Books

Request Friendship
Send Request Cancel

Ramin Lion

Ramin Lion

برخيز و بيا بتا براي دل ما ---
حل کن به جمال خويشتن مشکل ما ---
يک کوزه شراب تا بهم نوش کنيم ---
زان پيش که کوزه‌ها کنند از گل ما---
خيام ---
درود
- نامم رامين است و بيش از چهل بهار را پشت سر گذاشته ام ؛
- سالروز تولدم يک روز پس از پيامبر نخست ايرانيان زرتشت ميباشد ( تنها روز نه سال! )
- از زمانيکه به ياد... more »
  • TEHRAN, Iran
  • member since November 3 2007

Ramin Lion’s last login was 10 hours ago.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • OBEYD

    OBEYD says

    ارباب از عصبانیت شبیه دیگ جوشانی شده بود. به خاطر همین احساس کردم که برای تسلی خاطر ارباب هم که شده باید مطلبی سر هم کنم. به خاطر همین با قیافه بشاشی گفتم: ارباب درسته که پسرتون فوت کرد, خونتون سوخت, اسبتان سقط شد و سگ تازیتون نفله شده, اما من برای شما خبر خوش هم آورده ام که همه غماتون رو تسکین میده. با صدای گرفته آهی کشید و پرسید: به درک بری با خبر خوشت دیگه چه آورده ای؟ -دختر وسطیتون عدال باجی یک پسر کاکل زری زاییده که از هر ثروتی بیشتره. ناگهان چشمان خان از حدقه خارج شد. -کدوم عدال باجی؟ ثانیه ای خاموش شد و سپس چون گاو نر نعره کشید: دختر من که هنوز شوهر نکرده!!! از روی شرم سرم را انداختم پایین و گفتم البته اگر خدا بخواهد دوشیزه هم بچه دار میشود. اتفاقا چقدر هم خوشگله. شبیه عادل ارابه چی تونه. کپ خودشه!!! این دیگه مافوق طاقت خان بود و بیهوش روی تشکچه افتاد.
    .
    .
    .
    گزیده ای از کتاب آتشپاره............ نوشته غفور غلام

    posted yesterday. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    الا یا ایها الساقی بخوان افسانه بر دلها
    که این افسون افسونگر، نهاد افسانه در دلها

    همی من روی او خواهم میان جمله صورتها
    کجا نقاش چینی را توان خلق سلاسلها

    بیا بستان تو این جانم ، ولی بگشای روی خود
    ازیرا مهر خوبان بوده انجام مقابلها

    ز خود دیدن حذر باید ، تماما” جمله او دیدن
    چنین گفته است پیر ما ، نشیند بر سر دلها

    شب و روزم شده فکرت, به هر جا می‌روم ذکرت
    نگاهی ، از سر مهرت نما ، مهتر شمائلها

    سلامت باد ای جلوه ، که در گلزار روی او
    غزل خوانی و شادابی به بستانها و محفلها

    posted 8 days ago. ( send a note )
  • Reza H

    Reza H says

    قطار می رود
    تو می روی
    تمام ایستگاه می رود
    و من چقدر ساده ام که سال های سال
    در انتظار تو
    در ایستگاه رفته ایستاده ام
    و همچنان به ایستگاه رفته تکیه داده ام....
    "امین پور"

    posted 8 days ago. ( send a note )
  • mansoureh

    mansoureh says

    پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

    «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

    تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
    تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
    اما هیچ یک ندانست.



    تنها یکی از مردان دانا گفت :
    که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
    اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید،
    پیراهنش را بردارید
    و تن شاه کنید،
    شاه معالجه می شود.

    شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
    آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
    ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
    حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
    آن که ثروت داشت، بیمار بود.
    آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،
    یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت.
    یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
    خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

    آخرهای یک شب،
    پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
    که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
    « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
    سیر و پر غذا خورده ام
    و می توانم دراز بکشم
    و بخوابم!
    چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

    پسر شاه خوشحال شد
    و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند
    و پیش شاه بیاورند
    و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

    پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،
    اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • !V!entha

    !V!entha says

    salam

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Envision[Doomed]

    Envision[Doomed] says

    http://tinyurl.com/ygxore2

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • mahdokht B

    mahdokht B says

    سلام رامين جان نام من ماهدخت مي باشد و بسيار از آرزويي كه برايم كرديد سپاسگزارم چون هيچ چيزي به زيبايي رهايي و سرافرازي برازنده ي يك انسان نيست
    درود برشما و انديشه نيكتان.

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • sanaz h

    sanaz h says

    وقتتون بخیر من ایمیلی برای شما فرستادم و نوشته خود را ضمیمه کردم و سپاسگذار می شوم اگر مرا لایق دریافت نظرتان در رابطه با آن بدانید. خطایم را در رابطه با عدم تمیز دادن گفتگو در باره دین ودین گریزی عفو کنید اما خوشحال خواهم شد اگر دلیل این عدم تمایلتان را بدانم.راستی دوست داشتم اگر از نظر شما ایرادی ندارد بدانم تخصص شما در چه ضمینه ای است و به چه کاری مشغولید. با سپاس

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Sousan S

    Sousan S says

    خیلی قشنگ بود :) Thnx

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • soheila n

    soheila n says

    رامین جان
    از یادآوری قشنگت ممنونم
    اتفاقاً من یک هفته ای هست که دارم شازده کوچولو رو دوباره مرور می کنم
    عجب حسن تصادفی
    سپاس دوست من

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • aylin a

    aylin a says

    سلام
    خواهش میکنم من هم ممنونم از آشناییتون.

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • OBEYD

    OBEYD says

    خروس: شما بوقلمونها همگی آخرش حلیم میشوید ( خنده حضار )
    و کمی بعد برای دلجویی گویا می گوید :
    خب ، همه ما میمیرم اما شما حداقل میدونید برای چی میمیرید
    .
    .
    .
    گزیده ای از رمان قلعه حیوانات....... اثر جورج اورل

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • OBEYD

    OBEYD says

    خروس: شما بوقلمونها همگی آخرش حلیم میشوید ( خنده حضار )
    و کمی بعد برای دلجویی گویا می گوید :
    خب ، همه ما میمیرم اما شما حداقل میدونید برای چی میمیرید
    .
    .
    .
    گزیده ای از رمان قلعه حیوانات....... اثر جورج اورل

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • sanaz h

    sanaz h says

    الان از کلاس مثنوی خانی بر میگردم کلاسی که به هیچ کلاس مثنوی خانی دیگری شبیه نیست و همین امشب پیغام شما رو گرفتم،برایم خیلی جالب بود که شما عاشق مولانا هستید اما از دین گریزان مولانا به نظر می رسد در پس پرده کلامش به اثبات نقش یگانه پیامبران در عالم خلقت می پردازد. دلیل اینکه مشخص نکردم متنی را که از آن خوشم آمد این بود که صادقانه بگویم فقط لذتی را که از خاندنش بر ذهنم گذشت در خاطرم مانده و یادم نیست کدام متن بود اما دیدگاه و نوع نگاه شما را می پسندم. و به خودم نزدیک حس می کنم. همین است که تمام متن ها به جانم تلنگری شیرین می زند.این روز ها به کلاس آقای جنیدی هم (زبان پهلوی) می روم شنیدن نظرتان برایم جالب خواهد بود. در ضمن من گاهی داستانکی می نویسم و تمایل دارم صاحبان فن نظرشان را در موردش بگویند تا راهگشایم باشد و در این راه بتوانم به جلو روم. اگر اجازه بفرمایید ایمیل داده تا خدمتتان ارسال کنم. سپاسگذار خواهم شد.

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • mahdokht B

    mahdokht B says

    سلام رامين جان
    ممنون از اين پيام زيبايي كه ارسال كردي زيرا گاهي آنقدر درگير زندگي مي شويم كه يادمان مي رود لبخندي هم وجود دارد لبخندي كه مي تواند يك زندگي را نجات دهد. با خواندن اين پيام لبخند روي لبان آمد و دريافتم كه يكبار ديگر به زندگي بازگشتم و سپاسگزارم از تو دوست خود به خاطر ياد آوري اين هديه خداوند كه به رايگان به همه ما ارزاني كرده است و مي داني كه هر آنچه كه به رايگان ميدهند معمولا بي ارزش مي شود. براي يادآوري داشته هايم ازت سپاسگزارم.اميدوارم هميشه لبانت خندان باشند.

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    سلام دوست عزیز
    بحث کتاب چهارم تو گروه ایجاد شده. منتظر نظرات شما هستیم

    اسم کتاب: 1984 نوشته جرج اورویل
    پیشنهادی از زهرا جان

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    سلام آقا رامین گل
    حالتون چطوره؟
    7 آبان تولد کوروش کبیر بود و من یاد شما افتادم و گفتم بیام و بهتون تبریک بگم این روز تاریخی رو و براتون آرزوی سلامتی بهروزی و شادکامی کنم و امیدوارم که مثلث طلایی زرتشت -گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک- در همه مراحل زندگی همیشه در وجودتون شعله ور باشه
    با درود فراوان
    سعید

    posted 3 weeks ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    با تشکر بسیار از همکاریتون

    همونطور که خودتون خواسته بودین نوبت شما رو به آخر لیست منتقل کردم

    با تشکر
    شاد باشین

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • Fatima S

    Fatima S says

    سال‌ها و سال‌هاست
    تابوت چه بغض‌ها و بيم‌ها
    که بر شانه‌ام می‌بريم،
    و در ما
    چه مردگانی که زنده‌اند!


    سال‌ها و سال‌هاست
    ما خود مزار مرارت ديگرانيم و
    نمی‌ميريم.

    posted 1 month ago. ( send a note )
  • mahboubeh

    mahboubeh says

    سلام

    با توجه به انصراف دادن نفر چهارم. نوبت شما یک نفر به جلو افتاده لطفا امروز یا فردا کتابتون رو معرفی کنید و آماده ایجاد دیسکاشن مربوطه باشین. و یا اگه مشغله کاریتون زیاد هست میتونیم نوبت شما رو هم عوض کنیم. خیلی ممنون از همراهیتون. منتظز جواب شما هستم

    posted 1 month ago. ( send a note )