Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

amir e

amir e

has 115 followers and is following 155 people

sakene tehranam, be falsafe, elme siyasat, jamee shemasi, va roman haye naghz alaghe mandam, hamintur be sher va shaerane kohan va emruzi...
webloge man:
tirehgan.wordpress.com
felan dg chizi be zehnam nemirese ke begam...
  • tehran, te, Iran
  • member since October 16, 2007

Groups

Following

amir e’s last login was Friday, August 13, 2010.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • Leila A

    Leila A says

    شعری از هالینا پوشویاتووسکا


    هالینا پوشویاتووسکا (۱۹۳۵-۱۹۶۷)
    «فروغ فرخزاد لهستان»

    ترجمه از لهستانی: علیرضا دولتشاهی و ایونا نویسکا


    فریاد می‌زنم
    هرگاه که می‌خواهم زنده باشم
    آن‌گاه که زندگی ترک می‌گویدم
    به آن می‌چسبم
    می‌گویم زندگی
    زود است رفتن

    دست گرمش در دستم
    لبم کنار گوشش
    نجوا می‌کنم

    ای زندگی
    ـ زندگی گویی معشوقی‌ست
    که می‌رود ـ

    از گردنش می‌آویزم
    فریاد می‌زنم
    ترکم کنی می‌میرم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Leila A

    Leila A says

    به نظر من تلویزیون جدا باعث افزایش سطح سواد آدم می شود .مثلا خود من هربار

    که در خانه تلویزیون روشن می شود، به اتاق می روم و در را می بندم و یک کتاب حسابی می خوانم.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Leila A

    Leila A says

    خانه
    بهای زندگی

    مُهر مرگ
    سكه زندگى را
    بها مى‏بخشد،
    و ممكن مى‏سازد كه با آن
    آن‏چه را كه به‏راستى گرانبهاست
    بخرند.

    رای
    1

    *
    * رابیندرانات تاگور
    * ع.پاشایی
    * افزودن نظر جدید


    رابیندرانات تاگور

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    oh r u sure?her name was neegar....may b i m wrong,if i m so sory.t cr

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    دوست من امیر عزیز
    با توجه به گفتگوهایی که با هم داشتیم من با کامی دوستمان در خانه دوستی صحبتهای مفصلی داشتم که نتیجه آن تقریبا در بر گیرنده آنچه بود که من و شما نیز با هم در باره آن به گفتگو نشستیم.
    به خاطرم هست که اشاره کردید اگر روشی برای همکاری و بازگرداندن الهام در این گروه و یا جای دیگری باشد شما همکاری خواهید کرد.امروز همان روز است
    من از سرپرست فعلی گروه خواهش کرده ام تا برای شما یکبار دیگر دعوتنامه ای ارسال کند تا شما بتوانید به گروه بپیوندید و نظر خودتان را در باره بحثهای اخیری که ما با هم داشتیم اعلام کنید تا با هم تصمیم بگیریم.صعه صدر داشته باشید و این کار مقدور نیست مگر با همکاری .
    امیدوارم دوباره شما را در خانه دوستی ببینم دوست عزیزم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    حیف از گفتگویی مفید است که رها شده باشد اما من اصراری برای این اجتماع ندارم تنها به اتفاق شما بر رسی کوتاهی در باره چرایی اتفاقات خانه دوستی داشتیم.الهام هم در این باره نظری ندارد.به نظر می رسد هیچ تصمیمی برای راه اندازی هیچ گروهی ندارد اما من فکر میکنم اگر لزوم و علاقه مندی اعضا برای الهام قطعی شود بتوان دوباره در یک گروه جمع شد.با الهام صحبت کنیم تا قانع شود و هر گاه الهام به گروه بازگشت دیگران هم میتوانند نظرات و روش و عملکرد خود را روشن بیان کنند.شما چه نظری دارید؟فکر می کنید چه راهی برای حرکت دوباره خانه دوستی مناسب است؟اولین حرکت و نتیجه آن را چگونه بر آورد می کنید؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    oh sad u 4got evrythng...you knw i still remember evrythng...evn u told me abut ur wife,she was my frnd on facebook asvl.hw is she?ya i luv autum,nd i hv done Masterz in english.now i m in manchester doin my ACCA.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    البته منظور من این نبود که خانه ای دیگر ساخته شود بلکه منظورم این بود که در همین خانه ای که الهام از قبل ایجاد کرده است با همکاری بتوانیم الهام را به بازگشت دلخوش کنیم.همان کاری که دوستان دیگر هم مایل به انجام آن بودند اما عملکرد آنها مورد پسند من یا شاید شما نبود.اگر مایل به ساختن گروهی دیگر باشیم خانه الهام از بین رفته محسوب می شود و من نمیدانم الهام با این مطلب موافق است یا خیر.صرف اینکه الهام گروه خود را رها کرده باشد به معنای از ته دل بودن آن نیست و در کلام الهام اندوه را به خوبی میتوان دید. اما دوستان آنگونه که باید برای قانع کردن الهام که هر بار دیگران را قانع میکرد عمل نکردند.با الهام مثل یکی از اعضای عادی گروه برخورد شد و اینطور که من متوجه شدم حتی سرپرست بودن الهام در این گروه و قوانین او دارای اهمیت نبود.من وقتی با الهام در این باره صحبت کردم الهام نظر صریح خود را به زبان آورد و من آنرا به دوستان انتقال دادم . اما متاسفانه دوستان باقی مانده با قانون الهام موافق نبودند و خانه دیگری بنا کردند . من فکر می کنم حتی اگر مایل به ایجاد خانه ای دیگر باشیم باید در ابتدا الهام را به خانه دوستی دعوت کنیم و پس از آن به همراه الهام در پی چاره باشیم تا به همراه هم و الهام همگی با هم اگر ماندنی هستیم بمانیم و اگر نه همه با هم برویم. البته این نظر شخصی من است تا نظر شما چه باشد.
    اما منظور شما از " تشکیل خانه در خانه" چه بود دوست عزیز؟من متوجه منظور شما نشدم.
    در باره چگونگی اداره خانه دوستی در واقع من قادر به توضیحی از جانب الهام نیستم اما آنگونه که من متوجه شدم الهام همه چیز را همانطور که بود رها کرده .انتهای آنرا نمیدانم اما گاهی با الهام صحبت می کنم و میتوانم کاملا درک کنم حسی را که موجب حرکت ناگهانی و گردشی الهام شده . سکوت دائمی اعضا عموما در هر مجمعی موجب از بین رفتن آن مجمع می شود و آنطور که من صفحه اساسنامه قدیم را خوانده ام او قبلا با این دیوار سکوت برخورد داشته و شاید به همین دلیل بدون رای گیری و یا اعلام قبلی تنها قید خانه را زد و رفت.
    به هر صورت این گفته ها بدون حضور الهام دردی را درمان نیست اما کاش که به جای بی تفاوتی و رو به نا کجا آباد داشتن اعضا کمی تقصیر به گردن می گرفتند تا بدانند اشکال کار کجا بوده است. اگر آنگونه که گفته شد الهام هم مقصر بوده باشد قطعا دیگران هم بوده اند و اگر هیچکس مقصر نیست پس چرا امروز به اینجا رسیده ایم؟ (فلسفه) چیزی که هیچکس مایل به اشاره به آن نبود. حال اما شاید اگر ما موفق شویم میل بودن در جمع دوستانه را در الهام ایجاد کنیم بتوانیم دوباره در کنار هم باشیم. کاستیهای خانه دوستی مورد قبول من هم هست و آنها را دیده ام امیر عزیز اما در خانه دوستی دو دستگی بیشتر از روح همکاری حاضر شد.من و شاید شما و شاید آقا رامین مخالف حرکتهای حاضر گروه بودیم اما دوستمان رامین بعد از مدتی تلاش ترجیحا سکوت در پیش گرفت و من هم بعد از مدتی متوجه شدم که سمت و سوی حرکت اعضای فعال خانه دوستی در راستای دیگریست.متاسفانه شما نیز بدون پاسخی ناپدید شدید و شانس اینکه ما بدانیم موافق یا مخالف چه هستیم از بین رفت.شاید اینگونه صحبت کردن هم بهتر باشد تا نظرات مخالف در میانه مسیر اعضای دیگر گروه که با ما همنوا نیست تحت تنش قرار نگیرد.مطمئنا همه ما دوستان الهام هستیم اما با سلیقه ها و نظراتی که لزوما با سلیقه همه دوستان الهام همراستا نیست.اما اینکه شما هم به آنچه که من فکر کرده بودم توجه داشته اید جای دلگرمیست.من در سایت فیس بوک عضو نیستم اما شنیده ام که امکان دسترسی به این سایت برای ایران مقدور نیست.اما اگر با الهام دوستی نزدیک دارید حتما شانس خود را برای ارتباط ایجاد کردن با او امتحان کنید تا شاید بتوانیم با قوانینی بهتر در همین خانه یا جایی دیگر در کنار هم باشیم.از اینکه وقت می گذارید تا پاسخ مناسبی برای من پیدا کنید صمیمانه ممنون هستم.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    oh my God Amir,u 4got evrythng?i m 4m pakistan.....i told u b4 asvl.i cn read urdu english bt cnt persian.we r gud frnds....t cr

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    شما لطف دارید به من دوست عزیز . بله قطعا اخلاق انسانها متفاوت است اما آنچه موجب دل آزردگی افراد از هم میشود انتظاریست که آنها از هم دارند تا مثل هم باشند و این مقدور نیست.می توان نظر خود را گفت و عبور کرد.نتیجه این خواهد بود که دیگران آن را می پذیرند و یا آنرا رد می کنند مهم این است که در این مباحثات همه توانسته باشند دیگری را بر آورد کرده باشند .برای من بسیار زیباست در نقطه ای نشستن و افکار متفاوت را ورق زدن و در یافتن اینکه هر فردی به چه می اندیشد وقتی سخن می گوید یا رفتاری را در پیش می گیرد.
    سوالات شما نابجا نبود . هیچکسی نابجا سخن نمیگفت .همه از زاویه دیدگاه خود سخن می گفتند و مشکل این بود که قادر به دیدن نقطه ایستایی دیگری نبودند و درک یکدیگر دشوار می شد.
    بله عدم حضور الهام برای من نیز غمگین است و من اغلب به خانه دوستی سری نمیزنم.خانه دوستی خاموش است و گاهی صدایی از آن بر میخیزد که به جان دادن محتضری شبیه است و این مرا حتی بیشتر غمگین می کند .هنوز عضو این خانه هستم اما خانه ای که کسی در آن نیست تنها دیوارهایی دارد که خاطرات آن با انسان سخن میگویند و من با خواندن آنها میفهمم چه تاریخی در پشت این خانه ایستاده است.من اما هنوز امیدوارم الهام در باز گشتی دوباره قادر باشد با ایجاد تغییرات لازم در این خانه آنرا احیا کند.چرا که گرچه گفتگوی من و شما بسیار جای خوشوقتیست اما گفتگوی گروهی همیشه چالشها را عمیق تر و بر رسی آنها را با همیاری چند جانبه تر می کند.من فکر می کنم به همین دلیل الهام نیاز ماندن را از دست داد و ترجیح داد در خانه ای که بی اعتمادی و سکوت بیش از صمیمیت و گفتگو حکومت می کند حضور نداشته باشد.
    دوست عزیز من فکر می کنم اگر چنین اتفاقی افتاد برای نشان دادن اهمیتی که برای اندیشه دوست قائل هستیم بد نباشد یک بار دیگر دستهایمان در دست هم و در دستان الهام گذاریم و با هم مکانی حتی بهتر از قبل بسازیم.نظر شما چیست؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    من هیچ نمی دانستم نیچه شما را به این آسانی شناسایی کرده. البته این یک شوخیست در پاسخ به شوخی شما که امیدوارم شما را نرنجاند تا به نیچه ثابت شود شما از این دسته افرادنیستید.
    بله حق با شماست اخلاق امریست نسبی که با در نظر گرفتن بستر زندگی که هر کس در آن رشد یافته است تعریف میشود و بی انصافیست وقتی از همه کسی انتظار برود مثل دیگری باشد.
    من همه چیز خوانده ام و هیچ نخوانده ام و این میتواند پاسخی گنگ باشد اما احتمالا قادر نخواهم بود پاسخی مناسب برای شما بیابم پس به همان قانع باشید و برای آنکه نیچه را مایوس کرده باشید از من نرنجید .البته در باره ارجاع شما به اتاق دیگری من به یاد ندارم هرگز چنین کاری کرده باشم .متاسفانه عمر همجواری با دوستان گروه دوستی برای من بسیار کوتاه بود و پاسخهای من همه ارجاعی به شخص خودم بود و در عین حال فرصت چندانی پیش نیامد که بیشتر گفتگو انجام شود.مطمئن باشید من هیچ مایل به ارجاع کسی به اتاق گفتگوی دیگری نبودم اگر کسی از من سوالی را مستقیما می پرسید اما متاسف هستم از اینکه به واقع گفتگوهای کمی در این مدت کوتاه برای من حاصل شد و من حتی نتوانستم یاد بگیرم دیگری را به اتاقی دیگر ارجاع دهم.چه بد...اینطور نیست؟
    من هم از اینکه با شما به یک سطح مباحثه دست پیدا کردم خوشحالم و در انتظار شنیدن هستم با ذکر عدم ارجاع به هیچ اتاقی.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • AFSHAN CHAUDHARY

    AFSHAN CHAUDHARY says

    salam,oh dear i cant read ur language...plz txt me in english......sory

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    نه دوست عزیز .
    من کتابش را نخوانده ام اما در باره صاحبان اخلاق نظر هر قشر از مردم با قشر دیگر آن متفاوت است.شاید برای شما صاحب اخلاق روحانیون یک دین بوده باشند اما در میان مردم همیشه کسانی هستند که مورد اعتماد یا انسانهایی صاحب اندیشه و یا ووو ... یافت می شوند.اینها همگی در زمره صاحبان اخلاق شمرده می شوند که نزد هر کسی یک تعریف دارد
    عمده سخن نیچه از نظر من این نیست که چه کسی صاحب اخلاق است.بلکه صحبت او در باره حقیقی نبودن آنهاست .یک بار دیگر به کلام نیچه دقت کنید:
    اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند
    یعنی انها که در نظر مردم خاص هستند و مردم از آنها به نیکویی یاد می کنند اهل گفتن هستند اما اهل عمل نیستند بنابر این وقتی اشتباهشان را به آنها گوشزد کنید بر آشفته می شوند حتی اگر با شما دوست هم باشند اما از شما خواهند رنجید . البته می دانید که این موضوع قطعیت ندارد اما مطمنا عمومیت دارد
    من جدا از اینکه مطلب را مو شکافانه خواندید خوشحالم و از همصحبتی با شما چه اینجا و چه در خانه دوستی بهره مند بوده و هستم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    نه دوست من.منظور نیچه از صاحبان اخلاق انسانهایی هست که مدعی و مشوق اخلاق هستند
    مهم نیست نیچه در باره چه کسی گفته باشد او به طور کلی در باره نیکنامی که بین مردم محترم است اظهار نظر میکند که چون خود به اخلاق ترویج شده اش عمل نمیکند هر گاه اشتباهش را به او متذکر شوی با تو بد می شود.

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili . M

    lili . M says

    فردریش نیچه :
    کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Fatima S

    Fatima S says

    گرچه همه ی ما روحیات خاص خودمون رو داریم
    اما دوستان سراغ شما رو می گرفتند
    من متوجه شدم دیگه شما توی گروهمون نیستید
    ما نمی تونیم جای الهام رو بگیریم اما شاید بتونیم از دوستی و هم نشینی با هم لذت ببریم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Fatima S

    Fatima S says

    با سلام
    از اینکه از حضور گرمتون توی خونه ی دوستی بی بهره شدیم غمگین شدم
    درهای خونه دوستی به روی شما همیشه باز هست
    امیدواریم دوباره سعادت هم نشینی با شما را تجربه کنیم
    با سپاس

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • samaneh s

    samaneh s says

    سلام تازه متن پیامتون رو دیدم
    این شعر کارهای زیادی برای من کرده،البته زیاد نیست رابطم با شعر خوب شده
    متن وبلاگتون رو درباره سی سالگی با اجازتون خوندم البته من از شماکوچکترم اما بیشتر مواردی که نوشته بودین رو لمس کردم اما نه با اون جزئیات!
    امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • samaneh s

    samaneh s says

    hope we can be good friends!

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili_calmnight

    lili_calmnight says

    Sonnet 138: When my love swears that she is made of truth

    When my love swears that she is made of truth
    I do believe her, though I know she lies,
    That she might think me some untutored youth,
    Unlearnèd in the world's false subtleties.
    Thus vainly thinking that she thinks me young,
    Although she knows my days are past the best,
    Simply I credit her false-speaking tongue;
    On both sides thus is simple truth suppressed.
    But wherefore says she not she is unjust?
    And wherefore say not I that I am old?
    O, love's best habit is in seeming trust,
    And age in love, loves not to have years told.
    Therefore I lie with her, and she with me,
    And in our faults by lies we flattered be.

    William Shakespeare

    posted 1 year ago. ( send a note )