Books

Groups

Following

Aseman’s last login was Thursday, May 27, 2010.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • says

  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    آخرين حضور يک برگ رو تن درخت اميد

    ميگه آره ميشه اينجا ،با يه برگم نشه خشکيد

    ميشه اينجا پر کشيد و تا ته دنيا سفر کرد

    ميشه تاريکي شب رو با اميد تو سحر کرد

    با حضورت ميشه اينجا خونه اي تازه بپا کرد

    ميشه تا آخر دريا با اميد تو شنا کرد

    ميشه دنبال پناهي واسه برگاي گلا بود

    تو هجوم تلخ غربت با غريبه آشنا بود



    لاي کوچه هاي ترديد ميشه باز ترانه ها گفت

    ميشه احساس نبودو،از تو ذهن شاخها شست

    ميشه اينجا پر کشيد و تا ته دنيا سفر کرد

    ميشه تاريکي شب رو با اميد تو سحر کرد

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    سلام عیدتون مبارک باشه و امیدوارم سال جدید را با خوبی و خوشی آغاز کرده باشید و سال پر باری براتون باشه
    با آرزوی بهترینها برای شما دوست عزیز

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • masoud z

    masoud z says

    همه ی حرفام رو به خدا گفتم .. همه ی اون حرفایی رو که نه میشه اینجا گفت .. و نه میشه به تو گفت .. سبک شدم ، یه خورده .. اما آروم اصلا .. انگار تموم اون حرفا .. یه جایی .. گوشه دلم .. هنوزم داره سنگینی می کنه .. انگاری قرار نیست .. هیچ وقت ، دل من از هیچی خالی شه .. جمعه .. بازم باید برم .. دلتنگم .. نه .. یعنی نه خیلی .. فقط .. فقط .. دلم شعر می خواد .. یه شعر خوشگل و آروم کننده .. از اون شعرایی که تا ته ته های دلت خنک میشه .. که نیست .. یعنی هست ولی من ندارمش .. *

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش، عشق و باقی
    احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
    کردند.
    اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
    تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت که با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
    خواست.
    “ثروت، مرا هم با خود می بری؟”
    ثروت جواب داد:
    “نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم.”
    عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
    “غرور لطفاً به من کمک کن.”
    “نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
    پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
    “غم لطفاً مرا با خود ببر.”
    “آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
    شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
    ناگهان صدایی شنید:
    ” بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
    صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند
    ناجی به راه خود رفت.
    عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
    ” چه کسی به من کمک کرد؟”
    دانش جواب داد: “او زمان بود.”
    “زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”
    دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
    “چون تنها زمان، بزرگی عشق را درک می کند.”

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    سلام دوست من . قفسه خوبی دارید . خوشحال میشوم با هم مبادله اطلاعات کتاب کنیم

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* " همیشه روشنه " خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* " جواب میده " خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو "سند توآل نمی كنه " خدا رو دوست دارم چون هیچ كسی رو " ایگنور نمی كنه

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ی ذات ، کاغذ از صفحه ی دل ، نور از شمع حیات ، تا نویسم همه جا ، نام زیبای تو را .

    Posted 2 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    من آنقدر خوشبختم که شب ها با لالا یی ستاره ها می خوابم. اگر شبی ستاره ها پتوی ابر را بر سر خود بکشند و بخوابند، من باز هم خوشبختم؛ حتی اگر ستاره ها برایم لالایی نگوین.
    راستی دوست داری امروز چه رنگی باشد؟ درست است، هر رنگی که تو بخواهی همان می شود. فقط یادت باشد که لحظه هایت را عاشقانه رنگ آمیزی کنی. پنجره را بگشا. می بینی هوا چقدر خوش بوست. آن طرف را نگاه کن. آن طرف آسمان را می گویم. آن هشت رنگ رنگین کمان را می بینی! تعجب نکن، اگر تو بخواهی رنگین کمان هم هشت رنگ می شود. فقط کافی است که تو بخواهی. تو می توانی بخواهی، پس این آزادی را از خودت نگیر. از همین امروز شروع کن. هیچ وقت دیر نیست. برای آفتاب یک کارت دعوت بفرست، مطمئن باش اگر تو یک بار او را دعوت کنی بار دیگر اوست که تو را به میهمانی فرا می خواند. وقتی باران می بارد از باران فرار نکن، بگذار باران تمام خستگی هایت را بشوید. من که زیر باران حمام می گیرم و زیر آفتاب خشک می شوم

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    راضی به رضای دشمن!!
    در نقد و نظر مخالف

    راضی به رضای دوست بودن را که همه ما بلدیم! آیا می‌توان راضی به رضای دشمن هم بود، اگر افکار و نظریات ما را به باد انکار و استهزاء بگیرد!؟

    این سخن معروف "روسو" را (که سهواً به نام ولترمعروف شده) حتما شنیده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی"! احتمالا این نوشته یکی از کیهانیان را هم که چند سال قبل افاضه فرموده بود خوانده‌اید که: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را نزنی"!؟

    این دو اظهار نظر از دو جهان‌بینی و انسان‌شناسی متفاوت ناشی می‌شود که فاصله آن‌ها از "خود پرستی" تا "خداپرستی" است. آن که با تنگ نظری و تمامیت طلبی حق اظهار نظر و آزادی را فقط برای خود و خودی‌ها می‌خواهد، طبیعی است که بگوید: "دربرابرم قرار نگیرید که ترمزو فرمان بریده‌ام"!! .... نمونه‌های چنین تفکری را درفیلم‌های وقایع اخیر تهران و یزد دیده‌ایم که چگونه با خونسردی آدم زیر می‌کنند و به اصطلاح ککشان هم نمی‌گزد!؟

    اما آن که آزادی را برای دیگران هم می‌پذیرد، موهبت "اختیارو انتخاب آزاد" را ملک موروثی خود نمی‌داند و سهم مشاع دیگران را نیز به رسمیت می‌شناسد و می‌داند که در تبادل آراء و تضارب افکار است که آدمی آبدیده می‌شود. در این دیدگاه، دشمن هم مورد استقبال قرار می‌گیرد و به او میدان داده می‌شود.

    نگاه کنید به بخشی از وصایای "ویکتور هوگو" به دخترش:

    "برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش وارد باشد، تا که زیاده به خودت غره نشوی،.... همچنین برایت آرزو می‌کنم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند، این کار ساده‌ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند. تا با کاربرد درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی".

    در ارتباط با میدان دادن به مخالفان، زنده یاد شریعتی، دو نوع تعریف ازاسلام ارائه می‌کند:

    فاشیسم می‌گوید: نانت را من می‌خورم، حرفت را هم من می‌زنم، تو فقط برای من کف بزن
    اسلام دروغین می‌گوید" تو نانت را بیاربده به ما، ما قسمتی را جلویت می‌اندازیم و تو حرف بزن... اما حرفی که ما می‌گوئیم.
    واسلام حقیقی می‌گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن، من برای اینم که به حق‌ات برسی.

    آزادی اظهار نظربرای دیگران قائل شدن، یک مسئله است و تحمل آزادی ِرد و انکار و مخالفت و مبارزه فکری با افکارشما، مسئله‌ای دیگر و بالاتر که نیازمند سعه صدر فوق العاده و صبر و شکیبائی شکوهمند در برابرمخالفین است.

    *******

    از این زاویه نگاهی به توصیه‌های ربّ به پیامبر اسلام، در ارتباط با تحمل مخالفین می‌کنیم تا توشه‌ای برای طریق سبزباشد و تحفه‌ای برای آنان که تحمل شنیدن "تو" را هم از مردم ندارند!

    مخالفان پیامبر اصل و اساس و کل پیام او را منکر بودند و با این حال باید تحمل می‌شدند، آن هم در نظامی قبیله‌ای در چهارده قرن قبل، که هنوز مفهوم آزادی متولد نشده بود، و ما امروزپس از ۱۴ قرن در آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم، در روزگارآزادی و انفجار اطلاعات، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم؛ کوچه باریک و تنگ و تاریک و بن بست ولایت مطلقه فقیه!!

    توصیه‌هائی که به پیامبراسلام، به عنوان رهبر سیاسی ایدئولوژیک!! جامعه در تحمل مخالفین عقیدتی شده، آنچنان جدی وبعضاً تهدیدآمیز است که برخی از مفسرین آنها را از قبیل: " به درمی‌گویند تا دیوار بشنود"! تلقی کرده و گفته‌اند مخاطب اصلی این آیات مؤمنین هستند (نه خود پیامبر)! اما ظاهر آیات شخص پیامبر را مستقیماً مخاطب قرار داده و پیش و بیش از پیروان، در پی پرورش روح و روان اوست. اصولا لحن قرآن در باره آن رسول مکرم ۖ، بیش از تعریف و تمجید و تجلیل و تعظیم (که عادت بشری است)، لحن تربیت و تعلیم و تذکر و تنبیه و حتی تهدید و توبیخ دارد (۱).

