neda v
has 118 followers and is following 93 people
- Tehran, Te, Iran
- member since January 12, 2008
|
|
||||
جغد دهشت
-----------------------
بر دیوار اتاق خوابت میخ میکوبی
به جای آویختن عکسم، خودم را بر دیوار میآویزی
آیا این همان چیزی است
که انسان با عشق ما را بدان فرا میخوانَد؟
چگونه از پرواز شب آزادی
و اسرار آویخته در بالهایم
شانه خالی کنم
در حالی که بالهایم به غبار سایهها آغشته است
تا به صورت مومیایی درآیم؟
آیا این همان چیزی است که
زنان عاشق
مدعی وفاداری به آن هستند؟
-----------------------------------
غادة السمان
از کتاب رقص با جغد
http://www.shelfari.com/books/21708878/Dancing-With-The-Owl?uid=1644077
ترجمه عبدالحسین فرزاد
نشر چشمه
زندگی همه آدمها قصه ایست که دیروز نوشته میشود،امروز خوانده میشود وفردا تعبیر میشود...
همه ی حرفام رو به خدا گفنم .. همه ی اون حرفایی رو که نه میشه اینجا گفت .. و نه میشه به تو گفت .. سبک شدم ، یه خورده .. اما آروم اصلا .. انگار تموم اون حرفا .. یه جایی .. گوشه دلم .. هنوزم داره سنگینی می کنه .. انگاری قرار نیست .. هیچ وقت ، دل من از هیچی خالی شه .. جمعه .. بازم باید برم .. دلتنگم .. نه .. یعنی نه خیلی .. فقط .. فقط .. دلم شعر می خواد .. یه شعر خوشگل و آروم کننده .. از اون شعرایی که تا ته ته های دلت خنک میشه .. که نیست .. یعنی هست ولی من ندارمش .. *
وبلاگ "آواز دسته جمعی ملاحان گمشده" با شعر "هزار ماهی پریشانی" به روز شد
http://teekany.blogfa.com/8909.aspx
تو خودت باید تخته سیاه زندگیت را پر کنی.
اگر آنرا با توشه ای از گذشته پر کرده ای فورا آنرا پاک کن.
هر آنچه را که در گذشته به دردنخور بوده خط بزن
و
خدا را شاکر باش که به اینجا رسیده ای
و
آغازی جدید در پیش رو داری.
تو حالا تخته ای تروتمیز داری.
از نو شروع کن
از همین حالا لذت خود را پیدا کن و با آن زندگی کن
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ….آلبرت انیشتین
با سلام خدمت دوستان عزیز
وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده " با شعر جدید به نام " نجات یافته گان " به روز شد
شما را به خواندن این شعر دعوت می کنم و منتظر شنیدن نظر گرانقدر شما هستم
http://teekany.blogfa.com/
با مهر و احترام
امیر حسین تیکنی
يك شب آتش در نيستاني فتاد/ سوخت چون اشكي كه بر جاني فتاد/ شعله تا سرگرم كار خويش شد/ هر نيي شمع مزار خويش شد/ ني به آتش گفت: كين آشوب چيست؟/ مر تو را زين سوختن مطلوب چيست؟/ گفت آتش بي سبب نفروختم/ دعوي بي معنيت را سوختم/ زانكه مي گفتي نيم با صد نمود/ همچنان در بند خود بودي كه بود/ مرد را دردي اگر باشد خوش است/ درد بي دردي علاجش آتش است
THE SEASON OF SPRING
the season of spring
weather seems to sing
lovely lovely days
are coming our ways
the season of spring
blooming blossoming
of nature of all kind
let roots unbind
the season of spring
birds unfold their wings
diving high into sky
wish one could fly
the season of spring
careful hearts love sting
reaching out towards others
some persons might bother
the season of spring
nice sound bells ring
new wave new style
faces have on a smile
the season of spring
an new awakening
busy humanity on earth
as if it’s a new birth
listen listen to my words
the season of spring is near
now a look into your lovely eyes
and one can see spring is already here
Mencita Monoi Angel
نداوپوررنگ عزیز نوروز ونیک شکفتن طبیعت رابهانه یی برای ابراز بهترین ها برای شما یافتم..
