has 17 followers and is following 19 people
Anna ’s last login was Thursday, October 2, 2008.
Read the review for Antigone
Read the review for Masnavi
Read the review for Hafiz English-Persian
هروقت گلی را بو کردی هرگز اونو نگاه نکن چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره شوق دوباره دیدنت اونو پرپر میکنه.
دیرگاهی است در این تنهاییرنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می خواند .لیک پاهایم در قیر شب است ...نفس آدم ها سر به سر افسرده استروزگاری است در این گوشه پژمرده هوا!هر نشاطی مرده است
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه .بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برند.وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه .آه چه جالب شما مرد هستید... ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم .این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ میگه:"بله کاملا" با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !"بعد اون زن ادامه می ده و می گه :"ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا" داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه.بعد بطری رو برمی گردونه به زن .زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.مرد می گه شما نمی نوشید؟! زن در جواب می گه : نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم ......نتیجه اخلاقی بعهده خواننده میباشد
زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند.
به دیدارم بیاهر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا ماننددلم تنگ است بیا ای روشن ای روشن تر از لبخندشبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی هادلم تنگ استبیا بنگرچه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامالدلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی هاواین نیلوفر آبی و این تالاب مهتابیبیا ای همگناه من در این برزخبهشتم نیز و هم دوزخبه دیدارم بیا ای همگناه !ای مهربان با منکه اینان زود می پوشند رو در خواب های بی گناهی ها.و من می مانم و بی داد بی خوابی
راه بهشتمردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهميد که ديگر اين دنيا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدتها طول ميکشد تا مردهها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. پيادهروي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق ميريختند و به شدت تشنه بودند. در يک پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند که به ميداني با سنگفرش طلا باز ميشد و در وسط آن چشمهاي بود که آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازهبان کرد: «روز به خير، اينجا کجاست که اينقدر قشنگ است؟» دروازهبان: «روز به خير، اينجا بهشت است.» - «چه خوب که به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم.» دروازهبان به چشمه اشاره کرد و گفت: «ميتوانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان ميخواهد بوشيد.» - اسب و سگم هم تشنهاند. نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است. مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. پس از اينکه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعهاي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازهاي قديمي بود که به يک جاده خاکي با درختاني در دو طرفش باز ميشد. مردي در زير سايه درختها دراز کشيده بود و صورتش را با کلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود. مسافر گفت: روز به خير مرد با سرش جواب داد. - ما خيلي تشنهايم.، من، اسبم و سگم. مرد به جايي اشاره کرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر که ميخواهيد بنوشيد. مرد، اسب و سگ، به کنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشکر کرد. مرد گفت: هر وقت که دوست داشتيد، ميتوانيد برگرديد. مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟ - بهشت - بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است! - آنجا بهشت نيست، دوزخ است. مسافر حيران ماند: بايد جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی میشود! - کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما میکنند. چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا میمانند... بخشی از کتاب «شیطان و دوشیزه پریم»، پائولو کوئیلو
I have put the book on Edward Teller that I am reading on my shelf so that you can find it. Since you are interested in physics I think you would find it an interesting book - he discusses the infancy of the field, what discoveries were made by whom (and what he discovered, although he's very modest), his early life in Hungary and the schools he attended, his experiences in Britain and the United States (and he wasn't even 30 yet!). He goes into various theories in an in-depth manner, which I didn't really understand, not being a physics major, but overall the book is quite good. I do recommend that you pick up a copy and give it a try. I think you'll be pleasantly surprised; he has a nice writing style, very direct.
تلاش براي فراموش کردن کسي که دوستش داري درست مثل اين مي مونه که کسي رو که تا حالا نديدي رو بخواي به خاطر بياري
Then I will get it from the library and read it. Right now I'm reading the memoir of Edward Teller, who is "The Father of Atomic Energy." It's pretty fascinating, and quite wonderful how down-to-earth this guy really was. Happy reading!
.شب ندارد سر خواب می دود در رگ باغ .باد , با آتش تیزابش , فریاد کشان پنجه می ساید بر شیشه درشاخ یک پیچک خشک !از هراسی که ز جایش نرباید توفان
جملات و سخنان زيبا و نغز از بزرگان: - دست بگیر، شما را از دیگران جدا می کند، دست بده اتحاد ایجاد می کند.- وقتی از کار دست بکشید که کار شما انجام شده باشد، نه آنگاه که خسته شده اید.- روابط یک جانبه نمی پاید. اگر یکی همیشه از خود مایه می گذارد و دیگری فقط بهره می برد، دیر یا زود رشته ارتباط می گسلد.- از این که من کاشتم و دیگران برداشتند گله ای ندارم. پشیمانی فقط وقتی معنی دارد که بکاریم اما کسی درو نکند.- اعضای قابل اعتماد تیم به انجام هر کاری که از آنها برآید اشتیاق دارند.- توفیق تیم در گرو انضباط اعضای آن است: انضباطِ اندیشیدن، انضباطِ احساسات و عواطف و انضباطِ لازم برای اقدام و عمل- کسی که انضباطِ اندیشیدن دارد، هر کاری را بهتر انجام می دهد.- اگر خلق و خوی خود را کنترل نکنید، برنده نخواهید شد.- تفاوت برنده و بازنده در عمل و بی عملی است- صفتهاي بايسته يك رهبر: 1- شخصیت، 2- جاذبه، 3- تعهد، 4- ارتباط، 5- لیاقت، 6- شجاعت، 7- قدرت تشخیص، 8- تمرکز، 9- بزرگواری، 10- ابتکار، 11- گوش دادن، 12- شور و شوق، 13- نگرش مثبت، 14- مشکل گشایی، 15- روابط، 16- مسؤولیت، 17- امنیت خاطر، 18- تسلط بر نفس، 19- خدمتگزاری، 20- بیاموزید، 21- آینده بینی و قوه تشخیص- اگر زندگی ات در خطر نیست. خود را به ستیز میفکن.- شهریاری که خشمگین باشد. قادر به تشکیل سپاه نیست و فرمانده ای که ناراضی باشد. قادر به جنگیندن نیست- بعد از چندی، شهریارخشمگین ممکن است شاد شود و فرمانده ناراضی راضی گردد. ولی سرزمینی که از دست رفت، دیگر به دست نمی آید و مرده به زندگی باز نخواهد گشت.- تاریخ تا کنون جنگی طولانی به خود ندیده است که در آن کشوری به مناقع قابل توجهی رسیده باشد.- کسانی که اسلحه شان را به سرعت کنار نگذارند، خود شکار اسلحه ها خواهند شد.- برای دشمنی که محاصره شده است. یک راه فرار باز بگذارید بدینسان او حس می کند که راهی به جز مردن هم می تواند داشته باشد.- فرمانده مجرب به جای آن که پیروزی را از افراد خود بخواهد، پیروزی را در دل فرصت ها می جوید.- جاده هایی هستند که نمی بایستی در آن ها قدم نهاد. دشمنانی هستند که نمی بایست بر آن ها تاخت. شهرهایی که نباید بر آن ها حمله برد و زمین هایی که نباید بر سر آن ها مشاجره نمود.- نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد.- نگرش ها واگیردار هستند.- سرعت پخش نگرش بد بیش تر از نگرش خوب است.- نگرش واقعیت درونی هرکس را برملا می کند و تظاهر آن، کارها و حرکات اوست.- تنها فرق بین موفقیت و شکست، نوع نگاه است.- هیچ عاملی نمی تواند افرادی را که دارای ذهنیت درست هستند از رسیدن به هدف و مقصود بازدارد و هیچ عاملی نمی تواند به کسانی که ذهنیت نادرست دارند کمک کند.- وجود نگرش خوب در میان بازیکن ها لزوما سبب موفقیت تیم نمی شود، اما داشتن نگرش بد شکست تیم را تضمین می کند.- بدون داشتن بازیکن های بزرگ امکان بردن وجود دارد اما با داشتن بازیکن های بزرگ هم می توان میدان را به حریف واگذار کرد.- بزرگ ترین دستاوردهای تاریخ کار انسان هایی بوده که فقط اندکی از انبوه همتایان خود پیش تر بوده اند.