Ramin Aidi

Ramin Aidi

Do you need to learn English or Translation? Call me.
www.raminaidi.info info@raminaidi.info
Teacher of English, Translator, Writer (Tehran, Iran)
09128012164
09329056264
Messenger ID: raminaidi - add me if you want.
  • Tehran, Iran
  • member since October 2007

Public Notes

 
Displaying 1-20 of 188 notes
  • Ardalan Memarzia

    Ardalan Memarzia says

    کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست
    و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.

    این‌که عشق تکیه‌کردن نیست
    و رفاقت، اطمینان خاطر.

    و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند
    و هدیه‌ها، عهد و پیمان معنی نمی‌دهند.

    و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت
    سرت را بالا خواهی گرفت با چشم‌های باز
    با شفافیتی بلوغانه و نه اندوهی کودکانه

    و یاد می‌گیری که همه‌ی راه‌هایت را هم‌امروز بسازی
    که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست
    و آینده امکانی برای سقوط به میانه‌ی نزاع در خود دارد

    کم کم یاد می‌گیری
    که حتی نور خورشید می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.

    بعد باغ خود را می‌کاری و روحت را زینت می‌دهی
    به جای این‌که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

    و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی...
    که محکم هستی...
    که خیلی می‌ارزی.

    و می‌آموزی و می‌آموزی

    با هر خداحافظی
    یاد می‌گیری
    ...

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • donatella c

    donatella c says

    it would be nice to visit the land Universal facts and see smiles of joy in the presence of friendship. Love in the century to today is the sigh of the world is peace Miracle of high heaven! I believe strongly that the peoples of the world always win the peace of brotherly love.
    embrace a dear friend

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    اگر گفتيد فرق ما چيه؟!!!!



    اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه؟
    در انگلیس شما يك كيف اسکناس مي بريد و با اوون ماشين مي خريد....اما در ايران شما يك ماشين اسكناس مي بريد و با آن يك كيف مي خريد.

    اگر گفتيد فرق گردش در تهران و پاريس چيه؟
    در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده مي شيد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين مي شيد.

    اگر گفتيد فرق يك تخم مرغ در تهران و در مسكو چيه؟
    در مسكو اگر تخم مرغ را زير مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا يك جوجه از تخم بيرون مي آيد....اما در تهران ممكن است از تخم مرغ هر موجودي بيرون بيايد...مثلا يك شتر.

    اگر گفتيد فرق محل كار ايراني ها و امريكايي ها چيه؟
    مردم امريكا در خانه استراحت مي كنند...در اداره كار مي كنند و در خيابان تفريح...اما مردم ايران در خانه تفريح مي كنند...در اداره استراحت و در خيابان كار.

    اگر گفتيد فرق يك نويسنده ايراني با يك نويسنده آلماني چيه؟
    يك نویسنده آلمانی وقتی نوشته هايش چاپ شد معروف مي شود و يك نويسنده ايراني وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود..

    اگر گفتيد فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب چيه؟
    تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت مي شه.... اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و بد بخت مي شه.

    اگر گفتيد فرق پليس راهنمايي و رانندگي ايران با جاهاي ديگه دنيا چيه؟
    در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سرو كله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي شود...اما در ايران وقتي سرو كله پليس پيدا مي شود ترافيك ايجاد مي شود.

    اگر گفتيد فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان چيه؟
    در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك مي شوند و با او شريك مي شوند و به او كمك ميكنند ...اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله مي گيرند و رابطه شان را با او قطع مي كنند و جلوي كارش را مي گيرند.

    اگر گفتيد فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا و امريكا چيه؟
    در اروپا و امريكا وقتي كسي زنداني مي شود اعتبارش را از دست مي دهد...اما در ايران وقتي كسي زنداني مي شود اعتبار به دست مي آورد.

    اگر گفتيد فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا چيه؟
    سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مي اندازد و به آنها كمك مي كند از مردم پول مي گيرد....اما سيستم اداري ايران چون جلوي كار مردم را مي گيرد از آنها پول مي گيرد.

    اگر گفتيد تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه؟
    در همه جاي دنيا وقتي آدم دشمن داشته باشد جلوي كارش گرفته مي شود....در ايران وقتي آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگيزه كار پيدا مي كنند.

    اگر گفتيد فرق يك ماشين در تهران با بلژيك چيه؟
    در بلژيك وقتي شما يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن كم مي شود....اما در تهران شما وقتي يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن زياد مي شود.

