mino m

mino m

  • member since Thursday, November 15 2007

Groups

Friends

mino m’s last login was 2 days ago. show recent activity »

Public Notes

  • Leila

    leila says

    نيست معلومم ز دور روزگار
    برچه مي گريم چوباران،زار زار
    عطار

    posted 2 days ago. ( send a note )
  • Elham .K

    elham .k says

    wel!!!!!!!!!!l
    good..this is what it suppose to be

    posted 3 days ago. ( send a note )
  • A m i r        H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    من قاتلم
    من قاتلم
    چون که راه می روم
    خدایا منو ببخش
    خدایا مورچه ها رو از سر راه من کنار ببر
    من باید راه برم
    یه مورچه مرد
    فریادشو شنیدم
    خدایا فریاد مورچه رو شنیدی
    یه مورچه ات مرد
    ... دو مورچه ات
    سه
    چهار
    پنج

    از متن فیلم فریاد مورچه ها ساخته ی محسن مخملباف
    اطلاعات بیشتر در گروه بلوآیز
    http://www.shelfari.com/groups/26292/discussions/66800/scream-of-the-ants-(-faryade-moorcheha-)

    posted 5 days ago. ( send a note )
  • Leila

    leila says

    انسان دردولحظه به يك حالت نيست وبيش ازهرچيزتحت تاثيراعمال خويش است ؛
    يك عمل نوراني به اونورمي بخشد
    وعمل كثيف ظلماني نورراازانسان مي گيردواوراتاريك ميكند
    استادمرتضي مطهري

    posted 5 days ago. ( send a note )
  • Elham .K

    elham .k says

    ta emruz ba hamneshini ke hamkishe man nabud mokhalefat mivarzidam,laken emruz dele man paziraye hameye surat ha shodeh,cheragahe ahovan ast va botkadeye botan va someeye raheban va kabeye taefan va alvahe torat va oraghe Quran.....
    dine man inak dine eshgh ast va har ja karevane eshgh beravad,dino imane man ham be donbalash ravan ast.

    mohyedin arabi andlosi

    posted 5 days ago. ( send a note )
  • A m i r        H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    مریم هوله-زانوها و مردمکها
    ************************
    خمپاره در آستين

    چاي در نگاه

    نازش که مي کند سياه مي شود زمين

    چاي از خيانت واژگون روي ميز

    يک سکه ي ده توماني....... از دهان ِ متراژ....... پرتاب به سمت صفر .....

    قانون ِ گدادار چيزهاي ديگري هم دارد که قدم به آنها نمي رسد

    تا مهربانتري کند سازمان ِ حقوق بشر

    جاذبه در دفتر

    خلا در خيابان

    ديوارها شناور لاي آدم ها
    سرگرداني آدم ها براي شان مسکن هاي سفيد وسياه تجويز مي کند
    نقاشي ِ بيچاره از ميز بالا مي رود فرچه مي مالد روي چشم هاش

    ديوارک ِ بدبخت !

    مي خواستي مارکسيست شوي با اين قد ّت ؟ !

    اگر اينطور بود که سگ سگ مي خورد !

    دست در شلوار ِ آدم ها کردي دندت نرم ! چشمت کور !

    حالا بيا چاي بخور !
    حالا حالا ها شبيه خانواده مان با تو تا مي کنيم حماقت ِ راه ها !

    که بعضي جاها اختراع شده اي

    بعضي جاها نه ؛

    چه فايده هاي خنده داري !

    رنگارنگ و اخته ....

    انگار تخم ِ دخترانگي را کشيده اند
    (... تا ياس لااقل براي مان ناز کرده باشد !

    يا پوسيدگي دامن ِ چيندارش کوتاه آمده باشد

    بالاي ران ها درست زير ِ انتحاري ترين خنده ي اتمسفر ..... )
    شنبه ها به روش ِ 2002 ميلادي

    جمعه ها در کوره هاي بستني سازي ِ مريخ

    دوازده شنبه ي خيابان هاي جوينت

    در ماه عسل ِ آستين ِ آقايان
    هر دستي که رو مي شود خيانتي خدايي ميکند

    کابوس يا رويا ؟

    من کور رنگم

    اين روزنامه را سياه و سفيد مي خوانم
    - چشمت را وا کن !

    يک گدا ديدي توي خيابان هاشان ؟

    - خب البته !

    ولي صادرات ِ ما هنوز زانوي آدم ها را کشف نکرده

    زانو ..... روي صورت ..... يا در آسمان توريسم ..... ؟!

    اين که کشدار باشد و بپرد

    با آن که دو استخوان ِ بالاي هم که گره خورده باشند

    با طناب ِ گردن ِ بچه هاشان به هم

    خب فرق مي کند !

