mino m’s last login was 2 days ago. « hide recent activity
mino m’s last login was 2 days ago. show recent activity »
leila says
نيست معلومم ز دور روزگاربرچه مي گريم چوباران،زار زارعطار
elham .k says
wel!!!!!!!!!!lgood..this is what it suppose to be
a m i r h o s s e i n says
من قاتلممن قاتلمچون که راه می رومخدایا منو ببخشخدایا مورچه ها رو از سر راه من کنار ببرمن باید راه برمیه مورچه مردفریادشو شنیدمخدایا فریاد مورچه رو شنیدییه مورچه ات مرد... دو مورچه اتسهچهارپنجاز متن فیلم فریاد مورچه ها ساخته ی محسن مخملبافاطلاعات بیشتر در گروه بلوآیزhttp://www.shelfari.com/groups/26292/discussions/66800/scream-of-the-ants-(-faryade-moorcheha-)
انسان دردولحظه به يك حالت نيست وبيش ازهرچيزتحت تاثيراعمال خويش است ؛يك عمل نوراني به اونورمي بخشدوعمل كثيف ظلماني نورراازانسان مي گيردواوراتاريك ميكنداستادمرتضي مطهري
ta emruz ba hamneshini ke hamkishe man nabud mokhalefat mivarzidam,laken emruz dele man paziraye hameye surat ha shodeh,cheragahe ahovan ast va botkadeye botan va someeye raheban va kabeye taefan va alvahe torat va oraghe Quran.....dine man inak dine eshgh ast va har ja karevane eshgh beravad,dino imane man ham be donbalash ravan ast.mohyedin arabi andlosi
مریم هوله-زانوها و مردمکها************************خمپاره در آستينچاي در نگاهنازش که مي کند سياه مي شود زمينچاي از خيانت واژگون روي ميزيک سکه ي ده توماني....... از دهان ِ متراژ....... پرتاب به سمت صفر .....قانون ِ گدادار چيزهاي ديگري هم دارد که قدم به آنها نمي رسدتا مهربانتري کند سازمان ِ حقوق بشر جاذبه در دفترخلا در خيابانديوارها شناور لاي آدم ها سرگرداني آدم ها براي شان مسکن هاي سفيد وسياه تجويز مي کندنقاشي ِ بيچاره از ميز بالا مي رود فرچه مي مالد روي چشم هاشديوارک ِ بدبخت !مي خواستي مارکسيست شوي با اين قد ّت ؟ !اگر اينطور بود که سگ سگ مي خورد !دست در شلوار ِ آدم ها کردي دندت نرم ! چشمت کور !حالا بيا چاي بخور !حالا حالا ها شبيه خانواده مان با تو تا مي کنيم حماقت ِ راه ها !که بعضي جاها اختراع شده ايبعضي جاها نه ؛چه فايده هاي خنده داري !رنگارنگ و اخته ....انگار تخم ِ دخترانگي را کشيده اند(... تا ياس لااقل براي مان ناز کرده باشد !يا پوسيدگي دامن ِ چيندارش کوتاه آمده باشدبالاي ران ها درست زير ِ انتحاري ترين خنده ي اتمسفر ..... )شنبه ها به روش ِ 2002 ميلاديجمعه ها در کوره هاي بستني سازي ِ مريخدوازده شنبه ي خيابان هاي جوينتدر ماه عسل ِ آستين ِ آقايانهر دستي که رو مي شود خيانتي خدايي ميکندکابوس يا رويا ؟من کور رنگماين روزنامه را سياه و سفيد مي خوانم- چشمت را وا کن !يک گدا ديدي توي خيابان هاشان ؟- خب البته !ولي صادرات ِ ما هنوز زانوي آدم ها را کشف نکردهزانو ..... روي صورت ..... يا در آسمان توريسم ..... ؟!اين که کشدار باشد و بپردبا آن که دو استخوان ِ بالاي هم که گره خورده باشندبا طناب ِ گردن ِ بچه هاشان به همخب فرق مي کند !البته که گره به نفع ِ اقتصاد نيستما ياد مي گيريم بالاي گره هايمان خنده ي آنها را تقليد کنيمجهان سومي بودن بس است ديگر !امضاء ِ مذاکره :دو خويشتن دار ِ صرفا توريست !توريسم در بيابان هااستخوان ِ آينده در خيابان هاي زيرخاکياين يکي را به چشم نديده بوديم اما پسنديديممبارک است !اين ماه ِ عسل توي آستين ِ کدام رييس جمهور چاق مي شود ؟به هر حال ما حال مي کنيمکاري به کار خود نداريم که زنبور کشورهاي ديگراز کجايمان خوشش مي آيدزانو ؟ يا مردمک ؟تفاوت در چند وجبي ست که روزنامه در فواصل تيترهاشيا کنار خيابان مي نشينديا در جکوزي ِ طبقه ي پايينش در حال استمنا به ياس فلسفي مي رسد آدم شوم ؟از دست من کاري بر نمي آيداز شيرها آب سياسي مي آيدلوله کشي مردها و چشمه ي زناناحتمالا باران ماهواره هاي مفاسد را به جاي قرص هاي کم خوني خوردهکسي که خون نخورد بي خون مي شودخون دوباره چاره مي شود وگرنه بيچاره مي شوي روزنامه هاي صبح که دارند با دامن ِ چيندار مي رقصند .....من کجاي اين پارتي پنهان شوم ؟احضار روح هم جواب درستي ندادبايد بروم ببينم از دوستان مرده ام کسي مانده با دندان شيرييا برگشته با آسمانخراشي تيز در دهان ! ؟ايدز در آستينبوسه درچشمقرن اول خواست اداي قرن بيستم را درآورد اما سقوط کرد فقط دعوتم کرده طفلکيدر هتل هاي دهانش مي شود لخت گشت لااقلراه رفت توي خيابان هاتنه زد به ماشين هاي اشرافي ِ انتظاميايدز را نگو تنها تفاوت مان اينستاولين شباهت خنده اي که پاره پاره مان کرد !ما در فکر ايجاد سوراخي هستيم که جهان از آن بيفتد و متولد شودامضاء ِ مذاکرات ِ بهم پيوسته :جمعيت ِ ارواح جنيني ِ ايدزپارسال ترين راهپيمايي هاي مومنانهپس فرداترين مرگ هاي بشردوستانهبه شما چه ؟تا اينجا شبيه نبوديمبگذار تفاوت مان در مرگجهان را بردارد1381
mari! h says
نیکبخت آنکه دریافت: زمینی را که برآن ایستاده است به وسعت ناچیز کف پای اوست، نه بیشتر.» "
sorkhjame says
گاهی به نگاهت نگاه کن !انیشتین میگفت : « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را میآفریند. »استفان کاوی (از سرشناسترین چهرههای علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که میگوید:« اگر میخواهید در زندگی و روابط شخصیتان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان میخواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید .»او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموستر میکند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچههایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچههایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب میکردند. یکی از بچهها با صدای بلند گریه میکرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن میکشید و خلاصه اعصاب همهمان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچهها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمیآورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچههایتان واقعاً دارند همه را آزار میدهند. شما نمیخواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد میافتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمیگردیم که همسرم، مادر همین بچهها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمیدانم باید به این بچهها چه بگویم. نمیدانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره میپرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمیبینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه میدهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمیدانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور میتواند تا این اندازه بیملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب میخواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض میشود. کلید یا راه حل هر مسئلهای این است که به شیشههای عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازهای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است
ماندابقبايل رفته اندو دربيابان هاسواري نيستدراين مانداب ياري نيستپلنگي مي رمد دربيشه اي خاموشوبادي مي بردبرگ نحيفي راكنارنهرمرا دربيشه مي خوانندومي خوانم:در اين مانداب ياري نيست
ramin lion says
برای جایزه سالانه «هر انسان حقی دارد» کاندید شویدvia کیبرد آزاد by جادی on 8/24/08من طرفدار مسابقه و رقابت و جایزه نیستم ولی این یکی به نظرم ارزش شرکت دارد. در این مسابقه سالانه، هر انسانی میتواند با تاکید بر حقوق فردیاش و حق دانستن، یک مقاله به فارسی، انگلیسی، عربی یا هر زبان دیگر را کاندید شرکت در مسابقه سالانه کند. جوایز چیزهای کوچکی در حد یک هزار یورو هستند اما نکته مهم تاکید بر حق نوشتن و اطلاع رسانی است و آرشیو جذابی که از این خبرها که «انسان»ها تولید کردهاند، جمع میشود.انطور که وبسایت این جایزه سالانه میگوید http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/home افراد میتوانند هر شکلی از گزارش (تصویری، اینترنتی، وبلاگی، چاپی، روزنامهای و حتی چاپ نشده) را برای سایت بفرستند و بعد از ارزیابی توسط داوران و پیشکسوتان یی مثل نلسون ماندلا، توتو، کارتر، محمد یونس، کوفی عنان، آنگ سان سوچی و .. در مسابقه ۶۰ سالگی منشور حقوق بشر شرکت کنند.وقتی چنین خبری را میخوانم دوست ندارم جای بهترین دوستانم در آن خالی باشد. جزو معدود چیزهایی است که احساس میکنم ایرانیها مزیت واقعی نسبت به دیگران دارند: فعالیت در عین آزادی نسبی نسب به کشورهای دیکتاتوری صرف و مسایل بسیار متنوع و مورد توجه جهانیان. راستش یکی از خوشحالیهای زندگیام این خواهد بود که یک ایرانی برنده شود، دوستی که ...برای کاندید کردن یکی از نوشتههای روزنامهای، وبلاگی، تحقیق یا هر چیز دیگر خود کافی است سری به صفحه ثبت نام بزنید و مطلب فارسی خود را رجیستر کنید. نمیخواهم از فرد خاصی نام ببرم ولی بعد از دیدن این جایزه شدیدا احساس کردم که جای بعضی گزارشهای روشنگر از ایران در آن خالی است.صفحات مرتبط: وب سایت پیشکسوتان http://www.theelders.org وب سایت هر انسان حق دارد http://media-awards.everyhumanhasrights.org صفحه ثبت نام - http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/user/register لوگوهای حمایتی http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/content/spread-word... چه تبلیغاتی کردم براشون (: به هرحال به نظرم مفیده. حتی به ذهنم رسید هر بار که جایی دیدم که می شه برای جایزهای کاندید شد، بنویسم (: چرا ما نباید کاندید بشیم؟ (: : نقل ازpersiska@googlegroups.com
samar says
قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت ، با تزریق خون آلوده ، به بیماری ایدز مبتلا شد . طرفداران آرتور از سرتاسر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند . یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود : چرا خداوند تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده ؟آرتور اش ، در پاسخ این نامه چنین نوشت :در سرتاسر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند. حدود پنج میلیون از آنها بازی را به خوبی فرا می گیرند. از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند . پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند . پنجاه نفر اجازه ی شرکت در مسابقات ویمبلدون را می یابند چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دو نفر به مسابقات نهایی . وقتی که من جام بهترین تنیس باز جهان را در دست هایم می فشردم ، هرگز نپرسیدم که خدایا چرا من ؟ و امروز وقتی که درد می کشم ، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم چرا من ؟
مردي باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزيزم ازمن خواسته شده كه با رئيس و چند تا از دوستانش براي ماهيگيري به كانادا برويم" ما به مدت يك هفته آنجا خواهيم بود.اين فرصت خوبي است تا ارتقاي شغلي كه منتظرش بودم بگيرم بنابراين لطفا لباس هاي كافي براي يك هفته برايم بردار و وسايل ماهيگيري مرا هم آماده كن ما از اداره حركت خواهيم كرد و من سر راه وسايلم را از خانه برخواهم داشت ، راستي اون لباس هاي راحتي ابريشمي آبي رنگم را هم بردار !زن با خودش فكر كرد كه اين مساله يك كمي غيرطبيعي است اما بخاطر اين كه نشان دهد همسر خوبي است دقيقا كارهايي را كه همسرش خواسته بود انجام داد.هفته بعد مرد به خانه آمد ، يك كمي خسته به نظر مي رسيد اما ظاهرش خوب ومرتب بود.همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسيد كه آيا او ماهي گرفته است يا نه ؟مرد گفت :"بله تعداد زيادي ماهي قزل آلا،چند تايي ماهي فلس آبي و چند تا هم اره ماهي گرفتيم . اما چرا اون لباس راحتي هايي كه گفته بودم برايم نگذاشتي ؟" جواب زن خيلي جالب بود.زن جواب داد : لباس هاي راحتي رو توي جعبه وسايل ماهيگيريت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟
کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ييک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره .براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هربار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا ميآمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغبيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون اومد .مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود
مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.
مغموممغموم ترم ازبرگي كه ازشاخه جدا مي شود؛و اسبي كه در راهي ناآشنادربارانره مي سپارداندوه آوارگي بامن استدلم گرچه ازعشق روشناينك بي روي توخورشيد گرفته استتيرگي كسوف با من استبي توزندگي تلخ ترازشرمي است مستمركدام اندوهت رابگريم:نبودنيا دربند بودنت را؟
قهوهرو ريخت تو فنجونشيرو ريخت رو قهوهقندو انداخت تو شيرقهوهبا قاشق چايى خورى همش زدشير قهوه رو خورد و فنجونو گذاشتبىاين كه به من چيزى بگهسيگارى چاق كرددودشو حلقه حلقه بيرون دادخاكسترشو تكوند تو زيرسيگارىبىاين كه به من نگاهى كنهپا شد كلاشو گذاش سرشبارونى شو تنش كرد چون كه داشت مىباريدو زير بارون از خونه رفتبى يك كلمه حرفبى يه نگاهمن سرمو گرفتم تو دستام واشكام سرازير شدژاك پرهور - احمد شاملو
فعالان زن در تلاشند تا با جمع آوری يک ميليون امضاء در سراسر ايران، خواستار حذف نابرابری حقوق زنان در حوزه های ازدواج، حق سرپرستی کودکان و حق طلاق شوند. اين فعالان معتقدند که قوانين جمهوری اسلامی تبعيض های اعمال شده بر زنان را نهادينه کرده است. در حال حاضر، زنان در ايران برای کار و دريافت گذرنامه نيازمند اجازه همسر يا والدين خود هستند و مبلغ ديه برای يک زن مقتول نصف ديه مردان است. modat ha pish hodude 7-8 sale pish,vaghti ke mikhastam baraye sabte nam dar kanune melie zabane iran dar khiabane shariati sabte nam konam,az man khastand ke emzaye hamsaram ra paye varaghe bezanam....vaghti goftam ke hamsari dar kasr nist goftand,pas payad emzaye pedaret bashe...goftam:bayad beram beheshte zahra va azash beporsam bebinam dust dareh ghadam ranjeh koneh biad inja ya na....chap chap negam kardand va man goftam...yadesh nabud pish az mordan az kasi ejazeh begireh va nemidunest ke doktaresh dar sene 30 salegi va bad az do ta bache hanuz niaz be emzaye ou baraye sherkat dar class haye zaban dareh....goft:emzaye madaret....goftam ...bashe...bad raftam yek emza jal kardam va una ham ghabul kardan...va hala fekr mikonam....chera?aya hanuz ham intor ast?agar man iran budam shayad ta hala man ham be faalane hoghughe zan peyvasteh budam....ki midunehin matlab ro mizaram ruye goruh bebinam nazare bachehaye goruh chie dar barash...hatman khosheshun miad
با پرنده هاآه...اي پرنده هاي مسافرازقول ما به كوه بگوييدكه:جويبارها همه خشك استازقول ما به ابربگوييدكه:مرگ دشت هاي سبزه رسيده ستاي عابران ساده ومعصومدنيا چه نابكار وپليد استاينجا نه دوستي ست،نه ياريودست ها همه نيرنگوقلب ها همه تزويروخنده ها همه شمشير...آه...اي پرنده هاي مسافربه خوشه هاي نارس گندمازلطفتان دريغ مداريد!
khubeh hade aghal behtar shod ba in medale akhardashtam degh mikardam....ajab basatist in donya...nemidunam key tamum mishe....