Negar

Negar

MA student of linguistics who loves reading and writing.more »
  • Tehran, Iran
  • member since Saturday, November 3 2007

Groups

Friends

Negar’s last login was 1 hour ago.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Hamed

    hamed says

    شبنم از سعی به سرچشمه خورشید رسید .... قطره ماست که زندانی گوهر شده است
    هیچ کس مشکل ما را نتواند که گشود
    تا به نام که،طلسم دل ما باز شود

    Salam.Khosh tip hastidhaaa ;)
    Zendeh va Payandeh bashid,khanum mohandes :)

    posted yesterday. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    شراب تلخ
    چند شعر کوتاه عاشقانه
    http://teekany.blogfa.com/post-13.aspx

    posted yesterday. ( send a note )
  • shahrzad a

    shahrzad a says

    پرنده ، لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه می کرد و می گفت : سقف قفست شکسته !چرا پرواز نمی کنی

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    nazerto dar morede nothing hill naneveshti ?!
    ye kami in goroohe maro tahvil begirid plzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    قهوه‏رو ريخت تو فنجون
    شيرو ريخت رو قهوه
    قندو انداخت تو شيرقهوه
    با قاشق چايى خورى همش زد
    شير قهوه ‏رو خورد و فنجونو گذاشت
    بى‏اين كه به من چيزى بگه

    سيگارى چاق كرد
    دودشو حلقه حلقه بيرون داد
    خاكسترشو تكوند تو زيرسيگارى
    بى‏اين كه به من نگاهى كنه
    پا شد كلاشو گذاش سرش
    بارونى شو تنش كرد چون كه داشت مى‏باريد
    و زير بارون از خونه رفت
    بى ‏يك كلمه حرف
    بى ‏يه نگاه

    من سرمو گرفتم تو دستام و
    اشكام سرازير شد

    ژاك پره‏ور - احمد شاملو

    posted 3 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    از : شراب تلخ
    چند طرح عاشقانه
    ******************

    ترانه ی لبانت را یکسره آواز کن
    چرا که جنگجویان مست من
    یکسره در واژه های سرخ تو
    اتراق خواهند کرد
    و تمام شب را می خواهند
    حریص وار شراب بنوشند
    چرا که شراب معنای تلخ زندگی ست
    جنگجویان من همیشه
    اینگونه پیش از نبردها
    به خاک سرخ افتاده اند

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    از : شراب تلخ
    چند طرح عاشقانه
    ******************

    بر ماسه های نرم پا برهنه خواهم دوید
    بر پلک های تو
    به هنگام سپیده دم
    مردمکان چشمانت طلوع خواهند کرد
    و من به نظاره ی چنین زیبایی
    قایق کهنه ام را به آب خواهم انداخت
    و در نخستین سپیده دم دنیا
    در امواج کاهلانه ی زمان خواهم خفت

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    از : شراب تلخ
    چند طرح عاشقانه
    ******************

    آغوشت را باز کن
    عقابان بی شرم سینه ی من
    به کوهستان ناشناخته ی تو می آیند
    تا طعمه ی خونینشان را
    در هزار توی صخره های تن تو پنهان کنند
    در آغوش تو
    تمام زمستان ها را
    با بهار تاق خواهم زد
    و روزی در گرمای سخاوتمند تن تو خواهم مرد

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    salam duste aziz , happy new photo

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • Doris T

    doris t says

    Welcome, my new friend.

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    می دانم
    این پیانوی کهنه
    دلش برای انگشتان جوان تو تنگ می شود
    در غیبت ناگزیر نوازش های تو
    سکوتی عجیب جهان را تسخیر می کند
    و من چقدر آسان به مرگ می اندیشم
    انگشتانت را از گونه ام برداشته ام
    درون جیبم نهاده ام
    تا همیشه شاعر بمانم

    posted 4 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    http://www.khazzeh.com/authors/index.php?author=amirteekani

