Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

Sharareh

Sharareh

has 25 followers and is following 31 people

"Is man merely a mistake of God's? Or God merely a mistake of man's?
  • Sherman Oaks, CA, USA
  • member since November 16, 2007

Groups

Following

Sharareh’s last login was Saturday, January 15, 2011.

My Favorite books

     
 
 
 

Public Notes

  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    سلام دوست عزیز و فرهیخته
    وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده " با شعر جدیدی با نام " سرنوشت " به روز شد
    http://teekany.blogfa.com/9006.aspx
    منتظر شنیدن نظرات کارساز شما عزیز هستم
    با مهر و احترام

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    دلم گرفته است

    به ايوان مي روم و انگشتانم را

    بر پوست كشيده شب مي كشم

    چراغهاي رابطه تاريكند

    چراغهاي رابطه تاريكند

    كسي مرا به آفتاب

    معرفي نخواهد كرد

    كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

    پرواز را به خاطر بسپار

    پرنده مردني است

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    هالينا پوشوياتووسکا
    «فروغ فرخزاد لهستان»

    ترجمه از لهستاني: عليرضا دولتشاهي و ايونا نويسکا


    فرياد مي‌زنم
    هرگاه که مي‌خواهم زنده باشم
    آن‌گاه که زندگي ترک مي‌گويدم
    به آن مي‌چسبم
    مي‌گويم زندگي
    زود است رفتن

    دست گرمش در دستم
    لبم کنار گوشش
    نجوا مي‌کنم

    اي زندگي
    ـ زندگي گويي معشوقي‌ست
    که مي‌رود ـ

    از گردنش مي‌آويزم
    فرياد مي‌زنم
    ترکم کني مي‌ميرم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
    خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.
    وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ‫ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.
    ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

    دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
    و این چنین توانستند زنده بمانند.

    نكته مهم :

    بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه

    آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    زندگی چیست؟
    زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
    امتحان ریشه هاست
    ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم؟ او که همینجاست کجا میرویم؟ حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر وریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    خردل
    آورده اند كه در كنفرانس تهران روزي چرچيل، روزولت و استالين بعد از ميتينگ هاي پي در پي آن روز تاريخي، براي خوردن شام

    باهم نشسته بودند.



    در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها
    نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل

    تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل
    را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
    گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
    کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف
    نظر کرد.
    بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره
    و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
    یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به
    داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید
    و خردل را تف کرد.
    در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر
    دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
    بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با
    چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
    حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید
    چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    خردل
    آورده اند كه در كنفرانس تهران روزي چرچيل، روزولت و استالين بعد از ميتينگ هاي پي در پي آن روز تاريخي، براي خوردن شام

    باهم نشسته بودند.



    در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها
    نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل

    تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل
    را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
    گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
    کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف
    نظر کرد.
    بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره
    و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
    یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به
    داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید
    و خردل را تف کرد.
    در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر
    دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
    بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با
    چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
    حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید
    چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    کوه از نخستین سنگ آغاز می شود

    و انسان از نخستین درد

    من از نخستین نگاه تو آغاز شدم...

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    نمیدونم والا من تو اینترنت هم غایم دیدم هم قایم فرصتم نکردم تو دیکشنری چکش کنم
    حالا مهم نفس عمله که باید خالص باشه منم که همیشه خالصا و مخلصا در خدمت همه بودم
    توهم از خودت برام بنویس، از احساساتت آرزوهات و....

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشم ميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • KHATEREH S

    KHATEREH S says

    Sharareh jaan, I truly liked your saying about man mistakes of god, but I have to tell you sometimes even god makes a mistake and make a fine and flowless one. I am dating one at the moment.
    So there is a( god ) after all.....

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • reza bala

    reza bala says

    دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم؟ او که همینجاست کجا میرویم؟ حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر وریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجیب

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    کتاب رشت در آیینه تاریخ برگ زرین دیگری از انتشارات کتیبه گیل می باشد . با مطالعه این کتاب ، با تاریخ و ویژگی های جغرافیایی ، انسانی ، سیاسی ، اقتصادی و نیز شرح حال نامداران ، خاندان های قدیمی ، و ... رشت آشنا می شوید .
    کتاب مذکور علاوه بر دانستنی های مفید ، برگ زرینی از گذشته و معاصر رشت همراه با عکس هایی به یاد ماندنی را نیز پیش رو دارد .
    کتاب حاضر در 471 صفحه و در قطع وزیری با جلد سازی فوق العاده زیبا با قیمت 8000 تومان در دسترس می باشد .
    شما عزیزان در صورت تمایل به سفارش این کتاب و تحویل آن درب منزل خود و یا دیدن صفحاتی از این کتاب بصورت فایل عکسی می توانید با آدرس ایمیل barman_hamrah@yahoo.com
    و یا شماره 09118372765 با من تماس بگیرید ....

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    هی شده ام
    از مرزهای پر از تکرار
    و تنها
    اینجا
    در خویشتن
    سکوت میکنم
    و ...
    گریستم در خود
    و نگریستم به آنچه که از تو دارم
    تنها زخمی که در خاطراتم به یادگار مانده

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    دفتر من در وسط
    باد ورق مي زند
    برگي از آن مي کند
    نام تو در باغها
    ورد زبان مي شود

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    من و آوای گرمت را شنودن
    بدین آوا غم دل را زدودن
    از اول کار من دلدادگی بود
    ولیکن شیوه ی تو دل ربودن
    گرفت از من مجال دیده بستن
    همه شب بر خیالت در گشودن
    قرار عمر من بر کاستن بود
    تو را بر لطف و زیبایی فزودن
    غم شیرین دوری بر من آموخت
    سخن گفتن غزل خواندن سرودن
    من و شب های غرببت تا سحرگاه
    چو شمعی گریه کردن نا غنودن
    چه خوش باشد غم دل با تو گفتن
    وزان خوشتر امید با تو بودن

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    روز تلخ آخرم را زیر باران گریه کن ...
    مه گرفته ،
    رقص تابوت در هوا را گریه کن ...
    گریه کن ،
    من را میان دست ها و اشک ها
    اشک کن بدرقه راهم ، به یاد یاد ها
    روز خوب دل سپاری ، روز تلخ رفتنم ...
    خاک بسپار خاطراتِ از رنگ و رو افتاده ام ...
    گریه کن ...
    من را ، دلم را ... خط به خط فریاد ها...
    سر به دار و چشم بر در ، در دلم آشوب ها
    گریه کن ،
    و بغض بشکن ... در هجوم خاطرات
    دفترم را پاره کن ...دیگر این پایان ماست

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • loverman h

    loverman h says

    سلام
    شما زرتشتی هستید؟
    plz add me id: soil_man87

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • ch. mohammad khan  r

    ch. mohammad khan r says

    dear,



    Oh great girl, you are welcome with your knowledge and wisdom in my group God is one""and rule there. yours, khan.waiting!!!!!!!!!

    posted 2 years ago. ( send a note )