Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

Shagaye

Shagaye

  • member since November 29, 2007

Shagaye’s last login was Friday, December 16, 2011. show recent activity »

My Favorite books

     
 
 
 

Public Notes

  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    سلام دوست عزیز و فرهیخته
    وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده " با شعر جدیدی با نام " سرنوشت " به روز شد
    http://teekany.blogfa.com/9006.aspx
    منتظر شنیدن نظرات کارساز شما عزیز هستم
    با مهر و احترام

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    با سلام خدمت دوست عزیز

    وبلاگ" آواز دسته جمعی ملاحان گمشده" با کار تازه ای به نام "سرود پسایدن" به روز شد
    شما را دعوت می کنم به خوانش این کار و منتظر شنیدن نظرات مفید و کارساز شما عزیزان هستم

    http://teekany.blogfa.com

    با مهر و احترام

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    تقاضای مرخصی همسر !!!! ...

    می گویند در دوران قبل که پاســگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط ديگر برای خدمت منتقل می شدند باید مــدت زيادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همين خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران ديگر قرار می گرفت.

    همـــسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند. زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این
    شرح می نویسد:

    " جناب ..... فرمانده محترم ...
    اینجانب .... همسر حضرتعالی که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش از حد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت .. برای مسافرت و دیدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائيد ."

    " با احترام ..... همسر شما"


    و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش می گذارد.


    چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد:

    "سرکار خانم ...
    عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام، با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود ."

    فرمانده ..."

    خودتان می توانید حدس بزنید که همسر بیچاره با دیدن این جواب قید مسافرت و دیدن پدرو مادر را زده ماندن در همان محل خدمت شوهر رضایت می دهد.

    posted 11 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    جغد دهشت
    -----------------------
    بر دیوار اتاق خوابت میخ می‌کوبی
    به جای آویختن عکسم، خودم را بر دیوار می‌آویزی
    آیا این همان چیزی است
    که انسان با عشق ما را بدان فرا می‌خوانَد؟
    چگونه از پرواز شب آزادی
    و اسرار آویخته در بال‌هایم
    شانه خالی کنم

    در حالی که بال‌هایم به غبار سایه‌ها آغشته است
    تا به صورت مومیایی درآیم؟
    آیا این همان چیزی است که
    زنان عاشق
    مدعی وفاداری به آن هستند؟
    -----------------------------------
    غادة السمان
    از کتاب رقص با جغد
    http://www.shelfari.com/books/21708878/Dancing-With-The-Owl?uid=1644077
    ترجمه عبدالحسین فرزاد
    نشر چشمه

    posted 12 months ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    دلم گرفته است

    به ايوان مي روم و انگشتانم را

    بر پوست كشيده شب مي كشم

    چراغهاي رابطه تاريكند

    چراغهاي رابطه تاريكند

    كسي مرا به آفتاب

    معرفي نخواهد كرد

    كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

    پرواز را به خاطر بسپار

    پرنده مردني است

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • soleyman j

    soleyman j says

    روزهای بی تو را

    اگر تحمل کرد!!!

    پس می شود دست برد

    توی شیشه ی ساعت

    وعقربه ها را به زمان تو برد

    یا

    تمام برگه های سالنامه را پنجشنبه کرد

    وعطر های جهان پیور بلک که باشد...

    چشم هایم رامی دوزم به شومینه ای که

    با ما گرم شد

    ما پله ها را نشمرده بالا آمدیم

    و من به این اندیشیدم

    که پله ها

    چرا

    هیچ وقت از خودشان بالا نمی روند؟

    و صبح یادم رفت

    که شب خودکشی نکردم

    صفحه های حوادث تکراری اند

    چیزی عوض نشده

    فقط ، ساعت 8:20 دقیقه است

    و عقربه ها هم

    گریه می کنند...

    فاطمه روحي

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    نویسنده : جلیل صفربیگی
    از مجله ادبی پیاده رو
    http://www.piadero.ir
    ------------------------------------
    1
    دیگر نه دلم شوق تماشا دارد
    نه پنجره ای به سمت فردا دارد
    تنهایی دیگری برو پیدا کن
    این غار برای یک نفر جا دارد
    2
    بد جور به هم ریخته و ترسیده
    مادر که دوباره خواب شومی دیده
    از بهت و سکوت پدرم می ترسم
    ما گاو نداریم ولی زاییده
    3
    طفلک پسرم باز مجابش کردم
    بی شام به زور قصه خوابش کردم
    ناگاه کبوتری به خوابش آمد
    ناچار گرفتم و کبابش کردم
    4
    مانند همیشه چشم هایم به در است
    بر سفره ی ما جگر نه خون جگر است
    ته مانده ی سفره ی شما را آورد
    آری پدرم مورچه ی کار گر است
    5
    درهام همیشه روی مردم بازند
    آنان که مقیم عشق و اهل رازند
    میخانه ی کوچک خرابی هستم
    دارند به جام مسجدی می سازند

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Mentha

    Mentha says

    mamnoon.lotf dari aziz. ayam be kam hast?

