khoshfar

khoshfar

I am studying Sociology and like to have relationship with other people from any country.
  • Gorgan, GO, IRAN
  • member since Monday, August 13 2007

Profile: Public Notes

 
Displaying 1-20 of 81 notes
  • Mana S

    Mana S says

    ! یکی بود ، یکی نبود

    ! اونی که بود تو بودی، اونی که نبود من بودم

    ! یکی داشت ، یکی نداشت

    ! اونی که داشت تو بودی، اونی که تو رو نداشت من بودم

    ! یکی خواست ، یکی نخواست

    ! اونی که خواست تو بودی، اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

    ! یکی آورد، یکی نیاورد

    ! اونی که آورد تو بودی، اونی که جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من بودم

    ! یکی برد، یکی باخت

    ! اونی که برد تو بودی، اونی که دل به تو باخت من بودم

    ! یکی گفت، یکی نگفت

    ! اونی که گفت تو بودی،اونی که دوست دارم روبه هیچ کس جزتو نگفت من بودم

    ! یکی موند و یکی نموند

    !! اونی که موند تو بودی، اونی که بدون تو نموند من بودم ؟؟

    posted 7 days ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    Write a note for khoshfar hereحکایت زن و خدا

    روزی روزگاری زنی در کلبه ­ای کوچک زندگی می­کرد. این زن همیشه با خداوند صحبت می­کرد و با او به راز و نیاز می­پرداخت.. روزی خداوند پس از سال­ها با زن صحبت کرد و به زن قول داد که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه ­اش را آماده کرد و خود را آراست و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباس­های مندرس و پاره ­اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب­ آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!
    ساعتی بعد باز هم کسی به دیدار زن آمد. زن با امیدواری بیشتری در را باز کرد. اما این بار هم فقط پسر بچه­ ای پشت در بود. پسرک لباس کهنه ­ای به تن داشت، بدن نحیفش از سرما می ­لرزید و رنگش از گرسنگی و خستگی سفید شده بود. صورتش سیاه و زخمی بود و امیدوارانه به زن نگاه می­کرد! زن با دیدن او بیشتر از پیش عصبانی شد و در را محکم به چهار چوبش کوبید. و دوباره منتظر خداوند شد.
    خورشید غروب کرده بود که بار دیگر در خانه زن به صدا درآمد. زن پیش رفت و در را باز کرد...
    پیرزنی گوژپشت و خمیده که به کمک تکه چوبی روی پاهایش ایستاده بود، پشت در بود. پاهای پیرزن تحمل نگه­داشتن بدن نحیفش را نداشت. و دستانش از فرط پیری به لرزش درآمده بود. زن که از این همه انتظار خسته شده بود، این بار نیز در را به روی پیرزن بست!
    شب هنگام زن دوباره با خداوند صحبت کرد و از او گلایه کرد که چرا به وعده اش عمل نکرده است!؟
    آنگاه خداوند پاسخ گفت:
    ـ من سه بار به در خانه تو آمدم، اما تو مرا به خانه ­ات راه ندادی

    posted 2 weeks ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    درود
    از اينكه مرا سزاوار دوستي دانستيد ؛ سپاسگزارم
    همواره شاد و سرافراز باشید
    بدرود

    posted 3 weeks ago. ( send a note )
  • Mana S

    Mana S says

    ________________________________________
    يا مقلب القلوب والابصار
    يا مدبر اليل و النهار
    يا محوا الحول والاحوال
    حول حالنا الي احسن حال

    سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
    بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
    سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش
    اصل ثابت ، نسل باقي ، تخت عالي ، بخت دوام

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • Heather B

    Heather B says

    Salaam, Khoshfar.
    hal eh shomah chetoreh? Man amerikee hastam, valli iran doost daram. Yek kami farsi baladam, kam kami, yodam rafteh. I think you will like my ketabhah. I have alot of books about racism, inequality, and the corrupt prison system in my country. What are you reading now? Khodah hafess. Heather

    posted 7 months ago. ( send a note )
  • T M

    T M says

    سکوت چیست ، چیست ، ای یگانه ترین یار ؟
    سکوت چیست بجز حرفهای ناگفته
    من از گفتن میمانم ، اما زبان گنجشکان
    زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعتست
    زبان گنجشکان یعنی : بهار . برگ . بهار
    زبان گنجشکان یعنی : نسیم . عطر . نسیم
    زبان گنجشکان در کارخانه میمیرد

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Francis Ray

    Francis Ray says

    NOT EVEN IF YOU BEGGED new release date is January 22, 2008.

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Azar Manavi

    Azar Manavi says

    nejat dahandeh dar goor khofteh ast ,doste man...,badbakht mellati ke be ghahreman niaz darad...

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Azar Manavi

    Azar Manavi says

    hi.tx for the kind msg.feeling is mutual.best

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Azar Manavi

    Azar Manavi says

    hi.tx for the kind msg.feeling is mutual.best

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Yasaman Mani

    Yasaman Mani says

    اگر یادتان ماند و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنيد

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Yasaman Mani

    Yasaman Mani says

    ممكن است درگذرگاههاي تاريك زندگي گهگاه نورستاره اي ديده نشود اما نه تاابد ديدن اين نورشايد در آينده اي نزديك ميسرشود

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • amir e

    amir e says

    خوشفر عزيز
    متشكر از دعوتت
    زيبا باشي و زيبا بماني
    درود

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • T M

    T M says

    دير است گاليا

    در گوش من فسانه ي دلدادگي مخوان

    ديگر ز من ترانه ي شوريدگي مخواه

    به ره افتاد کاروان ، ديراست گاليا

    عشق من و تو؟ آه

    اين هم حکايتي است

    اما درين زمانه که درمانده هر کسي

    از بهر نان شب

    ديگر براي عشق و حکايت مجال نيست

    شاد و شکفته در شب جشن تولدّت

    تو بيست شمع خواهي افروخت تابناک

    امشب هزار دختر همسال تو ولي

    خوابيده اند گرسنه و لخت روي خاک

    زيباست رقص و ناز سر انگشتهاي تو بر پرده هاي ساز

    اماهزار دختر بافنده ي اين زمان

    جان مي کنند در قفس تنگ کارگاه

    از بهر دستمزد حقيري که بيش از آن

    پرتاب مي کني تو به دامان يک گدا

    وين فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

    از خون و زندگاني انسان گرفته رنگ

    در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج

    در آب و رنگ هرگل و برگش هزار ننگ

    اينجا به خاک خفته هزار آرزوي پاک

    اينجا به باد رفته هزار آتش جوان

    دست هزار کودک شيرين بي گناه

    چشم هزار دختربيمار ناتوان

    دير است گاليا

    هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست

    هر چيزي رنگ آتش و خون دارد اين زمان

    هنگامه ي رهايي لبها و دستهاست

    عصيان زندگي است

    در روي من مخند

    شيريني نگاه تو بر من حرام باد

    برمن حرام باد ازين پس شراب و عشق

    برمن حرام باد تپش قلب هاي شاد

    دير است گاليا

    هنگام بوسه وغزل عاشقانه نيست

    به ره افتاد کاروان

    ْهوشنگ ابتهاجْ

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • baran126

    baran126 says

    فرزندم! تو می‌توانی هر گونه «بودن» را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.
    اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است.
    با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد
    و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است،
    که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچکس، هیچ چیز.
    انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد
    و همیشه جویای مطلق است؛ جویای مطلق. این خیلی معنی دارد.
    رفاه، خوشبختی، موفقیت‌های روزمره زندگی و خیلی چیز‌های دیگر به آن صدمه می‌زند.

    تو هر چه می‌خواهی باشی باش اما ... آدم باش.

    اگر پیاده هم شده‌است سفر کن. در ماندن، می‌پوسی.
    هجرت کلمه بزرگی در تاریخ «شدن» انسان‌ها و تمدن‌ها است.
    اروپا را ببین. اما وقتی ایران را دیده باشی، وگرنه کور رفته‌ای، کر باز گشته‌ای.
    افریقا مصراع دوم بیتی است که مصراع اولش اروپا است.
    در اروپا مثل غالب شرقی‌ها بین رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان.
    این مثلث بدی است. این زندان سه گوش همه فرنگ رفته‌های ماست.
    از آن اکثریتی که وقتی از این زندان روزنه‌ای به بیرون می‌گشایند و پا به درون اروپا می‌گذارند،
    سر از فاضلاب شهر بیرون می‌آورند حرفی نمی‌زنم که حیف از حرف زدن است.
    این‌ها غالبا پیرزنان و پیر مردان خارجی دوش و دختران خارجی گز فرنگی را
    با متن راستین اروپا عوضی گرفته‌اند.
    چقدر آدم‌هایی را دیده‌ام که بیست سال در فرانسه زندگی کرده‌اند و با یک فرانسوی آشنا نشده‌اند.
    فلان آمریکایی که به تهران می‌آید و از طرف مموش‌های شمال شهر و خانواده‌های قرتی ِ لوس ِاشرافی ِکثیفِ عنتر ِفرنگی احاطه می‌شود، تا چه حد جو خانواده ایرانی و روح جاده [ساده؟] شرقی و هزاران پیوند نامرئی و ظریف انسانی خاص قوم را لمس کرده‌است؟
    اگر به اروپا رفتی
    اولین کارت این باشد که در خانواده‌ای اتاق بگیری که به خارجی‌ها اتاق اجاره نمی‌دهند.
    در محله‌ای که خارجی‌ها سکونت ندارند.
    از این حاشیه مصنوعی ِبیمغز ِآلوده دور باش.

    با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
    « کن مع الناس و لا تکن مع الناس» واقعا سخن پیغمبرانه‌است.

    فرازی از وصیت نامه دکتر علی شریعتی

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • Nadia H

    Nadia H says

    dear Khoshfar,
    thank you very much for the advice,it was so usful.
    wish you the best.

    posted 9 months ago. ( send a note )
  • saeed rahnama

    saeed rahnama says

    hello dear khoshfar
    please visit "haiku lovers" group in my profile.

    wiyh regard
    Saeed Rahnama

    posted 10 months ago. ( send a note )
  • Nadia H

    Nadia H says

    salam.khub hastin?bebakhshid ketabe "women who think too much" ro shoma be farsi didn ya englisi?

    posted 10 months ago. ( send a note )
  • Francis Ray

    Francis Ray says

    khoshfar,
    Thanks friend.
    Happy New Year

    posted 10 months ago. ( send a note )
Displaying 1-20 of 81 notes


© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy