The Blind Owl
 

Blind Owl

by Sadeq Hedayat

Considered one of the most important works of modern Iranian literature, The Blind Owl is a haunting tale of loss and spiritual degradation. Replete with potent symbolism and terrifying surrealistic imagery, Sadegh Hedayat's masterpice details a young man's despair after losing a mysterious lover. As the narrator gradually drifts into madness, the reader becomes caught in the sandstorm of... (read more)

Top tags: fictioniransadegh hedayatliterary fictionliterature (all tags)

Readers

Groups

  • book-readers in iran  Discussion Group
  • iran Discussion Group
  • Iranian Book Lovers Discussion Group
  • صادق هدایت (Sadegh Hedayat)  Discussion Group
  • honar_ghalam Discussion Group
  • Bushehrian Book Lovers ! Discussion Group

Other Reviews

Amazon Reviews (5)
 

Most Helpful Reviews

Liked It

Bardia S.
  • Rated 5 stars

A Masterpiece!

Bardia S.’s full review »
more reviews »
Community:
  • Rated 4.248848 stars
Amazon:
  • Rated 4.5 stars
 

Newest Comments

  • Elham .K

    elham .k said:




    از صادق هدایت پرتوئی می تابید که هر کس را جذب می کرد. نه فقط زمانی که نویسنده سرشناس شده بود، بلکه در همان دوران دانشجویی با شوخ طبعی هایش همه را دست می انداخت. می توانست با شوخی هایش مخاطب را آگاه به عیبی که دارد کند، بی آن که او را برنجاند. قدرت عجیبی در او پنهان بود که می توانست ناراحتی درونی خود را پنهان کند، دندان روی جگر بگذارد و آرام و بی مقدمه چینی خود را کنار بکشد. بندرت بر می آشفت و خشم خود را ابراز می کرد، اما وقتی حوصله اش سر می رفت غیظ در تمام وجناتش، در چشم های درشت، عرق پیشانی و رنگ صورت و صدای خشن و تکان دادن عصبی انگشت های دست او دیده می شد، تا آن حد که حاضرین را به وحشت می انداخت و کسی جرات نداشت با او درافتد. اهل مجامله نبود، چاپلوسی نمی دانست، فروتن بود و فضل و دانایی خود را به رخ کسی نمی کشید. سه حالت مختلف داشت: با برخی از تازه آشنایان مؤدب و سر به زیر رفتار می کرد. با بعضی آنقدر متلک می گفت و آنها را می خنداند تا از رو بروند. با دوستانش صمیمی و رک و راست رفتار می کرد... تیزبینی و بصیرت او چشمگیر بود. در همان مرحله اول آشنایی آدم می دانست با کی سر و کار دارد. پشت نقاب دورویی و ریاکاری چهره واقعی را می دید. تنفر او از رجال زمان حد و حصری نداشت. جاه طلبی، حرص، نابکاری را نمی توانست تحمل کند
    BOZORGE ALAVI

    posted Wednesday, March 19 2008
  • Elham .K

    elham .k said:

    صادق هدایت وقتی چیزی می شنید که خیلی بدش می آمد می گفت مرده شور! گفت: "مرده شور! مگه دیوونه ای، نه این دنیا را داری نه آن دنیا را. اگر می خواهی این دنیا را داشته باشی باید قلمت را به حکومت اجاره بدی در غیر این صورت هیچی گیرت نمیاد. با کار نویسندگی در این مملکت نمیشه نان خورد."

    posted Friday, March 14 2008
  • Parastoo

    parastoo said:

    Should we go to darkness or scape of this life by drugs and drunk? How can we scape of these sores? The sores are eaten ur spirits. Is it a illusion? Is there any love or lovers between us!?

    posted Friday, March 14 2008
  • MOJTABA K

    mojtaba k said:

    salam be hameye dostan

    posted Wednesday, March 5 2008
  • MOJTABA K

    mojtaba k said:

    salam be hameye dostan

    posted Wednesday, March 5 2008
© 2008 Tastemakers, Inc. | Portions of Shelfari.com are Copyright © 1996-2008 Amazon.com, Inc. or its affiliates. Terms & Conditions | Privacy Policy | Copyright Policy