Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

safoora kh

safoora kh

has 107 followers and is following 112 people

هم خاک من! قماربازها ورق های نشان دار را دوست نمی دارند، ورق هايي که همه از نشان دار بودن آن خبر داشته باشند. گوشه ی شکسته ی يک ورق، بازی را بی رنگ می کند. اين رجعت ما به کودکی، در بند دست های سنگينی ست که شوکت بازگشت را از ميان می برد. شايد ما نيز عروسک های کوکی يک تقدير بوده ييم، که می توانستيم ايمان به تقدير را مغلوب ايمان به خويش کنيم
  • Esfahan, Es, Iran
  • member since November 8, 2007

Groups

Following

safoora kh’s last login was Saturday, April 24, 2010.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • masoud z

    masoud z says

    همه ی حرفام رو به خدا گفتم .. همه ی اون حرفایی رو که نه میشه اینجا گفت .. و نه میشه به تو گفت .. سبک شدم ، یه خورده .. اما آروم اصلا .. انگار تموم اون حرفا .. یه جایی .. گوشه دلم .. هنوزم داره سنگینی می کنه .. انگاری قرار نیست .. هیچ وقت ، دل من از هیچی خالی شه .. جمعه .. بازم باید برم .. دلتنگم .. نه .. یعنی نه خیلی .. فقط .. فقط .. دلم شعر می خواد .. یه شعر خوشگل و آروم کننده .. از اون شعرایی که تا ته ته های دلت خنک میشه .. که نیست .. یعنی هست ولی من ندارمش .. *

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • AmirMohammad T

    AmirMohammad T says

    .:::برای تمام زنان،به نمایندگی از همه مردان زمین:::.

    http://www.oemosbat.blogfa.com/post-85.aspx

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    زندگی چون کودکی تنهاست ساده و غمناک .. اشک سردی همچو مروارید میدمد در جام چشمانش . میچکد بر خاک . سادگی در چهره اش پیداست .. گاه یک لبخند میدمد در آسمان گونه هایش گرم می شکوفد در بنا گوشش غنچه ای آزرم .. گاه ابر تیره اندوه .. بر جبینش میکشد دامن ..سر فرو می آورد ناشاد چون نهال نرم و نازک تن . در گذر باد .. زندگی زیباست ساده و مغموم .. چون غزالی در کنار چشمه ای در خلوت جنگل .. مانده از دیدار جفت گمشده محروم .. دیده اش از انتظاری جاویدان لبریز .. در بهاری سرد مرغ زیبایی نشسته بر شاخه های اندوه .. سادگی افتاده همچو شبنمی از دیده مهتاب . در سکون و حیرتی خاموش . بر عمیق بوته اعجاب .. زندگی چون کودکی تنهاست .. زندگی زیباست .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    سلام دوست من . قفسه خیلی خوبی دارید . با بهترین آرزوها

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    زندگی چون کودکی تنهاست ساده و غمناک .. اشک سردی همچو مروارید میدمد در جام چشمانش . میچکد بر خاک . سادگی در چهره اش پیداست .. گاه یک لبخند میدمد در آسمان گونه هایش گرم می شکوفد در بنا گوشش غنچه ای آزرم .. گاه ابر تیره اندوه .. بر جبینش میکشد دامن ..سر فرو می آورد ناشاد چون نهال نرم و نازک تن . در گذر باد .. زندگی زیباست ساده و مغموم .. چون غزالی در کنار چشمه ای در خلوت جنگل .. مانده از دیدار جفت گمشده محروم .. دیده اش از انتظاری جاویدان لبریز .. در بهاری سرد مرغ زیبایی نشسته بر شاخه های اندوه .. سادگی افتاده همچو شبنمی از دیده مهتاب . در سکون و حیرتی خاموش . بر عمیق بوته اعجاب .. زندگی چون کودکی تنهاست .. زندگی زیباست .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    آغاز هرروز نو به تو ميگويد كه شايسته آني كه لبخند بزني
    آغاز هر روز نو تو را به اين باور ميرساند كه ميتواني دل ديگري را شاد كني
    زيرا اين تويي كه خوبي و زيبايي
    زيبايي تو در درون است و اين زيبايي با حضورتو
    جهان را از خود لبريز ميكند.
    و ديگران ميتوانند آن را احساس كنند.
    شاد زي
    زندگي به تمامي در برابر توست
    زندگي از آن توست
    و فرصتي در برابرت كه آن كس و آن چيزي باشي كه ميخواهي ..

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    راضی به رضای دشمن!!
    در نقد و نظر مخالف

    راضی به رضای دوست بودن را که همه ما بلدیم! آیا می‌توان راضی به رضای دشمن هم بود، اگر افکار و نظریات ما را به باد انکار و استهزاء بگیرد!؟

    این سخن معروف "روسو" را (که سهواً به نام ولترمعروف شده) حتما شنیده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی"! احتمالا این نوشته یکی از کیهانیان را هم که چند سال قبل افاضه فرموده بود خوانده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را نزنی"!؟

    این دو اظهار نظر از دو جهان‌بینی و انسان‌شناسی متفاوت ناشی می‌شود که فاصله آن‌ها از "خود پرستی" تا "خداپرستی" است. آن که با تنگ نظری و تمامیت طلبی حق اظهار نظر و آزادی را فقط برای خود و خودی‌ها می‌خواهد، طبیعی است که بگوید: "دربرابرم قرار نگیرید که ترمزو فرمان بریده‌ام"!! .... نمونه‌های چنین تفکری را درفیلم‌های وقایع اخیر تهران و یزد دیده‌ایم که چگونه با خونسردی آدم زیر می‌کنند و به اصطلاح ککشان هم نمی‌گزد!؟

    اما آن که آزادی را برای دیگران هم می‌پذیرد، موهبت "اختیارو انتخاب آزاد" را ملک موروثی خود نمی‌داند و سهم مشاع دیگران را نیز به رسمیت می‌شناسد و می‌داند که در تبادل آراء و تضارب افکار است که آدمی آبدیده می‌شود. در این دیدگاه، دشمن هم مورد استقبال قرار می‌گیرد و به او میدان داده می‌شود.

