Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

MehDi zendehbouDi

MehDi zendehbouDi

بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی.... more »
  • Shiraz, S2, Iran
  • member since November 14, 2007

MehDi zendehbouDi’s last login was Wednesday, September 15, 2010.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    به امروز خوب نگاه کن
    دیروز رؤیایی بیش نیست
    و فردا تنها خیال است...
    امروز اگر خوب زندگی کنی
    از هر دیروز خاطره ای از خوشبختی
    و از هر فردا چشم اندازی از امید خواهی ساخت

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Elham .K

    Elham .K says

    سال نو مبارک نازنین
    امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشی

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد
    هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز
    بهار 1388

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    Don’t wait until people are dead to give them flower
    برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشین

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • Elham .K

    Elham .K says

    mamanun golam
    be shoma ham mobarak bashe.
    omidvaram dar kenare valentine zendegitun khosh bashin

    posted 2 years ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    :پیشنهاد کتاب
    مرگ در می‌زند
    وودی آلن
    ترجمه‌ی حسین یعقوبی
    نشر چشمه
    ۲۲۴ صفحه
    سال نشر: ۱۳۸۴

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Elham .K

    Elham .K says

    ta emruz ba hamneshini ke hamkishe man nabud mokhalefat mivarzidam,laken emruz dele man paziraye hameye surat ha shodeh,cheragahe ahovan ast va botkadeye botan va someeye raheban va kabeye taefan va alvahe torat va oraghe Quran.....
    dine man inak dine eshgh ast va har ja karevane eshgh beravad,dino imane man ham be donbalash ravan ast.

    mohyedin arabi andlosi

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    کتاب گویا
    http://ketabkhaneyegooya.blogspot.com/
    http://www.radiocp.com/

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    The top 100 books of all time
    http://www.guardian.co.uk/world/2002/may/08/books.booksnews

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند


    قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند


    لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند


    لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها


    قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند


    عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند


    مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند


    حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند


    تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است


    اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!




    داستانی از : منوچهر احترامی

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Nazanin

    Nazanin says

    نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست
    ولی قلب انسان به تنهایی می تواند او را در خود جای دهد.
    پس مراقب باش که هیچ گاه
    دل کسی را نشکنی

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • reza deihim

    reza deihim says

    هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    ما بدهکاریم
    به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند
    معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟
    و نگفتیم
    چونکه مرداد
    گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است

    حسین پناهی

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • pegah S

    pegah S says

    Hi
    Thanx for your invitation

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    hi dear frnd h r u?can u share ur readng books wth me?wt type of books u like?

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • reyhane

    reyhane says

    فریاد
    ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی
    پیوسته شادزی که دلی شاد می کنی
    گفتی: "برو!" ولیک نگفتی کجا رود
    این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی
    پنهان مساز راز غم خویش در سکوت
    باری، در آن نگاه، چو فریاد می کنی
    ای سیل اشک من! ز چه بنیاد می کنی؟
    ای درد عشق او! از چه بیداد می کنی؟
    نازک تر از خیال منی، ای نگاه! لیک
    با سینه کار دشنه ی پولاد می کنی
    نقشت ز لوح خاطر سیمین نمی رود
    ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی

    سیمین بهبهانی

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Maral

    Maral says

    :(

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Maral

    Maral says

    va NADER EBRAHIMI be abadiat peivast. see you in the group discussion post! motasefam :(

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • crow.rahgozar

    crow.rahgozar says

    زمستان 1385 خورشیدی آغاز شده است.
    و من هنوز نفس می‌زنم، هنوز آرام و نرم می‌تپم، می‌جُنبم و میلرزم.
    باور نمی‌کنم سخنانم را درک کنند،
    و افسوس که جنون را هرگز نخواهند فهمید.
    اما هنوز در ظلمتِ بیکران جهان،
    در دور دست‌های زمان، در بسی آینده‌تر،
    فروغ بد احوالِ عشق ‌پرستانی را می‌بینم،
    و برایشان می‌نویسم!

    من در دریای مفاهیم‌ غرق شده‌ام.
    نجاتم ندهید.
    نجاتم ندهید.
    پرتو گمشده‌ام کجاست؟

    میدانم دور است و بسی دور در عدم.
    میدانم دور است و بسی دور در تهی.
    میدانم دور است و بسی دور در خیال.
    میدانم دور است و بسی دور در وهم.

    میدانم دور است و بسی دور در نقش.
    میدانم دور است و بسی دور در نغمه.
    میدانم دور است و بسی دور در شعر.
    میدانم دور است و بسی دور در ذهن.

    اسیر در دامی میان دو پاسخ ساده.
    اسیر در دام‌های مفاهیم، اسیر در ذهن
    چگونه واقعیت هستی را تحمل کنم؟
    و چگونه مفاهیم ذهن ناواقع خویش را تحمل کنم؟
    در ناکجای اندیشه
    آنجا که مفاهیم رشد می‌کنند
    کجاست عشق اساطیری من؟
    من در مستی خواهم ایستاد
    شب، شب خاموشی‌ است.

    در تاریک‌ترین زمان کفن‌پوش شده،
    من با مرگ خویش می‌رقصم.
    در فروپاشی نفس
    چه کنم که نهایت را طلب میکنم.
    من نهایت وصال را میطلبم.
    و جز این طلب، همه چیز هجران است
    من میخواهمت.
    چون کودکی که زندگانی میطلبد.
    چون کویری که سکوت میطلبد.
    چون شبی که مهتاب میطلبد.
    چون سازی که صدا میطلبد
    ای عشق و ای روح بزرگ
    من در تمام حالات و اوقات با ذهن ستیز کرده‌ام.
    اما اینک می‌نویسم که در این چند هزار سال انسانی،
    همه‌مان در اسیری ذهن بوده
    چرا که ما به این امر آگاه نبوده ایم
    آری این همان تصویر بود که من دیدم
    حقیقت در نبود بیماری به نام ذهن، ودیدن آری در عشق عشق

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    hi dear frnd thnx 4 frndship

    posted 3 years ago. ( send a note )