Hava s’s last login was Saturday, September 12 2009.
Happy New Year, With Best Wishes ---- سال نو میلادی مبارک
در ضمن مثل اينكه ديروز تولدتون بوده،تبريك مي گم وبهترين ها را براي شما آرزومندم.
سپاسگذارم از لطف شما دوست عزيز.ا.
salam khale junaaaaaaammmmm; tavallodetun kheyly mobaraaak!!! arezumikonam yeky az behtaryn salhaye zendegytun ro pishe ru dashtebashyn. be amu dara ham salame ma ro kheyly beresuniiin. love uuu!!!
Thanks for your reply Hava S! I'll give the book a try. Sounds interesting. It is allways nice to read a book which makes you think don't you think? Harry
داستان عشقسالها پیش دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود .او فقط یک برادر 5 ساله داشت .دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد .پسرک از دکتر پرسید :ایا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند ؟؟دکتر جواب داد :بله و پسرک قبول کرد.پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندند و لوله ها ی تزریق را به بدنش وصل کردند ...پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و درحالیکه خون از بدنش خارج می شد به دکتر گفت :ایا من به بهشت می روم؟؟پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند......!!
" و این صندلی "نه از مرگ می ترسمنه از زندگیاز تو می ترسم و از این صندلیکه یک روزتنها بنشیندمقابلم .رضا طاهری
صورتحساب:تميز كردن باغچه 500 تومانمرتب كردن اتاق خواب 500 تومان مراقبت كردن از برادر كوچكم 1000تومان بيرون بردن سطل زباله 500 توماننمره رياضي خوبي كه گرفتم 500 تومان جمع بدهي شما به من 3000 تومان مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهي كرد و چند لحظه خاطراتش رو مرور كرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب پسرش اين عبارت را نوشت :بابت سختي 9 ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي ، هيچ بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم ، هيچ بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرك شوي ، هيچ بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازيهايت ، هيچ و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است.وقتي پسر آن چه را كه مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان مادرش نگاه ميكرد قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت : قبلا به طور كامل پرداخت شده.
درود سپاسگزارم از اينكه مرا سزاوار دوستي دانستيدسرافراز باشيدبدرود
سلام..دوس عزیز..فکر می کنم این عبارت رو تو کامنتی که برای جنایت و مکافات داستایفسکی گذاشتم اوردم..و باز فکر می کنم که اون کامنت همه اش تعریف از داستایفسکیه..اما..الان راستش رو بخوای..یک کم نظرم عوض شده..این اواخر دو کتاب در مورد ادبیات روس خوندم...یکی درس هایی درباره ی ادبیات روس..ولادیمیر ناباکوف..ترجمه ی فرزانه ی طاهری و یکی متفکران روس نوشته ی ایزایا برلین و ترجمه ی استاد نجف دریابندری..و این دو تا ..مخصوصا اولی نظرم رو نسبت به داستایفسکی کمی عوض کردن..ناباکوف که تا مسخره کردن داستایفسکی هم می ره..بگذریم.....اما در مورد عبارت..این عبارت از من نیست..از یه نویسنده ی ایرانیه که البته به دلایلی صلاح نمی دونم اسمش رو اینجا بیارم...و منظورش اینه که اکثر فیلسوف ها به فلسفه به عنوان تفنن و بازی فکر نگاه می کنند..اما نیچه و داستایفسکی نه..و فلسفه براشون همه ی زندگی بوده...همین..موفق باشی دوست عزیز
پشت سرت را نگاه كن! در سالي كه گذشت چند تا دل را شكستي؟! چند دل بدست آوردي؟! اشك چند چشم را در آوردي؟! بر روي چند لب ، لبخند نشاندي؟! چند تا روح را آزردي؟! چند روح را به پرواز در آوردي؟! در چند وجود، بوته ي محبت كاشتي؟! ريشه ي كينه ي چند قلب را بارور كردي؟! کدام نابساماني را سامان دادي؟! چه زخم هائي را التيام بخشيدي؟! کدام بيچاره را چاره نمودي؟! کدام روح آشفته را آرامش بخشيدي؟! ........ يادت هست؟؟؟
گر بدین سان زیست، باید پستمن چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزمبر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدین سان زیست، باید پاکمن چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوهیادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک
توی یه شهر داشتم قدم می زدم به این فکر می کردم که ادمهای این شهر دیونه شدناخه یه زنه داشت شوهرشو کتک می زدپلیسه داشت دزدی می کرد دزده داشت قضاوت می کرد. قاتل حاکم شده بود مقتول محکوم شده بودتو این شهر گدا اقای می کرد پولدار گدایی.تو این شهر حاکم حرف از عدالت می زدملت حرف ندامت می زد.تو این شهر گاز میرفت برف می یومد.تو این شهر دین ....تو همین افکار بودم که یدفعه یکی داد زد آهاااااای دیوونه.!!همه داشتن منو نگاه میکردنمحسن
im about to read "body language",i wonder if you personaly have any reviews on the subject since i am kind of new to these types of studies and you have read the book...
salambabate lotfi ke be man dashtid azaton tashakor mikonam omidvaram dar in mohite farhangi betonam doste khobi baraye shoma bashampayandeh bashid.
salam mamnunam az inke mana be onvane dus dar shelfari ghabul kardid
i really enjoyed checking out your page.your books are amazing,and i see we have something in common.there are some books in your shelf that i need to read.also,you are representing persian people in such a good way.its always great to know there are some persians out there who actually THINK.peace out.
سلاماز مطلبی که نوشتین ممنونمراستش با توجه به مطالبی که نوشتید به نظر میاد شما یک کرم کتاب هستیدbook wormالبته بهتره بگم اهل مطالعه و از این نظر براتون احترام قایلماگر مایلید با وجود اختلاف نظر هایی که داریم میتونیم یک مبحث در خصوص مسایل جنسی - آموزش - رفتارهای صحیح و غلط و مواردی از این دست رو برای آگاهی جوانان راه بندازیمخوشحال میشم بیشتر در این باره با هم صحبت کنیمدر مورد عکسی که گذاشتم شما عکسهایی که گفتید قشنگتره و بهتره رو لطفا برام بفرستید اگر خوشم اومد عکسو عوض میکنمموفق باشیدبای