    اگر گفتيد فرق موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگر دنيا چيه؟
    در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در مكان عمومي پخش مي شود صداي آن زياد مي كنند و وقتي در خانه پخش مي شود صداي آن را كم مي كنند....اما در ايران وقتي موسيقي در خانه پخش مي كنند صداي آن را زياد مي كنند و وقتي در مكان عمومي آن را پخش مي كنند صداي آن را كم مي كنند.

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • hamid n

    hamid n says

    Asrare sadeh
    Age mikhay mohabbat bebini to aval be baghiye mohabbat kon shayad ona mesle to montazeran
    Age mikhay behet komak beshe to aval be baghiye komak kon shayad ona ham mohtaje komakan
    Age mikhay shad bashi to baghiyaro shad kon
    Age be eshgh niyaz dari to aval eshgh bevarz
    Age niyaz be hamsohbat dari to sare sohbato baz kon
    Age niyaz be dost dari to boro jelo shayad on montazerete
    Age mikhay khoda hame ja dasteto begire to aval daste bandehasho begir
    Age mikhay az zendegi lezzat bebari be baghiye komak kon lezzat bebaran
    Age mikhay hame ghadreto bedonan to aval ghadre onaro bedon
    Age mikhay ehteram o tarifo tamjid bebini shayad on az to entezar dare inkaro koni
    Harchi vase khodet mikhay aval to be baghiye ata kon ta daryaft koni sadast na!

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    ! یکی بود ، یکی نبود

    ! اونی که بود تو بودی، اونی که نبود من بودم

    ! یکی داشت ، یکی نداشت

    ! اونی که داشت تو بودی، اونی که تو رو نداشت من بودم

    ! یکی خواست ، یکی نخواست

    ! اونی که خواست تو بودی، اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

    ! یکی آورد، یکی نیاورد

    ! اونی که آورد تو بودی، اونی که جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من بودم

    ! یکی برد، یکی باخت

    ! اونی که برد تو بودی، اونی که دل به تو باخت من بودم

    ! یکی گفت، یکی نگفت

    ! اونی که گفت تو بودی،اونی که دوست دارم روبه هیچ کس جزتو نگفت من بودم

    ! یکی موند و یکی نموند

    !! اونی که موند تو بودی، اونی که بدون تو نموند من بودم ؟؟

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • Ali R

    Ali R says

    A stranger was seated next to a little girl on the airplane when the stranger turned to her and said,
    'Let's talk. I've heard that flights go quicker if you strike up a conversation with your fellow passenger.'

    The little girl, who had just opened her book, closed it slowly and said to the stranger,
    'What would you like to talk about?'

    'Oh, I don't know', said the stranger. 'How about nuclear power?' and he smiles.

    'OK', she said. 'That could be an interesting topic. But let me ask you a question first.
    A horse, a cow and a deer all eat the same stuff - grass - Yet a deer excretes little pellets, while a cow turns out a flat patty,
    and a horse produces clumps of dried grass. Why do you suppose that is?'


    The stranger, visibly surprised by the little girl's intelligence, thinks about it and says, 'Hmmm, I have no idea.'

    To which the little girl replies, 'Do you really feel qualified to discuss nuclear power when you don't know shit?'

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    حکایت زن و خدا

    روزی روزگاری زنی در کلبه ­ای کوچک زندگی می­کرد. این زن همیشه با خداوند صحبت می­کرد و با او به راز و نیاز می­پرداخت.. روزی خداوند پس از سال­ها با زن صحبت کرد و به زن قول داد که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه ­اش را آماده کرد و خود را آراست و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباس­های مندرس و پاره ­اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب­ آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!
    ساعتی بعد باز هم کسی به دیدار زن آمد. زن با امیدواری بیشتری در را باز کرد. اما این بار هم فقط پسر بچه­ ای پشت در بود. پسرک لباس کهنه ­ای به تن داشت، بدن نحیفش از سرما می ­لرزید و رنگش از گرسنگی و خستگی سفید شده بود. صورتش سیاه و زخمی بود و امیدوارانه به زن نگاه می­کرد! زن با دیدن او بیشتر از پیش عصبانی شد و در را محکم به چهار چوبش کوبید. و دوباره منتظر خداوند شد.
    خورشید غروب کرده بود که بار دیگر در خانه زن به صدا درآمد. زن پیش رفت و در را باز کرد...
    پیرزنی گوژپشت و خمیده که به کمک تکه چوبی روی پاهایش ایستاده بود، پشت در بود. پاهای پیرزن تحمل نگه­داشتن بدن نحیفش را نداشت. و دستانش از فرط پیری به لرزش درآمده بود. زن که از این همه انتظار خسته شده بود، این بار نیز در را به روی پیرزن بست!
    شب هنگام زن دوباره با خداوند صحبت کرد و از او گلایه کرد که چرا به وعده اش عمل نکرده است!؟
    آنگاه خداوند پاسخ گفت:
    ـ من سه بار به در خانه تو آمدم، اما تو مرا به خانه ­ات راه ندادی

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • donatella c

    donatella c says

    In his first passion woman loves her lover,
    in all other loves what is his love. lordBayron
    how are you?

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • donatella c

    donatella c says

    You know ...

    You know the first then
    you do denote
    ..
    I want to live as they are!

    Hell
    heaven
    ...
    I answer only to me! by donatella camatta

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • donatella c

    donatella c says

    by donatella camatta

    I am in love



    your immense light

    I overflows.


    Each evening walk from my heart,

    every day I filled the soul

    attention

    palpable ..


    There you are.

    great emotion

    how much

    so are you!


    Love six with me,

    everything revolves around

    and stops feel like you!©

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    ماندن" هم"
    چون "رفتن" جسارت می خواهد
    و صبوری
    آنقدر که
    زیر بار کوه انتظار
    هر روز هزار مرتبه
    از ترس له شدن
    پشیمان نگردی
    و بر این ایمان بمانی
    که یاد یارانت
    هنوز
    از خاطرات دور تو
    پینه بسته است

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • donatella c

    donatella c says

    Man ♥ ♥ ♥ ♥
    by Donatella camatta

    love
    marks on your heart
    with mine.

    Perfume
    the essence your
    for me!
    Tags: www.goccedipoesia.it

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    شراب تلخ
    چند شعر کوتاه عاشقانه
    http://teekany.blogfa.com/post-13.aspx

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Yalda

    Yalda says

    When one door of happiness closes,another opens;but often we look so long at the closed door that we do not see the one which has opened for us.

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    باید فراموشت کنم
    چندیست تمرین می کنم
    من می توانم ! می شود !
    آرام تلقین می کنم
    حالم نه اصلا خوب نیست
    تا بعد بهتر می شوم
    فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
    من می پذیرم رفته ای
    و بر نمی گردی همین
    خود راا برای درک این صد بار تحسین می کنم
    کم کم زیادم می روی
    این روزگار و رسم اوست
    این جمله را باتلخی اش ، صد بار تضمین می کنم

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • FARZANEH

    FARZANEH says

    kas man an mahe asemani budam k to be an minegary,
    kash haman setareye negahe gole aftabgarden budam k be suye tost,
    kash hame chyz raha tamam mishod o man asan miraftam az donyae rangye ensan ha
    kash sakht mishod budan dar khabi ashofte
    va kash man andaki zudtar be donya miamadam v to ra nadide mirafam...

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • FARZANEH

    FARZANEH says

    kas man an mahe asemani budam k to be an minegary,
    kash haman setareye negahe gole aftabgarden budam k be suye tost,
    kash hame chyz raha tamam mishod o man asan miraftam az donyae rangye ensan ha
    kash sakht mishod budan dar khabi ashofte
    va kash man andaki zudtar be donya miamadam v to ra nadide mirafam...

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    برای گرفتنن عشق و محبت... اول خودت را از آن سرشار کن تا اینکه خودت جاذب شوی.
    چارلز هانل

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Maryam R

    Maryam R says

    Death , Life

    It stalks the night
    It stalks the day
    It seeks out life
    And whisks it away
    It's known as death
    And other things too
    But it's all the same
    What matters is you.
    How do you see it?
    What does it mean?
    It's best if you know
    For death is unseen.
    It can take you at day
    It can take you at night
    Knowing death well
    Can lend you some light
    The passage to death
    Is always unclear
    And it's best to know
    That you're very near.
    For death is at hand
    It is for us all
    Know it's face well
    So you don't stumble and fall
    Now think hard on death
    And know that it's near
    And the meaning of life
    Will be all to clear
    And that is to live
    For your hearts desire
    Not to stumble or fall
    But to burn with a fire.
    A fire for life
    To live for each day
    To reach for your dreams
    No matter what people say
    Life is a question
    And death holds a clue
    Reach not for the answer
    For your life's not due
    Live for the moment
    And die for it too
    For it's the moment that counts
    It, and you
    Now I'm all done
    I've said what I'll say
    Just remember one thing
    Live for the day!

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    dear my friend ;
    my weblog is updated
    http://teekany.blogfa.com/post-12.aspx
    b.regards
    a.h.t.

    posted 4 months ago. ( send a note )
Displaying 1-20 of 188 notes


© 2008 Shelfari, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy