بادبادک باز نوشته خالد حسینی
نویسنده گمنامی که با این اثر به شهرتی جهانی رسید.
نثر بادبادک باز ساده و قابل فهم است و در ان تعدد شخصیت که باعث گنگی و گیجی خواننده شود وجود ندارد . نویسنده عناصر و اجزا داستان را به خوبی کنار یکدیگرقرار داده است .در ابتدا این رمان نویسنده از تکنیک فلاش بک بهره جسته است(فلاش بک حلقه اتصال بین حال و گذشته...
more »
بادبادک باز نوشته خالد حسینی
نویسنده گمنامی که با این اثر به شهرتی جهانی رسید.
نثر بادبادک باز ساده و قابل فهم است و در ان تعدد شخصیت که باعث گنگی و گیجی خواننده شود وجود ندارد . نویسنده عناصر و اجزا داستان را به خوبی کنار یکدیگرقرار داده است .در ابتدا این رمان نویسنده از تکنیک فلاش بک بهره جسته است(فلاش بک حلقه اتصال بین حال و گذشته است و نه تنها در داستان نویسی بلکه در سینما نیز از ان استفاده میشود به عنوان نمونه همشهری کین اثر اورسون ولز است به سال 1941 است که استفاده از این تکنیک در ان کاملا مشهود است)ما قصد نداریم به شرح داستان بپردازیم بلکه به بیان مختصر نکاتی میپردازیم که دور از چشم بسیاری از خوانندگان است هر چند در مورد ان میتوان ساعتها به بحث و گفتگو نشت اما الان مجال ان نیست و تنها به ذکر پاره ای از مسائل کلیدی میپردازیم .خالد حسینی در این اثر جامعه افغانستان را در دهه 60 با نشان دادن جنگ و و ویران های ان و اوارگی مردم و همینطور نژاد پرستی که در جامعه وجود داشت(نژاد پرستی پشتون ها به هزاره ها که امیر خود اصالتا از پشتون ها بوده است) به زیبائی به تصویر کشیده و به خواننده نشان میدهد.این رمان نقدی است بر قوم گرایی و نژادپرستی قوم در افغانستان و میخواهد بگوید نابسامانی ها و و مشکلات سیاسی واجتماعی افغانستان ریشه در همین قوم گرایی و نژاد پرستی ها دارد.در این اثر نویسنده نشان میدهد که اسلام دستاویزی بوده برای توجیه خشونت که این نکته مهمی است و با خواندن این رمان به ان کاملا پی میبرید.امیدوارم که این توضیحات مختصری که دادم در خواندن و فهم این اثر برای شما مثمر ثمر باشد.
« less