Books
amir e

amir e

sakene tehranam, be falsafe, elme siyasat, jamee shemasi, va roman haye naghz alaghe mandam, hamintur be sher va shaerane kohan va emruzi...
webloge man:
http://tirehgan.blogfa.com
va yahoo idim:
arousakesangesaboor
felan dg chizi be zehnam nemirese ke begam...
  • member since October 2007

Public Notes

 
Displaying 1-20 of 211 notes
  • Fatemeh D

    Fatemeh D says

    مرسي از اد! خوشحالم از آشناييتون

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • Dr AMIN

    Dr AMIN says

    سال تازه مبارک

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Elham .K

    Elham .K says

    سال نو مبارک امیر جان
    امیدوارم سال خوب و دلنشینی پیش رو داشته باشی
    فرصت کردی یه سری به گروه خودت بزن دلمون تنگ شده برات

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد
    هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز
    بهار 1388

    posted 4 months ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    az hosne tavajohet sepasgozaram va khoshhalam ke doostane khoobo fahimi mesle shoma daram.ba behtarin arezooha.

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    نیاز

    بی تو، ای روشنگر شب های من!
    بوسه می زد ناله بر لب های من
    در دلم از وحشت بیگانگی
    خنده می زد لاله ی دیوانگی
    دیده ام چون نرگس غم می شکفت
    وندرو برقی ز شبنم می شکفت
    در بلور اشک من یاد تو بود
    در سکوت سینه فریاد تو بود
    مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
    پرده های ساز، آهنگ تو داشت
    موج خیز سبزه دامان تو بود
    خفتنم آنجا به فرمان تو بود
    هر کجا بر تخته سنگی آبشار
    می شکست و پیکرش می شد غبار؛
    در غبارش باغ رؤیا می شکفت
    وز گلش رنگ تمنا می شکفت
    از تو دوری کردنم بیهوده بود
    بی تویی جان مرا فرسوده بود
    بی تو بودم لیک کنون باتوأم
    خود نمی دانم که این من یا توأم
    چون نسیمی بگذر از پیراهنم
    تا درآمیزی چو گرمی با تنم
    بی تو غمگینم، دمی بی من مباش
    جان شیرینم! جدا از تن مباش
    بی تو آرامم به جز آزار نیست
    بی تو بالینم به غیر از خار نیست
    تا دلم بازیچه ی ایام شد
    باده ی عشق ترا چون جام شد
    گر توانی جامه ام ساز و بپوش
    گر توانی باده ام ساز و بنوش
    نه، که ما را رخصت دیدار نیست
    ور بود، دانی که جز پندار نیست
    تو نسیم سرزمین دیگری
    بر کویر جان من کی بگذری؟
    من شب ِ پایان پذیر هستیم
    لحظه یی دیگر نپاید مستیم

