omid y’s last login was Monday, May 18 2009.
Rated 5 stars
Rated 4 stars
Rated 3 stars
Read the review for The Zahir
Hey
Happy New Year, With Best Wishes ---- سال نو میلادی مبارک
مجموعه تئاتر شهر در آستانه فروریزی کاملنشست خبری مدیر مرکز هنرهای نمایشی صبح امروز درحالی برگزار شد که وی در اظهار نظری تازه از احتمال فروریزی کامل ساختمان تئاتر شهر به دلیل عملیات ساخت مترو در ضلع شمالی و عملیات ساخت مجتمع فرهنگی در ضلع جنوبی خبر داد.حسین پارسایی در این نشست خبری که به منظور تشریح فعالیتهای دو ماهه اخیر مرکز هنرهای نمایشی در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد با اعلام اینکه از زمان ریزش دیوار تالار قشقایی اقدام چشمگیری توسط هیچ نهادی صورت نگرفته است خاطر نشان کرد: متاسفانه دراین مدت فقط جلسه گذاشتیم و حرف زدیم و قول گرفتیم اما عمل شاهد هیچ اتفاق مثبتی دراین زمینه نبودیم .وی افزود : با توجه به مطالعاتی که داشتم اگر این ریزش ادامه پیدا کند به دلیل اینکه سازه مجموعه تئاتر شهر مدور است، این ریزش باعث خواهد شد که نصف ساختمان تئاتر شهر به یکباره فرورریزد .مدیر مرکز هنرهای نمایشی درمورد عملیات ساخت ایستگاه مترو در ضلع شمالی مجموعه تئاتر شهر هم گفت : متاسفانه با وجود جلسات و اعتراضهایی که از سوی ما و اهالی تئاتر چندی پیش برای ساخت ایستگاه مترو انجام گرفت اما چند روز پیش متوجه شدم که حفاریهای انجام گرفته تا ۴۰ متری ستونهای تئاتر شهر نیز ادامه پیدا کرده است .پارسایی ادامه داد: در اینکه ایستگاه مترو و اماکن مذهبی باید در هر منطقه و شهری وجود داشته باشد شکی نیست و همه بدانند جامعه هنری کشور به هیچ عنوان منکر ساخت و ساز این اماکن تاثیر گذار و مذهبی نیست و به همین خاطر نباید به عدهای اجاز سوء استفاده بدهیم که از ادبیات ما تعبیر دیگری کنند . ما فقط خواهان این هستیم که اگر قرار است این اماکن درمحوطههای کناری مجموعه تئاتر شهر ساخته میشوند متناسب وضعیت این مجموعه که قلب تئاتر کشور است ساخته شوند .وی تاکید کرد : از نطر من مجموعه تئاتر شهر یا برای عدهای مهم نسیت یا برای عدهای مهم است. اگرمهم است چرا به آسیبهای آن توجهی نمیکنند و اگر توجه میکنند چرا تا این حد در ترمیم آن تاخیر دارند .گزارش : خبرگزارى ايلنا برگرفته از سایت : http://www.aftab.ir/news/2008/nov/18/c5c1227011789_art_culture_theater_theater.php
برای سومین بار بخشی از نسخه های اولیه «داستان گن جی» كه از آن به عنوان قدیمی ترین رمان جهان یاد می شود، در هزارمین سالگرد نوشته شدنش پیدا شد. به گزارش خبرگزاری كتاب، این فصل با عنوان «اومه گا» (به معنی شاخه نخل)، بین سال های ۱۲۴۰ و ۱۲۸۰ بر كاغذ سنتی واشی نوشته شده و احتمالا باید قدیمی ترین فصلی باشد كه تاكنون به صورت دست نویس از «داستان گن جی» یافت شده است.به گفته متخصصان موزه ملی توكیو، جزوه دست نویس «اومه گا» اخیرا و در شرایطی پیدا شد كه یكی از محققان دانشگاه زنان كونان در كوبه در حال تحقیق در میان آرشیو این دانشگاه بود. دانشگاه مزبور، این نسخه را در سال ۱۹۷۳ از یك كتاب فروشی در كوبه خریداری كرده و احتمالا نخستین كپی دستی از روی نسخه اصلی است. طبق رسم آن زمان، با كپی دست نویس از روی كتاب اصلی به صورت فصلهایی در جزوه های مجزا، امكان دست به دست شدن كتاب و خواندن بهتر آن فراهم می شد. این فصل، بیست و دومین فصل از كتاب است كه امسال در سالگرد هزارمین سال نوشته شدن این كتاب، بازتاب جالبی در ژاپن داشته است. گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغwww.seemorgh.com/cultureمنبع: www.aftab.ir
درود از اينكه مرا سزاوار دوستي دانستيد ؛ سپاسگزارمهمواره شاد و سرافراز باشیدبدرود
درود بر یار گرامیآغاز سخن سپاس از اینکه گام بر سرای مجازیم گذاشتیددوم با آنکه نامه شما مبنی بر قبولی دوستی برایم ارسال گردیده بود لیکن هنوز در لیست دوستانتان قرار نگرفتم ؛ گویا اخلالی در سایت بوجود آمدهسوم ؛ من به گونه ای میتوان گفت معتاد کتاب خواندن هستم و از آن بالاتر شیفته نوشتن و چیزهایی نیز نوشتم (3 رمان بلند و بیش از 40 داستان کوتاه) اما هیچیک اجازه چاپ نگرفتند من هیچگاه خود را هم پای نویسندگان ندیدم اما نوشتن را دوست دارمو در پایان باز هم سپاسگزارم از اینكه به سراي مجازيم گام گذاشتيد و مرا بسیار شاد کردید؛ اما پرسشي دارم ، چرا با زبان بيگانه برايم پيام ارسال كرديد؟ آيا شما و من هم ميهن هستيم؟ اگر هستيم .... من تا كنون در هيچ جاي دنيا نديدم دو هم زبان با زبان بيگانه با هم سخن گويند مگر در شرايطي كه شرط ادب ايجاب نماييد( البته بجز ما ايرانيان) كه گويي يا از زبان خود خجل هستيم يا آنكه مباهات به زبان بيگانگان ميكنيم ؛ شما كه اهل خواندن و تفكر هستيد چرا؟ (اميدوارم پرسشم باعث رنجشتان نگرديده باشد)باشد تا همواره پاينده باشيد بدرود
زنی عاشق ورقهای سپید آمدم كه بنویسم... كاغذ، سفید بود، به سفیدی مطلق یاسمنها پاك، چونان برفكه حتی گنجشك هم برآن راه نرفته بود با خود پیمان بستم كه آن را نیالایم ... پگاه روز بعد، دزدانه به سراغش رفتم برایم نوشته بود: ای زن ابله!مرا بیالای تا زنده شوم و بیفروزم، و به سوی چشمها پرواز كنم و باشم... من نمیخواهم برگ كاغذی باشمدوشیزه و در خانه مانده!... غاده السمان
salamkhoshalam k ye nafar sher ya behtare begam delneveshte haye man o be zabane madarimun mikhune, baese eftekhar v samimiate man e. mersy. mikham khahesh konam age mishe shoma ham delneveshte hatun o az ma darigh nakonid. kheili mamnun.