    نگاه کنید به بخشی از وصایای "ویکتور هوگو" به دخترش:

    "برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش وارد باشد، تا که زیاده به خودت غره نشوی،.... همچنین برایت آرزو می‌کنم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند، این کار ساده‌ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند. تا با کاربرد درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی".

    در ارتباط با میدان دادن به مخالفان، زنده یاد شریعتی، دو نوع تعریف ازاسلام ارائه می‌کند:

    فاشیسم می‌گوید: نانت را من می‌خورم، حرفت را هم من می‌زنم، تو فقط برای من کف بزن
    اسلام دروغین می‌گوید" تو نانت را بیاربده به ما، ما قسمتی را جلویت می‌اندازیم و تو حرف بزن... اما حرفی که ما می‌گوئیم.
    واسلام حقیقی می‌گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن، من برای اینم که به حق‌ات برسی.

    آزادی اظهار نظربرای دیگران قائل شدن، یک مسئله است و تحمل آزادی ِرد و انکار و مخالفت و مبارزه فکری با افکارشما، مسئله‌ای دیگر و بالاتر که نیازمند سعه صدر فوق العاده و صبر و شکیبائی شکوهمند در برابرمخالفین است.

    *******

    از این زاویه نگاهی به توصیه‌های ربّ به پیامبر اسلام، در ارتباط با تحمل مخالفین می‌کنیم تا توشه‌ای برای طریق سبزباشد و تحفه‌ای برای آنان که تحمل شنیدن "تو" را هم از مردم ندارند!

    مخالفان پیامبر اصل و اساس و کل پیام او را منکر بودند و با این حال باید تحمل می‌شدند، آن هم در نظامی قبیله‌ای در چهارده قرن قبل، که هنوز مفهوم آزادی متولد نشده بود، و ما امروزپس از ۱۴ قرن در آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم، در روزگارآزادی و انفجار اطلاعات، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم؛ کوچه باریک و تنگ و تاریک و بن بست ولایت مطلقه فقیه!!

    توصیه‌هائی که به پیامبراسلام، به عنوان رهبر سیاسی ایدئولوژیک!! جامعه در تحمل مخالفین عقیدتی شده، آنچنان جدی وبعضاً تهدیدآمیز است که برخی از مفسرین آنها را از قبیل: " به درمی‌گویند تا دیوار بشنود"! تلقی کرده و گفته‌اند مخاطب اصلی این آیات مؤمنین هستند (نه خود پیامبر)! اما ظاهر آیات شخص پیامبر را مستقیماً مخاطب قرار داده و پیش و بیش از پیروان، در پی پرورش روح و روان اوست. اصولا لحن قرآن در باره آن رسول مکرم ۖ، بیش از تعریف و تمجید و تجلیل و تعظیم (که عادت بشری است)، لحن تربیت و تعلیم و تذکر و تنبیه و حتی تهدید و توبیخ دارد (۱).

    درهرحال پیامبر هم با تمام مقام عظیمش، بشری بود مثل بقیه انسان‌ها با همه احساسات و عواطفی که در برابر دوست و دشمن و موافق و مخالف عکس‌العمل متفاوت بروز می‌دهند. این توصیه‌ها برخی هشداری است به تنگ دلی در تحمل مخالف (ضیق صدر) و برخی دیگر، فرمانی به صبر و شکیبائی دربرابر سخنان ناهنجار یا عملکرد نا صواب آنها. به شرح ذیل با ترجمه آیات مورد نظر:


    الف) هشدار به تنگ دلی

    هود ۱۲ــ مبادا ازاین که می‌گویند چرا گنجی (ازطرف خدا) براو نازل نشده یا فرشته‌ای (برای تأیید رسالت) همراهش نیامده، دلگیر شوی و پاره‌ای از آنچه به تو (در ارتباط با آزادی منکرین) وحی می‌شود نادیده بگیری (بدان که) تو فقط هشدار دهنده‌ای (نه وکیل)؛ و تنها خداست که کارگزارهرکاری است.

    حجر۹۷ ــ ما می‌دانیم که از گفتار (مخالفت آمیز) آنها افسرده می‌شوی، پس (به جای ناراحتی)، پروردگارت را (درآزادی دادن به مخالفین) ستایش کن و از سجده گذاران (تسلیم شدگان به مشیت آزادی) باش.

    نمل ۷۰ ــ از(انکار) آنها اندوهگین نباش و از مکرآنها در تنگ دلی (ناشکیبائی) نباش.

    نحل ۱۲۵ تا۱۲۸ــ با فرزانگی و سخن نیکو (مخالفان را) به راه پروردگارت دعوت کن. و به بهترین شیوه با آنها به گفتگو بنشین، بی‌تردید پروردگارت نسبت به گمراهان و راه یافتگان آگاه تراست (نباید تعصب ورزید وبه جای خدا نشست!) اگر هم می‌خواهید عکس‌العملی نشان دهید، به همان اندازه (نه انتقامی) باشد. ولی اگر شکیبائی ورزید (تحمل کنید)، این شیوه برای شکیبایان بهتر است. شکیبا باش که شکیبائی‌ات در راه خداست. از (انکار) آنها نیزاندوهگین مباش و از مکرشان هم دل تنگ (بی تحمل) مشو، بدان که خداوند حامی خویشتن داران و نیکورفتاران است.

    انعام ۳۳ تا ۳۵ ــ ما می‌دانیم که گفتار منکران تو رادلگیر می‌کند، آنها در واقع تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه این ستمگران آیات خدا را دانسته انکار می‌کنند (مسئله را شخصی تلقی نکن) قبل از تو نیز پیامبرانی مورد تکذیب قرار گرفتند که پاره‌ای از اخبارشان را شنیده‌ای، آنها دربرابرهمه تکذیب‌ها و آزاری که به آنان می‌رسید پایداری کردند تا سرانجام یاری ما فرارسید. برنامه و سنت الهی هیچ تغییر دهنده‌ای ندارد. حال اگر روی گردانی منکران بر تو سنگین و ناگوار است (خونسرد و شکیبا باش، و اگر فکر می کنی شاید با معجزه‌ای بتوان آنان راهدایت کرد) اگر می‌توانی نقبی در زمین یا نردبانی به آسمان بزن و معجزه‌ای بیاور!! (این را بدان که) اگر خدا می‌خواست همه مردم را به راه هدایت (به اجبار) جمع می‌کرد. پس در زمره جاهلان مباش!


    ب) شکیبائی در برابرسخن مخالفین

    در قرآن ۱۹ بار، در ارتباط با گفتار ناهنجار مخالفان و دشمنان، فرمان" اِصبِر" (تحمل کن، شکیبا باش) به پیامبر، و به واسطه او به مسلمانان، داده شده است که بسیار پندآموز است! جالب این که کاربرد کلمه "صبر" تقریبا در تمامی این موارد، در تحمل مخالفین است، نه پایداری درجنگ و ستیز با آنها. به نمونه‌های زیر در برخی آیات توجه کنید:

    مزمل ۱۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و به زیبائی از آنان درگذر.

    ص ۱۷ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و بنده نیرومند ما (در تحمل مخالفین) داود را بیاد آورکه بسیاربازگشت کننده (ازاحساس خشم به عقل) بود.

    روم ۳۰ــ بر حکم (داوری نهائی) پروردگارت شکیبا باش و مبادا منکرانی که باوریقینی ندارند ترا به سبکی وادارند (به جای سنگینی تحمل و وقار از کوره در روی).

    راستی چگونه می‌توان از توهین و تمسخر و انکار و استهزای منکران به خروش نیامد، تعصب دینی نورزید و سنگینی شخصیت را به سبکی رفتار واکنشی به باد خشم نسپارد!؟

    به نظر می‌رسد مادام که در جهان بینی و انسان شناسی محدودی اسیر هستیم، نمی‌توانیم ازغلبه قهر و غضب آزاد شویم و براحساسات خود به نیروی حلم و علم مسلط گردیم. توضیح آنکه ما در دنیای پیرامون خود با نظامات سیاسی و فرهنگی سلطه گری خوگرفته‌ایم که مخالفت را بر نمی‌تابند، به خصوص در مشرق زمین که هزاره‌هاست در سایه سلاطین سرکوبگراداره شده، این خصلت درآحاد جامعه نهادینه و تثبیت شده است. البته درمغرب زمین هم وضع به همین منوال، بلکه بدتر بوده است، اما وقتی نسیم آزادی، دموکراسی و حقوق بشربعد از رونسانس، وزیدن گرفت، آهسته آهسته نفوس آماده تغییر و تحمل شدند، گرچه هنوز راه درازی تا ایده آل انسانی در پیش است، اما در مقام مقایسه، حق مخالف در جوامع غربی بیشترجا افتاده و بیشترمورد پذیرش توده‌های مردم قرار گرفته است.

    تعالیم پیامبران نیزتماما بر چنین گذشت و سعه صدری در تحمل مخالفین تکیه داشته است، کسانی که با تعالیم حضرت عیسی در انجیل آشنائی دارند، فرازهای بسیار زیبائی را در این زمینه تلاوت کرده‌اند. قرآن که در دوران رشد عقلانیت بشر نازل شده است، بر این اصل انسانی، به خصوص در توصیه به پیامبردر ابلاغ رسالت، تأکید فراوان‌تری کرده است.

    کلید اصلی درگشودن گره درگیری و مجادلات لفظی با مخالفین، تغییر نگاه به نقش مخالف و شناخت تأثیرمثبتی است که در بلند مدت پدید می‌آورد. ما از آنجائی که در نظامات بشری با دفع و طرد مخالف خو گرفته‌ایم، چنین تصوری را به نظامات خدائی هم تعمیم و تسری می‌دهیم و چون خوانده یا شنیده‌ایم خداوند دشمنانش را در آخرت عذاب می‌کند، ما هم، بی‌خبرازفلسفه وجود تفاوت‌ها که چرخ حیات وحرکت و کمال است، می‌خواهیم به نیابت از خدا با هرکسی که با عقاید ما مخالف است، دشمنی کنیم. در حالی که موهبت "اختیار" و حق انتخابی که خداوند به انسان عنایت کرده است، ایجاب می‌کند در قلمرو فکر و اندیشه و مذهب و مرام ، آزادی مطلق برقرار باشد و سرنوشت هرکس به دست خودش رقم زده شود.

