Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

aida

aida

has 21 followers and is following 20 people

خصلت اره را دوست نمی دارم
که برای اثبات خویش
باید
.دیگری را ببرد
  • member since March 5, 2008

Groups

Following

aida’s last login was Sunday, November 1, 2009.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    سلام عیدتون مبارک باشه و امیدوارم سال جدید را با خوبی و خوشی آغاز کرده باشید و سال پر باری براتون باشه
    با آرزوی بهترینها برای شما دوست عزیز

    posted 11 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    جغد دهشت
    -----------------------
    بر دیوار اتاق خوابت میخ می‌کوبی
    به جای آویختن عکسم، خودم را بر دیوار می‌آویزی
    آیا این همان چیزی است
    که انسان با عشق ما را بدان فرا می‌خوانَد؟
    چگونه از پرواز شب آزادی
    و اسرار آویخته در بال‌هایم
    شانه خالی کنم

    در حالی که بال‌هایم به غبار سایه‌ها آغشته است
    تا به صورت مومیایی درآیم؟
    آیا این همان چیزی است که
    زنان عاشق
    مدعی وفاداری به آن هستند؟
    -----------------------------------
    غادة السمان
    از کتاب رقص با جغد
    http://www.shelfari.com/books/21708878/Dancing-With-The-Owl?uid=1644077
    ترجمه عبدالحسین فرزاد
    نشر چشمه

    posted 12 months ago. ( send a note )
  • ebrahim T

    ebrahim T says

    استاد می گوید:
    بنویس!چه یک نامه،خاطرات روزانه،یا یاداشتی موقع صحبت با تلفن- اما بنویس !
    با نوشتن، به خدا و به دیگران نزدیک تر می شویم.
    اگر می خواهی نقش خودت را در دنیا بهتر بفهمی، بنویس. سعی کن روحت را در نوشته ات بذاری، حتا اگر هیچ کس کارت را نمی خواند- یا بدتر، حتی اگر کسی چیزی را بخواند که نمی خواهی خوانده شود. همین نوشتن به ما کمک می کند افکارمان را تنظیم کنیم و پیرامونمان را واضح تر ببینیم. یک کاغذ و قلم معجزه می کند- درد را تسکین می دهد، رویا ها را تحقق می بخشد و امید های از دست رفته را باز می گرداند.
    کلمه قدرت است.
    مکتوب

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    وبلاگ "آواز دسته جمعی ملاحان گمشده" با شعر "هزار ماهی پریشانی" به روز شد
    http://teekany.blogfa.com/8909.aspx

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش، عشق و باقی
    احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
    کردند.
    اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
    تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت که با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
    خواست.
    “ثروت، مرا هم با خود می بری؟”
    ثروت جواب داد:
    “نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم.”
    عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
    “غرور لطفاً به من کمک کن.”
    “نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
    پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
    “غم لطفاً مرا با خود ببر.”
    “آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
    شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
    ناگهان صدایی شنید:
    ” بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
    صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند
    ناجی به راه خود رفت.
    عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
    ” چه کسی به من کمک کرد؟”
    دانش جواب داد: “او زمان بود.”
    “زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”
    دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
    “چون تنها زمان، بزرگی عشق را درک می کند.”

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Fatima S

    Fatima S says

    درود بر شما دوست عزیز و عضو خانه دوستی‌
    مدتیست به دلیل شرکت کم بعضی‌ از دوستان فعالیت‌های خانه دوستی‌ کم شده و با رفتن الهام, سرپرست خانه دوستی‌, عملا این
    مکان به شکلی‌ از رونق افتاده است. ما جمعی از دوستان قدیمی‌ و بعضا جدید تازه ملحق شده به گروه در صدد هستیم که این خانه را دوباره رونق بخشیده و از سرپرست گروه یعنی‌ الهام تقاضا کنیم دوباره به گروه برگردد. به همین جهت تصمیم گرفتیم که ابتدأ یک نظر سنجی کنیم و از دوستان و اعضای گروه چه قدیمی‌ و چه جدید خواهش کنیم که اگر مایل به ادامه و فعالیت هر چه بیشتر هستند نظر خود را اعلام کنند.

    آیا شما مایل به بازگشت الهام به عنوان سرپرست و هم چنین فعالیت دوباره در خانه دوستی‌ هستید؟
    با تشکر فراوان از همکاری شما

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ی ذات ، کاغذ از صفحه ی دل ، نور از شمع حیات ، تا نویسم همه جا ، نام زیبای تو را .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    با سلام خدمت دوستان عزیز

    وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده " با شعر جدید به نام " نجات یافته گان " به روز شد

    شما را به خواندن این شعر دعوت می کنم و منتظر شنیدن نظر گرانقدر شما هستم

    http://teekany.blogfa.com/

    با مهر و احترام

    امیر حسین تیکنی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    راضی به رضای دشمن!!
    در نقد و نظر مخالف

    راضی به رضای دوست بودن را که همه ما بلدیم! آیا می‌توان راضی به رضای دشمن هم بود، اگر افکار و نظریات ما را به باد انکار و استهزاء بگیرد!؟

    این سخن معروف "روسو" را (که سهواً به نام ولترمعروف شده) حتما شنیده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی"! احتمالا این نوشته یکی از کیهانیان را هم که چند سال قبل افاضه فرموده بود خوانده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را نزنی"!؟

    این دو اظهار نظر از دو جهان‌بینی و انسان‌شناسی متفاوت ناشی می‌شود که فاصله آن‌ها از "خود پرستی" تا "خداپرستی" است. آن که با تنگ نظری و تمامیت طلبی حق اظهار نظر و آزادی را فقط برای خود و خودی‌ها می‌خواهد، طبیعی است که بگوید: "دربرابرم قرار نگیرید که ترمزو فرمان بریده‌ام"!! .... نمونه‌های چنین تفکری را درفیلم‌های وقایع اخیر تهران و یزد دیده‌ایم که چگونه با خونسردی آدم زیر می‌کنند و به اصطلاح ککشان هم نمی‌گزد!؟

    اما آن که آزادی را برای دیگران هم می‌پذیرد، موهبت "اختیارو انتخاب آزاد" را ملک موروثی خود نمی‌داند و سهم مشاع دیگران را نیز به رسمیت می‌شناسد و می‌داند که در تبادل آراء و تضارب افکار است که آدمی آبدیده می‌شود. در این دیدگاه، دشمن هم مورد استقبال قرار می‌گیرد و به او میدان داده می‌شود.

    نگاه کنید به بخشی از وصایای "ویکتور هوگو" به دخترش:

    "برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش وارد باشد، تا که زیاده به خودت غره نشوی،.... همچنین برایت آرزو می‌کنم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند، این کار ساده‌ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند. تا با کاربرد درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی".

    در ارتباط با میدان دادن به مخالفان، زنده یاد شریعتی، دو نوع تعریف ازاسلام ارائه می‌کند:

    فاشیسم می‌گوید: نانت را من می‌خورم، حرفت را هم من می‌زنم، تو فقط برای من کف بزن
    اسلام دروغین می‌گوید" تو نانت را بیاربده به ما، ما قسمتی را جلویت می‌اندازیم و تو حرف بزن... اما حرفی که ما می‌گوئیم.
    واسلام حقیقی می‌گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن، من برای اینم که به حق‌ات برسی.

    آزادی اظهار نظربرای دیگران قائل شدن، یک مسئله است و تحمل آزادی ِرد و انکار و مخالفت و مبارزه فکری با افکارشما، مسئله‌ای دیگر و بالاتر که نیازمند سعه صدر فوق العاده و صبر و شکیبائی شکوهمند در برابرمخالفین است.

    *******

    از این زاویه نگاهی به توصیه‌های ربّ به پیامبر اسلام، در ارتباط با تحمل مخالفین می‌کنیم تا توشه‌ای برای طریق سبزباشد و تحفه‌ای برای آنان که تحمل شنیدن "تو" را هم از مردم ندارند!

