Books

Request Friendship
Send Request Cancel

reza r

reza r

به سراغ من اگر می آیی
نرم و آهسته نیا
بشکن این سنگ سکوت
که در این تنهائی
دل به جان آمده است more »
  • shiraz, fa, Iran
  • member since April 2 2008

Public Notes

 
1 2 3 4 5  | Next » Last 
Displaying 1-20 of 404 notes
  • Mana S

    Mana S says

    • استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
    شاگردان فکرى کردند و يکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم
    استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
    شاگردان هر کدام جوابهايي دادند اما پاسخهاي هيچکدام استاد را راضي نکرد
    سرانجام او چنين توضيح داد : هنگامي که دو نفر از دست يکديگر عصباني هستند قلبهايشان از يکديگر فاصله مي گيرد آنها براي اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند
    سپس استاد پرسيد : هنگامي که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقي مي افتد؟ آنها سر هم داد نمي زنند بلکه خيلي آرام با هم صحبت مي کنند چرا؟ چون قلبهايشان خيلي به هم نزديک است . فاصله قلبهايشان بسيار کم است
    استاد ادامه داد : هنگامي که عاشقشان به يکديگر بيشتر شد چه اتفاقي مي افتد؟ آنها حتي حرف معمولي هم با هم نمي زنند و فقط در گوش هم نجوا مي کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي شود
    سرانجام حتي از نجوا کردن هم بي نياز مي شوند و فقط به يکديگر نگاه مي کنند. اين هنگامي است که ديگر هيچ فاصله اي بين قلبهاي آنها باقي نمانده باشد
    به اميد اينکه همه عاشق باشند تا هيچ فاصله اي بين قلبها نباشه

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • M A H S A

    M A H S A says

    مداد رنگی هایت که تمام شد ،
    از مدرسه فرار کن ..
    تا در یکی از کوچه های کودکیت ،
    وقتی خود را به خواب می زنی ؛
    همکلاسیت را بیابی .
    همان که همیشه ؛
    از تو در نقش هملت طرحی می زد ،
    و به جای امضا می نوشت :
    " کسی که راه دریا را خوب می داند...! "

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • sedaaye yekrangi

    sedaaye yekrangi says

    سحر گاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن خوب بودن خوب ماندن را........نوروزتان پیروز :)

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Elham .K

    Elham .K says

    سال نو مبارک

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Lida

    Lida says

    به هیچ کس اعتماد نکن پسرک
    به هیچ کس راز دل نگو پسرک
    به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
    به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
    نه، نه ،نگو
    نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
    به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
    به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
    به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
    به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
    به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
    به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
    به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
    به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
    شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
    نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
    آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
    یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
    دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
    پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن

    posted 11 months ago. ( send a note )
  • _________

    _________ says

    نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ی ما را به زحمت جغد پیدا می کند ویرانه ی ما را از آن شادم که می آید غمش هر شب به بالینم چه سازم گر که غم هم گم کند کاشانه ی ما

    posted 11 months ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    نیاز

    بی تو، ای روشنگر شب های من!
    بوسه می زد ناله بر لب های من
    در دلم از وحشت بیگانگی
    خنده می زد لاله ی دیوانگی
    دیده ام چون نرگس غم می شکفت
    وندرو برقی ز شبنم می شکفت
    در بلور اشک من یاد تو بود
    در سکوت سینه فریاد تو بود
    مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
    پرده های ساز، آهنگ تو داشت
    موج خیز سبزه دامان تو بود
    خفتنم آنجا به فرمان تو بود
    هر کجا بر تخته سنگی آبشار
    می شکست و پیکرش می شد غبار؛
    در غبارش باغ رؤیا می شکفت
    وز گلش رنگ تمنا می شکفت
    از تو دوری کردنم بیهوده بود
    بی تویی جان مرا فرسوده بود
    بی تو بودم لیک کنون باتوأم
    خود نمی دانم که این من یا توأم
    چون نسیمی بگذر از پیراهنم
    تا درآمیزی چو گرمی با تنم
    بی تو غمگینم، دمی بی من مباش
    جان شیرینم! جدا از تن مباش
    بی تو آرامم به جز آزار نیست
    بی تو بالینم به غیر از خار نیست
    تا دلم بازیچه ی ایام شد
    باده ی عشق ترا چون جام شد
    گر توانی جامه ام ساز و بپوش
    گر توانی باده ام ساز و بنوش
    نه، که ما را رخصت دیدار نیست
    ور بود، دانی که جز پندار نیست
    تو نسیم سرزمین دیگری
    بر کویر جان من کی بگذری؟
    من شب ِ پایان پذیر هستیم
    لحظه یی دیگر نپاید مستیم

    posted 11 months ago. ( send a note )
  • sedaaye yekrangi

    sedaaye yekrangi says

    بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری

    posted 12 months ago. ( send a note )
  • sedaaye yekrangi

    sedaaye yekrangi says

    بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری

    posted 12 months ago. ( send a note )
  • sedaaye yekrangi

    sedaaye yekrangi says

    بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری

    posted 12 months ago. ( send a note )
  • neda

    neda says

    یـلــدا شــبــی بــه درازنــای تــاریخ در رســوم ایــران زمـیـن و ایــرانـیـان یـلـدا شــبـی کــه هـیـچ کـلامـی در احـسـاس نـگـنـجــد وهـیـچ کـلامـی بـر زبـان نـتـوان رانــد..... جـز اینـکـه ســلام بـه روشـنـائـی و نــور محفل آریائی تان طلائی .... دلهایتان دریائی... شادیهایتان یلدائی و همیشـگــی ... مبارک باد این شب اهورائی . . پـایــدار و سـربلـنـد بـاشــیــد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Lida

    Lida says

    Salam.Man daram shanbe miram,fek nakonam dg hamdigaro bebinim…mano faramoosh nakon va bekhatere hameye badiham mano bebakhsh.az tarafe paeez!yalda mobarak…

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A   E   O

    A E O says

    من آزمودم مدتی، بی تو ندارم لذتـــــی

    کی عمر را لذت بود بی­ملح بی پایان تو

    مولوی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A   E   O

    A E O says

    ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    ساعت نه و بیست دقیقه به افق شرعیسلیم توپی انداختکه درستافتاد وسط کتاب تاریخ کلاس هفتمثلث چهارم بودمن هشت گرفتماسماعیل رد شد...زبان مادری ام لال.. از:زنبورهای عسل دیابت گرفته اند/اکبر اکسیر/چاپ سوم/ابتکار نو

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    جرم عاشقي ...
    ***
    هزار جاده ..هزار خط ممتد سبز
    هزار رود خروشان مرا به تو پيوست
    هزار آيه هشدار آيه عذاب اليم
    هزار مرد مسلح مرا زتو نگسست
    هزار موج زدرياي مهر من جوشيد
    تمام موجها فقط به ساحل تو نشست
    هزار قبله شدي سمت سجده ام بر توست
    هزار بانگ زدي:من خداي توام بپرست
    به جرم عشق تو دنيا به قهر من برخاست
    وآسمان زحسادت به روي من در بست
    در آن جهان كه در آتش مرا بسوزانند
    بپرسم از جهنميان:دلبر من آيا هست؟
    هزار خنده زاعماق شعله ها خيزد
    كه: هرچه بار گنه داشت ، هديه تو كرد
    و
    ديگر رفت!...

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    جرم عاشقي ...
    ***
    هزار جاده ..هزار خط ممتد سبز
    هزار رود خروشان مرا به تو پيوست
    هزار آيه هشدار آيه عذاب اليم
    هزار مرد مسلح مرا زتو نگسست
    هزار موج زدرياي مهر من جوشيد
    تمام موجها فقط به ساحل تو نشست
    هزار قبله شدي سمت سجده ام بر توست
    هزار بانگ زدي:من خداي توام بپرست
    به جرم عشق تو دنيا به قهر من برخاست
    وآسمان زحسادت به روي من در بست
    در آن جهان كه در آتش مرا بسوزانند
    بپرسم از جهنميان:دلبر من آيا هست؟
    هزار خنده زاعماق شعله ها خيزد
    كه: هرچه بار گنه داشت ، هديه تو كرد
    و
    ديگر رفت!...

    posted 1 year ago. ( send a note )
1 2 3 4 5  | Next » Last 
Displaying 1-20 of 404 notes