شاد سلامت وپیروز باشد.
فرزانه
نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد---
هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز---
بهار 1388
Happy New Year, With Best Wishes ---- سال نو میلادی مبارک
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپور- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.
كودك كه بودم روياي زيبايي داشتم كه هميشه ذهن من را به خودش مشغول مي كرد. مي پنداشتم كه شاهزاده اي زيبا و ثروتمند هستم و بسيار شاد و خوش در قصري زيبا در كنار كساني كه بسيار عزيزم مي دارند زندگي مي كنم.تصور مي كردم كه زندگي فعلي من در واقع خوابيست كه اكنون در حال ديدن آن هستم و هرچه بر من مي گذرد رويا و شايد كابوسي موقتي است كه زماني به پايان مي رسد .در انتظار لحظه اي بودم كه بالاخره درقصر دوست داشتني و زيبايم سر از بالين بردارم و به زندگي واقعي و خانه ي حقيقي ام بازگردم.
بزرگتر كه شدم با دور شدن از دنياي با صفاي كودكانه اين رويا را به فراموشي سپردم و در دل به اين ساده انگاري بچه گانه خنديدم.
اما اكنون دريافته ام كه روياي كودكي ام ريشه در حقيقتي شگرف داشته و به راستي هر يك ازما شاهزاده اي هستيم و سراي واقعي ما قصري باشكوه وزيباست، بسيار زيباتر از آنچه كه پيشتر مي پنداشتم .دانستم كه در آن قصر عزيزاني داريم كه مهربان ونگران در انتظار ما هستند.كساني كه بيش از حد تصور دوستمتان دارند وما دوستشان داريم.. گر چه خاطره آن سراي زيبا غم غربت در دلم مي ريزد اما انديشيدن به روز بازگشت شعفي در وجودم سرازير مي كند كه تلخي غربت را به شيريني بدل مي كند. پس اي درد و رنجها و اي مصائب و مشكلات به پيشوازم آييد .ديگر از تحمل شما غمگين و آزرده خاطر نمي شوم و عاشقانه شما را در آغوش مي گيرم .چرا كه مي دانم كه شما فرستاده يگانه مالك و صاحب آن سراي امن هستيد تا وجود ما را از هر آلودگي وغبار پاك كنيد .آخر او اين مسافر خسته را صاف وزلال مي پسنددو به مهر خير مقدم مي گويد.
سلام
من عضو گروه راه کمال هستم. ظاهرا بعلت عدم امکان تایپ فارسی همه بحثهای گروه بی نتیجه مونده. حتما میدونید که این مشکل دیگه حل شده و میشه تو گروهها فارسی تایپ کرد
پیشنهاد داشتم خدمتتون که این موضوع رو به اطلاع اعضا برسونید تا همه بحثهایی رو که میخوان مطرح کنن
الان گروه "ایرانین بوک لاورز" خوب راه افتاده
ممنون از شما
! یکی بود ، یکی نبود
! اونی که بود تو بودی، اونی که نبود من بودم
! یکی داشت ، یکی نداشت
! اونی که داشت تو بودی، اونی که تو رو نداشت من بودم
! یکی خواست ، یکی نخواست
! اونی که خواست تو بودی، اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم
! یکی آورد، یکی نیاورد
! اونی که آورد تو بودی، اونی که جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من بودم
! یکی برد، یکی باخت
! اونی که برد تو بودی، اونی که دل به تو باخت من بودم
! یکی گفت، یکی نگفت
! اونی که گفت تو بودی،اونی که دوست دارم روبه هیچ کس جزتو نگفت من بودم
! یکی موند و یکی نموند
!! اونی که موند تو بودی، اونی که بدون تو نموند من بودم ؟؟
salam
cheghadr safhatun baram jaleb bud , ye axe shad , ye alame ketab ye alame dust , koli kamenthaye ghashang ... tabrik migam . va omidvaram man ro ham dar mahfeletun bepazirid.