Books

Request Friendship
Send Request Cancel

mahkameh j

mahkameh j

  • mashhad, KH, iran
  • member since October 25 2007

mahkameh j’s last login was Friday, July 25 2008.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • aida s

    aida s says

    salam.are mibini shelfam az ketabayi ke khundam dare monfajer mishe.:-)

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sadegh tavakoli

    sadegh tavakoli says

    بهار امسال!
    سین هفتم
    سیب سرخی ست ،
    حسرتا
    که مرا
    نصیب
    از این سفره ی سنت
    سروری نیست .
    شرابی مرد افکن در جام هواست ،
    شگفتا
    که مرا
    بدین مستی
    شوری نیست .
    سبوی سبزه پوش
    در قاب پنجره
    آه
    چنان دورم
    چنان دورم
    که گویی جز نقش بی جانی نیست .
    و کلامی مهربان
    در نخستین دیدار بامدادی
    فغان
    که در پس پاسخ و لبخند
    دل خندانی نیست.
    بهاری دیگر آمده است
    آری
    اما برای آن زمستان ها که گذشت
    نامی نیست
    نامی نیست .
    احمد شاملو

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sadegh tavakoli

    sadegh tavakoli says

    در نگنجد عشق در گفت و شنود
    عشق دریایی‌ست، قعرش ناپدید
    قطره‌های بحر را نتوان شمرد
    هفت دریا پیش آن بحری‌ست خرد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Book  Worm

    Book Worm says

    سلام ممنون که مارو دوست خودت حساب کردی.ولی میدونستی که کتاب سگ ولگردی رو که توی قفسه ات هست جعلی میباشد؟
    یه سر برو سایت صادق هدایت (سایت رسمی)خودت می فهمی چرا

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • satgin(mehri a)

    satgin(mehri a) says

    یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
    دست همه حاضرین بالا رفت.
    سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
    و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.
    این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
    و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که
    می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • satgin(mehri a)

    satgin(mehri a) says

    یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
    دست همه حاضرین بالا رفت.
    سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
    و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.
    این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
    و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که
    می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • satgin(mehri a)

    satgin(mehri a) says

    ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
    نترس از شب یلدا بهار آمدنی است
    یلدا مبارک

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Anjuelle

    Anjuelle says

    Thanks so much for accepting my offer of friendship.
    What are you reading?
    I'm presently reading Michael Cox's "The Meaning of Night."
    When finished I will start, Kiran Desai's, "The Inheritance of Loss."

    Take care and have a wonderful and blessed day.

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Farzin S

    Farzin S says

    Hi, you are one of iranian engineers member, there are another group named civil engineer 12 trend that you can join if you interest in reading about civil or architecture.

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • hadi a

    hadi a says

    salam,lotfan dostatuno baraye ozviat dar groupe "iranian engineers" davat konid.mamnun misham.

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • hadi a

    hadi a says

    hi.im mechanical engineering student in university of tehran.and u?

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • vajihe

    vajihe says

    hi mahkameh !!
    tnx dear !!

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A.K

    A.K says

    Well yes, I agree, he was a sad depressed person, so am I! That's why the darkness of his works doesn't bother me that much. I think everybody who's capable of seeing what's going on in the world is depressed, I'm getting used to it!

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • mohammmad a

    mohammmad a says

    salam mahkame khanom

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A.K

    A.K says

    I'm a big Sadegh Hedayat fan, I think he is the best Persian author.

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • shadi i

    shadi i says

    salam
    tnx

    posted 2 years ago. ( send a note )