- خوب، دشمن بهتر است.- رهبران می دانند برای گزینه بهتر باید خوب را جواب کنند.- ملاک موفقیت یک رهبر به میزان ماندگاری سازمان بعد از اوست.- یک رهبر هرقدر هم ذاتا ماهر و هنرمند باشد، اگر بر نفس خود مسلط نباشد نمی تواند از همه ی توانایی و استعدادش بهره مند شود.- گاه آن قدر سرگرم تمیز کردن مغازه می شویم که فراموش می کنیم در را به روی مشتریان باز کنیم.- بهترین کار، کاری است که از انجام آن لذت می بریم. شغلی را بپذیر که عاشق آن باشی.- استعداد بدون انضباط مانند اختاپوسی است که سوار رولراسکیت شده است. جنب و جوش زیاد ولی جهت حرکت نامعلوم.- اگر آرمان شما در خدمت دیگران نیست، لابد آرمانی حقیر است.- کارایی اساس بقا است. اثربخشی اساس موفقیت است.- انسان استعداد رهبری دارد. اما یک شبه نمی توان رهبر شد. رهرو این راه باید صبور و شکیبا باشد.- قهرمانان آنانی هستند که می دانند کیستند.- زمانی که شما بالاخره تصمیم گرفتید تا سکان دار زندگی خود باشید، تا آن چه را برایتان واقعا اهمیت دارد بشناسید. تا برنامه و جهتی را تعیین کنید که روشن کند دقیقا به کجا و چگونه می روید، آن گاه شما نیز از همان احساس آرامشی سخن خواهید گفت که چرچیل در تاریک ترین ساعات تاریخ انگلستان از آن یاد کرده است. چرچیل این توانایی را داشت که بگوید: [مطمئن هستم که نباید شکست بخورم.] من به احترام اعتماد به نفسی که این معنی از آن برخاسته است، سر تعظیم فرود می آورم.- تجربه کار گروهی انسان را فروتن می کند.- گروه ها چیزی بیش تر از یک تجمع ساده افراد انسانی هستند. تفاوت بین یک گروه و یک توده انسانی، ناشی از بارقه الهی است که در گروه وجود دارد، ولی توده فاقد آن است.- چنانچه اعضای گروه نیت، تصمیم و ارزش های مشترکی داشته باشند، در آن صورت آن ها علاقمند به جایگزینی خودخواهی با دیگرخواهی خواهند بود.- نکته شگفت انگیز این است که وقتی گروه را بر خود مقدم بدارید، به ناگهان اهداف شخصی تان بهتر از زمانی که خود را مقدم می داشتید، برآورده خواهد شد.- مچ افراد را در حین انجام کارهای درست یا تقریبا درست بگیرید (و برای این کارشان آن ها را تشویق کنید و به آن ها پاداش دهید.)- بازیکنان خبره و ماهر تحت نظر مربیان ترسو و محتاط نمی توانند یک گروه توانمند پیروزی آفرین درست کنند.- کسی که به من اعتماد می کند، از کسی كه مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است.
: در نگاهت همه مهربانی هاست . قاصدی که زندگی را خبر می دهد .و در سکوتت همه صداها !فریادی که بودن را تجربه می کند
Hi Anna,Glad to be friends with you; I'm interested in some of the books you've read - did you have to read Antigone for school? I've never read it - did you enjoy it?
Hi dearThanx a lot for your friendship request.I will be happy to be your friend.Be happy
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابريل گارسيا مارکز
ali mige mikhad in hame ketab ke khonde inja add kone khoda be dad berese ;)
asan fahmidi chi goftam golam ???
khob hala aabero maro bebara hala asan ketabesh khob hast ????;)
ki in akhara hamash perfect migire haaaaaaaa!!