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • shahrzad a

    shahrzad a says

    پیرمرد فاتح
    يه پیرمرد 80 ساله برای چك آپ به دکترش مراجعه می کنه. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب مي د ه: ؟
    هيچ وقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش مي رسه. نظرت چيه دكتر؟
    دكتر چند لحظه فكر مي كنه و مي گه: ؟خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه. اون هيچ وقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمي ده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر مي داره و مي ره توی جنگل. همينطور كه مي رفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر مي شه و مي آد به طرفش. شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می ره و ..... بنگ! پلنگ كشته مي شه و مي فته روی زمين! ؟
    پيرمرد با حيرت مي گه: ؟اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده بوده!؟
    دكتر لبخندی مي زنه و مي گه: ؟دقيقا" منظور منم همين بود! ؟

    نتيجهء اخلاقی: هيچ وقت تا مطمئن نشدی چیزی نتيجهء كار خودته در موردش ادعا نداشته باش

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    میمیرم
    در میان گندمزاران خیس گیسوان تو روزی میمیرم
    و لک لک های سینه سرخ بر فراز من خواهند گذشت
    به هنگام عزیمت بزرگشان
    و مورچه ها به دیدار من می آیند
    با سرودی یکدست عاشقانه
    و آنگاه که من مرده ام
    گندمزاران گیسوان تو به بار خواهند نشست

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    ha ha ha mer3000000000 , happy new photo

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    mer30 , har do fogholadeh budand
    ham shere khodet v ham sheri ke entekhab kardeh budi ...
    again mer3333333330000000000000000000000000000

    posted 7 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    می توانی آدم خیال باف بدانی ام
    یا بگویی دروغگویی ناشی بیش نیستم
    یا کودکی که طالب محبتی از مادر است
    فرقی نمی کند
    همه چیز حکایت از پاییز دارد
    انگار تابستان را دور زدیم به یکباره
    در انتهای بهار
    تنها
    انگشتان تو بر گونه هایم جا مانده است

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • ali r

    ali r says

    تا چند
    در انتظار بمانم
    باران
    با رعشه ي تمام
    بر چشم پنجره مي كوبد

    ديگر
    گل هم براي من
    مقنعه بر چهره ميزند
    بايد دلي ز آهن و پولاد
    تا زين همه پرهيز نشكند

    من شيشه ام
    تاوان دل شكستنم اي ضربه هاي سنگ
    در دست طفل باد
    گل گريه هاي من



    بيژن كلكيِ فقيد

    posted 11 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    باد و موج و نان و شراب
    -----------------------------------

    ای جزیرﺓ نا شناخته
    اگر ساحل امنی هستی
    تا در کنار تو پهلو بگیرم
    اگر نیستی
    تا این بار نقره را
    به اعماق این اقیانوس کهنه بسپارم
    ...
    من خسته ام
    من با مرگ نهنگ ها گریسته ام
    نسل من با مرگ فوک ها از بین خواهد رفت
    مرغ های دریایی مرا به اینجا آورده اند
    من عاشق آوازهای دریا شده ام
    گم شده ام در این آوازها
    وقتی که موج های کف آلود
    به دستان تو رسیدند
    سپیده دمی بود
    بوسه ی آفتابی
    دستان مرمرین تو را دیدم
    که صدف های درشت را
    درون سبدی می انداخت
    باور کن نسل من با مرگ فوک ها از بین خواهد رفت
    از من چه انتظاری هست وقتی
    سال هاست نخوابیده ام
    وقتی ملاحان من گمشده اند
    وقتی در پی آوازهایشان به افسانه ها رسیدند
    اکنون کشتی کهنه ای که می بینی
    ناخدایی مست دارد
    که دل به موج ها سپرده است
    نه سکانی و نه لنگری
    باد و موج ٬
    نان و شراب من شده ا ند
    ...
    ای جزیره ناشناخته
    حرفی بزن
    تا در کنار تو پهلو بگیرم
    و بار نقره ای ام را
    بر اندام وحشی تو لباس کنم

    posted 11 days ago. ( send a note )
  • A m i r    H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    خنک آن قمار بازی
    که بباخت هر چه بودش
    بنماند هیچش الا
    هوس قمار دیگر

    مولانا

    posted 13 days ago. ( send a note )


© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy