Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

_________

_________

has 31 followers and is following 10 people

http://www.procreo.jp/labo/flower_garden.swf یادگاری !!!




دل به روئیای شبی بسته ام
که جز ماه ، کسی مرا نمی نگرد...
او هم از من، از جنس تنهاییست!
و قرن هاست،
همه گمان می کنند،
که تنها ابرهای دل شکسته می گریند!
اما کسی نمی داند هنوز،
من تنهاییم را هرشب،
از گریه های ماه پر می... more »
  • member since October 30, 2007

Public Notes

 
1 2 3 4 5  | Next » Last 
Displaying 1-20 of 137 notes
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ی ذات ، کاغذ از صفحه ی دل ، نور از شمع حیات ، تا نویسم همه جا ، نام زیبای تو را .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    با سلام خدمت دوستان عزیز

    وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده " با شعر جدید به نام " نجات یافته گان " به روز شد

    شما را به خواندن این شعر دعوت می کنم و منتظر شنیدن نظر گرانقدر شما هستم

    http://teekany.blogfa.com/

    با مهر و احترام

    امیر حسین تیکنی

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    من آنقدر خوشبختم که شب ها با لالا یی ستاره ها می خوابم. اگر شبی ستاره ها پتوی ابر را بر سر خود بکشند و بخوابند، من باز هم خوشبختم؛ حتی اگر ستاره ها برایم لالایی نگوین.
    راستی دوست داری امروز چه رنگی باشد؟ درست است، هر رنگی که تو بخواهی همان می شود. فقط یادت باشد که لحظه هایت را عاشقانه رنگ آمیزی کنی. پنجره را بگشا. می بینی هوا چقدر خوش بوست. آن طرف را نگاه کن. آن طرف آسمان را می گویم. آن هشت رنگ رنگین کمان را می بینی! تعجب نکن، اگر تو بخواهی رنگین کمان هم هشت رنگ می شود. فقط کافی است که تو بخواهی. تو می توانی بخواهی، پس این آزادی را از خودت نگیر. از همین امروز شروع کن. هیچ وقت دیر نیست. برای آفتاب یک کارت دعوت بفرست، مطمئن باش اگر تو یک بار او را دعوت کنی بار دیگر اوست که تو را به میهمانی فرا می خواند. وقتی باران می بارد از باران فرار نکن، بگذار باران تمام خستگی هایت را بشوید. من که زیر باران حمام می گیرم و زیر آفتاب خشک می شوم.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    می گویند: "آب در مقیاس کیهانی از طلا کمیاب تر است" . ... و ما غرق این نعمت رایگان هستیم و قدرو قیمتش نمیدانیم!!

    این عنصر به عنوان اساسی‌ترین "حّلال" جهان، قدرتمند‌ترین عامل تجزیه تحلیل ملکولی و ترکیب عناصر جدید در طبیعت می باشد وحیات بدون آب هرگزدر زمین پدید نمی آمد.

    چهارپنجم کره زمین را آب فراگرفته و حیات در اقیانوس‌ها بمراتب متنوع تر از خشکی‌هاست. با اینحال آیت ِآب در"انفس" انسان همانقدرشگفت آوراست که در "آفاق"ِ بیکران هستی:

    بین ۷۵ تا ۸۰ در صد بدن ما را در کودکی آب تشکیل میدهد (۱) ، مغزانسان بیش از این، یعنی ۸۵ درصداز آب تشکیل شده!! و تمام فعل و انفعالات الکتروشیمیائی درانتقال اطلاعات میان سلول‌های مغزدر آب انجام می شود! بطوری که هیچ تفکر و اندیشه ای بدون این روند انجام نمیشود. حتی استخوان ها، که آنها را جامد می پنداریم، بین ۱۰ تا ۱۵ در صد از آب تشکیل شده اند.

    در بدن ما بیش از ۷۰ تریلیون سلول مشغول کاردائمی هستند که نه تنها بخش اعظم‌شان از آب تشکیل شده، بلکه اصولا به هیچ چیزی که در آب محلول نشده باشد اجازه عبورنمیدهند. دانشمندان بدن انسان را یک ماشین آبی (Water Machine) می‌دانند که به گونه‌ای طراحی شده تا وظیفه بنیادی محافظت از ارگانها و بافت‌ها را با حرکت در میان آب و مواد معدنی انجام دهد !!

    بطور کلی شناخته شده ترین نقش آب در بدن انسان به قرار زیر است: (۲)

    · تنظیم درجه حرارت بدن

    · مرطوب نگه داشتن بافت های چشم و بینی و دهان و ...

    · روغن کاری ماشین مفاصل و اتصالات حرکتی

    · حمل و نقل مواد غذائی و اکسیژن به سلول ها

    · محافظت از ارگان ها و بافت ها

    · کمک به هضم غذا، لینت دهنده معده و رساننده آنزیم‌ها، کوآنزیم‌ها، هورمن‌ها، آمینواسیدها، کربوهیدرات‌ها و....

    · دفع کننده اوره، دی اکسیدکربن و الکترولیت های زائد و ...

    · کمک به متابولیسم بدن و کاهش چربی‌ها (با تنظیم اشتها و کاهش سدیم و دفع سمومات و...)


    آب در قـرآن !

    واژه "ماء" ۵۹ بار در قرآن بصورت معرفه یا نکره تکرار شده است که ارزش بی‌نظیر این عنصر حیات بخش را از جهات مختلف بیان میکند. نیمی از این تعداد مستقیما به "نزول باران" حیات بخش از آسمان اشاره می کند که آن را "آب پر برکت" (ماءً مبارکاً) و "آب پاک کننده" (ماءً طهوراً) نامیده است. آبی که منشا همه سبز و خرمی ها و حیات و حرکت همه موجودات زمینی می باشد و کمتر کسی است که از نقش اساسی آن در این کره خاکی، که بیشترین آیات قرآن ناظر به این عملکرد "آب" است بی خبر باشد.

    ما در این نوشته تنها به لیست موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد اشاره می کنیم. پرداختن به هر یک ازاین موارد، علاوه برنیاز به تخصص و دانش مقدماتی (که این قلم فاقد آن است)، مستلزم موقعیت و مقالاتی دیگر است.


    آب منشاء حیات

    آیات ذیل نشان می دهد که همه چیز از آب آفریده شده و این عنصر عامل اصلی حیات می باشد:

    نور ۴۵ – وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء
    و خداوند همه چیز را از آب آفرید ...

    هود ۷ – وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء
    و او کسی است که آسمان ها و زمین را طی شش دوران آفرید وعرش (نظام آفرینش) او بر آب قرار داشت

    انبیاء ۳۰ – وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
    ...و از آب همه چیز را زندگی بخشیدیم ...


    وجود دو سیستم آب شور وشیرین در جهان (توجه به مطبوع بودن مزه آب)

    آب همه دریاها و اقیانوس‌ها همواره تلخ و شور و آب همه رودخانه ها همواره شیرین و گواراست، در حالی که میلیون‌ها سال است این دوسیستم دائما در هم آمیخته می شوند؛ آب شیرین رودخانه ها به دریاها می ریزد وآب شور دریاها بر اثر گرمای آفتاب تبخیر شده و ذرات آن به نیروی باد، باران را بر سطح زمین نازل می کند و رودخانه ها را تشکیل می دهد، اما همچنان هریک از این دو سیستم ماهیت تلخ یا شیرین خود را حفظ کرده است!؟

    شگفتی‌های این "آیت" آنچنان است که بیانش برای متخصّصین کتاب یا کتاب‌هائی را می طلبد، ذیلا به لیست آیات مربوط به آن اکتفا می کند:

    فاطر ۱۲ – وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    این دو دریا که یکی شیرین و گواراست، که آشامیدنش خوش کام است، و دیگری که شور و تلخ است، یکسان نیستند؛ و (با این حال) شما از هر کدام ماهی تازه ( صید می کنید و) می‌خورید و زیوری (مروارید و مرجان) برای آراستن خود از آن بیرون می آورید. (علاوه بر آن، در هر دو) کشتیها را می‌بینی که (سینه امواج را) می شکافند تا از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گذارید.

    فرقان۵۳ – وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا
    اوست که دو دریا را به هم پیوست، یکی شیرین و گواراست و دیگری شور و تلخ؛ و میانشان حایلی قرار داد و مانعی نفوذ ناپذیر.

    رحمن ۱۹ تا ۲۴ – مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُوَالْمَرْجَانُ
    دو دریا را به هم آمیخت تا تلاقی کنند، (درعین حال) میانشان حایلی است که از حد خود تجاوز نکنند (در هم ادغام نگردند).... از هر دو مروارید و مرجان به دست می آید؛ ... کشتیهای بادبان برافراشته در دریا از (حکمت) اوست.

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    آیا آن خدائی که میان دو بحر (دو سیستم آب فراوان) مانعی (برای یکی شدن) قرار داد بهتر است یا ...؟ آیا الهی به غیر از الله وجود دارد؟

    واقعه ۶۸ تا ۷۰ – أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
    آیا به آبی که می نوشید توجه کرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فرو باریدید یا ما فرود آورنده ایم؟ اگر می‌خواستیم (همچون آب دریاها) آن را شور و تلخ می گرداندیم، پس چرا سپاس نمی دارید؟


    منابع زیر زمینی آب

    ساختمان قشر بیرونی زمین به گونه ای طراحی و تقدیر شده است که نه غیر قابل نفوذ است، که باران را از خود براند، و نه یکسره نفوذ پذیر که آنقدر آب را به پائین ببرد که غیر قابل دسترس باشد. بلکه ترکیبی از طبقات نفوذ پذیر و غیر قابل نفوذ است که امکان ذخیره کردن آب در اعماق سطحی و جریان یافتن تدریجی آن را از طریق چشمه ها و رودخانه ها درفصول خشک و گرم فراهم می‌سازد.

    اگر همه سطح زمین را سنگ‌های آذرین یا خاک چسبنده، همچون رُس، پوشانده بود، اصولا آبی ذخیره نمی گشت، یکسره سیلاب‌های سهمگین در سطح زمین جاری بود یا آب های جمع شده در مرداب ها می گندید. در این صورت خاک زراعتی در کوه و دشت باقی نمی‌ماند و حیات گیاهی شکل نمی گرفت.

    موضوع "سفره های زیر زمینی" آب که در قرون اخیر جلب توجه دانشمندان را کرده و امروز با حفر چاه‌های عمیق و تغذیه این سفره با سیلاب های بهاری و سوق دادن آن از طریق کانال‌های انحرافی موجبات توسعه کشاورزی را فراهم می سازند، عیناً در قرآن با واژه هائی همچون: ینابیع (منابع زیر زمینی آب) ، اسکان (مسکن دادن به آب در زیر زمین) ، خزینه (انبار کردن آب) مورد اشاره قرار گرفته است:

    زمر ۲۱ – أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ
    آیا توجه نکرده ای که بی تردید این خداست که بارانی از آسمان نازل کرده، سپس آن را (به صورت) چشمه هائی (از طریق منابع زیر زمینی) روان کرده است...

    ینابیع از ریشه "نبع" به جوشیدن آب از سرچشمه اطلاق می گردد. اما می‌دانیم زمین از خود آبی ندارد، بلکه ذخیره انباشته شده در سفره های زیر زمینی را به تدریج به صورت چشمه ظاهر می سازد

    مؤمنون ۱۸ – وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ
    ما از آسمان بارانی به اندازه (نه کم و نه زیاد) فرستادیم و آن را در(طبقات تحتانی) زمین جای دادیم و بر دور کردنش (از دسترس) هم توانائیم


    قدر و اندازه داشتن باران

    در آیه فوق علاوه بر وجود سفره های زیر زمینی، اولاً به مسئله "قدر" یعنی حسابِ دقیق داشتن نزولات جّوی در هر منطقه و هر سال اشاره میکند، ثانیاً به این حقیقت که همه آب ذخیره شده قابل دسترسی نبوده و بعضاً به دلیل تبخیر یا پیوستن از زیر به دریاها، از امکان بهره برداری خارج می گردد. توازن میان انواع حالات، خود از شگفتی هاست، چرا که ممکن بود تماماً غیر قابل بهره‌برداری انسان باشد!

    حجر ۲۱ و ۲۲ – وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ. وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
    هیچ چیزی نیست مگرآنکه خزاین آن در اختیار ماست و آن را جز به اندازه معین عرضه نمی کنیم. بادها را عامل لقاح (ابرها و گیاهان) فرستادیم و از آسمان باران را باراندیم که شما را بدان سیراب سازیم و شما خزانه کننده آن (در زیر زمین) نیستید.

    اگر باران بیش از حدّ نیاز می بارید، همیشه هوا ابری بود و از نور مستقیم آفتاب محروم می شدیم و اگر نزولات جوّی کمتر از وضعیت فعلی بود، خشک سالی زمین را خالی از سکنه می کرد! اما بدون آن که یکنواختی حاکم باشد، نظمی میان مناطق پر باران و کم باران بر قرار است که تنوع و ترکیب حکیمانه‌ای را طبق مشیت الهی رقم می زند.

    جاثیه ۱۱ – وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ
    و همان کسی که از آسمان باران را "به مقدار" معینی فرستاد؛ پس مائیم که زمین خزان زده و خشک را به وسیله آن حیات بخشیدیم، شما نیز همین گونه (از گورها) خارج می شوید


    آب خالص و گوارای "برف"

    همه می دانیم علاوه بر رودخانه های گسترده در سطح زمین، بخش مهمی ازذخیره سفره های زیر زمینی آب از طریق برفی که به تدریج در تابستان آب شده و روانه دره ها یا طبقات زیرین می شود تأمین می‌گردد، وگرنه باران بهاری به تنهائی کفایت این ذخیره را نمی کند.

    اگر کوه های سر به فلک کشیده نبودند، اصولا برفی هم برای دشت های خشک و تفتیده و مردم تشنه لب ذخیره نمی شد، آنهم آبی خالص و گوارا (ماءً فراتاً) که هنوز آلوده به رسوبات بستر رودخانه ها نشده است!

    مرسلات ۲۷ – وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا....
    و ما در زمین کوه های شامخی قرار دادیم و شما را از آبی گوارا سیراب ساختیم.


    آب های سطحی ( شیب طبیعی زمین)

    اگر همه جای زمین مسطح بود و شیبی وجود نداشت، اصلا آبی روان نمی شد و آبیاری زمین ممکن نمی گشت، بخشی از زمین مرداب‌هائی متعفّن می‌گشت و بخشی خشک و لم یزرع. این لطف خداست که حرکت آب را حکیمانه طراحی کرد!!

    سجده ۲۷ – أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ
    آیا توجه نکرده اند این مائیم که آب را به سوی زمین خشک و بی گیاه (با حرکت دادن در سراشیبی) سوق می دهیم و کشتزاری بدان پدید می آوریم که دامهایشان و خودشان از آن تغذیه می کنند. آیا نمی‌بینند!؟


    عمق قابل دسترسی آب

    اگر آب‌های نفوذی در زمین به اعماق پائین‌تری از امتداد دره ها روانه می شدند، هرگزبه صورت رودخانه، چشمه یا قنات ظاهر نمی‌شدند و در گذشته که هیچ، امروز هم مجبور بودند همچون چاه های نفت، با هزینه ای بسیار گزاف از اعماق چند هزارمتری زمین آب را استخراج کنند. آیا در این مسئله عبرتی نیست؟

    ملک ۳۰ – قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ
    بگو آیا هیچ اندیشیده‌اید اگر آب (های جاری یا ذخیره ای) شما به زمین فرو رود، کیست که برای شما آب جاری پدید آورد؟

    کهف ۴۱ – أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا
    و یا آب آن (به زمین) فروکش کند که هرگز توانائی دسترسی به آن را نداشته باشید.


    نفوذ تدریجی باران در زمین

    سرعت نفوذ باران در زمین وحرکت سطحی آن هم مسئله بسیار مهمی است که کمتر به آن توجه داریم؛ اگرسرعت بیش از وضعیت فعلی بود، خاک زراعتی را به کلی می شست و مراتع از بین می رفت و کوه ها تهی از سبزه می گشت، اگر کُندتر بود، ریشه گیاهان در آب می گندید و شیره خاک محلول در آب می گشت و گیاهان بی رمق می شدند. تبخیر آب از زمین نیز همين وضعیت را داشت، تبخیر سریع تر، آن را زودتر خشک می کرد و تبخیر کند تر در مواردی به آن آسیب می زد.

    سبا ۲ – يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
    (خدا) می داند آن چه را که به تدریج و آرامی در زمین فرو می رود و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه (با تبخیر) به آسمان عروج می کند و او بخشنده و آمرزگار است.


    رام کردن دریاها برای آدمی

    می گویند قدر سلامتی را وقتی از دست می دهیم می فهمیم! همین طور قدرنزدیکان و دوستان و سایر نعمت های خدا داد را. نعمات دیگری هم داریم که هرگز فقدان آنان را تجربه نمی کنیم تا قدرشان رابشناسیم! دریاها از آن جمله هستند، هرگز فکر کرده اید چگونه صدها عامل دست به دست هم داده‌اند تا دریاها رام و مسخّر آدمی گردند وما بتوانیم سراسر اقیانوس ها را با کشتی‌های کوه‌پیکر بپیمائیم و سینه امواج را بشکافیم؟

    اگر وزن مخصوص آب غیر از این بود، اگرباد نمی وزید، اگرشدت باد بیشتر بود وارتفاع امواج بلندتر می‌شد و اگرهای فراوان دیگر ...

    موضوع "مُسخّر شدن" دریاها، یعنی رام و قابل استفاده شدن آن برای حرکت کشتی‌ها از جمله موضوعاتی است که در قرآن مطرح شده است:

    جاثیه ۱۲ – اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    خدا کسی است که دریا را رام و قابل بهره برداری شما کرد تا کشتی‌ها به فرمانش (به نیروی باد) در آن روان شوند و تا شما به دنبال فضل خدا (در سفرهای تجارتی، تفریحی، ماهی گیری، حمل و نقل و ...) بروید، باشد تا سپاس نعمت گذارید.

    شوری ۳۲ – وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
    و از جمله نشانه های او کشتی‌های کوه پیکردر دریاست! اگر خدا بخواهد، باد را ساکن و آرام می کند تا (کشتیها) بر پهنه دریا بی‌حرکت مانند؛ براستی در این (امر) بس نشانه‌هاست برای هر شکیبای سپاسگزار(حرکت کشتی، مقاومت آن در برابر امواج و بادهای مخالف و استفاده آن از بادهای مساعد و پیشروی به سوی مقصد، حاوی درس های پندآموزی از صبر و شکر است).

    اسراء ۷۰ – وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً
    ما به راستی آدمی را بس گرامی داشتیم و در خشکی و دریا (بر مرکب) سوارش کردیم و از نعمت های پاکیزه روزیشان دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریدگان خویش آشکارا برتری بخشیدیم.

    نحل ۱۴ – وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    و او کسی است که دریاها را در خدمت شما گماشت تا از آن ماهی تازه بخورید و زیوری ( دُرّ و مرجانی) برای آراستن خود از آب بیرون آورید؛ و کشتی ها را در آن می بینی که (سینه امواج را) می‌شکافند تا (سیر و سفر کنید) و از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گزارید.


    رودخانه ها

    در بخش قبل از "بحر" سخن گفتیم و در این بخش اشاراتی نیز به "نهر" می کنیم که بیانی است از روخانه ها. بحر و نهر هر دو به حجم عظیم آب گفته میشود، اما نهرنماد محدودتری از آن است که در حجم کمتری از میان دشت‌ها و دره‌ها عبور می کند. در مورد دریاها از آنجائی که رام شدن خشونت و امواج وحشی مسئله قابل توجهی است، قرآن کلمه "سخـّر" را بکار برده است، اما در مورد رودخانه ها بیشتر کلمه "جَعَلَ" را که نشانگر نظام تکوینی است:

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    یا آنکس که زمین را قرارگاه (شما) قرار داد و در آن نهرها و کوه های ثابت پدید آورد و میان دو (سیستم) آب حائلی قرار داد و ...

    رعد ۳ – وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا ...
    او کسی است که خشکی ها (قاره ها) را گسترش داد و در آن کوه ها و نهرها را قرار داد ....

    نحل ۱۵ – وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
    و در زمین کوه‌ها را (به عنوان لنگر زمین) قرار داد تا شما را (در اثرحرکت مستمرپوسته جامد) با خود نکشد و نهرها و راه‌هائی (پدید آورد) تا (بدان) راه یابید.

    قشر جامد زمین که پوسته نازکی روی طبقات مذاب است، از چین و چروک هائی تشکیل شده که طبیعت فعلی زمین را پدید آورده است. اگرسطح زمین همچون ماه یا برخی ستارگان خاکستر شکل بود، اگرصاف و صیقل بود و شکافی برای عبور نهرها وجود نداشت، اگرارتفاع چین و چروک ها بیش از وضعیت فعلی بود و آدمیان در میان قلل بلندتر از هیمالیا محبوس می شدند وراه عبور و ارتباط با سایرمجتماعات انسانی نمی یافتند، اگر شکاف دره‌ها ره بجائی نمی‌برد و شیب و فراز تقدیر شده زمین طراحی دیگری داشت

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • reza bala

    reza bala says

    ???? !!!! .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • reza bala

    reza bala says

    دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم؟ او که همینجاست کجا میرویم؟ حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر وریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجیب

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    • استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
    شاگردان فکرى کردند و يکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم
    استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
    شاگردان هر کدام جوابهايي دادند اما پاسخهاي هيچکدام استاد را راضي نکرد
    سرانجام او چنين توضيح داد : هنگامي که دو نفر از دست يکديگر عصباني هستند قلبهايشان از يکديگر فاصله مي گيرد آنها براي اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند
    سپس استاد پرسيد : هنگامي که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقي مي افتد؟ آنها سر هم داد نمي زنند بلکه خيلي آرام با هم صحبت مي کنند چرا؟ چون قلبهايشان خيلي به هم نزديک است . فاصله قلبهايشان بسيار کم است
    استاد ادامه داد : هنگامي که عاشقشان به يکديگر بيشتر شد چه اتفاقي مي افتد؟ آنها حتي حرف معمولي هم با هم نمي زنند و فقط در گوش هم نجوا مي کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي شود
    سرانجام حتي از نجوا کردن هم بي نياز مي شوند و فقط به يکديگر نگاه مي کنند. اين هنگامي است که ديگر هيچ فاصله اي بين قلبهاي آنها باقي نمانده باشد
    به اميد اينکه همه عاشق باشند تا هيچ فاصله اي بين قلبها نباشه

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    با سلام خدمت دوست عزیز و فرهیخته

    وبلاگ " آواز دسته جمعی ملاحان گمشده" با شعر جدیدی با نام " شاعر " به روز شد
    با احترام و مهر
    http://teekany.blogfa.com/

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    بهار بهار
    صدا همون صدا بود
    صدای شاخه ها و ریشه ها بود
    بهار بهار
    چه اسم آشنایی ؟
    صدات میاد ... اما خودت کجایی
    وابکنیم پنجره ها رو یا نه ؟
    تازه کنیم خاطره ها رو یا نه ؟
    بهار اومد لباس نو تنم کرد
    تازه تر از قصل شکفتنم کرد
    بهار اومد با یه بغل جوونه
    عید آورد از تو کوچه تو خونه
    حیاط ما یه غربیل
    باغچه ما یه گلدون
    خونه ما همیشه
    منتظر یه مهمون
    بهار اومد لباس نو تنم کرد
    تازه تر از فصل شکفتنم کرد
    بهار بهار یه مهمون قدیمی
    یه آشنای ساده و صمیمی
    یه آشنا که مثل قصه ها بود
    خواب و خیال همه بچه ها بود
    آخ ... که چه زود قلک عیدیامون
    وقتی شکست باهاش شکست دلامون
    بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
    خنده به دلمردگی زمین کرد
    چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
    واشدن پنجره ها رو دوست داشت
    بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
    من و با حسی دیگه آشنا کرد
    یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد
    حیف که همش سوال بی جواب شد
    دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
    که صب تا شب دنبال آب و نون بود

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • ch. mohammad khan  r

    ch. mohammad khan r says

    dear,



    Oh great lady with out name, why are you without name please. send your email address to me, so i am coming to Iran and I am spiritual man and every time praying to God Almighty!!!!!!!!!!!pray for me please, if you can ?????a faqeer!!!!!!!yours,wishes !!!!!!!!!!!!!countless prayers !!!!!!!!

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد
    هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز
    بهار 1388

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    دل جمله حكایت از بهار تو كند
    جان جمله حدیث لاله زار تو كند
    مستی ز دو چشم پر خمار تو كند
    تا خدمت لعل آبدار تو كند
    بیا به صدای چكاوك ها گوش كنیم كه آمدن بهار را نوید میدهند
    بیا به صدای جویبار گوش كنیم كه از جاری بودن زندگی خبر میدهد
    بیا ، عطر شكوفه های سیب را استشمام كنیم
    بیا به سبزی سبزه ، نگاه كنیم
    بیا با تیك تاك ساعت ، خاطراتمان را مرور كنیم
    بیا هر آنچه خاطرمان را آزرد ، با دست نسیم عشق پاك كنیم
    بیا به هم سخاوتمندانه سلام كنیم ، بیا خانه دل را با نام دوست آذین كنیم
    بیا سردی نگاه را از چشمانمان دور كنیم ، بیا تا آتش عشقمان را هر دم سوزان كنیم
    بار خدایا . . .
    از تو میخواهم كه مرا عفو كنی
    اگر دستی نیازی را پس زدم ، مرا عفو كنی ... اگر چشمی را گریاندم مرا عفو كنی
    اگر خاطری را آزردم مرا عفو كنی ... اگر دلی را رنجاندم مرا عفو كنی
    برای تمام كاستی هایم مرا عفو كنی ، مرا عفو كنی
    دوست من بیا از هر آنچه در سال 87 گذشت خاطره سازیم
    قلم عشق برداریم و برای هر آنچه كه میخواهد در سال 88 بر ما بگذرد عاشقانه بنویسم
    هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز
    و
    فرا رسیدن بهار بر شما مبارك باد

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    چاووشی شرم / خطاب به پروانه های دکتر براهنی

    در مجله ی ماه مگ
    http://www.mahmag.org/farsi/iranianpoetry.php?itemid=1558#more

    در مجله ی مرور
    http://www.morur.com/article.aspx?id=628

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    همه ی سفرهایم تو
    همه ی دریاهایم تو
    همه ی کشتی شکستگی هایم تو
    وقتی به تو فکر می کنم
    بادی مرا و تختخوابم را
    با خود می برد
    بی قطب نما بی سکان بی بادبان

    فریدون فریاد / آسمان بی گذرنامه

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    زندگی گیلاس است
    مرگ هسته ی گیلاس
    عشق درخت گیلاس

    ژاک پرور

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    ازدواج چیست ؟

    ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج
    و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
    فرانکلین

    * زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند
    درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار
    دارند.
    فرانسیس بیکن


    * تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما
    بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
    سامرست موام

    * ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت
    ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می‌شوید..
    جین کر

    * ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می‌شوند موضوعی ناامیدکننده است.
    ساموئل راجرز

    * مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها
    هم ازدواج می کردند!
    اچ.ال.منکن

    *مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.
    سینکلر لوییس

    * قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می‌اندیشد که شما گفته‌اید
    اما بعد از ازدواج، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می‌رود!
    هلن رولان

    * هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر
    را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می
    کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که
    همیشه دم دم‌های صبح به خانه بازمی‌گشت!
    ماری کورلی

    * زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمی‌کنند.
    مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که می‌کنند!

    * خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می‌کنند اسمش را می‌گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می‌کنند
    به آن می‌گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی!
    وارن فارل

    * اگر می‌خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می‌خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر می‌خواهی مادام العمر در عذاب باشی
    ازدواج کن!
    " ضرب المثل چینی

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    !سلام
    آمده ام خداحافظی کنم

    !مرا ببخشید
    اگر پاره های تنم را جا می گذارم
    خیال بازگشتن ندارم

    لب و دهانم
    چشم و گوشم
    ...همه به یادگاری

    می خواهم تنها بروم
    سبک و آسوده

    فقط انگشتانم را
    در جیب های پالتو ام می گذارم
    تا سردشان نشود

    و می روم
    تا کناره ی همه ی دریا های دنیایی دیگر را
    !دوره کنم

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Mohammad R

    Mohammad R says

    و نخل‌ها كه سحر سر به آسمان دادند
    صلات ظهر كه شد، ايستاده جان دادند
    صلات ظهر درختان اقامه مي‌بستند
    كه روح و راحت خود را به باغبان دادند
    چه نخل‌ها كه به انگشت‌هاي نامعلوم
    جهان گم‌شده‌اي را به ما نشان دادند
    كنار نعش افق‌ ناله‌هاي نيزاران
    غروب بود و چه حالي به كاروان دادند
    مسافران غريبي كه دير مي‌رفتند
    به كاروان نرسيدند تشنه جان دادند
    همين مشاهد مظلوم در ديار غريب
    به سرزمين شما هفت آسمان دادند
    (به سرزمين شما آه سرزميني كه
    غريب و دوست بدان زخم و استخوان دادند
    غريبه‌ها كه فقط شكل ميزبان بودند
    به زائران رطب، خنجر و سنان دادند
    براي هر كه مسافر براي هر كه رسيد
    سگان كوفه دويدند، دم تكان دادند
    وقيح بود ولي عابران نامربوط
    به جاي چشم، شما را دو تكه نان دادند)
    همين مشاهد مظلوم در ديار غريب
    به سرزمين شما هفت آسمان دادند
    به تشنگان مجاور فرات نوشاندند
    به خستگان سفر توشه و توان دادند
    به احترام شكفتن، جوانه روياندن
    به نخل‌هاي كهن فرصتي جوان دادند
    اگر چه تشنه در آغوش آسمان رفتند
    به سرزمين عطش، صبح و سايبان دادند
    به رغم آنچه به حلق بريده‌اي نرسيد
    چه جامها كه به مردان اين جهان دادند
    شبيه رود اگر آبروي اين خاكند
    شبيه چشمه به هرخطه‌اي روان دادند
    خداي من چه بهار شگفت‌انگيزي
    به بوستان غزل‌خيز عاشقان دادند
    چقدر بوي تو پيچيد و باد مي‌آيد
    چقدر بوي تو ر ا ياس و ارغوان دادند
    «زبان خامه ندارد سر بيان فراق»
    زبان خام مرا جرأت بيان دادند

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    Spirits Of The Dead

    Thy soul shall find itself alone
    'Mid dark thoughts of the grey tomb-stone;
    Not one, of all the crowd, to pry
    Into thine hour of secrecy.

    Be silent in that solitude,
    Which is not loneliness- for then
    The spirits of the dead, who stood
    In life before thee, are again
    In death around thee, and their will
    Shall overshadow thee; be still.

    The night, though clear, shall frown,
    And the stars shall not look down
    From their high thrones in the Heaven
    With light like hope to mortals given,
    But their red orbs, without beam,
    To thy weariness shall seem
    As a burning and a fever
    Which would cling to thee for ever.

    Now are thoughts thou shalt not banish,
    Now are visions ne'er to vanish;
    From thy spirit shall they pass
    No more, like dew-drop from the grass.

    The breeze, the breath of God, is still,
    And the mist upon the hill
    Shadowy, shadowy, yet unbroken,
    Is a symbol and a token.
    How it hangs upon the trees,
    A mystery of mysteries!

    Edgar Allan Poe

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    be weblogetun sar zadam , webloge jalebi bud ba ejaazatun copy kardam ru pc-im ta ghashang bekhunameshun

    be webloge man ham sari bezanid :)
    tazeh update shodeh
    www.teekany.blogfa.com

    posted 3 years ago. ( send a note )
1 2 3 4 5  | Next » Last 
Displaying 1-20 of 137 notes