Muna G

Muna G

Apart from my main passion, which is Advertising and Marketing, and when I have time away from my career and my MBA I am most probably reading!
I am a voracious reader. I feel like a good book takes me into a completely different world, and I enjoy vivid, detailed books that move my soul (Shantaram, for example). I love to alternate between...more »
  • Dubai, United Arab Emirates
  • member since Sunday, October 21 2007

Groups

Friends

Muna G’s last login was Thursday, July 24 2008. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • varghese k

    varghese k says

    See the mountains kiss high heaven,
    And the waves clasp one another;
    No sister flower could be forgiven
    If it disdained its brother
    ----
    hi muna
    long long time, still in dubai?
    how are u
    take care
    varghese

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • Jay  M

    jay m says

    Hi Muna,
    Thanks for getting back to me and for the nice comment about my books.
    Wishing you all the best as well.
    BTW...When I was there, Gold was like $40 ounce and everyone was buying puzzle rings, etc. They were very nice. I don't suppose they are selling for that anymore...
    Take care my friend and stay in toiuch.
    Jay

    posted 3 weeks ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    سفر باید کرد
    دو قدم مانده تا قاف....
    ع ، ش

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • HuSh!

    hush! says

    hey there =)
    I enjoyed visiting your profile Muna! especialy knowing about the "voluntary" part of your life!! great job girl!!
    i really believe that the Dubai and the UAE as a whole needs a lot of such efforts.. so keep on going =D
    I can see that you don't read much of Araibc book (or it might be that Shelfari doesn't include much of them! it makes me sad!)
    but anyways, gotta try arbic literature =)
    SALAM

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • HuSh!

    hush! says

    hey there =)
    I enjoyed visiting your profile Muna! especialy knowing about the "voluntary" part of your life!! great job girl!!
    i really believe that the Dubai and the UAE as a whole needs a lot of such efforts.. so keep on going =D
    I can see that you don't read much of Araibc book (or it might be that Shelfari doesn't include much of them! it makes me sad!)
    but anyways, gotta try arbic literature =)
    SALAM

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    برف می بارد
    برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
    کوهها خاموش
    دره ها دلتنگ
    راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
    بر نمی شد گر ز بام کلبه های دودی
    یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
    رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
    ما چه می کردیم در کولک دل آشفته دمسرد ؟
    آنک آنک کلبه ای روشن
    روی تپه روبروی من
    در گشودندم
    مهربانی ها نمودندم
    زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
    در کنار شعله آتش
    قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
    گفته بودم زندگی زیباست
    گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
    آسمان باز
    آفتاب زر
    باغهای گل
    دشت های بی در و پیکر
    سر برون آوردن گل از درون برف
    تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
    بوی خک عطر باران خورده در کهسار
    خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
    آمدن رفتن دویدن
    عشق ورزیدن
    غم انسان نشستن
    پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
    کار کردن کار کردن
    آرمیدن
    چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن
    جرعه هایی از سبوی تازه آب پک نوشیدن
    گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
    همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
    در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
    نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
    گاه گاهی
    زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
    قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
    بی تکان گهواره رنگین کمان را
    در کنار بان ددین
    یا شب برفی
    پیش آتش ها نشستن
    دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
    آری آری زندگی زیباست
    زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
    گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
    ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
    ...

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Jay  M

    jay m says

    Hello Muna,
    I use to live in Dubai in 1975-80. I worked for DPC and had many friends there.
    I am retired now and write childrens books.
    Please check them out at your convenience.
    I miss the wonderful beach's there.
    Hope all is well with you.
    Jay Miller

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    روزى چند شكارچى وارد جنگلى تاريك شده و كلبه‏اى يافتند كه در آن درويشى در حال عبادت در مقابل يك صليب چوبى بود. صورت او از شادى مى‏درخشيد. "عصر بخير برادر، اميدوارم كه خداوند روز خوبى را به ما عطا فرمايد. شما بسيار شاد به نظر مى‏آييد"."من هميشه شاد هستم".

    "شما با رياضت و توبه در اين كلبه‏ى متروك شاد هستيد؟ ما با اين‏كه همه چيز داريم خوشحال نيستيم. تو شادى را در كجا يافتى؟". "من در اين‏جا و در همين غار شادى را يافتم. اگر از آن سوراخ نگاه كنيد لحظه‏اى از شادى مرا لمس خواهيد كرد". و او به آن‏ها پنجره‏اى كوچك را نشان داد.

    "تو مى‏خواهى ما را گول بزنى، زيرا تنها چيزى كه ما مى‏بينيم شاخه‏هايى از يك درخت است". "نگاه ديگرى به آن بينداز". "تمام آن چيزى كه ما مى‏بينيم چند شاخه و گوشه‏ى كوچكى از آسمان است". زاهد گفت: "همان دليل شادى من است. تنها گوشه‏ى كوچكى از بهشت".

    سرور، طبيعت حقيقى انسان است. لازم نيست آن را به دست آوريم. فقط بايد دوباره آن را آشكار سازيم، زيرا هم‏اكنون آن را در اختيار داريم. ما خودِ سروريم. اگر در جاى ديگرى به جستجوى آن بپردازيم بدون شك آن را از دست خواهيم داد. جستجو را متوقف ساخته و نگاهتان را به درون خويش معطوف سازيد. در آن‏جا بزرگ‏ترين شگفتى‏هاى زندگى در انتظار شماست، زيرا آنچه را كه در طى زندگى‏هاى متعدد به روى زمين در جستجويش بوديد، هم‏اكنون نيز به دنبالش هستيد. لزومى ندارد كه آن را گدايى كنيد شما پادشاه زاده شده‏ايد. پادشاهى خداوند در درون شماست ولى چشمان شما آن را در بيرون جستجو مى‏كند، از اين‏رو هميشه آن را از دست مى‏دهيد. شادى در پشت چشمان شماست نه در مقابل آن. پادشاهى خداوند داراى جلوه ظاهرى نيست، بلكه در فطرت شماست. لازم نيست كسى جستجو كند؛ زيرا آن طبيعت حقيقى جستجوكننده است. پس از اين حتى در دل تاريك‏ترين جنگل‏ها و تنهاى تنها در يك غار، انسان مى‏تواند شاد باشد. در غير اين صورت حتى قصرها نيز فقط مى‏توانند بدبختى بيافرينند.

    مشكلات و گرفتارى‏هاى گوناگونى در جهان وجود دارد. افراد مستمند از يك نوع بدبختى رنج مى‏برند و ثروتمندان از نوعى ديگر. ولى به هر حال هيچ فرقى نمى‏كند. هر كس به نوعى از بدبختى رنج مى‏برد، و گاهى از اوقات اتفاق مى‏افتد كه يك ثروتمند رنج بيش‏ترى مى‏برد، زيرا او بيش‏تر مى‏تواند بپردازد و داراى امكانات بيش‏ترى است و از قدرت انتخاب بيش‏ترى برخوردار است. يك فرد فقير نمى‏تواند مانند يك ثروتمند بدبختى زيادى را بخرد.

    از اين‏رو ثروتمندترين اشخاص، بيش از همه در جهان احساس بدبختى مى‏كنند. به عبارتى ديگر ثروتمندترين انسان‏ها تبديل به فقيرترين آن‏ها مى‏شوند. در حقيقت زمانى كه ثروتمند مى‏شويد، براى اولين بار در زندگى فقر را احساس مى‏كنيد. اگر فقير باشيد مى‏توانيد اين اميد را داشته باشيد كه روزى ثروتمند مى‏شويد و جشن و شادى را تجربه مى‏كنيد، ولى وقتى از تمام امكانات دنيايى بهره‏مند مى‏شويد، ناگهان احساس مى‏كنيد اميدتان از دست رفته و نااميدى عظيمى جاى آن را پر كرده است. احساس يأس و نااميدى وجودتان را فرامى‏گيرد و ديگر اميدى به آينده نداريد، زيرا آخرين اميدتان نيز بر باد رفته است. شما هميشه با اين فكر كه: "روزى ثروتمند مى‏شوم و همه چيز بهتر مى‏شود" زندگى كرده‏ايد. ولى بعداً متوجه مى‏شويد با وجودى كه ثروتمند شده‏ايد هيچ چيز تغيير نكرده است و احساس غم و رنج درونى مثل هميشه همراه شماست.

    در حقيقت به دليل برخوردارى از ثروت بيرونى و در اثر تماس با آن مى‏توانيد با وضوح بيش‏تر و بسيار دقيق‏تر و هوشيارانه‏تر فقر درونى خويش را مشاهده كنيد. ثروت بيرونى فقط زمينه‏اى براى درك و احساس فقر درونى فراهم مى‏آورد. ثروت بيرونى شما را از تهى بودن درونى‏تان آگاه مى‏سازد

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Galvanize

    galvanize says

    Hi Muna. Love your selectivity and precision not only in terms of using what u verbalize but also the way u tabulate every fabric of your being in each minute detail. U r a miniature of tales in the ocean of diversities. Yes, I'm an artist and a poet.....hope I don't blow it woman! B nice having u around.

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Mana S

    mana s says