Books

Request Friendship
Send Request Cancel

Negar

Negar

"The expression is something like an equation by which we show our relationship with others. It's a roadway between oneself and others. If it's blocked by a landslide, even those who have been at pains to travel it will think you are now some uninhabited, dilapidated house and perhaps pas by." Kobo Abe, The face of another


I'm an... more »
  • Tehran, Iran
  • member since November 3 2007

Reviews

  • Sort by:
 
Displaying 1-10 of 20 reviews
  • Eleven Minutes
    • Rated 2 stars

    "Really important meetings are planned by the souls long before the bodies see each other"

    Negar wrote this review 3 hours ago. ( reply | permalink )
  • Days and Letters ( Rouzha va Nameha)
    • Rated 3 stars

    می گویند جنگ تمام شده
    باقی سربازان به خانه ها بازگشته اند
    می گویند پرنده ها لانه ها برپا ساخته اند
    برفراز نبردافزارهای راه شده در صحراها
    پس چرا از آرامش پس از جنگ
    هنوز خبر نرسیده است
    به جاده های مین روبی نشده
    در سرزمین وجود من؟

    Negar wrote this review yesterday. ( reply | permalink )
  • Them (Anha)

    Them (Anha)

    by Fazel Nazari
    • Rated 0 stars

    به اندازه‏ی گریه‏های امپراطور جالب نیست

    Negar wrote this review Saturday, October 24 2009. ( reply | permalink )
  • The Lost Symbol
    • Rated 2 stars

    truly disappointing. characters have no depth. that tattooed monster was like some comic book villain.

    Negar wrote this review Friday, October 23 2009. ( reply | permalink )
  • The Choral Song Of The Lost Seamen (Avaze Dastejami ye Malahane Gomshode)
    • Rated 5 stars

    گوزن می شوم
    در بیشه زاری که به نام تو نامیده اند
    بر چمنی خیس
    زیر آسمانی که بارانش بند نمی آید
    تو تنهایی و همه درختان را سر بریده اند
    می دوی و باد می وزد
    من گوزن سرخی هستم
    با شاخ هایی بلند و درهم فرو رفته
    خسته ام کز می کنم در گوشه ای
    و چشم می دوزم
    که چگونه
    که چه عجیب
    گیسوان بافته ات را در باد و باران رها می کنی
    دکمه های پیراهنت آواز می خوانند
    پا برهنه می رقصی و کفش هایت سال هاست گم شده اند
    سنجاقک گردن بندت جان می گیرد و پر می کشد
    و دامن نازکت کومه ی آتش گرفته ی کولیان قفقازی ست
    می گویی سایه ی هیچ درختی مجابت نمی کند به ماندن
    پس تمامی توکاها و صنوبرها را در سرزمین شادی جا گذاشته ای

    من زبان آدمی نمی فهمم
    از نگاهت که پرندگان را به کوچ وا می دارد
    در می یابم که شرابی تلخ نوشیده ای
    آنقدر تلخ که طعم گسش سال هاست در دهانت مانده .
    کاش می توانستم
    از سرخی تنم برایت کلبه ای بسازم
    با شومینه ای روشن
    تا در آن گیسوان خیس ات را شانه کنی
    چشم هایت را به سرمه زیبا
    و آن صدای گرمت را به ذرات فضا بسپاری
    بند رختی
    تا پیراهن سفیدت را خشک کنی
    و بستری که در آن
    خواب خطوط لوقا
    و آیه های قرآن
    و عصای موسی ببینی

    من زبان آدمی نمی فهمم
    عود دیوانه ای بودم
    که آتش گرفتم
    گوزن سرخی شدم
    تا در سرزمین تو
    به تماشای رقصیدنت بنشینم
    عجیب نیست که باران بند نمی آید
    من چقدر خسته ام که به این بیشه زار بی درخت آمده ام
    و چقدر جسورم که به سنجاقک گردن بندت هم حسادت می کنم
    و چقدر شاعرم که به تو بر خوردم
    که خوابم نمی برد
    در این رویایی که خیال بیدار شدن ندارد.

    Negar wrote this review Monday, October 19 2009. ( reply | permalink )
  • Kart postal (postcard)
    • Rated 3 stars

    به زیبایی "چه کسی باور می‏کند رستم.." نیست اما باز هم جذابیت‏های خودش رو داره. در کل به نظرم کتاب متوسطی بود. خانم شریفیان تو این کتاب یک مقدار بیش از حد شعار داده

    Negar wrote this review Tuesday, September 8 2009. ( reply | view 1 replies | permalink )
  • Khandeh dar Maraseme Tadfin (Laughter in the Funeral)
    • Rated 3 stars

    مرگ من شاید
    گم شدن
    یک اثر انگشت است

    ...........

    من در تو خانه کرده ام
    در شیارهای غمگین پیراهنت
    تو در من خانه کرده ای
    در زیر پوستم

    Negar wrote this review Tuesday, September 1 2009. ( reply | permalink )
  • In Mardome Nazanin
    • Rated 3 stars

    روز-داخلی-هتل همای بندرعباس

    سال‏ها پیش رفته بودم بندرعباس. صبح زود از خواب بیدار شدم. پرده‏های اتاق را کنار زدم و نور را به داخل اتاق آوردم. طبقه‏ی بالای هتل بودم. جلوی پنجره ایستاده بودم و به کوچه‏ها و خیابان‏ها نگاه می‏کردم

    تابلوی یک آرایشگاه زنانه در یک کوچه مرا به خود جلب کرد. نوشته بود: آرایشگاه زنانه‏ی عفیفه. ملوسک سابق

    Negar wrote this review Tuesday, July 7 2009. ( reply | permalink )
  • The Graveyard Book

    The Graveyard Book

    by Neil Gaiman
    • Rated 2 stars

    booooooooooring

    Negar wrote this review Sunday, June 28 2009. ( reply | permalink )
  • Persian Grammar ( The Lexical Categories and Mergr)
    • Rated 0 stars

    در کل کتاب بدی نیست اما بعضی از نمودارها اشتباه رسم شده

    Negar wrote this review Monday, May 25 2009. ( reply | permalink )
Displaying 1-10 of 20 reviews

Missing a review?