a m i r h o s s e i n says
شراب تلخ چند شعر کوتاه عاشقانهhttp://teekany.blogfa.com/post-13.aspx
fereshteh m says
سلامبه لیست دوستان من خوش آمدین
mohsen b says
www.emzaa.com ویژه ادبیات و اندیشه امروز ایران
dear my friend ;my weblog is updatedhttp://teekany.blogfa.com/post-12.aspxb.regardsa.h.t.
leila a says
اگر چشم ها به خواب نروند، طبیعتا تمام رویاها متوقف می شوندزندگی بشر یک رویاست، البته نه به خاطر کوتاهی وعدم پیوستگی اش، بلکه به این دلیل که تقریبا ما همیشه، چیزها را در رابطه با نفع شخصی خود می بینیم. اما ما باید" در این بی خردی خود مصر بوده" و تا عاقبت تلخ آن استوار مانده، بگوییم:"خدای من، خدای من، چرا مرا فراموش کرده ای؟"در این لحضه بیدار می شویم و چیزها را همانگونه که در حقیقت وجود دارند به چشم می بینیم. به این چنینی چیزها پی می بریم، میخ ها را در چوب، چوب را در زمین، خورشید را که در آسمان مغرب غروب می کند، مادری که برای فرزندش می گرید و بالاخره یک جهان بی انسان را می بینیم که هر چیزی را درآن از قانون بودن خود پیروی می کند. وقتی از خواب نسبی و ذهنی خود بیدار می شویم کابوسهای شکوه و جلال و چاپلوسی، رسوائی و سرزنش خودبخود نابود خواهد شد.درسهایی ازاستادان ذن
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)
در خیال منصنوبری پس از باراندر خیال تو هیچ
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود … روزی روزگاری پرستویی بود که خیلی سرش میشد (شایدم ادعاش می شد که خیلی سرش میشه.) یه روز که داشت پرواز میکرد، دید یه کشاورز داره توی مزرعه بذر کتون می پاشه. تند برگشت به جنگل و یه فراخون عمومی برای همه پرنده ها به راه انداخت. وقتی همه پرنده ها جمع شدن، بهشون گفت: باید همه ی ما با هم بریم و این تخم ها رو بخوریم، چون این تخمها محصولی رو به بار میاره که مایه بدبختی ما میشه. پرنده ها بهش خندیدن و گفتن: برو بابا خل شدی، کی میتونه این همه تخم رو بخوره؟ بی خیال بابا شب خیلی سنگین خوردی خواب نما شدی. چند وقتی گذشت. پرنده ها به کار خودشون مشغول بودن که پرستو باز هم یه بارعام داد. همه رفتن و گفتن: بسم ا… دوباره چی شده؟پرستو گفت: تخم ها داره از خاک میزنه بیرون، بیاین تا دیر نشده بریم و اونها رو از خاک بکشیم بیرون.پرنده ها باز هم به پرستو خندیدن و محلش نذاشتن . باز هم گذشت. دوباره پرستو همه رو جمع کرد و گفت: تموم تخم ها سبز و بلند شده، بیاین بریم تا دیر نشده اون ها رو از کمر قطع کنیم.پرنده ها باز هم به سر تا پای هیکل پرستو خندیدن و مسخره اش کردن. محصول روز به روز بلند و بلند تر شد و بالاخره یه روز اومد که محصولات رو درو کردند. اونها رو بافتن و باهاش تور و دام درست کردن و پرنده ها بودند که یکی یکی تو این دامها گرفتار می شدند و راهی قفس یا دیگ آشپزخونه میشدند. .... این بار پرستو بود که به پرند ها میخندید.نتیجه های اخلاقی این قصه عبارتند از: 1- گاهی وقتا باید به هشدارهای دیگران توجه کرد حتی اگه احتمال کمی برای وقوع این رویدادها وجود داشته باشه. 2- چه چه مستونت بود، فکر زمستونت بود؟( ربطی داشت ؟ آره فکر کنم یه جورایی ربط داره) 3- هیچوقت به تموم هیکل یه نفر نخندید. 4- هیچ وقت ادعا نکنین که خیلی سرتون میشه، چون اونوقت ملت به سر تا پای هیکلتون میخندن. 5- هیچ وقت شبها بیش از اندازه نخورین چون باعث میشه خوابهای بد بد ببینین. (در ضمن خیلی هم مایعات مصرف نکنین، علی الخصوص حالا که هوا گرمه و هندونه زیاده. چون اونوقت مجبور میشید شب رختخوابتون رو دم در دستشویی بندازین و صبح روی بند رخت!) 6- عجب دنیایی شده ها! آدم تو زمین خودش هم آسایش نداره! اگه کشاورزه خانوم بود و سرش باز بود .... بعد پرستو هم آقا بود و اینا ...... وای ... خاک بر سرم، چرا شئونات اسلامی هیج جا رعایت نمیشه؟ پیشنهاد میکنم کشاورزان عزیز روی مزرعه هاشون سقف بزنن تا از دید چشم نامحرم به دور باشن. 7- بهترین ناصح همه ما که فقط خیر و صلاح ما رو بدون هیچ چشم داشتی میخوان، پدر و مادر هستند. گوش دادن به حرف اونها نه تنها احترام به اونهاست، بلکه مایه موفقیت خود ما در آینده میشه. پس از کنارنصایح اونها به راحتی و با بی توجهی رد نشیم.
aida says
بگویم اگرچشم راستم فدای تو لابد می گوئی چشم چپم را برای خودم نگه داشته ام.با یک چشم هم می گذرد زندگی .بگویم اگر تاب می آورم هزاران عذاب را در راه تولابد می گوئیدر را عشق عذاب چیست؟اضطراب چیست؟من قلبم را به تو داده امبی انصافدل که دوتا نیستیکی ست.رسول رضا شاعر آذربایجانی
~***ash4evr***~ says
or the language u typed!
wow really kool but i dont know how to read hindi !
What an antithetical mind! -tederness, roughness- dolicacy, Coarseness- setiment,Sensnality- soaring and grovelling, dirt and deity - all mixed up in that one comound of inspired clay!Lord Byron(1788-1824)
liveblack says
By live black group Mithraismــ یکی از عقاید نادرست اما رایج دربارهی دین زرتشت، رد وجود ایزدان و معبودهای گوناگون در آموزههای اصیل زرتشت و نسبت دادن وحدانیتی از نوع ادیان سامی ــ ابراهیمی به آن است. خاستگاه این عقیده و تلقی اشتباه، نخست، انطباق دادن الگوی وحدانیت ادیان سامی بر نظام یزدانشناسی theology آریایی ــ زرتشتی و دوم، تحلیل اصول این دین بدون در نظر گرفتن مقطع زمانی و مکانی پیدایش آن است. بنا بر مورد اول، پژوهشگران مسیحی انتظار داشتند که در دین زرتشت نیز مانند ادیان سامی ــ ابراهیمی، خدایی یگانه که هم منشأ نیکی و هم منشأ بدی باشدآغار بینش مذهب در اوستا توحید است ؟" توحید ، در درون همه وذاهب شرک وجود دارد – دکتر علی شریعتی " و در اثبات این عقیده ، اوستا ، نماینده بسیار دقیقی است ؛ می دانیم که کهنترین قسمت اوستا " گاتها " است و قسمت های دیگر ، مجموعه اورادواذکار ، دعاها و افسانه ها و ترجمه و تفسیرهایی است که بوسیله ملاها و کاهنان یا همان راهبه های دین زرتشتی در دوره اشکانیان و ساسانیان جمع آوری شده است ، از اضافات تدوین کننده گان نیز بی نصیب نبوده است .یافتنِ قدمتِ نامِ اهورامزدا بسیار دشوار است. امروزه با آگاهیهای موجود مسلم است که آریاییان و ایرانیانِ آریایی، قبل از زرتشت با نامِ اهورامزدا آشنا بودهاند، یعنی به هنگامِ حضور و ظهورِ زرتشت، نامِ اهورا، نامی آشنا بوده او دستِ کم یکی از خدایانِ بزرگِ ایرانیانِ باستان است که با ظهورِ زرتشت به مقامِ یکتایی میرسد. این نام، مرکب از واژهی هندوایرانی اَهورَه، اَسورَه = سَروَر و واژه اوستایی مَزدا = دانا به معنی سرورِدانا است. این کلمه در متنهای پهلوی به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسی اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است. تا قبل از زمانِ هخامنشیان نمیتوان در موردِ یزدانشناسی و باورهای دینی ایرانیان جز در اساطیر باستانی ایران و هندِ باستان آگاهی یافت. همزادهای اساطیری [کهن] بیشماری که از دورانِ مشترکِ هندوایرانی در ادبِ وِدایی و میراثِ فرهنگی هند و داستانهای پیشدادی، کیانی و میراثِ فرهنگی ایرانِ باستان برجا ماندهاند، از جایگاهِ ویژهای برخوردارند. این هر دو قوم در دورهی هندوایرانی به اَسوره (اَهورََه) و دَئِوَ (دیو)های بیشماری معتقد بودهاند. اهورامزدای زرتشت را در سرودهایش «گاتها»که در واقع اصلِ اوستا است، بهتر میتوان شناخت. اَهورامزدای زرتشت، داناترین سرور و بالاترین و برترین گوهری است که شایستهی نیایش است. این گزینش در شرایط و زمانی انجام گرفته که پیرامونِ زرتشت را ایزادانِ هندوایرانی بیشماری فراگرفته و در باورِ مردمان بودهاند. پس زرتشت با هوشیاری و تدبیر، اهورامزدا را بزرگترین خوانده است و این به مفهومِ آن است که او بزرگترین خدایی است که وجود دارد و در تصور میگنجد. با این تدبیر، بیآنکه ایزدانِ موجود را انکار کند، در مراحلِ بعدی آنها را به شکلِ فرشتگانِ اهورامزدا انگاشته که به صورتِ صفاتِ اهورامزدا عمل میکنند. با این سلیقه و تدبیر، ایزدانِ باستانی به فرشتگانی مستقل که از اهورامزدا بیرون جوشیدهاند، بدل شده و هر یک به صورتِمنظری از اهورا عمل میکنند. به عبارت دیگر، اَمشاسپندان، اعضای یک پیکراند که در آفرینش، زیک گوهرند.» در سراسرِ گاتها، اهورامزدا برای زرتشت، تنها خدای توانا و آفرینندهی دانا است. در بالاترین نقطهی آسمان قرار دارد. زاده نشده و کسی به او نمیماند. وَرای او و بدونِ او، هیچ چیز وجود ندارد. او برترین هستی است و هستی همه از اوست. او برترین است. نه برتر از خود دارد و نه همپایه. نه کسی منکرِ برتری او و نه مدعی جایگاه اوست. در سنگنبشتههای هخامنشیان نیز اهورامزدا همان خدای یکتایی است که راستی را دوست دارد و از دروغ بیزار است. از تاکیدهای فراوان در گاتها و سنگنبشتهها به پرهیز از دروغ، میتوان نتیجه گرفت که تضادِ راستی و دروغ، در هر دو به یک اندازه متبلور است و بینشِ نبرد با دروغ و تکیه بر راستی، آبشخوری واحد دارد. در حقیقت امشاسپندانِ زرتست، به پیکرِ اهورامزدا پیوند خوردهاند و به عبارتی اهورامزدا با شش صفتِ خود (امشاسپندان)، جهان را اداره میکند. این شش امشاسپند یا صفتِ اهورایی عبارتند از: 1 وَهومَنه (بهمن): اندیشه یا خردِ نیکو. 2 اَشَه وَ هیشتَه (اردیبهشت): بهترین فضیلت یا راستی 3 خشَتَره وَئیریه (شهریور): شهریاری دلخواه، آرمانِ شهریاری. 4 سِپَنتَه آرمَئیتی یا سِپَندارمَز (اسفند): به جا اندیشِ مقدس. 5 و 6 هَئوروَتات (خرداد): کمال و اِمِرتات (مُرداد ـ اَمُرداد) بیمرگی در جهان بینی زرتشت عامل اختیار است که مسیر زندگی را در مبارزه با بدی و اهریمن تعیین میکند. اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان را در کنار دارد و سروش نیز در جمع آنها عضویت دارد. By live black group Mithraismزَرتُشت ، زردشت،زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتیگری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره ی تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانستهاند. پس از اعلام پیامبری در سن 30 سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن 77 سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یکی از تورانیان به نام توربراتور کشته شد. تبار و خانواده زرتشت نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود: پروردگارا! آنگاه که تو مردم را بهنیروی مینَویِ خویش آفریدی و قدرت درک و شعور بهآنها دادی؛ آنگاه که تو جسم را با جان درآمیختی؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پدید آوردی، چنین مقرر کردی که هرکسی برطبق اراد? آزاد خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. چنین است که دروغآموز و راستآموز، یعنی هم آنکه نمیداند و هم آنکه میداند، هرکدام برطبق خواستِ درونی و ذهنیتِ خویش بهبانگ بلند تعلیم میدهد و مردم را بهسوی خویش فرامیخوانَد. انسان نیکاندیشی که در انتخاب راهش مُرَدَّد است آرمَئیتی معنویتِ راهگشای خویش را بهاو میبخشد تا راه درست را برگزیند . انسانِ باخردی که خردِ اندیشهورِ خویش را بهکار میگیرد با گفتار و کردارش عدالتخواهی و راستکرداری و نیکاندیشی را گسترش میدهد، پروردگارا، چنین کسی بهترین یاورِ تو است. کسیکه با رهنمودگیری از خرد مینوی خویش بهترینها را از راه کلامِ آموزند? اندیش? نیک توسط زبانش و از راه کردارِ پارسایانه توسط دستهایش انجام دهد، اهورَمَزدا را که آفریدگارِ عدالت است بهبهترین وجهی شناخته است. هرکه بهوسیل? اندیشه و گفتار و کردار نیک با بدی بستیزد تا بدی را از میان بردارد و بدکاران را راهنمائی کند تا از بدی دست بکشند و بهنیکی بگرایند اراد? اهورَمَزدا را بهنحو خوشنودگرانهئی تحقق بخشیده است. کسی که راه راستی و خوشبختی ابدی یعنی راهی که به سوی جایگاه اهورَمَزدا رهنمون باشد را در زندگیش در این جهانِ مادی بهما نشان دهد بهبهترین و برترین خوشی خواهد رسید. پرودگارا! چنین کسی همچون تو پاک و آگاه و دانا است
صورت رفعت بود افلاک را معنی رفعت روان پاک راصورت رفعت برای جسمهاستجسمها در پیش معنی اسمهاستمثنوی معنوی
rana says
salam mamnon az matnaye gashangeton , rasti donya che zebatar mishod age ina hame harf nabudan va mtonesti im be zebayee beyandishim va zendegi konim
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
deniz says
حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازنداگر A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 تلاش سخت = Hard work H+A+R+D+W+O+ R+K 8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98% * دانش = Knowledge K+N+O+W+L+E+ D+G+E 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96% * عشق = Love L+O+V+E 12+15+22+5=54% * پول = Money M+O+N+E+Y 13+15+14+5+25= 72% * رهبري = Leadership L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P 12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89% *خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟ نگرش = Attitude 1+20+20+9+20+ 21+4+5=100% * اگر نگرش مان را به زندگي، اطراف ، دوستان ، کار و ..... عوض کنيمزندگي 100% خواهد شدنگرش همه چيز را عوض مي کند نگرش ات را عوض کن همه چيز عوض مي شود
ری رادارد هوا که بخوانددر این شب سیااو نیست با خودشاو رفته با صدایشخواندن اما نمی تواندنیما
خستگی ها را باید از بین برد !...باید روحم را عادت دهم که دیگر به هیچ چیز عادت نکند؛نه به نگاهی ، نه به لبخندی و نه حتی به حضور گرم رهگذری !...و هراس من ازآن روز است که تقویم را باز کنم و در نگاهی به روزهای گذشته آن ،ببینم که تمام قداست آن لحظه ها ،در آتش «عادت ها » سوخت و خاکستر شد!