tannaz p’s last login was Sunday, June 15 2008.
در درياي زندگي پارو زنان به سوي ساحل مرگ در حركتم! دگر موجها نيز بي حاصل نمي كوشند زيرا مي دانند كه: من_ تنها دگر تاب ماندن ندارم.... كاش بودي و غم را در چشمان آسمان مي ديدي! كاش بودي و بي فروغي ستاره را مي ديدي! كاش بودي وبغض گره خورده در گلوي ابر را مي ديدي! كاش بودي و التماس را در چشمان ماهي ها مي ديدي! اما من خواهم رفت ا ز اين دنياي بي مهري! "قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد ازاين خاك غريب
سکوت زندگی را از اول برای من بد تجربه کردند !! زندگی را يکی مرگ تدريجی نام نهاد !! يکی بد بختی مطلق نام نهاد !! يکی درد درمان ناپذيرش خواند و سرانجام يکی رسيد و گفت : زندگی به تنهايی ناقص است تا عشق نباشد زندگی تفسير نمی شود