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Little Prince

    Little Prince says

    خواهش ، پس پوزش مي خوام كه تكراري شد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Little Prince

    Little Prince says

    چگونه ايد؟
    راهنماي كوچكي براي ويرايش در اين تارنما،اميدوارم سودمند باشد :
    خواهشمندم در عنوان و يا نام نويسنده كتاب هايي كه مي خواهيد بسازيد فونت پارسي به كار نبريد
    همچنين اين كتاب ها در همينجا مي باشند و كافي است كه نامشان را جستجو كنيد
    اگر نام كتاب را به زباني كه نوشته شده است نمي دانيد به برگ نخست يا دوم كتاب يا برگ پاياني يا پشت پوشش كتاب نگاه كنيد و يا به
    www.nlai.ir
    سري بزنيدو كتابتان را جستجو كنيد
    براي نمونه: براي كتاب ها در كل زبان پايه انگليسي است و اگر بخواهيد نام كتاب را در زباني كه نوشته شده در نام كتاب بياوريد به شكل زير اين كار را انجام دهيد:
    When you wish to have the title in the native language but to also indicate the English title, please use this convention:

    "Title in native language (Title in English)"
    براي نمونه:
    Modire Madrese (The School Principal)
    همچنين براي نشان دادن آ ،
    ā
    را به كار مي بريم
    براي آگاهي بيشتر به گفتمان هاي
    http://www.shelfari.com/groups/10713/about
    نگاهي بيندازيد
    باسپاس
    LP

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Little Prince

    Little Prince says

    درود

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    زندگی چیست؟
    زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
    امتحان ریشه هاست
    ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    زیر باران کنار سنبل الطیب های سرخ
    آوازی غمگین سر داده است
    ماده گربه ای پیر

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Mentha

    Mentha says

    salam azizam.be jame dustanam khosh umadi :D

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Kami M

    Kami M says

    هميشه رفتن رسيدن نيست،
    اما براي رسيدن چاره اي جز رفتن نيست

    ***
    در بن بست هميشه راه آسمان باز است،
    پرواز را بايد آموخت

    ***
    هر چه نور بيش تر ، سايه ها عميق تر!

    "گوته

    ***
    اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي يا چيزي بنويس که قابل خواندن باشه
    يا کاري کن که قابل نوشتن باشه!

    "بنيامين فرانکلين

    ***
    عشق مانند ساعت شني مي ماند قلب را پرمي کند، مغز را خالي.

    ***
    تعلل درد زمان است.

    از ادوارد يانگاميل


    ***
    زندگی مثل «دوچرخه‌سواری» می‌مونه. واسه‌ی حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی

    آلبرت انیشتین

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Kami M

    Kami M says

    سه چیز در زندگی پایدار نیستند

    رویاها

    موفقیت ها

    شانس


    سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند

    زمان

    گفتار

    موقعیت

    سه چیز ما را نابود می کنند

    تکبر

    زیاده طلبی

    عصبانیت

    سه چیز انسانها را می سازند

    کار سخت

    صمیمیت

    تعهد

    سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی

    عشق

    اعتماد به نفس

    دوستان

    سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد

    آرامش

    امید

    صداقت

    خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

    تجربه از دیروز

    استفاده از امروز

    امید به فردا

    تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

    حسرت دیروز

    اتلاف امروز

    ترس از فردا


    همیشه دلیل شادی کسی باش،نه شریک شادی او

    و همیشه شریک غم کسی باش،نه دلیل غم او

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Kami M

    Kami M says

    شاد زی با سیاه چشمان شاد
    که جهان نیست جز فسانه و باد

    ز آمده تنگ دل نباید بود
    وز گذشته نکرد باید یاد

    رودکی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Kami M

    Kami M says

    یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .

    ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید.

    هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد . که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد .وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود.

    به ناچار خودش برگشت پایین .

    بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

    بعد ملا نصر الدین گفت لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    وبلاگ "آواز دسته جمعی ملاحان گمشده" با شعر "هزار ماهی پریشانی" به روز شد
    http://teekany.blogfa.com/8909.aspx

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    اگر روزی نتونی از عهدهء مشکلات برآیی
    می تونی مطمئن باشی که تو در یک مسیر اشتباه قدم برداشتی.
    سوامی ویووکانا

    -سه جمله برای کسب موفقیت:
    1-بیشتر از دیگران بدان.
    2-بیشتر از دیگران کار کن.
    3-کمتر از دیگران انتظار داشته باش .
    ویلیام شکسپیر

    -اگر تو برنده باشی نیازی به توضیح نداری
    اما اگر شکست بخوری چیزی برای توضیح دادن نداری.
    آدولف هیتلر

    -در این دنیا خودت را با هیچ کس مقایسه نکن
    اگر اینکار را بکنی خودت را خوار می شماری.
    آلن استرایک

    -اگر ما اشخاص را که می بینیم دوست نداشته باشیم
    چطور می تونیم خدا رو که نمی بینیم دوست داشته باشیم .
    مادر ترازا

    -بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی
    بردن به این معنی است که تو بهتر از قبلت باشی .
    بونی بلایر

    -من نخواهم گفت هزار بار شکست خودم
    من خواهم گفت در حالیکه هزا راه شکست وجود داشت من کشف کردم .
    توماس ادیسون

    -هر شخصی به تغییر جهان فکر می کند
    اما هیچ کس به تغییر خودش فکر نمی کند.
    لئو تولستوی

    -باور هر شخص خطرناک است
    باور نکردنش خطرناکتر.
    ابراهام لینکولن

    -اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
    به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای در زندگی سعی نکرده است.
    انشتین

    -هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن:
    اعتماد-قول-ارتباط-قلب
    زیرا زمانیکه اینها شکسته بشند صدا ندارند ولی دردشان شدید است.
    چالز

    -اگر تو شروع به قضاوت مردم بکنی تو برای دوست داشتن آنها وقتی نخواهی داشت.
    مادر ترازا

    -بر این باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم در بر گیرندهء مخاطرات بزرگی است.
    دالای لاما

    posted 1 year ago. ( send a note )