Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

doomed

doomed

has 21 followers and is following 22 people

گر از چنگال گرگم در ربودی؛/ بدیدم عاقبت گرگم تو بودی!

یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند

دوچیز بی‌پایان است: اول «کهکشان»، دوم «حماقت بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم

حاصل تجزیه شیمیائی آن‌چه را که به اصطلاح الهام شاعرانه می‌نامند، نود و نه درصد ویسکی و یک درصد عرق... more »
  • Tehran, Iran
  • member since September 15, 2007

Groups

Following

doomed’s last login was Friday, January 28, 2011.

My Favorite books

     
 
 
 

Public Notes

  • az

    az says

    سلام
    چه خبرا؟
    ترک دیار کردی!

    posted 5 months ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    زندگی کردن با حسادت خیلی سخته. مثل این می‏مونه که جهنم کوچیکت رو هی با خودت این طرف و اون طرف ببری. باید خدا رو شکر کنی که هیچ وقت حسادت کسی رو نکردی.
    .
    .
    .
    گزیده ای از کتاب دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل اثر هاروکی موراکامی

    posted 6 months ago. ( send a note )
  • az

    az says

    سلام
    كتاب خواني گروهي جديد.
    نام كتاب: عزادارن بيل
    نويسنده: غلامحسين ساعدي
    لينك بحث:
    http://www.shelfari.com/groups/12942/discussions/323410

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • az
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    سلام بر شما . قفسه خیلی خوبی دارید دیدم و لذت بردم خوشحال میشوم با هم تبادل اطلاع کتاب داشته باشیم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Mentha

    Mentha says

    کدام کتاب را چندین بار خوانده اید و کدامشان واقعا در زندگیتان اثرگذار بوده؟ با کدام شخصیت داستانی بهتر ارتباط برقرار کردید و کدام کتاب را هزاران بار هم که بخوانید باز هم برایتان تازگی دارد؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Mentha
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    قبلا فکر می‌کردم که این دنیایی که حالم رو به هم می‌زنه برحسب تصادف و اتفاق به وجود اومده، آره فکر می‌کردم از ترکیب و مخلوط مولکول‌ها این آش شلم‌شوربا درست شده. اما حالا وقتی به لورا نگاه می‌کنم، به خودم می‌گم آخه مگه می‌شه که از برخورد تصادفی مولکول‌ها لورا درست شده باشه؟ همون ضربه‌هایی که سنگ‌ریزه‌ها و دردها را به وجود آوردن، مگه می‌شه که همون‌ها، آفریننده‌ی زیبایی لورا، لبخند لورا و صفای باطن لورا باشند؟
    .
    .
    .
    گزیده ای از نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا............. اثر اریک امانوئل اشمیت

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    ردیکا: زنی که فقط با اتکا به نیروی عشق سرپاست، وقتی این عشق رو ازش می گیرن، برای اینکه نیفته باید این احساس رو با احساس قوی دیگه ای جایگذین کنه، یعنی با نفرت. شما دارین انتقام می گیرین.
    دیان شانه هایش را بالا می اندازد.
    ردیکا: حق هم دارین. نفرت احساس خوبیه، گرمه، محکمه، مطمئنه. درست بر عکس عشق، در نفرت آدم شک و تردید به دلش راه نمیده. هرگز. من هیچ احساسی به وفاداری نفرت ندیدم. تنها احساسیه که به آدم خیانت نمیکنه.
    دیان صورتش را برمیگرداند
    ردیکا: درست میگم. آدم در این معامله ضرر نمیکنه، از این که از عشق به نفرت بپره. نمیدونین که چقدر بهتون حق میدم. اصلا میدونین؟ حالا برام دوست داشتنی تر شدین! زنی که سعی میکنه از مردی انتقام بگیره... هر جنس مونثی این را درک میکنه. من بهتون کمک میکنم. از طریق شما من هم از مردایی که نتونستم تنبیهشون کنم انتقام میگیرم.
    لبخند بی رنگی بر لبان دیان مینشیند.
    .
    .
    .
    گزیده ای از نمایشنامه عشق لرزه............... اثر اریک امانوئل اشمیت

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • az

    az says

    سلام
    تازه چه خبر؟
    داري در سايت دوست و همسايه، گود ريدرز، فعاليت ميكني؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    توي دنيا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپيده؛ اگر نمي‌خواهي جزو چاپيده‌ها باشي، سعي كن كه ديگران را بچاپي! سواد زيادي لازم نيست، آدم را ديوانه مي‌كنه و از زندگي عقب مي‌اندازه! فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن! چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي، كافي است، تا بتواني حساب پول را نگه‌داري و كلاه سرت نره، فهميدي؟ حساب مهمه! بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي، از من مي‌شنوي برو بند كفش تو سيني بگذار و بفروش، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري! سعي كن پررو باشي، نگذار فراموش بشي، تا مي‌تواني عرض اندام بكن، حق خودت را بگير! از فحش و تحقير و رده نترس! حرف توي هوا پخش مي‌شه، هر وقت از اين در بيرونت انداختند، از در ديگر با لبخند وارد بشو، فهميدي؟ پررو، وقيح و بي‌سواد؛ چون گاهي هم بايد تظاهر به حماقت كرد، تا كار بهتر درست بشه!... نان را به نرخ روز بايد خورد! سعي كن با مقامات عاليه مربوط بشي، با هركس و هر عقيده‌اي موافق باشي، تا بهتر قاپشان را بدزدي!.... كتاب و درس و اينها دو پول نمي‌ارزه! خيال كن تو سر گردنه داري زندگي مي‌كني! اگر غفلت كردي تو را مي‌چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجي، چند كلمه قلنبه ياد بگير، همين بسه!!!!ا
    .
    .
    .
    گزیده ای از كتاب حاجي‌آقا.............. نوشته صادق هدايت

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • lili_calmnight

    lili_calmnight says

    Sonnet 138: When my love swears that she is made of truth

    When my love swears that she is made of truth
    I do believe her, though I know she lies,
    That she might think me some untutored youth,
    Unlearnèd in the world's false subtleties.
    Thus vainly thinking that she thinks me young,
    Although she knows my days are past the best,
    Simply I credit her false-speaking tongue;
    On both sides thus is simple truth suppressed.
    But wherefore says she not she is unjust?
    And wherefore say not I that I am old?
    O, love's best habit is in seeming trust,
    And age in love, loves not to have years told.
    Therefore I lie with her, and she with me,
    And in our faults by lies we flattered be.

    William Shakespeare

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • az

    az says

    سلام
    داشتم از صفحه ی عبید رد میشدم چشمم خورد به پیشنهادت

    من عاشق شلفاری هستم. از گود ریدز هم خوشم نمیاد. یه اکانت اون جا هم دارم. اما خوشم نیومد ازش

    نمیتونم دلیل مشخصی بیارم.
    اما من یکی که این جا خوشم

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    دومد پیشنهادت چی شد؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • A m i r   H o s s e i n

    A m i r H o s s e i n says

    انتشارات آلفابت ماکسیما منتشر کرد

    نام کتاب: آواز دسته‌جمعی ملاحان گمشده
    نويسنده: امیرحسین تیکنی
    زبان: فارسي
    شابک: 978-91-977865-7-7
    نوبت چاپ: 1
    جلد: شميز
    سال چاپ: ۱۳۸۸
    مکان چاپ: استکهلم-سوئد
    ناشر: Alfabetmaxima
    تعداد صفحه‌ها: 122
    مدت ارسال: يک هفته پس از دريافت سفارش
    قيمت: 6


    شرح مختصری بر این کتاب را در آدرس زیر بخوانید

    http://www.alfabetmaxima.com/book_list1_info.php?pid=60

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • Zahra

    Zahra says

    سلام دوست عزيزم. اين آدرس وبلاگ منه خوشحال ميشم سر بزنيد و نظرتونو بگيد
    http://zahradadvar.blogfa.com

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    چرا مسخره؟ پیشنهاد جالبیه. من این سایتو که گفتید نمی شناسم. اکانتی هم اونجا ندارم. یه نگاه کوچیک انداختم و فکر می کنم سایت خوبی باشه. میخوای یه امتحان بکنیم؟ من یک اکانت برای خودم میسازم. ببینیم چی میشه. اما نه به این معنی که دیگه شلفاری را تعطیل کنیم. البته هرچند که یه جورایی رسما تعطیل شده

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    دومد مشکوکی ها!!! کجایی تو؟

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • H.S (OBEYD)

    H.S (OBEYD) says

    می دانی چی فکر می کنم؟ به نظرم خاطره ها شاید سوختی باشد که مردم برای زنده ماندن می سوزانند. تا آنجا که به حفظ زندگی مربوط می شود، ابدا مهم نیست که این خاطرات به درد بخور باشند یانه. فقط سوخت اند. آگهی هایی که روزنامه ها را پر می کنند، کتاب های فلسفه، تصاویر زشت مجله ها، یک بسته اسکناس ده هزار ینی، وقتی خوراک آتش بشوند، همه شان فقط کاغذند. آتش که می سوزاند فکر نمی کند،آه این کانت است، یا آه این نسخه عصر یومیوری است، یا چه زن قشنگی! برای آتش اینها چیزی جز تکه کاغذ نیست. همه شان یکی است. خاطرات مهم، خاطرات غیر مهم، خاطرات کاملا بدرد نخور فرقی نمی کند- همه شان فقط سوخت اند... می دانی، گمانم اگر آن سوخت را نداشتم، اگر این کشوهای حافظه را در درونم نداشتم، مدتها پیش از پا درآمده بودم. در جایی تو گودالی مچاله می شدم و می مردم. اگر می توانم به این زندگی کابوس وار ادامه بدهم علتش این است که هر وقت ناچار باشم می توانم این خاطره ها را از کشو بیرون بکشم_ چه خاطرات مهم و چه به درد نخور. شاید فکر کنم دیگر نمی توانم آن را تاب بیاورم، دیگر نمی توانم تحمل کنم، اما به هر نحو شده آن را از سر می گذرانم
    .
    .
    .
    گزیده ای از کتاب پس از تاریکی.............. نوشته هاروکی موراکامی

    posted 1 year ago. ( send a note )