Books

Request Friendship
Send Request Cancel

Mohammad.E.A

Mohammad.E.A

HI TO ALL.I am a practitioner of Falun Dafa.Falun Dafa (also called Falun Gong, or just Dafa) is a high-level cultivation practice guided by the characteristics of the universe—"Truthfulness, Benevolence, and Forbearance".
"Cultivation" means continuously striving to better harmonize oneself with these universal principles. “Practice” refers... more »
  • tehran
  • member since October 16 2007

Mohammad.E.A’s last login was 2 weeks ago.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • liveblack

    liveblack says

    agar barat maghdoreh baram az alamhai ke bahash dar artebati va enrgi ha va ravash hai anteghalesh baram harf bezan man yek yatoment hastam

    posted 2 months ago. ( send a note )
  • keivan h

    keivan h says

    سلام

    بازسازی دنیا!

    پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

    -"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"

    و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.

    پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"

    پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"

    پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"

    پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."

    posted 3 months ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    این دیوانگیست..
    که از همه گلهای رز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
    که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم.

    این دیوانگیست..
    که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.
    که از تلاش و کوشش دست بکشیم به خاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است.

    این دیوانگیست..
    که همه دستهایی را که برای دوستی به سوی ما دراز میشوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم
    که هیچ عشقی را باور نکنیم به خاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است

    این دیوانگیست ..
    که همه شانسها را لگد مال کنیم به خاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم.

    به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگیها نشویم.

    و به یاد داشته باشیم که همیشه..

    شانس های دیگری هم هستند..
    دوستی های دیگری هم هستند...
    عشق های دیگری هم هستند....
    نیروهای دیگری هم هستند.....

    تنها باید قوی و پر استقامت باشیم
    و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

    ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

    مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .

    پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

    پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .

    “برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.

    مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .

    در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

    خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .

    اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    جملاتی از ملاصدرا
    **************
    خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان

    اما :
    به قدر فهم تو كوچك مي‌شود
    به قدر نياز تو فرود مي‌آيد،
    به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،
    به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود،
    به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود،
    به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود...
    پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر.
    برادر مي‌شود محتاجان برادري را.
    اميد مي‌شود نااميدان را.
    راه مي‌شود گم‌گشتگان را.
    نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را.

    خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را.
    به شرط اعتقاد؛
    شرط پاكي دل؛
    به شرط طهارت روح؛
    چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه ‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند
    بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند
    و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند"...

    مگر از زندگي چه مي‌خواهيد ؟

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    تقدیم به قلب پرمهر همه پدران و روح بزرگ پدرانی که جایشان در کنار خانواده هاشان خالی ست

    مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده ۴۵ ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
    پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
    بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
    پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.
    در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
    امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
    هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • *emylia*

    *emylia* says

    چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

    چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

    چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

    چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

    چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!

    چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

    چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

    چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

    خنده داره . اینطور نیست؟!
    دارید می خندید؟
    دارید فکر می کنید؟

    این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

    خنده داره؟ ...... نه تاسف آوره
    یا الله

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • *emylia*

    *emylia* says

    پسر کوچکی از مادرش خواست که برای شرکت در نخستین جلسه خانه و مدرسه ابتدایی به مدرسه اش بیاید. مادر در میان دلهره و نگرانی پسر پذیرفت. این نخستین بار بود که همکلاسها و معلم پسر بچه مادرش را می دیدند و پسر بچه از وضع ظاهر مادر احساس شرمندگی می کرد.
    با آنکه مادر آن پسر زن زیبایی بود، یک اثر سوختگی تقریباً همه قسمت راست صورت او را فرا گرفته بود.
    پسر بچه هرگز نمی خواست درباره دلیل و چگونگی پدید آمدن آن اثر زخم بر روی صورت از او سوال کند . در طی برگزاری جلسه، مردم با وجود دیدن اثر سوختگی، تحت تأثیر مهربانی و زیبایی باطنی مادر قرار گرفتند. اما پسر بچه همچنان شرمنده بود و خود را از همه پنهان می کرد. با وجود این، او شاهد گفت و گویی آهسته میان مادر و معلمش بود و سخنان آن دو را شنید.
    معلم پرسید: « دلیل وجود اثر زخم بر روی صورت شما چیست؟ »
    مادر پاسخ داد: « وقتی پسرم کوچکتر بود، اتاقش آتش گرفت. همه با وحشت در حال فرار بودند؛ زیرا آتش هر لحظه مهار ناپذیر تر می شد. من به درون اتاق رفتم و در حالی که به سوی تختخواب پسرم می دویدم، ناگهان تیرک سقف اتاق را دیدم که در حال افتادن بود. خود را بر روی پسرم انداختم و سعی کردم او را از اصابت تیر محافظت کنم. در آن لحظه خوشبختانه آتشنشانها وارد شدند و هر دوی ما را نجات دادند.»
    پس از آن مادر دستی بر جای سوختگی صورتش کشید و گفت: « این جای زخم برای همیشه در صورتم می ماند؛ اما تا به امروز از آنچه انجام داده ام پشیمان نیستم.»
    در این لحظه پسر بچه، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، دوان دوان به سوی مادر آمد و او را در آغوش گرفت و در آن لحظه فدارکاری بزرگی را که مادر برایش انجام داده بود، با تمام وجود احساس کرد. او سراسر روز دستهای مادر را محکم در دستهایش فشرد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • *emylia*

    *emylia* says

    تصوير هنر

    هنر آواز ناب و لا و الا است
    فراخوان تولا و تبرا است

    هنر آواي عشق بي زباني است
    تجلاي بيان در لابيان است

    هنر احساس زيباي تمنا است
    عروج از خاك بربام ثرياست

    هنر تصوير آثار رهايي است
    نشان رستگي از هر گدايي است

    هنر تصوير خط و خال ابروست
    سفر در آسمان هاي پرستوست

    هنر زنگ صداي پاي آب است
    ترنم بر لب ناز حباب است

    هنر گلواژه اين خاكدان است
    فراتر قدش از شرح بيان است

    هنر پرورده دست تواناست
    هنرمند از مقام خويش آگاه است

    posted 1 year ago. ( send a note )