Sharareh’s last login was yesterday. « hide recent activity
Sharareh now owns A Dangerous Liaison: A Revelatory New Biography of Simone DeBeauvoir and Jean-Paul Sartre.
Sharareh is now reading A Dangerous Liaison: A Revelatory New Biography of Simone DeBeauvoir and Jean-Paul Sartre.
Sharareh added A Dangerous Liaison: A Revelatory New Biography of Simone DeBeauvoir and Jean-Paul Sartre.
Sharareh now owns The Bridge Across Forever: A True Love Story.
Sharareh has read The Bridge Across Forever: A True Love Story.
Sharareh added The Bridge Across Forever: A True Love Story.
Sharareh’s last login was yesterday. show recent activity »
Read the review for Love in the Time of Cholera
Read the review for Jonathan Livingston Seagull
دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم؟ او که همینجاست کجا میرویم؟ حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر وریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجیب
کتاب رشت در آیینه تاریخ برگ زرین دیگری از انتشارات کتیبه گیل می باشد . با مطالعه این کتاب ، با تاریخ و ویژگی های جغرافیایی ، انسانی ، سیاسی ، اقتصادی و نیز شرح حال نامداران ، خاندان های قدیمی ، و ... رشت آشنا می شوید .کتاب مذکور علاوه بر دانستنی های مفید ، برگ زرینی از گذشته و معاصر رشت همراه با عکس هایی به یاد ماندنی را نیز پیش رو دارد .کتاب حاضر در 471 صفحه و در قطع وزیری با جلد سازی فوق العاده زیبا با قیمت 8000 تومان در دسترس می باشد . شما عزیزان در صورت تمایل به سفارش این کتاب و تحویل آن درب منزل خود و یا دیدن صفحاتی از این کتاب بصورت فایل عکسی می توانید با آدرس ایمیل barman_hamrah@yahoo.comو یا شماره 09118372765 با من تماس بگیرید ....
هی شده اماز مرزهای پر از تکرارو تنهااینجادر خویشتنسکوت میکنمو ...گریستم در خودو نگریستم به آنچه که از تو دارمتنها زخمی که در خاطراتم به یادگار مانده
دفتر من در وسطباد ورق مي زندبرگي از آن مي کندنام تو در باغهاورد زبان مي شود
من و آوای گرمت را شنودنبدین آوا غم دل را زدودناز اول کار من دلدادگی بودولیکن شیوه ی تو دل ربودنگرفت از من مجال دیده بستنهمه شب بر خیالت در گشودنقرار عمر من بر کاستن بودتو را بر لطف و زیبایی فزودنغم شیرین دوری بر من آموختسخن گفتن غزل خواندن سرودنمن و شب های غرببت تا سحرگاهچو شمعی گریه کردن نا غنودنچه خوش باشد غم دل با تو گفتنوزان خوشتر امید با تو بودن
روز تلخ آخرم را زیر باران گریه کن ...مه گرفته ،رقص تابوت در هوا را گریه کن ...گریه کن ،من را میان دست ها و اشک هااشک کن بدرقه راهم ، به یاد یاد هاروز خوب دل سپاری ، روز تلخ رفتنم ...خاک بسپار خاطراتِ از رنگ و رو افتاده ام ...گریه کن ...من را ، دلم را ... خط به خط فریاد ها...سر به دار و چشم بر در ، در دلم آشوب هاگریه کن ،و بغض بشکن ... در هجوم خاطراتدفترم را پاره کن ...دیگر این پایان ماست
سلامشما زرتشتی هستید؟plz add me id: soil_man87
dear, Oh great girl, you are welcome with your knowledge and wisdom in my group God is one""and rule there. yours, khan.waiting!!!!!!!!!
dear, what you wrote on your profile page, please explain it well. yours, khan.wiating!!!!!!!
ازدواج چیست ؟ ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند! فرانکلین * زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار دارند. فرانسیس بیکن * تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود! سامرست موام * ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان میشوید.. جین کر * ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری میشوند موضوعی ناامیدکننده است. ساموئل راجرز * مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند! اچ.ال.منکن *مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد. سینکلر لوییس * قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی میاندیشد که شما گفتهاید اما بعد از ازدواج، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب میرود! هلن رولان * هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که همیشه دم دمهای صبح به خانه بازمیگشت! ماری کورلی * زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمیکنند. مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که میکنند! * خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری میکنند اسمش را میگذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری میکنند به آن میگوییم ترس از مسوولیت اجتماعی! وارن فارل * اگر میخواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر میخواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر میخواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن! " ضرب المثل چینی
Happy New Year, With Best Wishes ---- سال نو میلادی مبارک
یا حقسلام دوست عزیزاگه فکر می کنید میتونید فیلم نامه بنویسید یا طرح خوبی دارید،با ما تماس بگیریدتهران ، خ وزرا ، خ 6 ، پلاک 28 88714846Sassan250@yahoo.comساسان پناهیبانک فیلم نامه
هنگامیکه پیمانه ی شراب من به پایان می رسد تو چنان پر شور ، تو چنین پر شتاب بشارتت را در انتهای هستی من آغاز می کنی و سفر می کنی در سالها و ماههای دیروز فشرده ی رگهای من و همسفر دیوارهای آن روز من می شوی تا ویرانه های امروزم را دریابی تو از بیم کرکسان به دور من مرز می کشی و مرز می کشی چرا که می دانی آباد خواهم شد و اینک ای منجی شوره زار بشارت ها سطح جسم و روحم را به تو می سپارم تا مرا از خود سرشار کنی
مردي به دربار خان زند مي رود و با وفرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند سربازان مانع ورودش مي شوند .خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرندمرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان ازوي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟مرد با درشتي مي گويد: دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم. خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟مرد مي گويد من خوابيده بودمخان مي گويد: خب چرا خوابيدي كه مالت راببرند؟مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود .مرد مي گويد : من خوابيده بودم ، چون فكرمي كردم تو بيداري.خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر مي گويد : اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم-----------------------------------------------------------------------------مهندسي و مدیريتمردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ۳۷ هستید.مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟" مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا میخواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند
...پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟ درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید: اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی! صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد. صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی. صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است. صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی
http://miadgah.org/view.php?file_id=323
سلام دوست عزیز,این لیکنها جالب,تاریخی,تاسف آور و..... ,http://www.eteghadat.com/forum/forum-f47/topic-t327.htmlhttp://rangovarang.blogfa.com/post-27.aspxhttp://www.rakhsh.org/baygani/1202.htmlhttp://www.ceerang.com/showthread.php?t=14214http://itline.ir/2008/10/persian-colors/http://andishe-dini.blogfa.com/post-8.aspx
http://rangovarang.blogfa.com/post-34.aspx
«ای اهورا مزدا! من پرستنده ی یک خدا ، اهورامزدا، هستم. من زرتشتی ام و با باور کامل آن دین را می پذیرم. من اندیشه و گفتار و کردار نیک را می ستایم. من دین زرتشتی را که استوار کننده هم آهنگی و آشتی و دور کننده ی ناهم-آهنگی و دشمنی است می پذیرم. دینی که از همه ی ادیان و روش های زندگی ، چه آنها که در گذشته بوده و چه آنها که در آینده آید بهتر و والاتر است. دینی که زرتشت آورنده ی آن است.»
دخترم ژرالدین به گمانم تن عریان تو باید متعلق به کسی باشد که روح عریانش را به تو هدیه کند / از نصایح چارلی چاپلین به دخترش چارلي چاپلين: با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،رختخواب خريد ولي خواب نه،ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه،مي توان کتاب خريد ولي دانش نه،دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه امروز را براي بيان احسان به عزيزانت غنيمت شمر. شايد فردا احساسي باشد اما عزيزت نباشد... شکسپير پادشاهي درويشي را گفت: جمله اي گو که در لحظات غم شاد و در لحظات شادي غمگينم کند. درويش گفت : اين نيز بگذرد....