    مخالفان پیامبر اصل و اساس و کل پیام او را منکر بودند و با این حال باید تحمل می‌شدند، آن هم در نظامی قبیله‌ای در چهارده قرن قبل، که هنوز مفهوم آزادی متولد نشده بود، و ما امروزپس از ۱۴ قرن در آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم، در روزگارآزادی و انفجار اطلاعات، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم؛ کوچه باریک و تنگ و تاریک و بن بست ولایت مطلقه فقیه!!

    توصیه‌هائی که به پیامبراسلام، به عنوان رهبر سیاسی ایدئولوژیک!! جامعه در تحمل مخالفین عقیدتی شده، آنچنان جدی وبعضاً تهدیدآمیز است که برخی از مفسرین آنها را از قبیل: " به درمی‌گویند تا دیوار بشنود"! تلقی کرده و گفته‌اند مخاطب اصلی این آیات مؤمنین هستند (نه خود پیامبر)! اما ظاهر آیات شخص پیامبر را مستقیماً مخاطب قرار داده و پیش و بیش از پیروان، در پی پرورش روح و روان اوست. اصولا لحن قرآن در باره آن رسول مکرم ۖ، بیش از تعریف و تمجید و تجلیل و تعظیم (که عادت بشری است)، لحن تربیت و تعلیم و تذکر و تنبیه و حتی تهدید و توبیخ دارد (۱).

    درهرحال پیامبر هم با تمام مقام عظیمش، بشری بود مثل بقیه انسان‌ها با همه احساسات و عواطفی که در برابر دوست و دشمن و موافق و مخالف عکس‌العمل متفاوت بروز می‌دهند. این توصیه‌ها برخی هشداری است به تنگ دلی در تحمل مخالف (ضیق صدر) و برخی دیگر، فرمانی به صبر و شکیبائی دربرابر سخنان ناهنجار یا عملکرد نا صواب آنها. به شرح ذیل با ترجمه آیات مورد نظر:


    الف) هشدار به تنگ دلی

    هود ۱۲ــ مبادا ازاین که می‌گویند چرا گنجی (ازطرف خدا) براو نازل نشده یا فرشته‌ای (برای تأیید رسالت) همراهش نیامده، دلگیر شوی و پاره‌ای از آنچه به تو (در ارتباط با آزادی منکرین) وحی می‌شود نادیده بگیری (بدان که) تو فقط هشدار دهنده‌ای (نه وکیل)؛ و تنها خداست که کارگزارهرکاری است.

    حجر۹۷ ــ ما می‌دانیم که از گفتار (مخالفت آمیز) آنها افسرده می‌شوی، پس (به جای ناراحتی)، پروردگارت را (درآزادی دادن به مخالفین) ستایش کن و از سجده گذاران (تسلیم شدگان به مشیت آزادی) باش.

    نمل ۷۰ ــ از(انکار) آنها اندوهگین نباش و از مکرآنها در تنگ دلی (ناشکیبائی) نباش.

    نحل ۱۲۵ تا۱۲۸ــ با فرزانگی و سخن نیکو (مخالفان را) به راه پروردگارت دعوت کن. و به بهترین شیوه با آنها به گفتگو بنشین، بی‌تردید پروردگارت نسبت به گمراهان و راه یافتگان آگاه تراست (نباید تعصب ورزید وبه جای خدا نشست!) اگر هم می‌خواهید عکس‌العملی نشان دهید، به همان اندازه (نه انتقامی) باشد. ولی اگر شکیبائی ورزید (تحمل کنید)، این شیوه برای شکیبایان بهتر است. شکیبا باش که شکیبائی‌ات در راه خداست. از (انکار) آنها نیزاندوهگین مباش و از مکرشان هم دل تنگ (بی تحمل) مشو، بدان که خداوند حامی خویشتن داران و نیکورفتاران است.

    انعام ۳۳ تا ۳۵ ــ ما می‌دانیم که گفتار منکران تو رادلگیر می‌کند، آنها در واقع تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه این ستمگران آیات خدا را دانسته انکار می‌کنند (مسئله را شخصی تلقی نکن) قبل از تو نیز پیامبرانی مورد تکذیب قرار گرفتند که پاره‌ای از اخبارشان را شنیده‌ای، آنها دربرابرهمه تکذیب‌ها و آزاری که به آنان می‌رسید پایداری کردند تا سرانجام یاری ما فرارسید. برنامه و سنت الهی هیچ تغییر دهنده‌ای ندارد. حال اگر روی گردانی منکران بر تو سنگین و ناگوار است (خونسرد و شکیبا باش، و اگر فکر می کنی شاید با معجزه‌ای بتوان آنان راهدایت کرد) اگر می‌توانی نقبی در زمین یا نردبانی به آسمان بزن و معجزه‌ای بیاور!! (این را بدان که) اگر خدا می‌خواست همه مردم را به راه هدایت (به اجبار) جمع می‌کرد. پس در زمره جاهلان مباش!


    ب) شکیبائی در برابرسخن مخالفین

    در قرآن ۱۹ بار، در ارتباط با گفتار ناهنجار مخالفان و دشمنان، فرمان" اِصبِر" (تحمل کن، شکیبا باش) به پیامبر، و به واسطه او به مسلمانان، داده شده است که بسیار پندآموز است! جالب این که کاربرد کلمه "صبر" تقریبا در تمامی این موارد، در تحمل مخالفین است، نه پایداری درجنگ و ستیز با آنها. به نمونه‌های زیر در برخی آیات توجه کنید:

    مزمل ۱۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و به زیبائی از آنان درگذر.

    ص ۱۷ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و بنده نیرومند ما (در تحمل مخالفین) داود را بیاد آورکه بسیاربازگشت کننده (ازاحساس خشم به عقل) بود.

    روم ۳۰ــ بر حکم (داوری نهائی) پروردگارت شکیبا باش و مبادا منکرانی که باوریقینی ندارند ترا به سبکی وادارند (به جای سنگینی تحمل و وقار از کوره در روی).

    راستی چگونه می‌توان از توهین و تمسخر و انکار و استهزای منکران به خروش نیامد، تعصب دینی نورزید و سنگینی شخصیت را به سبکی رفتار واکنشی به باد خشم نسپارد!؟

    به نظر می‌رسد مادام که در جهان بینی و انسان شناسی محدودی اسیر هستیم، نمی‌توانیم ازغلبه قهر و غضب آزاد شویم و براحساسات خود به نیروی حلم و علم مسلط گردیم. توضیح آنکه ما در دنیای پیرامون خود با نظامات سیاسی و فرهنگی سلطه گری خوگرفته‌ایم که مخالفت را بر نمی‌تابند، به خصوص در مشرق زمین که هزاره‌هاست در سایه سلاطین سرکوبگراداره شده، این خصلت درآحاد جامعه نهادینه و تثبیت شده است. البته درمغرب زمین هم وضع به همین منوال، بلکه بدتر بوده است، اما وقتی نسیم آزادی، دموکراسی و حقوق بشربعد از رونسانس، وزیدن گرفت، آهسته آهسته نفوس آماده تغییر و تحمل شدند، گرچه هنوز راه درازی تا ایده آل انسانی در پیش است، اما در مقام مقایسه، حق مخالف در جوامع غربی بیشترجا افتاده و بیشترمورد پذیرش توده‌های مردم قرار گرفته است.

    تعالیم پیامبران نیزتماما بر چنین گذشت و سعه صدری در تحمل مخالفین تکیه داشته است، کسانی که با تعالیم حضرت عیسی در انجیل آشنائی دارند، فرازهای بسیار زیبائی را در این زمینه تلاوت کرده‌اند. قرآن که در دوران رشد عقلانیت بشر نازل شده است، بر این اصل انسانی، به خصوص در توصیه به پیامبردر ابلاغ رسالت، تأکید فراوان‌تری کرده است.

    کلید اصلی درگشودن گره درگیری و مجادلات لفظی با مخالفین، تغییر نگاه به نقش مخالف و شناخت تأثیرمثبتی است که در بلند مدت پدید می‌آورد. ما از آنجائی که در نظامات بشری با دفع و طرد مخالف خو گرفته‌ایم، چنین تصوری را به نظامات خدائی هم تعمیم و تسری می‌دهیم و چون خوانده یا شنیده‌ایم خداوند دشمنانش را در آخرت عذاب می‌کند، ما هم، بی‌خبرازفلسفه وجود تفاوت‌ها که چرخ حیات وحرکت و کمال است، می‌خواهیم به نیابت از خدا با هرکسی که با عقاید ما مخالف است، دشمنی کنیم. در حالی که موهبت "اختیار" و حق انتخابی که خداوند به انسان عنایت کرده است، ایجاب می‌کند در قلمرو فکر و اندیشه و مذهب و مرام ، آزادی مطلق برقرار باشد و سرنوشت هرکس به دست خودش رقم زده شود.

    خداوند چنین تغییر نگاهی را، از دنیای بی حساب و کتاب مناسبات بشری به نظم حکیمانه گردش شب و روز، به پیامبری که از آزادی مشرکین و کفاردر انکارتوحید، نبوت وقیامت ناراضی و دل تنگ است، توصیه کرده تا اگر گمان می‌کند آزادی دشمنان حق عیب و ایرادی درنظام توحیدی تلقی می‌شود، در نمازش با تغییر زاویه دید خود از زمین به آسمان، ملک خدا را از افقی بالاتر در گردش شب و روز و تحولات آن در مقاطع طلوع فجرو غروب آفتاب و گاه‌های دیگر مشاهده کند و بی عیب و نقص بودن این نظام و گرداننده‌اش را تسبیح گوید. در این صورت بر آزادی مخالفین "راضی" خواهد شد.

    طه ۱۳۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و قبل از برآمدن آفتاب و قبل از فروشدنش پروردگارت را با نگاهی تحسین آمیز تسبیح کن (گرداننده این نظام رابی عیب و نقص شمار). همچنین درپاره‌ای از شب و بخشی از روز را به ستایش بپرداز، باشد تا راضی شوی.

    توجه به تفاوت موقعیت‌های شب و روز در ساعت‌های مختلف، که حکمتِ حرکت و حیات و فصول و فراوانی را پدیدآورده ، مدل و مثالی است برای فهم ضرورت این تفاوت‌ها در جوامع انسانی که علاوه بر آیه فوق شواهد بسیار، از جمله چند مثال زیر دارد:

    ق ۳۹ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب با نگاهی تحسین آمیزبی‌عیب شمار. همچنین بخشی از شب و نیز به دنبال سجده‌ها چنین کن!

    فرقان ۵۸ــ بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد تکیه کن، و با نگاه تحسین او رابی‌عیب و نقص شمار. در اطلاع داشتن از گناهان بندگانش خدا کافی است (نیازی به مراقبت کسی نیست).

    مؤمن ۵۵ــ بر تحققق وعده پروردگارت شکیبا باش و از آثار گناهان خویش طلب پاکی بجوی و در شبانگاه و ابتدای روز با نگاهی تحسین آمیز او را بی‌عیب و نقص شمار.

    طور ۴۸ــ برای تحقق حکم پروردگارت شکیبا باش، چرا که تحت نظر مائی و هنگامی که از خواب برمی‌خیزی و قسمتی از شب را بی‌عیب بودن او را با نگاه تحسین بنگر و همچنین هنگام غروب ستارگان (نزدیک طلوع فجر).

    انسان ۲۴ تا ۲۶ــ برای حکم پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاسی از آنها اطاعت نکن. نام پروردگارت را بامداد و شبانگاه یاد کن و پاره‌ای از شب را برای خدا سجده کن و بخشی بلند از شب رابه تسبیح (بی‌عیب و نقص شمردن)او بپرداز.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
    ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

    خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
    خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
    ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
    تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
    و چراغ راهمون میشه

    نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
    ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
    ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
    بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
    به راهت ادامه بده

    وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
    ناراحت نشو
    حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده

    وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
    دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
    برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد
    که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

    تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
    تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
    اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست
    و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

    ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
    یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
    باید به جای این کار
    در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم


    هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
    چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

    وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
    خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری
    پس، در زندگی راهت رو ادامه بده

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    آيا تا به حال وقتي به پارک رفته اي.. تو زمين بازي به بچه هايي که سوار چرخ و فلک هستند نگاه کرده اي؟؟
    يا زماني که قطرات بارون به زمين برخورد ميکنند به صداي اون گوش داده اي ..؟
    ايا زيبايي بالهاي يک پروانه زماني که به هر طرف پرواز ميکند را ديده اي ؟؟
    وقت غروب در آسماني نيمه ابري آيا انعکاس رنگ خورشيد را در ابرها نطاره گر بوده اي ؟؟
    وقتي از دوستي ميپرسي حالت چطور است..آيا صبر ميکني تا پاسخي دريافت کني؟؟


    آيا تا بحال به کودک خود گفته اي،

    "فردا اين کار را خواهيم کرد"

    و آنچنان شتابان بوده اي

    که نتواني غم او را در چشمانش ببيني؟

    آن زمان که براي رسيدن به مکاني چنان شتابان مي دويد،

    نيمي از لذت راه را بر خود حرام مي کنيد.

    آنگاه که روز خود را با نگراني و عجله به پايان مي رسانيد،

    گويي هديه اي را ناگشوده به کناري مي نهيد.

    زندگي که يک مسابقه دو نيست!
    کمي آرام گيريد

    به موسيقي زندگي گوش بسپاريد،

    پيش از آنکه آواي آن به پايان رسد.

    من باور دارم که... هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم
    زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

    من باور دارم که..........دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    طرز تهیه کیک ازدواج



    موارد لازم

    1. چند قاشق بزرگ تفاهم
    2. یک فنجان مدارا
    3. نصف فنجان سعه صدر
    4. سه قاشق مربا خوری شکیبایی
    5. مقداری پودر تسامح مخلوط با پودر گذشت
    6. نصف فنجان صمیمیت
    7. چهار قاشق غذا خوری محبت
    8. چند دانه درشت وفاداری
    9. یک پیمانه حسن نیت
    10. مقدار لازم پودر نرم عشق همراه با گرد دلدادگی
    11. نیم کبلو احترام متقابل

    ابتدا مواد محبت و عشق و دلدادگی و صمیمیت رو با هم مخلوط کنید

    و خوب هم زنید بعد ادویه شور و شوق را همراه نمک عطوفت را روی

    مخلوط بریزید و خوب به هم بزنید تا مخلوط خوش چاشنی باشد بک فنجان

    مدارا و نصف فنجان سعه صدر را به مخلوط اضافه کنید و سه قاشق

    مرباخوری شکیبایی را نیز به ان بیافزایید و گرد دلدادگی را روی مخلوط

    بریزید با همزن مهربونی همشون بزنید تا به رنگ طلایی رویا دراید

    برای تزیین کیکتان روی کیکتان میتوانید پودر احترام متقابل و مایع رنگی

    حسن نیت همرا ه با مواد معطر و همراه خوش قولی استفاده کنید

    حالا کیک اماده استفاده است و میتوانید این کیک دو نفره رو با همسرتان

    برای عمری صدو بیست ساله دو نفری نوش جان بفرمایید از مزه شیرین

    ان لذت ببرید .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز!

    شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد.

    شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند.

    تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست.

    پس به مصداقِ »آب دریا را اگر نتوان چشید، هم به قدر تشنگی باید چشید«، مجموعه کوچکی از شعر شاعران درباره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنم.

    هست ایام عید و فصل بهار

    جشن جمشید و گردش گلزار

    منوچهری دامغانی

    □□□

    امروز روز شادی و امسال، سال گل

    نیکوست حال ما که نکو باد حال گل

    أولوی

    □□□

    عید است و نو بهار و جهان را جوانیی

    هر مرغ را به وصل گلی شادمانیی

    امیرشاهی سبزواری

    □□□

    آمد بهار و یافت جهان اعتدال او

    مرغ دل از نشاط برآورد سال نو

    طالب آملی

    □□□

    طوفان گل و جوش بهار است ببینید

    اکنون که جهان برسرکار است ببینید

    این آینه هایی که نظر خیره نمایند

    در دست کدام آینه دار است ببینید

    صائب تبریزی

    □□□

    چوگشت از روی تو دلشاد نوروز

    در گنج طرب بگشاد نوروز

    کمال الدین اسماعیل

    □□□

    چوگشت از روی تو دلشاد نوروز

    در گنج طرب بگشاد نوروز

    کمال الدین اسماعیل

    □□□

    به جمشید برگوهر افشاندند

    مرآن روز را روز تو خواندند

    سرسال نو هرمز و فرو دین

    برآسوده از رنج دل، دل زکین

    فردوسی توسی

    نوروز بزرگم، بزن ای مطرب، امروز

    زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

    منوچهری دامغانی

    □□□

    نوروز که هرچمن، دل افروز بود

    نقش گل و خار عبرت آموز بود

    گر جامه به جان ز معرفت نو گردد

    هرروز به دل »نشاط نوروز« بود

    شکیب اصفهانی

    □□□

    تا هست چنین که طبع اطفال

    در هرشب عید شادمان است

    اهلی شیرازی

    □□□

    رسید موسم نوروز و روزگار شکفت

    فرخنده گلِ شادی، بهار شکفت

    فیاض لاهیجی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Leila A

    Leila A says

    شور گل

    بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را

    از آن پيغامبر خوبان پيام آورد مستان را

    زبان سوسن از ساقى کرامت هاى مستان گفت

    شنيد آن سرو از سوسن قيام آورد مستان را

    ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل

    چو ديد از لاله کوهى که جام آورد مستان را

    ز گريه ابر نيسانى دم سرد زمستانى

    چه حيلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

    "سقاهم ربهم" خوردند و نام و ننگ گم کردند

    چو آمد نامه ساقى چه نام آورد مستان را

    درون مجمر دل ها سپند و عود مي سوزد

    که سرماى فراق او زکام آورد مستان را

    درآ در گلشن باقى برآ بر بام کان ساقى

    ز پنهان خانه غيبى پيام آورد مستان را

    چو خوبان حله پوشيدند درآ در باغ و پس بنگر

    که ساقى هر چه دربايد تمام آورد مستان را

    که جان ها را بهار آورد و ما را روى يار آورد

    ببين کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را

    ز شمس الدين تبريزى به ناگه ساقى دولت

    به جام خاص سلطانى مدام آورد مستان را

    مولانا

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Bijan A

    Bijan A says

    Doust geramem Aida (f) ,
    fara residen in Eid sayed bastani ra be khodet ve khanevade garamet tabrik arz mikonem, omidvarem ke sali memlo az salameti, tandorosti, shadi, movefeghiyet der tamame karha, akher aghebet shad ve khosh bakhti ra barayetan arezomandem.
    SHADZI, NOROUZ MOBAREK BAD

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • javad j

    javad j says

    salam
    mamnun maisham mano add konid

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم .
    از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .
    پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
    يك لبخند زندگي مرا نجات داد
    بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند."
    داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند.. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    یک بار
    دری ممنوع را گشودی
    از دهلیزهای تو در تو گذشتی
    به نهری رسیدی
    عقابی تو را ربود و به جزیره ای برد

    روزی بادبانی از افق طلوع کرد
    و سفینه ای تو را به ستاره ای برد پر از لبخند

    اکنون دری دیگر
    به وسوسه باز می شود
    وارد می شوی
    و نمی دانی که خارج شده ای

    عمران صلاحی-هزار و یک آینه

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    بیا از این جهنم فرار کنیم
    اندازه همین دو سطر فرصت داریم
    از تیر رس نگاه این فرشته ها که دوریم
    بهشت که نه
    نیمکتی را نشان تو خواهم داد
    که مثل یک گناه تازه
    وسوسه انگیز است

    از شعر سیب-حافظ موسوی
    عاشقانه ها - برگزیده بیست سال شعر عاشقانه ایران
    1357-77

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    به امروز خوب نگاه کن
    دیروز رؤیایی بیش نیست
    و فردا تنها خیال است...
    امروز اگر خوب زندگی کنی
    از هر دیروز خاطره ای از خوشبختی
    و از هر فردا چشم اندازی از امید خواهی ساخت

    posted 2 years ago. ( send a note )