    خداوند چنین تغییر نگاهی را، از دنیای بی حساب و کتاب مناسبات بشری به نظم حکیمانه گردش شب و روز، به پیامبری که از آزادی مشرکین و کفاردر انکارتوحید، نبوت وقیامت ناراضی و دل تنگ است، توصیه کرده تا اگر گمان می‌کند آزادی دشمنان حق عیب و ایرادی درنظام توحیدی تلقی می‌شود، در نمازش با تغییر زاویه دید خود از زمین به آسمان، ملک خدا را از افقی بالاتر در گردش شب و روز و تحولات آن در مقاطع طلوع فجرو غروب آفتاب و گاه‌های دیگر مشاهده کند و بی عیب و نقص بودن این نظام و گرداننده‌اش را تسبیح گوید. در این صورت بر آزادی مخالفین "راضی" خواهد شد.

    طه ۱۳۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و قبل از برآمدن آفتاب و قبل از فروشدنش پروردگارت را با نگاهی تحسین آمیز تسبیح کن (گرداننده این نظام رابی عیب و نقص شمار). همچنین درپاره‌ای از شب و بخشی از روز را به ستایش بپرداز، باشد تا راضی شوی.

    توجه به تفاوت موقعیت‌های شب و روز در ساعت‌های مختلف، که حکمتِ حرکت و حیات و فصول و فراوانی را پدیدآورده ، مدل و مثالی است برای فهم ضرورت این تفاوت‌ها در جوامع انسانی که علاوه بر آیه فوق شواهد بسیار، از جمله چند مثال زیر دارد:

    ق ۳۹ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب با نگاهی تحسین آمیزبی‌عیب شمار. همچنین بخشی از شب و نیز به دنبال سجده‌ها چنین کن!

    فرقان ۵۸ــ بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد تکیه کن، و با نگاه تحسین او رابی‌عیب و نقص شمار. در اطلاع داشتن از گناهان بندگانش خدا کافی است (نیازی به مراقبت کسی نیست).

    مؤمن ۵۵ــ بر تحققق وعده پروردگارت شکیبا باش و از آثار گناهان خویش طلب پاکی بجوی و در شبانگاه و ابتدای روز با نگاهی تحسین آمیز او را بی‌عیب و نقص شمار.

    طور ۴۸ــ برای تحقق حکم پروردگارت شکیبا باش، چرا که تحت نظر مائی و هنگامی که از خواب برمی‌خیزی و قسمتی از شب را بی‌عیب بودن او را با نگاه تحسین بنگر و همچنین هنگام غروب ستارگان (نزدیک طلوع فجر).

    انسان ۲۴ تا ۲۶ــ برای حکم پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاسی از آنها اطاعت نکن. نام پروردگارت را بامداد و شبانگاه یاد کن و پاره‌ای از شب را برای خدا سجده کن و بخشی بلند از شب رابه تسبیح (بی‌عیب و نقص شمردن)او بپرداز.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    می گویند: "آب در مقیاس کیهانی از طلا کمیاب تر است" . ... و ما غرق این نعمت رایگان هستیم و قدرو قیمتش نمیدانیم!!

    این عنصر به عنوان اساسی‌ترین "حّلال" جهان، قدرتمند‌ترین عامل تجزیه تحلیل ملکولی و ترکیب عناصر جدید در طبیعت می باشد وحیات بدون آب هرگزدر زمین پدید نمی آمد.

    چهارپنجم کره زمین را آب فراگرفته و حیات در اقیانوس‌ها بمراتب متنوع تر از خشکی‌هاست. با اینحال آیت ِآب در"انفس" انسان همانقدرشگفت آوراست که در "آفاق"ِ بیکران هستی:

    بین ۷۵ تا ۸۰ در صد بدن ما را در کودکی آب تشکیل میدهد (۱) ، مغزانسان بیش از این، یعنی ۸۵ درصداز آب تشکیل شده!! و تمام فعل و انفعالات الکتروشیمیائی درانتقال اطلاعات میان سلول‌های مغزدر آب انجام می شود! بطوری که هیچ تفکر و اندیشه ای بدون این روند انجام نمیشود. حتی استخوان ها، که آنها را جامد می پنداریم، بین ۱۰ تا ۱۵ در صد از آب تشکیل شده اند.

    در بدن ما بیش از ۷۰ تریلیون سلول مشغول کاردائمی هستند که نه تنها بخش اعظم‌شان از آب تشکیل شده، بلکه اصولا به هیچ چیزی که در آب محلول نشده باشد اجازه عبورنمیدهند. دانشمندان بدن انسان را یک ماشین آبی (Water Machine) می‌دانند که به گونه‌ای طراحی شده تا وظیفه بنیادی محافظت از ارگانها و بافت‌ها را با حرکت در میان آب و مواد معدنی انجام دهد !!

    بطور کلی شناخته شده ترین نقش آب در بدن انسان به قرار زیر است: (۲)

    · تنظیم درجه حرارت بدن

    · مرطوب نگه داشتن بافت های چشم و بینی و دهان و ...

    · روغن کاری ماشین مفاصل و اتصالات حرکتی

    · حمل و نقل مواد غذائی و اکسیژن به سلول ها

    · محافظت از ارگان ها و بافت ها

    · کمک به هضم غذا، لینت دهنده معده و رساننده آنزیم‌ها، کوآنزیم‌ها، هورمن‌ها، آمینواسیدها، کربوهیدرات‌ها و....

    · دفع کننده اوره، دی اکسیدکربن و الکترولیت های زائد و ...

    · کمک به متابولیسم بدن و کاهش چربی‌ها (با تنظیم اشتها و کاهش سدیم و دفع سمومات و...)


    آب در قـرآن !

    واژه "ماء" ۵۹ بار در قرآن بصورت معرفه یا نکره تکرار شده است که ارزش بی‌نظیر این عنصر حیات بخش را از جهات مختلف بیان میکند. نیمی از این تعداد مستقیما به "نزول باران" حیات بخش از آسمان اشاره می کند که آن را "آب پر برکت" (ماءً مبارکاً) و "آب پاک کننده" (ماءً طهوراً) نامیده است. آبی که منشا همه سبز و خرمی ها و حیات و حرکت همه موجودات زمینی می باشد و کمتر کسی است که از نقش اساسی آن در این کره خاکی، که بیشترین آیات قرآن ناظر به این عملکرد "آب" است بی خبر باشد.

    ما در این نوشته تنها به لیست موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد اشاره می کنیم. پرداختن به هر یک ازاین موارد، علاوه برنیاز به تخصص و دانش مقدماتی (که این قلم فاقد آن است)، مستلزم موقعیت و مقالاتی دیگر است.


    آب منشاء حیات

    آیات ذیل نشان می دهد که همه چیز از آب آفریده شده و این عنصر عامل اصلی حیات می باشد:

    نور ۴۵ – وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء
    و خداوند همه چیز را از آب آفرید ...

    هود ۷ – وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء
    و او کسی است که آسمان ها و زمین را طی شش دوران آفرید وعرش (نظام آفرینش) او بر آب قرار داشت

    انبیاء ۳۰ – وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
    ...و از آب همه چیز را زندگی بخشیدیم ...


    وجود دو سیستم آب شور وشیرین در جهان (توجه به مطبوع بودن مزه آب)

    آب همه دریاها و اقیانوس‌ها همواره تلخ و شور و آب همه رودخانه ها همواره شیرین و گواراست، در حالی که میلیون‌ها سال است این دوسیستم دائما در هم آمیخته می شوند؛ آب شیرین رودخانه ها به دریاها می ریزد وآب شور دریاها بر اثر گرمای آفتاب تبخیر شده و ذرات آن به نیروی باد، باران را بر سطح زمین نازل می کند و رودخانه ها را تشکیل می دهد، اما همچنان هریک از این دو سیستم ماهیت تلخ یا شیرین خود را حفظ کرده است!؟

    شگفتی‌های این "آیت" آنچنان است که بیانش برای متخصّصین کتاب یا کتاب‌هائی را می طلبد، ذیلا به لیست آیات مربوط به آن اکتفا می کند:

    فاطر ۱۲ – وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    این دو دریا که یکی شیرین و گواراست، که آشامیدنش خوش کام است، و دیگری که شور و تلخ است، یکسان نیستند؛ و (با این حال) شما از هر کدام ماهی تازه ( صید می کنید و) می‌خورید و زیوری (مروارید و مرجان) برای آراستن خود از آن بیرون می آورید. (علاوه بر آن، در هر دو) کشتیها را می‌بینی که (سینه امواج را) می شکافند تا از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گذارید.

    فرقان۵۳ – وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا
    اوست که دو دریا را به هم پیوست، یکی شیرین و گواراست و دیگری شور و تلخ؛ و میانشان حایلی قرار داد و مانعی نفوذ ناپذیر.

    رحمن ۱۹ تا ۲۴ – مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُوَالْمَرْجَانُ
    دو دریا را به هم آمیخت تا تلاقی کنند، (درعین حال) میانشان حایلی است که از حد خود تجاوز نکنند (در هم ادغام نگردند).... از هر دو مروارید و مرجان به دست می آید؛ ... کشتیهای بادبان برافراشته در دریا از (حکمت) اوست.

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    آیا آن خدائی که میان دو بحر (دو سیستم آب فراوان) مانعی (برای یکی شدن) قرار داد بهتر است یا ...؟ آیا الهی به غیر از الله وجود دارد؟

    واقعه ۶۸ تا ۷۰ – أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
    آیا به آبی که می نوشید توجه کرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فرو باریدید یا ما فرود آورنده ایم؟ اگر می‌خواستیم (همچون آب دریاها) آن را شور و تلخ می گرداندیم، پس چرا سپاس نمی دارید؟


    منابع زیر زمینی آب

    ساختمان قشر بیرونی زمین به گونه ای طراحی و تقدیر شده است که نه غیر قابل نفوذ است، که باران را از خود براند، و نه یکسره نفوذ پذیر که آنقدر آب را به پائین ببرد که غیر قابل دسترس باشد. بلکه ترکیبی از طبقات نفوذ پذیر و غیر قابل نفوذ است که امکان ذخیره کردن آب در اعماق سطحی و جریان یافتن تدریجی آن را از طریق چشمه ها و رودخانه ها درفصول خشک و گرم فراهم می‌سازد.

    اگر همه سطح زمین را سنگ‌های آذرین یا خاک چسبنده، همچون رُس، پوشانده بود، اصولا آبی ذخیره نمی گشت، یکسره سیلاب‌های سهمگین در سطح زمین جاری بود یا آب های جمع شده در مرداب ها می گندید. در این صورت خاک زراعتی در کوه و دشت باقی نمی‌ماند و حیات گیاهی شکل نمی گرفت.

