Books

Request Friendship
Send Request Cancel

Nadia

Nadia

اکثر مردم به چَرا می اندیشند ،اندک مردمند که به چِرا می اندیشند در اندیشه ی شما چه می گذرد؟!!! (نگارنده)ا
  • Tehran, Iran
  • member since April 21 2008

Nadia’s last login was 6 days ago.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Hamed

    Hamed says

    سلام
    عید بزرگ قربان،برایتان و در کنار خانواده،تهنیت و مبارک باد
    ----------------------------------------
    وقتی که فشردمش به آغوش،تنگ
    لرزید دلش
    شکست و نالید
    آخ !!....ه
    ای شیشه! چه می کنی تو در بستر سنگ!؟

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام بر شما
    عید سعید و بزرگ ما،مسلمانان بر شما و خانواده محترمتان،تهنیت و مبارک باد
    به امید آنکه،آرزوهایمان قشنگ تر و زیباتر و دست یافتنی تر شده باشند

    دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
    عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت

    بار خدایا
    این شوق توست که،شبهای ما را روز می گرداند.شبهایی که از آن توست و روزهایی که،ملک توست
    ما نمی توانیم از تو چیزی بخواهیم،زیرا تو نیازهای ما را نیک می دانی،پیش از آنکه نیازها در ما زاده شوند
    نیاز حقیقی ما تویی،و اگر تو خود را بیشتر به ما دهی؛همه آرزوهای ما را برآورده کرده ای
    *****
    آمین

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام و سحر بخیر
    امیدوارم،دوستان کتاب خوانم از این متن بهره معنوی ببرند

    بار خدایا! مرا چنان گردان که از پدر و مادرم بترسم،مانند ترسیدن از پادشاه ستمکار
    و با ایشان خوشرفتاری نمایم،همچون خوشرفتاری مادری مهربان
    و فرمانبری و نیکوکاریم را به آنان در نظر از خوابِ خواب آلوده، خوشتر و در دلم از آشامیدن تشنه،گواراتر گردان تا؛ آرزوی آنان را بر آرزوی خود برگزینم
    و خوشنودی ایشانرا بر خوشنودی خویش،جلو اندازم
    و نیکوئیشان را در باره خود، هرچند اندک باشد بسیار شمارم و نیکویی خویش را در باره آنها هرچندبسیار باشد،کم بدانم
    بار خدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا بایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان
    بارخدایا! انان را به پرورش من جزا ده، و در گرامی داشتنم(میان مردم)،پاداش ده و انچه از کودکی از من محافظت نموده اند، برای انها نگهدار
    بارخدایا! و آزاری که از من به ایشان رسیده یا ناپسندی که از من به آنان رخ داده یا حقی که برای آنها نزد من تباه گشته،آنرا سبب ریختن گناهان و بلندی درجات و مقامها و فزونی حسنات و نیکیهایشان قرار ده
    ای برگرداننده بدیها به چندین برابرش از خوبیها
    آنچه پدر و مادر در گفتار با من،تعدی نموده اند یا در کردار درباره من، بیجا رفتار کرده اند و یا حق مرا تباه ساخته اند، یا از آنچه واجب است در باره من، کوتاهی کرده اند؛ من آنانرا به آنان، بخشیدم
    و آنانرا وسیله احسان برایشان گردانیدم و از تو نیز خواهانم که ، وبال گرفتاری ایشان را برداری
    .........
    بارخدایا! اگر آمرزشت به آنا پیشی گرفته، پس انان را شفیع من گردان و اگر آمرزشت به من پیشی گرفته، پس مرا شفیع آنه ساز تا بمهربانی تو در سرای گرامی و جای امرزش و رحمت ، گردآئیم
    زیرا تو، دارای فضل بزرگ و نعمت دیرینی و مهربانترین مهربانانی

    ترجمه خلاصه ای از دعای امام سجاد(ع) در حق پدر و مادر؛کتاب صحیفه سجادیه

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام دوست عزیز
    اکنون که این را می نویسم،نبردی سهمگین بین ظلمت و تاریکی است
    و ابر از خود می گذرد تا آتش خشم آنان را فرو نشاند
    و سرانجام سپیدی بر فراز افق،می درخشد
    پیروز حقیقی،کیست؟
    :)

    *****************
    باشد که " جان " ما، [من و شما]، من و استادم، هردوی ما را امان دهد
    باشد که،از ما هر دو، خشنود باشد
    باشد که،ما هر دو شهامت نشان دهیم
    باشد که دانش، جانانه بر ما بدرخشد
    باشد که هرگز، از هم بیزار نشویم
    باشد که،صلح و سازش و آسایش در هر کجا جاری [باشد]ء

    اوپانیشادها

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    به امروز خوب نگاه کن
    دیروز رؤیایی بیش نیست
    و فردا تنها خیال است...
    امروز اگر خوب زندگی کنی
    از هر دیروز خاطره ای از خوشبختی
    و از هر فردا چشم اندازی از امید خواهی ساخت

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام دوست گرامی ام
    امیدوارم در ضیافت مهمانی سخاوتمند ترین میزبان،نهایت لذت را ببرید

    اگر در ماه مبارک رمضان بخشیده نشوی یا نبخشی!؟ پس در چه زمانی بخشوده می شوی و یا خواهید بخشید؟

    حدیثی از رسول اکرم(ص)ء

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    کتاب رشت در آیینه تاریخ برگ زرین دیگری از انتشارات کتیبه گیل می باشد . با مطالعه این کتاب ، با تاریخ و ویژگی های جغرافیایی ، انسانی ، سیاسی ، اقتصادی و نیز شرح حال نامداران ، خاندان های قدیمی ، و ... رشت آشنا می شوید .
    کتاب مذکور علاوه بر دانستنی های مفید ، برگ زرینی از گذشته و معاصر رشت همراه با عکس هایی به یاد ماندنی را نیز پیش رو دارد .
    کتاب حاضر در 471 صفحه و در قطع وزیری با جلد سازی فوق العاده زیبا با قیمت 8000 تومان در دسترس می باشد .
    شما عزیزان در صورت تمایل به سفارش این کتاب و تحویل آن درب منزل خود و یا دیدن صفحاتی از این کتاب بصورت فایل عکسی می توانید با آدرس ایمیل barman_hamrah@yahoo.com
    و یا شماره 09118372765 با من تماس بگیرید ....

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    دفتر من در وسط
    باد ورق مي زند
    برگي از آن مي کند
    نام تو در باغها
    ورد زبان مي شود

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    با سلام و احترام
    -----------------
    می شود خدا را دید.خالق هستی و همه چیز که در اوست
    در دل سنگ
    در میان ستاره ها
    در اعماق دریاها
    در سرزمین بیکرارن دل
    در ژرفای کلمات
    همچون " سمفونی مردگان "....

    مثل این
    ....
    خون گدایی همچو من،رسمی ز حلاج است و بس
    زنجیر عشق، سلسله ماند به پا، تا پای دار

    ای عشق دردمند، ای دختر قداره بند
    من تار تو، زخمی بزن امشب بیا، بر من ببار

    لب بسته ام از حجر تو،مردی ز خیل مردگان
    هم برزخ این روزگار، هم ترس از پایان کار

    دردا که دل در ماتم است، کی می تواند از فراق
    بگریزد از این آشیان،تا کی بماند روزه دار

    بلبل چه می داند که بر، بام کدام آید فرود
    آزاده و آری ز شب، پنداردت آزادگار

    آیم چو چنگ اندر خروش، چون زخم بر من می زندد
    این مردمان رنگ رنگ،این دشمنان نابکار

    امشب نگار سرکشم، دزدیده قلب آتشم
    آتشفشان خامشم، تصویر سرد کوهسار

    ای وای بر سوته دلان و عاشقان بی نشان
    متروکه های بین راه، ویرانه های شادخوار

    آتش زنید بر خانه ام،این جسم را بی جان کنید
    خاکسترم بر بادها، تندیس من مردانه وار

    پرچم نشان یادها، هم بر فراز بام ها
    فرسوده در ایام ها، عشق نهانی، یادگار

    آیدین اورخانی
    سمفونی مردگان

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    با سلام و احترام

    امروز در میل باکسم،مطلب جالبی خوندم،براتون میزارم.امیدوارم خوشتون بیاد
    حوصله بفرمایید و تا آخرش بخونید
    --------------------------------------
    يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

    روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد

    بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد

    روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد

    پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود

    پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است.

    شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم

    با آرزوی روزهای خوب،برای شما

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام
    خدا کند که،سلامت باشی
    به دیدارم نمی آیی؟
    :)
    تو خیابون (گلسار) در حال حرکت،یکدفعه کاغذی بداخل ماشینم پرت شد!!؟؟
    دیدم تبلیغ یک مشاور هست
    نوشته هاش این بود
    دکتر......متخصص...!!!..ه
    اما مهم ترینش اینها بود
    ---
    از خدا پرسیدم: خدایا! چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
    خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر
    با اعتماد، زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو
    ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باور هایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است،فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید
    مهم این نیست که قشنگ باشی،قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
    مهم نیست،شیر باشی یا آهو،مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
    کوچک باش و عاشق... که عشق می داند، آیین بزرگ کردنت را
    بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی
    موفقیت ،پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
    فرقی نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی، آسمان در توست

    نلسون ماندلا
    -----------------
    مهم این نیست که این حرفها رو،کی گفته
    بلکه مهم این است،این حرفها خیلی زیبا هستند

    حامد

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    من و آوای گرمت را شنودن
    بدین آوا غم دل را زدودن
    از اول کار من دلدادگی بود
    ولیکن شیوه ی تو دل ربودن
    گرفت از من مجال دیده بستن
    همه شب بر خیالت در گشودن
    قرار عمر من بر کاستن بود
    تو را بر لطف و زیبایی فزودن
    غم شیرین دوری بر من آموخت
    سخن گفتن غزل خواندن سرودن
    من و شب های غرببت تا سحرگاه
    چو شمعی گریه کردن نا غنودن
    چه خوش باشد غم دل با تو گفتن
    وزان خوشتر امید با تو بودن

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام ویژه به دوست نازنینم.
    خوب هستید قربان؟
    ممنونم که بیام هستید
    :)

    و اما.... آرام و بی صدا و ... خاموش شد
    :(
    شاعر می گوید: به صلیب صدا،مصلوبم ای دوست
    تو گمان نبری،مغلوبم ای دوست
    شرف نفس من
    اگر شد قفس من
    " به سکوت تن خواهم داد!!!! تا نماند تنم، بی کفن!!".....ه

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    خیلی سلام

    الهی

    گر کسی ترا بجستن یافت
    من، بگریختن یافتم
    گر کسی ترا بذکر کردن یافت
    من، ترا بفراموش کردن یافتم
    گر کسی ترا بطلب یافت
    من، خود طلب از تو یافتم

    ای مهیمن اکرم
    و ای مفضل ارحم

    نه شناخت ترا،توان
    نه ثناء ترا،زبان
    نه دریای جلال و کبریاء ترا گران
    پس ترا مدح و ثناء چون توان؟
    ترا که داند که، ترا تو دانی تو
    ترا نداند کس، ترا تو دانی بس

    کریما: غم آمد... غصه آمد... رنج آمد... شادی آمد... حرص آمد... شهوت و خودخواهی آمد...مرگ نیز خواهد آمد.... ه
    اما، تو نیامدی!؟
    نیامدی؟

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام

    تولد

    تولد!! روزي که هيچگاه نفهميدم براي چي بايد خوشحال باشم!!!

    پدر! آن شب اگر خوش خلوتي، پيدا نمي کردي
    تو اي مادر!اگر شوخ چشمي ها، نمي کردي
    تو هم اي آتش شهوت! شرر بر پا، نمي کردي
    کنون من هم به دنيا، بي نشان بودم

    پدر آن شب جنايت کرده اي؟! شايد نمي داني
    به دنيايم هدايت کرده اي ؟!شايد نمي داني
    از اين بايت خيانت کرده اي !؟شايد نمي داني

    ک.ا.ر.و

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام
    -
    شبي در حال مستي تكيه بر جاي خدا كردم

    نمي دانم کجا بودم چه ها کردم چه ها کردم

    در آن لحظه، ز مستي حال گردان شد

    خدا ديدم وجودم محو وگريان شد

    بخود فائق شدم مستي ز سر رفت

    غرور آمد دلم از حد کم، رست

    خدا ديدم خودم را، بندگي کو؟

    کجا شد جبر و سختي،بي خودي کو؟

    زدم حکمي، که ليلي کو و مجنون؟

    زدم حکمي کجا شد جنگ وکو خون؟

    چو مستي دست در جاي خدا زد

    به چنگيزان ونامردان قفا زد

    به ليلي حکم عشق دائمي داد

    به شيرين حق خوب زندگي داد

    به مجنون آتشي از جنس دم داد

    به فرهاد اهرمي کو هان شکن داد

    چرا ليلي ومجنون باز مانند؟

    چرا فرهاد از شيرين برانند؟

    چرا وقتي که من مست وخدايم

    چنان باشم که گويندم گدايم؟

    در آن حالت که پيمانه پرم بود

    شرابم همدم ودل ساغرم بود

    من مست و خراب حالا خدايم

    ز ضعف و هجرو غم ، حالا جدايم

    به پيران وقت پيري مي دهم جان

    جوانان در جواني قوت ونانپ

    چرا آهو ز مادر باز ماند؟

    چرا فرزند صيادش بنالد؟

    چراها و چراها و چراها

    شب قدرت گذشت وآرزوها

    بسختي قامتم را راست کردم

    گلوي خشک خود را صاف کردم

    کنار بسترم پيمانه اي پر

    ولي جيبم تهي از سکه ودر

    شراب از سر برفته بي تا مل

    نمي يابم اثر از تاج واز گل

    همان مست ورهاي رو سياهم

    غلط کردم که پي بردم خدايم!

    ----------
    ک.ا.ر.و

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام دوست من
    :)

    يک شبي در راه دوري ، گرگ پيري بر زمين افتاد و مرد ...!!

    لاشه ي گنديده ي آن گرگ را کفتار خورد ...!!

    در دل غار کثيفي پير کفتار ، زمين مرگ را بوسيد و خفت ...

    قاصدي اين ماجرا را با کرکسان زشت گفت ...!!!

    جسم گند آلود کفتار را کرکسان ، غارتگران خوردند ...

    لرزه بر دامان کوه افتاد....!!!ه

    -----
    ک.ا.ر.و

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام
    درود یکتای بی همتا،که الطاف رحمانیتش، شامل همه بندگان و مخلوقاتش هست،به شما نادیا خانم عزیز و گرامی
    حسن نظر شماست.از این بابت خوشحالم

    در کوی خرابات چه درویشی، چه شاه
    در راهِ یگانگی، چه طاعت چه گناه

    بر کنگره عرش، چه خورشید و چه ماه
    رخسار قلندری، چه روشن چه سیاه
    :)
    امیدوارم سلامت باشید و در درسهای زندگی سربلند

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام دوست گرامی
    -----------------
    خدایی را که من پرستش می کنم،خدایی است که هنوز بوجود نیامده، و روزی که او را بشناسم، دیگر به هیچ چیز ایمان نخواهم داشت
    -----------
    موریس مترلینگ-کتاب اسرار خلقت چاپ 1357

    ای!دریای عظیم و ای!آرامش مطلق. این نهر کوچک و تنها!،تنها یک پیچ دیگرخواهد خورد و تنها یک زمزمه دیگر سر خواهد داد،و سپس به سوی تو خواهد آمد. یک قطره بی انتها به اقیانوسی بی انتها

    موفق باشید

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Hamed

    Hamed says

    سلام
    ----------
    به رهگذار تو،چشم انتظار خاکم و بس
    که جز مزار تو،چشمی در انتظارم نیست

    تو میرسی به عزیزان،سلام من برسان
    که من هنوز بدان رهگذر،گذارم نیست
    " شهریار"...ه

    خوشبختی و موفقیت شما را،از خداوند بزرگ خواستارم
    -----
    حامد

    posted 8 months ago. ( send a note )