Ghazaleh (Giselle) B

Ghazaleh (Giselle) B

Ramezan mobarak, eltemas e doa....

یک نفر دلش شکسته بود
توی ایستگاه استجابت دعا
منتظر نشسته بود
منتظر، ولی دعای او
دیر کرده بود
او خبر نداشت که دعای کوچکش
توی چارراه آسمان
پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود

او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت

روی هیچ چیز و هیچ...more »
  • Toronto, ON, Canada
  • member since Friday, October 26 2007

Groups

Friends

Ghazaleh (Giselle) B’s last login was 11 days ago. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    به بهانه مهرگان
    جشن مهـر
    مهـر روز از مهـرماه،
    بر همگان خجسته باد

    هنگام نيمروز مهرگان را نو میکنند و با شادی در برابر آبگينه (آينه)، ايستاده، سرمه بر چشمان کشيده، نقل و سنجد و آويشن به سر هم می ريزند و مهرگان را به هم شادباش می گويند

    در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ، به همين مناسبت سروده اي براي جشن مهرگان و فريدون و كاوه از گودرز ماوندي را در ادامه مي بينيد .

    به روز مهر همه با هم یگانه
    محبت را بجویید عاشقانه
    به هر جا و مکانی مهربانی
    نمایید پیشه خود صادقانه
    به مثل گوهری نایاب و نادر
    بیابید مهربانی را نشانه
    به روز مهر تو پیوندی دگر بند
    بگو این دل ترا هست آشیانه
    محبت را به ماه مهر درآمیز
    چه زیبا روزی باشد عارفانه
    چه خوش باشد در این روز گرامی
    محبت پیشه سازی بیکرانه
    تو با این شیوه مهر و محبت
    به خوشبختی رسی در این زمانه
    دمادم کن نو مهرت را فزونی
    مکن امروز و فردا را بهانه
    همیشه رهرو در راه مهر باش
    که مهر خود ره نماید ایزدانه
    به روز مهر و ماه مهر دگر بار
    بپا گردیده جشنی شادمانه
    گودرز گوید خجسته بادا مهرگان
    با پیمانی که بستید جاودانه
    ( گودرز ماوندی )
    برگرفته از :
    http://hamazoor.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=728&Itemid=588

    posted 11 days ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    هیچ مدادی وقتی خیس می شود
    نمی نویسد
    چشم از کاغذهای کاهی بر می دارم
    قهوه ام را به یک جرعه سر می کشم
    و پیراهن سفید تو را به یاد می آورم
    و دامن گلدارت را
    در آستانه ی آشپزخانه

    http://teekany.blogfa.com/

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • hamid sharafi

    hamid sharafi says

    ممنون از لطفتون. ايام بكام. روزگار عزت مستدام

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    مثل آبی ، مثل دریا
    مثل اون پرنده ای که
    پر زده تو دل ابرا
    مثل چشمه تو زلالی؛
    مثل شبنم روی گلها