Amir G

Amir G

  • Iran
  • member since Wednesday, October 24 2007

Groups

Friends

Amir G’s last login was 2 weeks ago. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Ghazaleh (Giselle) B

    ghazaleh (giselle) b says

    الهی! عبدالله برین بساط پیاده مانده است، رُخ بر هرکه می آورد اسب بر او می دوانند. الهی! آن ساعت که شاه ماتِ اجل مانده باشد از دیوبند شیطان او را نگاه دار که فرزینِ طاعت کج می رود.
    ازمناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

    posted 11 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    استدلال منطقی

    همه‌ دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم ‌باشك بازي كنند. از بخت

    بد اينشتين اولين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند.

    همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن .

    نيوتن فقط يك مربع يک متري روي زمين مي ‌كشد و داخل آن روبروي اينشتين مي ‌ايستد. اينشتين

    مي‌شمرد :

    1 – 2 – 3 - ............. 97 – 98 – 99- 100

    او چشمانش را باز مي‌ كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است.

    اينشتين بلا فاصله مي‌گويد: " سوك ‌سوك نيوتن ". نيوتن انكار مي‌كند و مي ‌گويد نيوتن سوك ‌سوك

    نشده است . او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست . تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگونه او ثابت

    مي‌كند كه نيوتن نيست.

    نيوتن مي‌گويد: " من در يك مربع يه مساحت يک متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم

    نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم ،

    پس"سوك ‌سوك پاسكال !!!".

    posted 12 days ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    http://ganjoor.net/

    posted 12 days ago. ( send a note )
  • kamelia m

    kamelia m says

    سنگيست زيرآب
    در گود شبگرفته ي درياي نيلگون
    تنها نشسته درتك آن گورسهمناك
    خاموش مانده دردل آن سردي وسكون
    اوبا سكوت خويش
    ازياد رفته ايست درآن دخمه ي سياه
    هرگزبراونتافته خورشيدنيمروز
    هرگزبراونتافته مهتاب شامگاه
    بسيارشب كه ناله برآوردوكس نبود
    كان ناله بشنود
    بسيارشب كه اشك برافشاندوياوه گشت
    سنگيست زيرآب ،ولي آن شكسته سنگ
    زنده است،مي تپدبه اميدي درآن نهفت
    دل بود،اگربه سينه دلداري نشست
    گل بود،اگربه سايه خورشيدمي شكفت

    posted 13 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

    مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

    پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

    پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

    پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

    پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    وزن آفرينش

    دلم به وزن آفرينش گرفته است ... حديث جدايي يا نزديكي نيست ... ! قدر يكديگر را نمي دانيم ... در دنيايي كوچك هر يك به اندازه قلب خويش گرفتاريم ... « از هيچ كس نمي پرسند چه هنگام مي تواند خدانگهدار بگويد ... از عادات انسانيش نمي پرسند ... از خويشتنش نمي پرسند ... » كاشكي مثل روزهاي عيد هر روزمان را .. هر لحظه مان را لبريز از عشق قناعت گونه صرف مي كرديم ... و بين دلهايمان اين همه گله ديوار نشده بود ... كاشكي روزهاي واپسين عاشقي فرصتهاي غنيمتمان بود ... يكديگر را مي فريبيم .. دل خويش را يك بار هم كه دريايي مي كنيم طوفاني ميشود ! مي خورد به صخره ها مي تازد... ويران مي كند ... چرا ما ياد نگرفته ايم قانون وفاداري را .... چرا سخت شده است گذشت و گذشتن و دوست داشتن و دوست داشته شدن بي شائبه ... بي محابا ... بي پروا ... دلم گرفته است به وزن آفرينش

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • honey_f

    honey_f says

    وقتی که بسته دست ِ کسی انگار یکباره راه‌های گشایش را،
    وقتی نمانده جز تلی از اندوه این کوه لحظه لحظه به سایش را،
    آرامش ِ همیشه‌ی من! وقتی دست‌ات پناه بی‌کسی ِ من نیست،
    باید کمی مهار کنم در خود این حس بی‌قراری سرکش را
    شاید اگر که پیکر ِ تاریک‌ام در خاک، خاک ِ سرد بیارامد
    سرمای دست ِ منجمد ِ این گور، گرمای لحظه‌های نوازش را...
    «دزدمونا»ی قصه اگر یک‌بار خود راوی ِ روایت ِ خود باشد
    دستان ِ بی‌گناه ِ تو در این متن تغییر می‌دهند نگارش را...
    بگذار تا «دیاگو»ی این قصه با مرگ ِ من به خواسته‌اش... کافی‌ست!
    من هیچ چیز از تو نمی‌خواهم. جز این‌که بس کنیم نمایش را...

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    تلاش کنید
    تلاش كنيد همان گونه باشید كه مي گوييد.تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه از ديگران انتظار داريد.تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه گرفتار عذاب وجدان نشويد.تلاش كنيد تا راست گويي و صداقت عادت شما شود.تلاش كنيد هميشه دنبال يادگيري باشيد.تلاش كنيد با پيدا كردن دوستان جديد دوستان قديمي را هم حفظ كنيد.تلاش كنيد براي خوب كار كردن خوب هم استراحت كنيد.تلاش كنيد هميشه براي اطرافيانتان جذاب باشيد.تلاش كنيد اگر از كسي رنجيده ايد، با خود او صحبت كنيد، نه پشت سر او. تلاش كنيد وقتي به موفقيتي مي رسيد، آنهايي كه در اين راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنيد.تلاش كنيد تا عهدي شكسته نشود و اگر هم مي شكند ،شما نباشيد.تلاش كنيد تا باور كنيد ديگران وظيفه اي در قبال شما ندارند و عامل سعادت يا شقاوت هر كس خود اوست.تلاش كنيد قدردان لطف ديگران باشيد و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشيمان نكنيد.تلاش كنيد به هر چيز آنقدر بها بدهيد كه استحقاقش را دارد.تلاش كنيد دنيا را با زيبايي هايش ببينيد.

    posted 2 weeks ago. (