    موضوع "سفره های زیر زمینی" آب که در قرون اخیر جلب توجه دانشمندان را کرده و امروز با حفر چاه‌های عمیق و تغذیه این سفره با سیلاب های بهاری و سوق دادن آن از طریق کانال‌های انحرافی موجبات توسعه کشاورزی را فراهم می سازند، عیناً در قرآن با واژه هائی همچون: ینابیع (منابع زیر زمینی آب) ، اسکان (مسکن دادن به آب در زیر زمین) ، خزینه (انبار کردن آب) مورد اشاره قرار گرفته است:

    زمر ۲۱ – أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ
    آیا توجه نکرده ای که بی تردید این خداست که بارانی از آسمان نازل کرده، سپس آن را (به صورت) چشمه هائی (از طریق منابع زیر زمینی) روان کرده است...

    ینابیع از ریشه "نبع" به جوشیدن آب از سرچشمه اطلاق می گردد. اما می‌دانیم زمین از خود آبی ندارد، بلکه ذخیره انباشته شده در سفره های زیر زمینی را به تدریج به صورت چشمه ظاهر می سازد

    مؤمنون ۱۸ – وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ
    ما از آسمان بارانی به اندازه (نه کم و نه زیاد) فرستادیم و آن را در(طبقات تحتانی) زمین جای دادیم و بر دور کردنش (از دسترس) هم توانائیم


    قدر و اندازه داشتن باران

    در آیه فوق علاوه بر وجود سفره های زیر زمینی، اولاً به مسئله "قدر" یعنی حسابِ دقیق داشتن نزولات جّوی در هر منطقه و هر سال اشاره میکند، ثانیاً به این حقیقت که همه آب ذخیره شده قابل دسترسی نبوده و بعضاً به دلیل تبخیر یا پیوستن از زیر به دریاها، از امکان بهره برداری خارج می گردد. توازن میان انواع حالات، خود از شگفتی هاست، چرا که ممکن بود تماماً غیر قابل بهره‌برداری انسان باشد!

    حجر ۲۱ و ۲۲ – وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ. وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
    هیچ چیزی نیست مگرآنکه خزاین آن در اختیار ماست و آن را جز به اندازه معین عرضه نمی کنیم. بادها را عامل لقاح (ابرها و گیاهان) فرستادیم و از آسمان باران را باراندیم که شما را بدان سیراب سازیم و شما خزانه کننده آن (در زیر زمین) نیستید.

    اگر باران بیش از حدّ نیاز می بارید، همیشه هوا ابری بود و از نور مستقیم آفتاب محروم می شدیم و اگر نزولات جوّی کمتر از وضعیت فعلی بود، خشک سالی زمین را خالی از سکنه می کرد! اما بدون آن که یکنواختی حاکم باشد، نظمی میان مناطق پر باران و کم باران بر قرار است که تنوع و ترکیب حکیمانه‌ای را طبق مشیت الهی رقم می زند.

    جاثیه ۱۱ – وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ
    و همان کسی که از آسمان باران را "به مقدار" معینی فرستاد؛ پس مائیم که زمین خزان زده و خشک را به وسیله آن حیات بخشیدیم، شما نیز همین گونه (از گورها) خارج می شوید


    آب خالص و گوارای "برف"

    همه می دانیم علاوه بر رودخانه های گسترده در سطح زمین، بخش مهمی ازذخیره سفره های زیر زمینی آب از طریق برفی که به تدریج در تابستان آب شده و روانه دره ها یا طبقات زیرین می شود تأمین می‌گردد، وگرنه باران بهاری به تنهائی کفایت این ذخیره را نمی کند.

    اگر کوه های سر به فلک کشیده نبودند، اصولا برفی هم برای دشت های خشک و تفتیده و مردم تشنه لب ذخیره نمی شد، آنهم آبی خالص و گوارا (ماءً فراتاً) که هنوز آلوده به رسوبات بستر رودخانه ها نشده است!

    مرسلات ۲۷ – وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا....
    و ما در زمین کوه های شامخی قرار دادیم و شما را از آبی گوارا سیراب ساختیم.


    آب های سطحی ( شیب طبیعی زمین)

    اگر همه جای زمین مسطح بود و شیبی وجود نداشت، اصلا آبی روان نمی شد و آبیاری زمین ممکن نمی گشت، بخشی از زمین مرداب‌هائی متعفّن می‌گشت و بخشی خشک و لم یزرع. این لطف خداست که حرکت آب را حکیمانه طراحی کرد!!

    سجده ۲۷ – أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ
    آیا توجه نکرده اند این مائیم که آب را به سوی زمین خشک و بی گیاه (با حرکت دادن در سراشیبی) سوق می دهیم و کشتزاری بدان پدید می آوریم که دامهایشان و خودشان از آن تغذیه می کنند. آیا نمی‌بینند!؟


    عمق قابل دسترسی آب

    اگر آب‌های نفوذی در زمین به اعماق پائین‌تری از امتداد دره ها روانه می شدند، هرگزبه صورت رودخانه، چشمه یا قنات ظاهر نمی‌شدند و در گذشته که هیچ، امروز هم مجبور بودند همچون چاه های نفت، با هزینه ای بسیار گزاف از اعماق چند هزارمتری زمین آب را استخراج کنند. آیا در این مسئله عبرتی نیست؟

    ملک ۳۰ – قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ
    بگو آیا هیچ اندیشیده‌اید اگر آب (های جاری یا ذخیره ای) شما به زمین فرو رود، کیست که برای شما آب جاری پدید آورد؟

    کهف ۴۱ – أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا
    و یا آب آن (به زمین) فروکش کند که هرگز توانائی دسترسی به آن را نداشته باشید.


    نفوذ تدریجی باران در زمین

    سرعت نفوذ باران در زمین وحرکت سطحی آن هم مسئله بسیار مهمی است که کمتر به آن توجه داریم؛ اگرسرعت بیش از وضعیت فعلی بود، خاک زراعتی را به کلی می شست و مراتع از بین می رفت و کوه ها تهی از سبزه می گشت، اگر کُندتر بود، ریشه گیاهان در آب می گندید و شیره خاک محلول در آب می گشت و گیاهان بی رمق می شدند. تبخیر آب از زمین نیز همين وضعیت را داشت، تبخیر سریع تر، آن را زودتر خشک می کرد و تبخیر کند تر در مواردی به آن آسیب می زد.

    سبا ۲ – يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
    (خدا) می داند آن چه را که به تدریج و آرامی در زمین فرو می رود و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه (با تبخیر) به آسمان عروج می کند و او بخشنده و آمرزگار است.


    رام کردن دریاها برای آدمی

    می گویند قدر سلامتی را وقتی از دست می دهیم می فهمیم! همین طور قدرنزدیکان و دوستان و سایر نعمت های خدا داد را. نعمات دیگری هم داریم که هرگز فقدان آنان را تجربه نمی کنیم تا قدرشان رابشناسیم! دریاها از آن جمله هستند، هرگز فکر کرده اید چگونه صدها عامل دست به دست هم داده‌اند تا دریاها رام و مسخّر آدمی گردند وما بتوانیم سراسر اقیانوس ها را با کشتی‌های کوه‌پیکر بپیمائیم و سینه امواج را بشکافیم؟

    اگر وزن مخصوص آب غیر از این بود، اگرباد نمی وزید، اگرشدت باد بیشتر بود وارتفاع امواج بلندتر می‌شد و اگرهای فراوان دیگر ...

    موضوع "مُسخّر شدن" دریاها، یعنی رام و قابل استفاده شدن آن برای حرکت کشتی‌ها از جمله موضوعاتی است که در قرآن مطرح شده است:

    جاثیه ۱۲ – اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    خدا کسی است که دریا را رام و قابل بهره برداری شما کرد تا کشتی‌ها به فرمانش (به نیروی باد) در آن روان شوند و تا شما به دنبال فضل خدا (در سفرهای تجارتی، تفریحی، ماهی گیری، حمل و نقل و ...) بروید، باشد تا سپاس نعمت گذارید.

    شوری ۳۲ – وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
    و از جمله نشانه های او کشتی‌های کوه پیکردر دریاست! اگر خدا بخواهد، باد را ساکن و آرام می کند تا (کشتیها) بر پهنه دریا بی‌حرکت مانند؛ براستی در این (امر) بس نشانه‌هاست برای هر شکیبای سپاسگزار(حرکت کشتی، مقاومت آن در برابر امواج و بادهای مخالف و استفاده آن از بادهای مساعد و پیشروی به سوی مقصد، حاوی درس های پندآموزی از صبر و شکر است).

    اسراء ۷۰ – وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً
    ما به راستی آدمی را بس گرامی داشتیم و در خشکی و دریا (بر مرکب) سوارش کردیم و از نعمت های پاکیزه روزیشان دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریدگان خویش آشکارا برتری بخشیدیم.

    نحل ۱۴ – وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    و او کسی است که دریاها را در خدمت شما گماشت تا از آن ماهی تازه بخورید و زیوری ( دُرّ و مرجانی) برای آراستن خود از آب بیرون آورید؛ و کشتی ها را در آن می بینی که (سینه امواج را) می‌شکافند تا (سیر و سفر کنید) و از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گزارید.


    رودخانه ها

    در بخش قبل از "بحر" سخن گفتیم و در این بخش اشاراتی نیز به "نهر" می کنیم که بیانی است از روخانه ها. بحر و نهر هر دو به حجم عظیم آب گفته میشود، اما نهرنماد محدودتری از آن است که در حجم کمتری از میان دشت‌ها و دره‌ها عبور می کند. در مورد دریاها از آنجائی که رام شدن خشونت و امواج وحشی مسئله قابل توجهی است، قرآن کلمه "سخـّر" را بکار برده است، اما در مورد رودخانه ها بیشتر کلمه "جَعَلَ" را که نشانگر نظام تکوینی است:

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    یا آنکس که زمین را قرارگاه (شما) قرار داد و در آن نهرها و کوه های ثابت پدید آورد و میان دو (سیستم) آب حائلی قرار داد و ...

    رعد ۳ – وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا ...
    او کسی است که خشکی ها (قاره ها) را گسترش داد و در آن کوه ها و نهرها را قرار داد ....

    نحل ۱۵ – وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
    و در زمین کوه‌ها را (به عنوان لنگر زمین) قرار داد تا شما را (در اثرحرکت مستمرپوسته جامد) با خود نکشد و نهرها و راه‌هائی (پدید آورد) تا (بدان) راه یابید.

    قشر جامد زمین که پوسته نازکی روی طبقات مذاب است، از چین و چروک هائی تشکیل شده که طبیعت فعلی زمین را پدید آورده است. اگرسطح زمین همچون ماه یا برخی ستارگان خاکستر شکل بود، اگرصاف و صیقل بود و شکافی برای عبور نهرها وجود نداشت، اگرارتفاع چین و چروک ها بیش از وضعیت فعلی بود و آدمیان در میان قلل بلندتر از هیمالیا محبوس می شدند وراه عبور و ارتباط با سایرمجتماعات انسانی نمی یافتند، اگر شکاف دره‌ها ره بجائی نمی‌برد و شیب و فراز تقدیر شده زمین طراحی دیگری داشت

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • ch. mohammad khan  r

    ch. mohammad khan r says

    dear, Esfahan ,


    Esfahan is m y city, please allow me to come to Esfahan. your,khan.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
    ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

    خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
    خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
    ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
    تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
    و چراغ راهمون میشه

    نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
    ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
    ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
    بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
    به راهت ادامه بده

    وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
    ناراحت نشو
    حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده

    وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
    دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
    برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد
    که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

    تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
    تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
    اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست
    و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

    ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
    یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
    باید به جای این کار
    در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم


    هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
    چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

    وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
    خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری
    پس، در زندگی راهت رو ادامه بده

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    اينجا شهر من است بهشت كوچك من گيلان سرسبزم

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%AA

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Ali Andishmand

    Ali Andishmand says

    باز هم سلام

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    تنها با شهرت نيست كه ميتوان جاودانه شد
    اين است راز جاودانگي

    www.iran-ehda.com

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم
    چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان
    رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به
    من بگو چه می بینی؟

    واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم .

    هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟

    واتسون گفت:

    ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

    از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید
    اوایل تابستان باشد.

    از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید
    حدود سه نیمه شب باشد.

    شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:

    واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که
    چادر ما را دزدیده اند!

    بله...

    تو زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کنار
    دستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمی بینیم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Bijan A

    Bijan A says

    Doust geramem Safoora (f) ,
    fara residen in Eid sayed bastani ra be khodet ve khanevade garamet tabrik arz mikonem, omidvarem ke sali memlo az salameti, tandorosti, shadi, movefeghiyet der tamame karha, akher aghebet shad ve khosh bakhti ra barayetan arezomandem.
    SHADZI, NOROUZ MOBAREK BAD

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا ...
    بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها ...
    بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي ...
    بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم ...
    و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک ...
    يك رمضان ديگر هم گذشت و فرصتي ديگر براي نزديك شدن به خدا از مسان برداشته شد ...
    (( مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو ؛ يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو .... ))
    آيا چيزي قابل درو در اين رمضان کاشته ايم؟
    .................................
    دوست عزيز من عيد سعيد فطر بر تو مبارك باد ، اميدوارم ساليان سال در كنار خانواده عيد هاي فطر زيادي رو به هم تبريك بگين ...
    خوب ، خوش و پيروز باشي
    پاينده ايران

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا.

    ما همه آفتابگردانیم.

    اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست.

    آفتابگردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.

    این ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت.دلخوشی افتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا.

    آفتابگردان به من گفت: وقتی دهقان بذرآفتابگردان را می کارد، مطمئن است که اوخورشید را پیدا خواهد کرد.

    آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد، اما انسان همه را با خدا اشتباه می گیرد.

    آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد. او همه زندگی اش را وقف نور می کند، در نور به دنیا می اید و در نور می میرد. نور می خورد و نور می زاید.

    بدون آفتاب، آفتابگردان می میرد، بدون خدا، انسان.

    آفتابگردان گفت: روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر تویی نمی ماند. و گفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم، تو فاصله ها را چگونه پر می کنی؟آفتابگردان این را گفت و خاموش شد.

    گفت و گوی من و آفتابگردان نا تمام ماند. روز که او در آفتاب غرق شده بود جلو رفتم بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود.

    خداحافظی کردم، داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت:

    نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد، نام انسان آیا کسی را به یاد خداوند خواهد انداخت؟

    آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به افتاب گریستم

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    کتاب رشت در آیینه تاریخ برگ زرین دیگری از انتشارات کتیبه گیل می باشد . با مطالعه این کتاب ، با تاریخ و ویژگی های جغرافیایی ، انسانی ، سیاسی ، اقتصادی و نیز شرح حال نامداران ، خاندان های قدیمی ، و ... رشت آشنا می شوید .
    کتاب مذکور علاوه بر دانستنی های مفید ، برگ زرینی از گذشته و معاصر رشت همراه با عکس هایی به یاد ماندنی را نیز پیش رو دارد .
    کتاب حاضر در 471 صفحه و در قطع وزیری با جلد سازی فوق العاده زیبا با قیمت 8000 تومان در دسترس می باشد .
    شما عزیزان در صورت تمایل به سفارش این کتاب و تحویل آن درب منزل خود و یا دیدن صفحاتی از این کتاب بصورت فایل عکسی می توانید با آدرس ایمیل barman_hamrah@yahoo.com
    و یا شماره 09118372765 با من تماس بگیرید ....

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    هی شده ام
    از مرزهای پر از تکرار
    و تنها
    اینجا
    در خویشتن
    سکوت میکنم
    و ...
    گریستم در خود
    و نگریستم به آنچه که از تو دارم
    تنها زخمی که در خاطراتم به یادگار مانده

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • barman hamrah

    barman hamrah says

    دفتر من در وسط
    باد ورق مي زند
    برگي از آن مي کند
    نام تو در باغها
    ورد زبان مي شود

    posted 2 years ago. ( send a note )