه کسي را درد زمانبهار مردمي ها دي شدزمان مهرباني طي شدآه از اين دم سرديها، خداياآه از اين دم سرديها، خدايانه اميدي در دل منکه گشايد مشکل مننه فروغ روي مهي که فروزد محفل مننه همزبان دردآگاهيکه ناله اي خرد با آهيداد از اين بي درديها، خداياداد از اين بي درديها، خدايانه صفايي ز دمسازي به جام ميکه گرد غم ز دل شويدکه بگويم راز پنهانکه چه دردي دارم بر جانواي از اين بي همرازي خدايا واي از اين بي همرازي خداياوه که به حسرت عمر گرامي سر شدهمچو شراره از دل آذر بر شد و خاکستر شديک نفس زد و هدر شديک نفس زد و هدر شدروزگار من به سر شدچنگي عشقم راه جنون زدمردم چشمم جامه به خون زد ..یارادل نهم ز بی شکيبيبا فسون خود فريبيچه فسون نافرجامي به اميد بي انجاميواي از اين افسون سازي، خداياواي از اين افسون سازي، خدايا
این سماور جوش است پس چرا می گفتی !دیگر این خاموش است؟ باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد شعله اش را کم کن *** :دستهایت سینی نقره نور :اشکهایم استکان های بلور کاش استکان هایم را توی سینی خودت می چیدی کاشکی اشک مرا می دیدی خنده هایت قند است چای هم آماده است چای با طعم خدا بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا *** پاشو مهمان عزیز توی فنجان دلم چایی داغ بریز
دل هر كي با ياري خوشه يار دل ما حسينهترانه اي كه دل ميبره صداي يا حسينهفرا رسیدن ماه محرم الحرام وعزاداری اباعبدا..تسلیت بادdo30t mehdi
آگهي استخدام : به يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان فرانسه، خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با موسيقي کلاسيک و تبحر در نواختن پيانو، جهت نظافت منزل نيازمنديم!
hi mitra jonmovafagh bashiiiiii .do30t mehdi
عشق به دیگری ، ابزاری ست برای زیبا و زیباتر ساختن زندگی.آنها که سوگنامه های عاشقانه می سازند،و آنَها که عشق را مستمسکی می کنند برای پنهان داشتن ناتوانی های خویش،درمانده و بیمارند
عشق به دیگری ، ابزاری ست برای زیبا و زیباتر ساختن زندگی.آنها که سوگنامه های عاشقانه می سازند، و آنَها که عشق را مستمسکی می کنند برای پنهان داشتن ناتوانی های خویش،درمانده و بیمارند