“اول فيلم را ديدم بعد كتاب را خواندم تا به عظمت ادبيات پي ببرم ”
“"باغ صخره های" کازانتزاکیس در راه است "باغ صخره ها" عنوان اثری به قلم " کازانتزاکیس " نویسنده یونانی است که توسط سیما وزیرنیا به فارسی برگردانده شده است. " باغ صخره ها " در حال حاضر در مرحله ویرایش قرار دارد، این رمان شرح دیدار نویسنده از چین و ژاپن در حوالی سالهای 1930 است و اثری فلسفی - ادبی با درونمایه عرفانی است که از مباحث عاطفی نیز برخوردار است. ”
“زوربای یونانی یا آلکسیس زوربا [Alecksie Zorpa]. نیکوس کازانتزاکیس (1) (1883-1957)، نویسنده یونانی، در طول سال 1917،همراه با یکی از دوستان اتفاقی خود به نام گئورگس زوربا (2)، به کار استخراج یک معدن زغالسنگ قهوهای در محلی به نام پراستووا (3)، در منطقه ماینا (4)، واقع در منتهیالیه شبه جزیره (پلوپونسوس) (5)، پرداخت. بیست و پنج سال بعد، که یونان در تصرف آلمانیها بود، به یاد آن واقعه زودگذر ولی فراموشناشدنی افتاد و از 1941 تا 1943 در آیگینا (6) کتابی به نام آلکسیس زوربا نوشت. موضوع کتاب به داستانی ساده محدود میشود: جوانی شهری تصمیم میگیرد با کمک مردی یونانی به نام آلکسیس زوربا، که برحسب اتفاق باهم آشنا شدهاند، به استخراج یک معدن زغالسنگ قهوهای بپردازد؛ ولیکن چون تجربه کافی و پول، و شاید شور و شوق واقعی، برای چنین کاری ندارد تلاشش به ثمر نمیرسد و به ناکامی میانجامد. تنها چیزی که از این کار برای نویسنده میماند خاطره لحظههای شگفتانگیزی است که با الکسیس زوربا گذرانده است. وقایع مختلفی که به این برخورد تصادفی و به این دوستی اتفاقی پیوند میخورد –مانند ماجراهای زوربا و بانو اورتانس (7)، بانوی فرانسوی تبعید شده به یک ابادی همجوار، و قتل بیوهزنی که به ناحق به کشتن جوانی متهم شده است- تنها بدین منظور در این داستان آمدهاند که شور وحال و دست و دلبازی و شجاعت زوربا را بیشتر مجسم سازند. زوربا، که شور و شوقی واقعی به زندگی دارد و فکر و روحش از هرگونه تعصبی عاری است و به ریش همه اندیشهها و باورهای رایج میخندد، و مظهر انسانی آزاده و ماجراجوی واقعی زندگی است، به دوستش که به نامهای «کاغذ سیاه کن» و «موش کاغذخوار» مینامد بیاعتنا به همهچیز درس زندگی میدهد، و این درسها را با حرف زدن، با آواز خواندن، با رقصیدن و با نواختن سنتور محبوبش که همچون جان برایش ضروری است بیان میکند. گئورگس زوربا، که الهامبخش نویسنده در آفریدن قهرمان داستانش آلکسیس زوربا است، به سال 1942 در صربستان بدرود زندگی گفت.محمد قاضی. فرهنگ آثار. سروش.1.Nikos Kazantzakis 2.Georges Zorba 3.Prastova 4.Maina 5.Peloponnesus 6.Aegina 7.Hortense”
“reading , thinking , living as Zorba can be the most decisive choice in a one's life . because Zorba is not only a book about a man's life , it's an adventure in lines ...It's what would decised if you'r fine with your beliefs or not ...with who you are...in few words , Zorba is a culture ”
“zorba's way of living his life is very humane and fair to his human fellow. a good way and very ethical lifestyle. a good ideal one”
“It learn us how a natural and real human should be”
“The stomach is the foundation, we shall go to what is below it after. The above is a typical Zorba statement. On the surface, it might seem rough but embedded in it is a lot of realism. Just ask your self how many troubles, in this world, have been caused squarely by issues relating to the stomach and what's below it. May God bless the soul of Nikos Kazantzakis, although he was not himself a believer.I don't know how many times I have read this book, but its many times.”
“Where can i shop the book from, i can't find it in any store around my country (Uganda). i need to finish reading it. ”
“It is a real life-changing personality-refreshing book. ”
“it tells the true nature of our life.... no social laws no hypocrisy just mad raw life with flush and spirit..... one of the greatest i ever read....i cant forget zorba..”