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • ailar j

    ailar j says

    موسیقی است. به نحوی که این نهاد طبیعی اولین آموزگار انسانها در آموختن هنرهای بسیار زیبایی بوده است. اما به‌تدریج، بر اثر میل به تقلید، انسان اولیه شروع به تقلید نغمه‌ها و صداهایی نمود که در طبیعت وجود داشت و به گوش او می‌رسید. لذا با گذشت زمان و با تلاش صنعتگران از برخی از آثار طبیعت استفاده نموده و آلات گوناگون موسیقی را به‌وجود آورد.
    او در ابتدا از موسیقی جهت زنده ماندن، دوام آوردن و پیروزی در شکار استفاده می‌کرد ولی تکامل تدریجی سازها و کشف کشاورزی و زراعت و نیاز به عوامل طبیعی چون باد، باران، خورشید و ... موجب گشت تا برای دستیابی به محصولات بیشتر، به جلب این نیروها بپردازد. لذا برای هر یک از این نیروها خدایانی را خلق نمود و برای خشنود ساختن این خدایان، آنها را با موسیقی و آواز، ستایش می‌نمود. این مسئله می‌تواند نقطة اولیة پیدایش موسیقی مذهبی قلمداد گردد. اما آنچه که به شرح آن می‌پردازیم تأثیر این هنر زیبا بر سلامت روح و روان و جسم آدمی است.
    در دورانی که به ذکر آن پرداختیم و به عصر نو‌سنگی مشهور است، به‌منظور خشنود ساختن خدایان و دفع ارواح خبیثه از موسیقی استفاده می‌شده است و این در حالی بود که سیر تکامل سازها همچنان در حال پیشرفت بود، به‌نحوی که با تکامل تیر و کمان، که ساز اولیه او محسوب می‌گشت، مایة اولیه ساز چنگ نهاده شد و با تکامل شاخ حیوانات انواع مختلف سازهای بادی پدیدار شد.
    انسان اولیه موسیقی را تنها راه درمان بیماریها می‌دانست و از همان ابتدا به قدرت شفابخش موسیقی اعتقاد داشت.
    زیرا جادو خصیصة اصلی درمان پزشکی ابتدایی او محسوب می‌گشت که به آن «شامان۱» می‌گفتند («شامان» به معنای طبیب جادوگر است که رهبر موسیقی و طبیب روحانی قبیله بود.)
    «شامانها» از موسیقی به منظور خروج امراض از جسم بیماران استفاده می‌کردند و از سازهایی چون طبلها ـ زنگها و حتی رقص در مراسم شفابخشی جادوگران استفاده می‌نمودند. آنان با علائم مخصوص طبلها، با خدایان تماس برقرار می‌کردند و با رقص و خواندن سرود به خودآگاهی جادویی می‌رسیدند و موجب شفابخشی بیماران می‌شدند.
    ولی در اواخر دوران نوسنگی طبقات و تمدن بشری در شرق پدیدار .این تمدن در کنار چهار درة حاصلخیز شکل گرفت که عبارت بودند از:
    ۱) دره نیل (در مصر)
    ۲) درة دجله و فرات (در بین‌النهرین)
    ۳) دره سند و گنگ (در هندوستان)
    ۴) دره هوانگ هو (در چین)
    اما نخستین نشانه‌های مشخص‌ِ رشد و توسعة موسیقی در شرق را در بین‌النهرین و نزد اقوام و جوامع سومری، آشوری، بابلی و کلدانی می‌دانند. موسیقی در میان این اقوام بازتاب اعتقادات مذهبی آنان است که در طی مراسمی خاص و به‌خاطر پرستش خدایان در محلی به نام «زیگوارت» اجرا می‌شد به‌طوری‌که موسیقی و درمان با معبد و مراسم مذهبی گره خورده بود و فرهنگ و مذهب و مراسم و آداب و آئینهای آنان با موسیقی توأم شده بود. آنها از زنگوله‌ها در موسیقی‌ِ تشریفاتی‌ِ مذهبی برای تسخیر‌ِ روح‌ِ شیطانی استفاده می‌نمودند.
    مصريان موسیقی را دارای نیرویی جادویی و شفابخش می‌دانستند و از آن در درمان‌ِ بیماریها استفاده می‌کردند. آنها با به‌ صدا درآوردن سازها، ارواح خدایان را احضار می‌نمودند و هنگام نوازندگی شروع به رقص و آواز در معابد می‌کردند. بین‌النهرین و نقش آن در درمان به رشد و تکامل خود رسیده بود مورد توجه مصریان قرار گرفت.
    در یونان باستان «آپولون» الهة موسیقی و طب بوده و از نظر درمان همیشه مورد پرستش واقع می‌شده است به‌نحوی که آنان موسیقی را برای سلامت روان مفید می‌دانستند و ورزش را در سلامت جسم لازم می‌شمردند.
    یونانیان عقیده داشتند که علت بیماری به‌دلیل عدم هماهنگی و هارمونی در اعضای بدن است و عامل درمان و ایجاد هماهنگی و هارمونی را در موسیقی می‌دانستند و برای درمان بیماریها از سازهای گوناگونی استفاده می‌کردند که هر کدام اثرات متفاوتی بر احساسات و عواطف انسانی داشت.
    حتی فیلسوفان و پزشکان از موسیقی استفادة بسیاری برای نظم و هماهنگی و شفای بیماران کردند به نحوی که امروزه می‌توان افلاطون و ارسطو را که از فیلسوفان یونان بودند از پیشروان موسیقی‌درمانی به حساب آورد.
    اما آخرین تمدن باستانی تا قبل از قرون وسطی، تمدن روم بود. رومیها در حقیقت وارث فرهنگهای یونان، ایران، بابل و مصر هستند و در آغاز در هنرهای والای تمدن از منابع گوناگون هنری یونان وام گرفتند و برای خود ذوق هنری ایجاد کردند آنان حتی از عقاید یونانیان در زمینة قدرت شفابخشی موسیقی بسیار استفاده کردند چنانکه، زمانی طاعون روم را فرا گرفت، آنها بر این باور بودند که با موسیقی می‌توانند به مبارزه آن بپردازند.
    یکی از پزشکان رومی به نام «اسلپیاس۲» با اصوات هارمونیک به رفع بیمارانی می‌پرداخت که به‌نوعی دارای ناهنجاریهای اجتماعی بودند و با آهنگهای مخصوص این افراد متمرد و سرکش را رام می‌نمود و در خدمت خود می‌گرفت و به درمان آنها می‌پرداخت..
    از erteash.com

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • Fatima S

    Fatima S says

    امشب
    نه فاخته می خواند
    نه بادها از دره ی خیزران می گذرند
    من یک نفر دیگر هستم
    کاش این سیرسیرک های نفس بریده هم می خوابیدند

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • mona m

    mona m says

    دختری با روحیات خاص
    نمی دانم شاید هم باشم ... به هر حال از اشنایی با شما خوشحالم.... موفق باشید

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Magnolia

    Magnolia says

    همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد.


    ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

    جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند


    آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند

    .عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    شب یلدا
    پای کرسی
    صحبت از آمدن و رفتن بود
    مادرم گفت که عمر
    همچو دریاست ولی
    میترسم خشک شود
    کوزه ات را پر کن

    سهراب سپهری

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Magnolia

    Magnolia says

    عید شما مبارک:)

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • shahrzad

    shahrzad says

    درد من حصار برکه نیست
    درد من زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    How do you know that you are in the year 2008?

    چه جوری میفهمی که الان در سال 2008 هستی؟؟

    --------------------------------------------------------
    1) You find out that your family that is not more than 3 people have 4 or 5 mobile telephone numbers.
    یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن
    --------------------------------------------------------
    2) You send an Email to a work colleague even though he/she is sitting at a desk right next to yours.
    واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
    --------------------------------------------------------
    3) Your relationship with family members and friends that have no Email gets worse and you hardly contact them.
    رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
    --------------------------------------------------------
    4) You park your car outside your house then use your mobile to phone the house to ask for assistance with carrying the shopping in.
    شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین ..بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن .
    --------------------------------------------------------
    5) Every TV advert has an internet address at the bottom of the screen..
    هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
    --------------------------------------------------------
    6) Leaving the house without taking your mobile phone with you makes you really stress and rush back to pick it up even though you managed to live without one for 20 or 30 years of your life.
    وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی
    --------------------------------------------------------
    8) As soon as you wake up in the morning you check the internet even before you have your coffee.
    صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین سر زدن به اینترنت هست
    --------------------------------------------------------
    9) You are now reading this, smiling and shaking your head.
    شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین ...
    --------------------------------------------------------
    10) You are so busy reading this that you didn’t even notice that this list has no number 7.
    و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست شماره 7 نداشت ..
    --------------------------------------------------------
    11) You went back up to check that there is no number 7.
    شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟
    --------------------------------------------------------
    12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7, its just that you didn’t notice it.
    و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حتما شماره 7 رو پیدا میکنین ...این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
    --------------------------------------------------------
    13) You scrolled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course, this goes to show that you have no trust in yourself and that you believe anything said to you.
    شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین .. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور میکنین

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Magnolia

    Magnolia says

    در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است

    جبران خلیل جبران

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • T M

    T M says

    Love me for a reason & let the reason be LOVE

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Ghazal

    Ghazal says

    من از اقوام دور نانویسایم
    مردی حجازیم که در متن قافله ای شتر می چرانم
    وعشق در قبیله ی من رقصی ست
    وجنگ در قبیله ی من رقصی ست
    و مرگ در قبیله ی من رقصی ست
    و غیر رقص در قبیله ی من
    عشقی نیست
    جنگی نیست
    مرگی نیست
    از نوشته ها همه تنها دوستار آنم که با خون خود نوشته اند. با خون بنویس تا بدانی که خون جانست. دریافتن خون بیگانه آسان نیست. از سرسری خوانان بیزارم. آن که خواننده را شناخت دیگر برای خواننده کاری نکرد. سده ای دیگر با چنین خوانندگان یعنی گندیدن جان



    فریدریش نیچه

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • Ghazal

    Ghazal says

    یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
    تا که رسیدم بر تو از همه بیزار شدم
    گفت مرا چرخ فلک عاجزم از گردش تو
    گفتم این نقطه مرا کرد که پرگار شدم
    غلغله‌ایار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
    تا که رسیدم بر تو از همه بیزار شدم
    گفت مرا چرخ فلک عاجزم از گردش تو
    گفتم این نقطه مرا کرد که پرگار شدم
    غلغله‌ای می شنوم روز و شب از قبلهء دل
    از روش قبلهء دل گنبد دوار شدم
    تا که فتادم چو صدا ناگه در چنگ غمت
    از هوس زخمهء تو کم ز یکی تار شدم
    دزديد غم گردن خود از حذر سیلی من
    زانکه من از بیشه جان حیدر کرار شدم
    تا که بدیدم قدحش سردم اوباش منم
    تا که بدیدم کلهش بی‌دل و دستار شدم
    تا که قلندردل من ,داد می مذهل من
    رقص کنان دلق کشان, جانب خمار شدم
    گفت مرا خواجهء فرج ,صبر رهاند ز حرج
    هیچ مگو کز فرج است اینکه گرفتار شدم
    چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ زدم
    یار بنالید بسی تا که در این غار شدم
    نیم شبی همره مه روی نهادم سوی ره
    در هوس خوبی او جانب گلزار شدم
    گاه چو سوسن پی گل شاعر و مداح شدم
    گاه چو بلبل به سحر سخره تکرار شدم
    زوبع اندیشه شدم صدفن و صدپیشه شدم
    کار تو را دید دلم عاقبت از کارشدم

    .
    .
    مولانا

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • aida

    aida says

    طلا رنگ می بازد، مرمر خاک می شود
    فولاد زنگ می زند، نابودی با همه چیزی است در جهان
    تنها اندوه است که پایدار است
    تا زمانی که واژه با شکوه بماند.
    آنا آخماتوا

    posted 8 months ago. ( send a note )
  • sajedeh

    sajedeh says

    آرزوهایی که حرام شدند

    جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
    به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
    لستر هم با زرنگی آرزو کرد
    دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
    بعد با هر کدام از این سه آرزو
    سه آرزوی دیگر آرزو کرد
    آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
    بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
    سه آرزوی دیگر خواست
    که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
    به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
    برای خواستن یه آرزوی دیگر
    تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...
    ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
    بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
    جست و خیز کردن و آواز خواندن
    و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
    بیشتر و بیشتر
    در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
    عشق می ورزیدند و محبت میکردند
    لستر وسط آرزوهایش نشست
    آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
    و نشست به شمردنشان تا ......
    پیر شد
    و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
    و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
    آرزوهایش را شمردند
    حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
    همشان نو بودند و برق میزدند
    بفرمائید چند تا بردارید
    به یاد لستر هم باشید
    که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها
    همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!

    posted 8 months ago. ( send a note )
Displaying 1-20 of 211 notes