    البته که گره به نفع ِ اقتصاد نيست

    ما ياد مي گيريم بالاي گره هايمان خنده ي آنها را تقليد کنيم

    جهان سومي بودن بس است ديگر !

    امضاء ِ مذاکره :

    دو خويشتن دار ِ صرفا توريست !

    توريسم در بيابان ها

    استخوان ِ آينده در خيابان هاي زيرخاکي

    اين يکي را به چشم نديده بوديم اما پسنديديم

    مبارک است !

    اين ماه ِ عسل توي آستين ِ کدام رييس جمهور چاق مي شود ؟

    به هر حال ما حال مي کنيم

    کاري به کار خود نداريم که زنبور کشورهاي ديگر

    از کجايمان خوشش مي آيد

    زانو ؟ يا مردمک ؟

    تفاوت در چند وجبي ست که روزنامه در فواصل تيترهاش

    يا کنار خيابان مي نشيند

    يا در جکوزي ِ طبقه ي پايينش در حال استمنا به ياس فلسفي مي رسد
    آدم شوم ؟

    از دست من کاري بر نمي آيد

    از شيرها آب سياسي مي آيد

    لوله کشي مردها و چشمه ي زنان

    احتمالا باران ماهواره هاي مفاسد را به جاي قرص هاي کم خوني خورده
    کسي که خون نخورد بي خون مي شود

    خون دوباره چاره مي شود وگرنه بيچاره مي شوي

    روزنامه هاي صبح که دارند با دامن ِ چيندار مي رقصند .....

    من کجاي اين پارتي پنهان شوم ؟

    احضار روح هم جواب درستي نداد

    بايد بروم ببينم از دوستان مرده ام کسي مانده با دندان شيري

    يا برگشته با آسمانخراشي تيز در دهان ! ؟
    ايدز در آستين

    بوسه درچشم

    قرن اول خواست اداي قرن بيستم را درآورد اما سقوط کرد

    فقط دعوتم کرده طفلکي

    در هتل هاي دهانش مي شود لخت گشت لااقل

    راه رفت توي خيابان ها

    تنه زد به ماشين هاي اشرافي ِ انتظامي

    ايدز را نگو تنها تفاوت مان اينست

    اولين شباهت خنده اي که پاره پاره مان کرد !

    ما در فکر ايجاد سوراخي هستيم که جهان از آن بيفتد و متولد شود

    امضاء ِ مذاکرات ِ بهم پيوسته :

    جمعيت ِ ارواح جنيني ِ ايدز

    پارسال ترين راهپيمايي هاي مومنانه

    پس فرداترين مرگ هاي بشردوستانه

    به شما چه ؟

    تا اينجا شبيه نبوديم

    بگذار تفاوت مان در مرگ

    جهان را بردارد

    1381

    posted 5 days ago. ( send a note )
  • mari! h

    mari! h says

    نیکبخت آن‌که دریافت: زمینی را که برآن ایستاده است به وسعت ناچیز کف پای اوست، نه بیشتر.»
    "

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    گاهی به نگاهت نگاه کن !
    انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

    استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»

    او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

    استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

    اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

    « حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است

    posted 6 days ago. ( send a note )
  • Leila

    leila says

    مانداب

    قبايل رفته اند
    و دربيابان ها
    سواري نيست
    دراين مانداب ياري نيست

    پلنگي مي رمد دربيشه اي خاموش
    وبادي مي برد
    برگ نحيفي را
    كنارنهر
    مرا دربيشه مي خوانند
    ومي خوانم:
    در اين مانداب ياري نيست

    posted 8 days ago. ( send a note )
  • Leila

    leila says

    مانداب

    قبايل رفته اند
    و دربيابان ها
    سواري نيست
    دراين مانداب ياري نيست

    پلنگي مي رمد دربيشه اي خاموش
    وبادي مي برد
    برگ نحيفي را
    كنارنهر
    مرا دربيشه مي خوانند
    ومي خوانم:
    در اين مانداب ياري نيست

    posted 8 days ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    ramin lion says

    برای جایزه سالانه «هر انسان حقی دارد» کاندید شوید
    via کیبرد آزاد by جادی on 8/24/08


    من طرفدار مسابقه و رقابت و جایزه نیستم ولی این یکی به نظرم ارزش شرکت دارد. در این مسابقه سالانه، هر انسانی می‌تواند با تاکید بر حقوق فردی‌اش و حق دانستن، یک مقاله به فارسی، انگلیسی، عربی یا هر زبان دیگر را کاندید شرکت در مسابقه سالانه کند. جوایز چیزهای کوچکی در حد یک هزار یورو هستند اما نکته مهم تاکید بر حق نوشتن و اطلاع رسانی است و آرشیو جذابی که از این خبرها که «انسان»ها تولید کرده‌اند، جمع می‌شود.
    انطور که وبسایت این جایزه سالانه می‌گوید http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/home
    افراد می‌توانند هر شکلی از گزارش (تصویری، اینترنتی، وبلاگی، چاپی، روزنامه‌ای و حتی چاپ نشده) را برای سایت بفرستند و بعد از ارزیابی توسط داوران و پیشکسوتان یی مثل نلسون ماندلا، توتو، کارتر، محمد یونس، کوفی عنان، آنگ سان سوچی و .. در مسابقه ۶۰ سالگی منشور حقوق بشر شرکت کنند.
    وقتی چنین خبری را می‌خوانم دوست ندارم جای بهترین دوستانم در آن خالی باشد. جزو معدود چیزهایی است که احساس می‌کنم ایرانی‌ها مزیت واقعی نسبت به دیگران دارند: فعالیت در عین آزادی نسبی نسب به کشورهای دیکتاتوری صرف و مسایل بسیار متنوع و مورد توجه جهانیان. راستش یکی از خوشحالی‌های زندگی‌ام این خواهد بود که یک ایرانی برنده شود، دوستی که ...
    برای کاندید کردن یکی از نوشته‌های روزنامه‌ای، وبلاگی، تحقیق یا هر چیز دیگر خود کافی است سری به صفحه ثبت نام بزنید و مطلب فارسی خود را رجیستر کنید. نمی‌خواهم از فرد خاصی نام ببرم ولی بعد از دیدن این جایزه شدیدا احساس کردم که جای بعضی گزارش‌های روشنگر از ایران در آن خالی است.
    صفحات مرتبط:
    وب سایت پیشکسوتان http://www.theelders.org
    وب سایت هر انسان حق دارد http://media-awards.everyhumanhasrights.org
    صفحه ثبت نام - http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/user/register
    لوگوهای حمایتی http://media-awards.everyhumanhasrights.org/en/content/spread-word
    ... چه تبلیغاتی کردم براشون (:
    به هرحال به نظرم مفیده. حتی به ذهنم رسید هر بار که جایی دیدم که می شه برای جایزه‌ای کاندید شد، بنویسم (:
    چرا ما نباید کاندید بشیم؟ (:
    : نقل ازpersiska@googlegroups.com

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت ، با تزریق خون آلوده ، به بیماری ایدز مبتلا شد . طرفداران آرتور از سرتاسر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند . یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود : چرا خداوند تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده ؟

    آرتور اش ، در پاسخ این نامه چنین نوشت :

    در سرتاسر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند. حدود پنج میلیون از آنها بازی را به خوبی فرا می گیرند. از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند . پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند . پنجاه نفر اجازه ی شرکت در مسابقات ویمبلدون را می یابند چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دو نفر به مسابقات نهایی . وقتی که من جام بهترین تنیس باز جهان را در دست هایم می فشردم ، هرگز نپرسیدم که خدایا چرا من ؟ و امروز وقتی که درد می کشم ، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم چرا من ؟

    posted 9 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    مردي باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزيزم ازمن خواسته شده كه با رئيس و چند تا از دوستانش براي ماهيگيري به كانادا برويم"
    ما به مدت يك هفته آنجا خواهيم بود.اين فرصت خوبي است تا ارتقاي شغلي كه منتظرش بودم بگيرم بنابراين لطفا لباس هاي كافي براي يك هفته برايم بردار و وسايل ماهيگيري مرا هم آماده كن
    ما از اداره حركت خواهيم كرد و من سر راه وسايلم را از خانه برخواهم داشت ، راستي اون لباس هاي راحتي ابريشمي آبي رنگم را هم بردار !
    زن با خودش فكر كرد كه اين مساله يك كمي غيرطبيعي است اما بخاطر اين كه نشان دهد همسر خوبي است دقيقا كارهايي را كه همسرش خواسته بود انجام داد.
    هفته بعد مرد به خانه آمد ، يك كمي خسته به نظر مي رسيد اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
    همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسيد كه آيا او ماهي گرفته است يا نه ؟
    مرد گفت :"بله تعداد زيادي ماهي قزل آلا،چند تايي ماهي فلس آبي و چند تا هم اره ماهي گرفتيم . اما چرا اون لباس راحتي هايي كه گفته بودم برايم نگذاشتي ؟"
    جواب زن خيلي جالب بود.
    زن جواب داد : لباس هاي راحتي رو توي جعبه وسايل ماهيگيريت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟

    posted 10 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ييک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره .براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .

    مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هربار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا ميآمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

    روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغبيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون اومد .
    مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

    posted 10 days ago. ( send a note )
  • samar

    samar says

    مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
    آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
    استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
    مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.
    استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

    posted 10 days ago. ( send a note )
  • Leila

    leila says

    مغموم

    مغموم ترم ازبرگي كه ازشاخه جدا مي شود؛
    و اسبي كه در راهي ناآشنا
    درباران
    ره مي سپارد
    اندوه آوارگي بامن است

    دلم گرچه ازعشق روشن
    اينك بي روي تو
    خورشيد گرفته است
    تيرگي كسوف با من است

    بي توزندگي تلخ ترازشرمي است مستمر
    كدام اندوهت رابگريم:
    نبودن
    يا دربند بودنت را؟

    posted 12 days ago. ( send a note )
  • A m i r        H o s s e i n

    a m i r h o s s e i n says

    قهوه‏رو ريخت تو فنجون
    شيرو ريخت رو قهوه
    قندو انداخت تو شيرقهوه
    با قاشق چايى خورى همش زد
    شير قهوه ‏رو خورد و فنجونو گذاشت
    بى‏اين كه به من چيزى بگه

    سيگارى چاق كرد
    دودشو حلقه حلقه بيرون داد
    خاكسترشو تكوند تو زيرسيگارى
    بى‏اين كه به من نگاهى كنه
    پا شد كلاشو گذاش سرش
    بارونى شو تنش كرد چون كه داشت مى‏باريد
    و زير بارون از خونه رفت
    بى ‏يك كلمه حرف
    بى ‏يه نگاه

    من سرمو گرفتم تو دستام و
    اشكام سرازير شد

    ژاك پره‏ور - احمد شاملو

    posted 12 days ago. ( send a note )
  • Elham .K

    elham .k says

    فعالان زن در تلاشند تا با جمع آوری يک ميليون امضاء در سراسر ايران، خواستار حذف نابرابری حقوق زنان در حوزه های ازدواج، حق سرپرستی کودکان و حق طلاق شوند. اين فعالان معتقدند که قوانين جمهوری اسلامی تبعيض های اعمال شده بر زنان را نهادينه کرده است.

    در حال حاضر، زنان در ايران برای کار و دريافت گذرنامه نيازمند اجازه همسر يا والدين خود هستند و مبلغ ديه برای يک زن مقتول نصف ديه مردان است.
    modat ha pish hodude 7-8 sale pish,vaghti ke mikhastam baraye sabte nam dar kanune melie zabane iran dar khiabane shariati sabte nam konam,az man khastand ke emzaye hamsaram ra paye varaghe bezanam....vaghti goftam ke hamsari dar kasr nist goftand,pas payad emzaye pedaret bashe...goftam:bayad beram beheshte zahra va azash beporsam bebinam dust dareh ghadam ranjeh koneh biad inja ya na....
    chap chap negam kardand va man goftam...yadesh nabud pish az mordan az kasi ejazeh begireh va nemidunest ke doktaresh dar sene 30 salegi va bad az do ta bache hanuz niaz be emzaye ou baraye sherkat dar class haye zaban dareh....goft:emzaye madaret....goftam ...bashe...
    bad raftam yek emza jal kardam va una ham ghabul kardan...
    va hala fekr mikonam....chera?
    aya hanuz ham intor ast?
    agar man iran budam shayad ta hala man ham be faalane hoghughe zan peyvasteh budam....ki miduneh
    in matlab ro mizaram ruye goruh bebinam nazare bachehaye goruh chie dar barash...hatman khosheshun miad

    posted 13 days ago. ( send a note )
  • Leila

    leila says

    با پرنده ها

    آه...اي پرنده هاي مسافر
    ازقول ما به كوه بگوييد
    كه:جويبارها همه خشك است
    ازقول ما به ابربگوييد
    كه:مرگ دشت هاي سبزه رسيده ست

    اي عابران ساده ومعصوم
    دنيا چه نابكار وپليد است
    اينجا نه دوستي ست،نه ياري
    ودست ها همه نيرنگ
    وقلب ها همه تزوير
    وخنده ها همه شمشير...

    آه...اي پرنده هاي مسافر
    به خوشه هاي نارس گندم
    ازلطفتان دريغ مداريد!

    posted 13 days ago. ( send a note )
  • Elham .K

    elham .k says

    khubeh hade aghal behtar shod ba in medale akhar
    dashtam degh mikardam....
    ajab basatist in donya...nemidunam key tamum mishe....

    posted 2 weeks ago. ( send a note )


© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy