Mana S

Mana S

Welcome to the world of my books.
First of all, i should thank my sister who invited me to the world of Shelfari.I
'm a stay at home mom with 2 lovely children.I don't have enough time to read, but i try to get times for reading.I love reading romance book. Hope that find more in this branch.
  • Tehran, Iran
  • member since Thursday, November 1 2007

Groups

Mana S’s last login was yesterday. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Jeihani

    jeihani says

    روزگار غریبیست نازنین؛
    دهانت را می بویند،
    مبادا گفته باشی: دوستت می دارم...
    تو فریادی شو تا باران.
    وگرنه می برندت به مرداران
    .
    .
    .
    دوم مرداد-سالمرگ احمد شاملو

    posted 17 hours ago. ( send a note )
  • Jeihani

    jeihani says

    روزگار غریبیست نازنین؛
    دهانت را می بویند،
    مبادا گفته باشی: دوستت می دارم...
    تو فریادی شو تا باران.
    وگرنه می برندت به مرداران
    .
    .
    .

    posted 17 hours ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    ñimä ràdian† says

    Stoped by to wish you a good day

    posted 21 hours ago. ( send a note )
  • Ñimä Ràdian†

    ñimä ràdian† says

    Life is all about timing… the unreachable becomes reachable, the unavailable becomes available, the unattainable… attainable. Have the patience, wait it out. It’s all about timing.

    posted 21 hours ago. ( send a note )
  • Eldar

    eldar says

    خوشا وقتي صبح بيدار مي شوم
    بيرون مي روم
    و گل شكفته اي را مي بينم
    كه تا ديروز نبود

    posted yesterday. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشون داریم بی فایده است، زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست - گوته

    posted yesterday. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    سال ها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟ دیدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نیستم

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    از ابوسعید ابوالخیرپرسیدند:خدا را کجا جوییم؟ابو سعید در پاسخ گفت:کجا جستید که نیافتید!

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    don't wait until people are dead to give them flower
    براي دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنها نباشين

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    انسان تنها مخلوقي است كه نمي خواهد همان باشد كه هست.

    »»» آلبر كامو

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Hossein B.K

    hossein b.k says

    گاهي اوقات همه آن چيزي كه انسان نياز دارد

    دستي براي گرفتن و قلبي براي درك شدن است

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Ali Balazadeh

    ali balazadeh says

    سلام
    دوست من به نظر شما دو چالشي كه همه نسل ها پيش رو دارند چيست؟

    خوشحال ميشم به وبلاگمون سر بزنيد و نظراتتون رو اونجا هم بنويسين
    http://ateamtiens.blogfa.com

    ممنون

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • fatemeh t

    fatemeh t says

    خورشید پرسید : چرا می گویی من عشق را نمی شناسم؟
    -چون عشق به معنای ساکن ماندن مانند صحرا نیست ، و به معنای جهان را گشتن چون باد ، یا به معنای همه چیز را از دور دیدن ، چون تو نیست . عشق آن چیزی است که روح جهان را وادار به تحول و تکامل می کند . هنگامی که برای نخستین بار به آن وارد شدم ، گمان کردم که کامل است . ولی بعد دیدم که او بازتاب همه آفریده هاست ، و به همین علت جنگها و شورشهایش را دارد . این ما هستیم که روح دنیا را تغذیه می کنیم . و زمینی که روی آن زندگی می کنیم بهتر خواهد شد اگر ما بهتر باشیم و بدتر خواهد شد اگر ما بدتر باشیم . اینجاست که نیروی عشق دخالت می کند . چون ما وقتی که دوست می داریم می خواهیم بهتر از آنکه هستیم باشیم .
    خورشید پرسید: تو از من چه می خواهی ؟
    -می خواهم کمکم کنی که به باد بدل شوم .
    ...
    بالاخره گفت : به سراغ دستی برو که همه چیز را نوشته است .
    ...
    آنگاه جوان رو به سوی دستی کرد که همه چیز را نوشته بود و به جای آنکه سخنی بگوید احساس کرد که همه جهان هستی در سکوتی ژرف فرورفته است ، پس خود نیز ساکت ماند.
    عشق در قلب او جوشید و شروع به دعا کرد. این دعایی بود که هرگز قبلا" نکرده بود ، چون دعایی بی کلام بود و در آن هیچ چیز نمی خواست .
    ...
    و مرد جوان در روح جهان غرق شد و دید که روح جهان جزئی از روح خداست و دید که روح خدا روح خود اوست .
    پس او هم حالا قادر بود که معجزه کند .
    بخشی از کتاب کیمیاگر نوشته پائولو کوئیلو

