A.Gh

A.Gh

  • Tehran, Iran
  • member since Sunday, October 28 2007

Groups

Friends

A.Gh’s last login was 3 weeks ago. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Sadaf

    Sadaf says

    Remember when you were young, you shone like the sun.
    Shine on you crazy diamond.
    Now
    there's a look in your eyes, like black holes in the sky.
    Shine on you crazy diamond.
    You
    were caught on the crossfire of childhood and stardom,
    blown on the steel breeze.
    Come on
    you target for faraway laughter,
    come on you stranger, you legend, you martyr, and
    shine!
    You reached for the secret too soon, you cried for the moon.
    Shine on you crazy
    diamond.
    Threatened by shadows at night, and exposed in the light.
    Shine on you crazy
    diamond.
    Well you wore out your welcome with random precision,
    rode on the steel
    breeze.
    Come on you raver, you seer of visions,
    come on you painter, you piper, you
    prisoner, and shine!

    posted 4 weeks ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    در انتظار خوابم و صد افسوس
    خوابم به چشم باز نمیاید
    اندوهگین و غمزده می گویم
    شاید ز روی ناز نمی اید
    چون سایه گشته خواب و نمی افتد
    در دامهای روشن چشمانم
    می خواند آن نهفته نامعلوم
    در ضربه های نبض پریشانم
    مغروق این جوانی معصوم
    مغروق لحظه های فراموشی
    مغروق این سلام نوازشبار
    در بوسه و نگاه و همآغوشی
    می خواهمش در این شب تنهایی
    با دیدگان گمشده در دیدار
    با درد ‚ درد سکت زیبایی
    سرشار ‚ از تمامی خود سرشار
    می خواهمش که بفشردم بر خویش
    بر خویش بفشرد من شیدا را
    بر هستیم به پیچد ‚ پیچد سخت
    آن بازوان گرم و توانا را
    در لا بلای گردن و موهایم
    گردش کند نسیم نفسهایش
    نوشد بنوشد که بپیوندم
    با رود تلخ خویش به دریایش
    وحشی و داغ و پر عطش و لرزان
    چون شعله های سرکش بازیگر
    در گیردم ‚ به همهمه ی در گیرد
    خکسترم بماند در بستر
    در آسمان روشن چشمانش
    بینم ستاره های تمنا را
    در بوسه های پر شررش جویم
    لذات آتشین هوسها را
    می خواهمش دریغا ‚ می خواهم
    می خواهمش به تیره به تنهایی
    می خوانمش به گریه به بی تابی
    می خوانمش به صبر ‚ شکیبایی
    لب تشنه می دود نگهم هر دم
    در حفره های شب ‚ شب بی پایان
    او آن پرنده شاید می گرید
    بر بام یک ستاره سرگردان

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    بوی باران بوی سبزه بوی خک
    شاخه های شسته باران خورده پک
    آسمان آبی و ابر سپید
    برگهای سبز بید
    عطر نرگس رقص باد
    نغمه شوق پرستو های شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می رسد اینک بهار
    خوش به خال روزگارا
    خوش به حال چشمه ها و دشت ها
    خوش به حال دانه ها و سبزه ها
    خوش به حال غنچه های نیمه باز
    خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب
    ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی پوشی به کام
    باده رنگین نمی نوشی ز جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از ان می که می باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکویی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
    مشيري

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • varghese k

    varghese k says

    See the mountains kiss high heaven,
    And the waves clasp one another;
    No sister flower could be forgiven
    If it disdained its brother

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    از وقتی او را گم کردم ، از زمانیکه یک دیوار سنگین ، یک سد نمناک

    بدون روزنه بسنگینی سرب جلو من و او کشیده شد، حس کردم که زندگیم

    برای همیشه بیهوده و گم شده است. اگر چه نوازش نگاه و کیف عمیقی

    که از دیدنش برده بودم یکطرفه بود و جوابی برایم نداشت؛ زیرا او مرا

    ندیده بود، ولی من احتیاج باین چشمها داشتم و فقط یک نگاه او کافی بود

    که همهء مشکلات فلسفی و معماهای الهی را برایم حل کند - بیک نگاه او

    دیگر رمز و اسراری برایم وجود نداشت.

    هدايت

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • mojtaba B

    mojtaba B says

    ...گذشته دروغي بيش نيست و خاطره بازگشتي ندارد و هر بهار كه ميرود ديگر باز نمي گردد و حتي شديدترين و ديوانه كننده ترين عشقها نيز حقيقتي ناپايدارند

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    Ñimä Ràdian† says

    Seems you like bule
    Ain't you?
    Coz Almost always you wear blue veil
    The truth is, it comes on you!

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    Ñimä Ràdian† says

    Mercy for the nice note

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    Ñimä Ràdian† says

    Hey Azar
    I've been reading your reviews...
    They are so constructive!

    Masha Allah cheghadr tagher e tu shelf ton

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    Ñimä Ràdian† says

    God!
    New photo!!!

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
    نه مرغ شب از ناله‌ی من خفت و نه ماهی
    شد آه منت بدرقه‌ی راه و خطا شد
    کز بعد مسافر نفرستند سیاهی
    آهسته که تا کوکبه‌ی اشک دل افروز
    سازم به قطار از عقب قافله راهی
    آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب
    بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی
    چشمی به رهت دوخته‌ام باز که شاید
    بازآئی و برهانیم از چشم به راهی
    دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد
    لیک از تو خوشم با کرم گاه به گاهی
    تقدیر الهی چو پی سوختن ماست
    ما نیز بسازیم به تقدیر الهی
    تا خواب عدم کی رسد ای عمر شنیدیم
    افسانه‌ی این بی سر و ته قصه‌ی واهی
    شهريار

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    .

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    و هنگامیکه پیمانه ی شراب من به پایان می رسد
    نو چنان پر شور ،‌ تو چنین پر شتاب
    بشارتت را در انتهای هستی من آغاز می کنی
    و سفر می کنی در سالها و ماههای دیروز فشرده ی رگهای من
    و همسفر دیوارهای آن روز من می شوی تا ویرانه های امروزم را دریابی
    تو از بیم کرکسان
    به دور من مرز می کشی و مرز می کشی
    چرا که می دانی آباد خواهم شد
    و اینک ای منجی شوره زار بشارت ها
    سطح جسم و روحم را به تو می سپارم
    تا مرا از خود سرشار کنی

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    سفر باید کرد
    دو قدم مانده تا قاف....
    ع ، ش

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    وقتي خدا زن را آفريد
    وقتي خدا زن را آفريد به من گفت اين زن است . وقتي با او روبرو شدي . مراقب باش...
    شيخ حرف خدا را قطع كرد و گفت مراقب باش به او نگاه نكني .
    سرت را به زير افكن تا افسون افسانة گيسوانش نگردي مفتون فتنة چشمانش نشوي كه از آنها شياطين مي بارند . گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحر انگيزش را نشنوي كه مسحور شيطان مي شوي.
    از او حذر كن كه يار و همدم ابليس است.
    مبادا فريب او را بخوري كه خدا در آتش قهرت مي سوزاند و سرنگون به چاه ويلت مي افكند....
    مراقب باش
    ...و من بي آنكه بپرسم پس چرا او را آفريد
    گفتم ((به چشم ))
    شيخ انديشه ام را خواند و نهيبم زد كه به قصد امتحان تو و اين از لطف اوست در حق تو.
    پس شكر كن و هيچ مگو...
    گفتم ((چشم ))
    و در چشم بر هم زدني هزاران سال گذشت و من هرگز او را نديدم به چشمانش ننگريستم .
    آوايش را نشنيدم .
    چقدر دوست مي داشتم بر موجي كه مرا به سوي او مي خواند بنشينم اما از خوف آتش قهر و چاه ويل باز مي گريختم.
    و هزاران سال گذشت خسته و فرسوده و احساس ناشي از نياز به چيزي يا كسي كه نمي شناختمش.
    اما حضورش را و نياز به وجودش را حس مي كردم .
    ديگر تحمل نداشتم . پاهايم سست شد بر زمين زانو زدم . و گريستم . نمي دانستم چرا؟
    قطره اشكي از چشمانم جاري شد. و در پيش پايم به زمين نشست .
    به خدا نگاهي كردم مثل هميشه لبخندي با شكوه بر لب داشت و مثل هميشه بي آنكه حرفي بزنم و دردم را بگويم ، مي دانست با لبخند گفت اين زن است . وقتي با او روبرو شدي مراقب باش. كه او داروي درد توست بدون او ناقصي . مبادا قدرش را نداني و حرمتش را بشكني كه او بسيار شكننده است . من او را آيت پروردگاريم براي تو قرار دادم ؛ نمي بيني كه در بطن وجودش موجودي را به پرورش مي برد.من آيات جمالم را در وجود او به نمايش درآوردم پس اگر تحمل و ظرفيت ديدار زيبايي مطلق را نداري به چشمانش نگاه نكن، گيسوانش را نظر ميانداز حرمت حريم صوتش را حفظ كن تا خودم تو را مهياي اين ديدار كنم.
    من : اشكريزان و حيران خدا را نگريستم . پرسيدم پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ويل تهديد كردي ؟
    گفت : من ؟
    فرياد زدم : شيخ گفت تو سكوت كردي اگر راضي به گفته هايش نبودي چرا حرفي نزدي؟
    باز صبورانه و با لبخند هميشگي گفت : من سكوت نكردم فقط تو ترجيح دادي صداي شيخ را بشنوي .
    و من در گوشه اي ديدم شيخ همچنان حرفهاي پيشين را تكرار مي كند.

    برگرفته از: http://www.prfco.com/modules.php?name=News&file=article&sid=926

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    برف می بارد
    برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
    کوهها خاموش
    دره ها دلتنگ
    راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
    بر نمی شد گر ز بام کلبه های دودی
    یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
    رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
    ما چه می کردیم در کولک دل آشفته دمسرد ؟
    آنک آنک کلبه ای روشن
    روی تپه روبروی من
    در گشودندم
    مهربانی ها نمودندم
    زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
    در کنار شعله آتش
    قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
    گفته بودم زندگی زیباست
    گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
    آسمان باز
    آفتاب زر
    باغهای گل
    دشت های بی در و پیکر
    سر برون آوردن گل از درون برف
    تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
    بوی خک عطر باران خورده در کهسار
    خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
    آمدن رفتن دویدن
    عشق ورزیدن
    غم انسان نشستن
    پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
    کار کردن کار کردن
    آرمیدن
    چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن
    جرعه هایی از سبوی تازه آب پک نوشیدن
    گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
    همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
    در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
    نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
    گاه گاهی
    زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
    قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
    بی تکان گهواره رنگین کمان را
    در کنار بان ددین
    یا شب برفی
    پیش آتش ها نشستن
    دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
    آری آری زندگی زیباست
    زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
    گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
    ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
    ...

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    سلام گل من

    نازک من یادت نره حیثیت ترانه ای
    برای زنده موندنم قشنگ ترین بهانه ای
    تو قهوه زارِ چشم تو تموم هستی منه
    با بودنت هیچ غمی نیست خلع لباس دشمنه
    تو قصة یقین عشق تو خطِ دفتر منی
    تو بُهت و ناباوری یام تو شکل باور منی
    نازک من باهام بمون جام نذاری تو این قفس
    خنجرا لُختن به خدا تنم می یفته از نفس
    تو مشق انتظارمو واژه به واژه بنویس
    تقسیمِ درده اسم اون جونِ چشات جریمه نیس
    چیزی نمونده اُسوة شکنجه و عذاب بشم
    سهم من از تو اینه که قطره به قطره آب بشم
    نگو که سرفه های من مال جراحت صداس
    حقیقت تلخ و بگو دروغگو دشمن خداس
    نازک من تُو شونة نجیب شهرای منی
    هنوز واسم تقدس زلالِ عاشق شدنی
    تویی سکوت هق هقم تو اوج بی ترانگی
    تو واژة شکفتنی تندیسِ شاعرانگی
    تو مشق انتظارمو واژه به واژه بنویس
    تقسیم درده اسم اون جون چشات جریمه نیس

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    Ñimä Ràdian† says

    زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری .

    گابریل گارسیا مارکز

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    جیبم را از هر چه می خواهی پر کن
    سوراخ است
    از هر چه می خواهی
    ---------------------
    تا دانه آخر در می رود
    آدمی که برای شالم بافته ام

    دو شعر از منیره پرورش
    مجموعه فقط همین است / نشرثالث 86

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver J says

    دخترک غصه نخور ، دنیا ارزش نداره
    این روزگار لعنتی با هیشکی سازش نداره
    دخترک گریه نکن، حیف ! اون چشات قشنگ
    هرچقدرم گریه کنی ، این زمین از جنس سنگ
    دخترک بگیر بخواب ، طلسم ما دست شب
    تو خودت خورشید گرمی، که تنت داغ تب
    دخترک تنها نرو ، گرگا همه منتظرن
    اونا مروت ندارن ، صبر کن بذار اونا برن
    دخترک دلم هلاک واسه ساده گی چشمات
    نمی تونم که یه لحظه بمونم تو مسیر اون نگات
    دخترک یه روز میادش که بشه غصه رو چال کرد
    میشه حتا توی اون روز آروزهای محال کرد
    دخترک یه روز میاد که ستاره ها بزرگ شن
    بره های بی گناهم، حریف روباه و گرگ شن
    دخترک بگیر بخواب ، طلسم شب رو می شکونیم
    روز و خورشید و دوباره اینجا بر می گردونیم .

    posted 4 months ago. ( send a note )


© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy