“کتاب با نقل قولی از اسکات جاپلین بزرگ موسیقیدان و نوازنده ی سیاهپوست ابتدای قرن بیستم آغاز می شود:این قطعه راآهسته بنوازید..رگتایم را باید اهسته نواخت.البته این یک راهنمایی در دنیای موسیقی رگتایم است جادویی که قهرمان سیاه پوست و کله شق و سرتق داستان نیز با آن خانواده را مسحور خود می کند...اما این همه ی ماجرا نیست..مخاطب این نقل قول جادویی خواننده ی رمان دکتروف نیز هست...رگتایم را باید آهسته خواند تا مزه ی جادویی اش ذره ذره زیر زبانت برود..و اگر تند تند بخوانی تا زودتر بفهمی که اخرش چه می شود خیلی چیزها رااز دست داده ای..رگتایم را نه آهسته..که ذره ذره باید خواندهمه خوانندگان کتاب مسحور در هم تنیدگی تاریخ و خیالبافی شده اند..کار خلاقانه ی بازیگوشانه ای است که دکتروف به خوبی از عهده اش بر می آید..مخصوصا بخش های مربوط به هودینی شعبه باز چیز دیگری است..نویسنده با استادی هرچه تمام تر چنان روایت دست اول و بکری از هودینی پیش رویت می گذارد که چاره ای جز تبسم از سر لذت محض نداری...شعبده بازی که هر طور می بندنش در می رود..و خود گرفتار خود است.***البته نمی توان از ترجمه ی قشنگ استاد دریابندری هم به آسانی گذشت..نجف کار خود را خوب بلد است..و این را به کرات ثابت کرده ...چه در ترجمه ی این کتاب و کتاب دیگر دکتروف..بیلی باتگیت..چه در ترجمه ی تحسین برانگیز بازمانده ی روز ایشی گورو...هک فین مارک تواین..متفکران روس ایزایا برلین...این اخری را بسیار دوست دارم..و جمله ای فصل اول را خوب به یاد دارم..""بنابراین ناپلئون بیچاره ترین و خاک بر سر ترین بازیگر این تراژدی بزرگ است""***رمان های بزرگ کم نیستند و در میان رمان های بزرگ هم قله های زیادی وجود دارد..و بدون شک یکی از این قله ها رگتایم دکتروف است.”
“i agree, one of the most difficult reads i ever had but nontheless worth it:)”
“doctorow's citizen kane. must read”
“I loved it for its historical narrative! One of my favorites.”