    posted 7 days ago. ( send a note )
  • saeed rahnama

    saeed rahnama says

    manaye aziz salam
    az babate not haee ke mifresti mamnoonetam , kheili
    marhoom monzavi , yade in she'resh oftadam :
    khiyale khaame palange man be sooye maah jahidan bood'o
    maah ra ze bolandaayash be sooye khaak keshidan bood
    palange man dele maghrooram parido panje ba khaali zad
    ke eshgh maahe bolande man varaye dast residan bood
    baghiyasho hatman khodet midooni...

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • liveblack

    liveblack says

    ای ثروتمندان محترم مرا با پول خود به خاک مسپارید
    مردار مرا با کارد آشپزخانه قدیمیمان که مداد تراش شبهای
    نویسندگی من است تکه تکه کنید ولاشه ام را در پست ترین
    نقاط این شهر بگسترانید تا سگهای کرسنه از آن سیر شوند
    که از دست شما ثروتمندان ناکس احدی سیر نشد است

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • Mohammad R

    mohammad r says

    شعر از : شل سیلور استاین



    آرزوهایی که حرام شدند



    جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند

    به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم

    لستر هم با زرنگی آرزو کرد

    دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد

    بعد با هر کدام از این سه آرزو

    سه آرزوی دیگر آرزو کرد

    آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی

    بعد با هر کدام از این دوازده آرزو

    سه آرزوی دیگر خواست

    که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...

    به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد

    برای خواستن یه آرزوی دیگر

    تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

    ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

    بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن

    جست و خیز کردن و آواز خواندن

    و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

    بیشتر و بیشتر

    در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند

    عشق می ورزیدند و محبت میکردند

    لستر وسط آرزوهایش نشست

    آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

    و نشست به شمردنشان تا ......

    پیر شد

    و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود

    و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

    آرزوهایش را شمردند

    حتی یکی از آنها هم گم نشده بود

    همشان نو بودند و برق میزدند

    بفرمائید چند تا بردارید

    به یاد لستر هم باشید

    که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

    همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!

    posted 10 days ago. ( send a note )
  • galiver J

    galiver j says

    دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
    هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
    اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
    دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند .
    بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید .
    هرگز لبخند را ترک نکن ‚ حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
    تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.
    هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
    شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب. وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.
    به چیزی که گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
    همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی.
    خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .
    زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری .

    گابریل گارسیا مارکز

    posted 11 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    استدلال منطقی

    همه‌ دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم ‌باشك بازي كنند. از بخت

    بد اينشتين اولين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند.

    همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن .

    نيوتن فقط يك مربع يک متري روي زمين مي ‌كشد و داخل آن روبروي اينشتين مي ‌ايستد. اينشتين

    مي‌شمرد :

    1 – 2 – 3 - ............. 97 – 98 – 99- 100

    او چشمانش را باز مي‌ كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است.

    اينشتين بلا فاصله مي‌گويد: " سوك ‌سوك نيوتن ". نيوتن انكار مي‌كند و مي ‌گويد نيوتن سوك ‌سوك

    نشده است . او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست . تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگونه او ثابت

    مي‌كند كه نيوتن نيست.

    نيوتن مي‌گويد: " من در يك مربع يه مساحت يک متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم

    نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم ،

    پس"سوك ‌سوك پاسكال !!!".

    posted 13 days ago. ( send a note )
  • AMIR HOSSEIN

    amir hossein says

    کلاهم را دو دستی می چسبم
    اول پاییز
    باد ما را خواهد برد ؟

    ع.کیارستمی

    posted 13 days ago. ( send a note )


© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy