nightlight’s last login was 19 hours ago.
Rated 4 stars
Rated 5 stars
Rated 2 stars
Rated 3 stars
heywhts up doc
بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود . پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند. يك لبخند زندگي مرا نجات داد بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند." داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند.. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.
khosh halam ke azat mishnavambe zudi mibinamet golam
بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا ...بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها ... بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي ...بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم ...و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک ...يك رمضان ديگر هم گذشت و فرصتي ديگر براي نزديك شدن به خدا از مسان برداشته شد ... (( مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو ؛ يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو .... ))آيا چيزي قابل درو در اين رمضان کاشته ايم؟.................................دوست عزيز من عيد سعيد فطر بر تو مبارك باد ، اميدوارم ساليان سال در كنار خانواده عيد هاي فطر زيادي رو به هم تبريك بگين ... خوب ، خوش و پيروز باشي پاينده ايران
سلام عزیزماز اینکه دعوت من رو پذیرقتی ممنونممن از دوستان کامی هستم و امیدوارم که بتونیم با هم هم اوا و هم کلام باشیم
کتاب رشت در آیینه تاریخ برگ زرین دیگری از انتشارات کتیبه گیل می باشد . با مطالعه این کتاب ، با تاریخ و ویژگی های جغرافیایی ، انسانی ، سیاسی ، اقتصادی و نیز شرح حال نامداران ، خاندان های قدیمی ، و ... رشت آشنا می شوید .کتاب مذکور علاوه بر دانستنی های مفید ، برگ زرینی از گذشته و معاصر رشت همراه با عکس هایی به یاد ماندنی را نیز پیش رو دارد .کتاب حاضر در 471 صفحه و در قطع وزیری با جلد سازی فوق العاده زیبا با قیمت 8000 تومان در دسترس می باشد . شما عزیزان در صورت تمایل به سفارش این کتاب و تحویل آن درب منزل خود و یا دیدن صفحاتی از این کتاب بصورت فایل عکسی می توانید با آدرس ایمیل barman_hamrah@yahoo.comو یا شماره 09118372765 با من تماس بگیرید ....
هی شده اماز مرزهای پر از تکرارو تنهااینجادر خویشتنسکوت میکنمو ...گریستم در خودو نگریستم به آنچه که از تو دارمتنها زخمی که در خاطراتم به یادگار مانده
دفتر من در وسطباد ورق مي زندبرگي از آن مي کندنام تو در باغهاورد زبان مي شود
OOPs, I was logged in under Melody's name, but it was me.Take care--mom
Hi Precious boy,Glad to hear from you and that you are doing well.Love --mom
dear, If you are night light and who is the day light. please clear it . thanks, yours, khan.waiting!!!!!!!!!!
من و آوای گرمت را شنودنبدین آوا غم دل را زدودناز اول کار من دلدادگی بودولیکن شیوه ی تو دل ربودنگرفت از من مجال دیده بستنهمه شب بر خیالت در گشودنقرار عمر من بر کاستن بودتو را بر لطف و زیبایی فزودنغم شیرین دوری بر من آموختسخن گفتن غزل خواندن سرودنمن و شب های غرببت تا سحرگاهچو شمعی گریه کردن نا غنودنچه خوش باشد غم دل با تو گفتنوزان خوشتر امید با تو بودن
Hi Honey,Hope you are well and studies are going well for you. Take care, mom nancy
Nightlight ,You last post was as a word from God to me because there have been painful issues in the past.Thank you Sweetie.Love-mom nancy
Hey nightlight,,How have you been?? It’s been a long timeThanks for the quote it's really nice
There comes a point in your life when you realize: Who matters, Who never did, Who won't anymore... And who always will..So, don't worry about people from your past, there's a reason why they didn't make it to your future..
Hi Sweetheart. I am so happy to hear from you. Kiddo, I am sure that your studies must be very hard and I will pray for you-be assured of that. It seems you are ever getting joy from the great ugly baby. I know he is most precious in your eyes--even if you say he is ugly. Ha--yes the leaking mouth. What fun. Every time you pick him up he will be leaking yucky stuff all over you.hehehe Remember , I know --I had three babies myself. the first spit up so bad that when I went somewhere I had to take a change of clothes for her and for me. She would throw up all down the front of my outfit from top to bottom. I don't miss that. I love babies but the throw up-yuck.Thank you for your concern--yes it was hard to loose my brother but it is somewhat sweetened by knowing he had faith and I know that I will see him again in heaven one day and we will hug and laugh again. Still it seems hard to think that a sibling is gone. My parents have been gone for quite some time but losing a brother kind of makes my own mortality closer. But God willing I will around to bother my children and their children too.lol I hope you had a good Holiday. Did you ever decide what your major subject in school was? I can't remember, but you seem quite the artist to me--kind of melancoly and always thinking and pondering things in your mind until you can't take it anymore and then your sence of humor wins. Am I right? Well take care and let me know how you make out. And remember that pass or fail if you do your best --that is all that matters.Love --mom nancy
Hi Kiddo, I hope you are well. I miss our talks.
آمد بهار اي دوستان منزل سوي بستان كنيم / گرد عروسان چمن خيزيد تا جولان كنيم امروز چون زنبور ها پران شويم از گل به گل / تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان كنيم آمد رسولي از چمن كاين طبل ها پنهان كنيم / تا طبل خانه عشق را از نعره ها ويران كنيم زنجيرها را بر دريم ما هر يكي آهنگريم / آهنگران چون كلبتين آهنگ آتشدان كنيم چو كوره آهنگران در آتش دل مي دميم / كآهن دلان را زين صفت مستعمل فرمان كنيم آتش در اين عامم زنيم، اين چرخ را برهم زنيم / و اين عقل پا بر جاي را چون خويش سرگردان كنيمنوروز باستانی بر شما مبارک با د
نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد---هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز---بهار 1388