    درهرحال پیامبر هم با تمام مقام عظیمش، بشری بود مثل بقیه انسان‌ها با همه احساسات و عواطفی که در برابر دوست و دشمن و موافق و مخالف عکس‌العمل متفاوت بروز می‌دهند. این توصیه‌ها برخی هشداری است به تنگ دلی در تحمل مخالف (ضیق صدر) و برخی دیگر، فرمانی به صبر و شکیبائی دربرابر سخنان ناهنجار یا عملکرد نا صواب آنها. به شرح ذیل با ترجمه آیات مورد نظر:


    الف) هشدار به تنگ دلی

    هود ۱۲ــ مبادا ازاین که می‌گویند چرا گنجی (ازطرف خدا) براو نازل نشده یا فرشته‌ای (برای تأیید رسالت) همراهش نیامده، دلگیر شوی و پاره‌ای از آنچه به تو (در ارتباط با آزادی منکرین) وحی می‌شود نادیده بگیری (بدان که) تو فقط هشدار دهنده‌ای (نه وکیل)؛ و تنها خداست که کارگزارهرکاری است.

    حجر۹۷ ــ ما می‌دانیم که از گفتار (مخالفت آمیز) آنها افسرده می‌شوی، پس (به جای ناراحتی)، پروردگارت را (درآزادی دادن به مخالفین) ستایش کن و از سجده گذاران (تسلیم شدگان به مشیت آزادی) باش.

    نمل ۷۰ ــ از(انکار) آنها اندوهگین نباش و از مکرآنها در تنگ دلی (ناشکیبائی) نباش.

    نحل ۱۲۵ تا۱۲۸ــ با فرزانگی و سخن نیکو (مخالفان را) به راه پروردگارت دعوت کن. و به بهترین شیوه با آنها به گفتگو بنشین، بی‌تردید پروردگارت نسبت به گمراهان و راه یافتگان آگاه تراست (نباید تعصب ورزید وبه جای خدا نشست!) اگر هم می‌خواهید عکس‌العملی نشان دهید، به همان اندازه (نه انتقامی) باشد. ولی اگر شکیبائی ورزید (تحمل کنید)، این شیوه برای شکیبایان بهتر است. شکیبا باش که شکیبائی‌ات در راه خداست. از (انکار) آنها نیزاندوهگین مباش و از مکرشان هم دل تنگ (بی تحمل) مشو، بدان که خداوند حامی خویشتن داران و نیکورفتاران است.

    انعام ۳۳ تا ۳۵ ــ ما می‌دانیم که گفتار منکران تو رادلگیر می‌کند، آنها در واقع تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه این ستمگران آیات خدا را دانسته انکار می‌کنند (مسئله را شخصی تلقی نکن) قبل از تو نیز پیامبرانی مورد تکذیب قرار گرفتند که پاره‌ای از اخبارشان را شنیده‌ای، آنها دربرابرهمه تکذیب‌ها و آزاری که به آنان می‌رسید پایداری کردند تا سرانجام یاری ما فرارسید. برنامه و سنت الهی هیچ تغییر دهنده‌ای ندارد. حال اگر روی گردانی منکران بر تو سنگین و ناگوار است (خونسرد و شکیبا باش، و اگر فکر می کنی شاید با معجزه‌ای بتوان آنان راهدایت کرد) اگر می‌توانی نقبی در زمین یا نردبانی به آسمان بزن و معجزه‌ای بیاور!! (این را بدان که) اگر خدا می‌خواست همه مردم را به راه هدایت (به اجبار) جمع می‌کرد. پس در زمره جاهلان مباش!


    ب) شکیبائی در برابرسخن مخالفین

    در قرآن ۱۹ بار، در ارتباط با گفتار ناهنجار مخالفان و دشمنان، فرمان" اِصبِر" (تحمل کن، شکیبا باش) به پیامبر، و به واسطه او به مسلمانان، داده شده است که بسیار پندآموز است! جالب این که کاربرد کلمه "صبر" تقریبا در تمامی این موارد، در تحمل مخالفین است، نه پایداری درجنگ و ستیز با آنها. به نمونه‌های زیر در برخی آیات توجه کنید:

    مزمل ۱۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و به زیبائی از آنان درگذر.

    ص ۱۷ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و بنده نیرومند ما (در تحمل مخالفین) داود را بیاد آورکه بسیاربازگشت کننده (ازاحساس خشم به عقل) بود.

    روم ۳۰ــ بر حکم (داوری نهائی) پروردگارت شکیبا باش و مبادا منکرانی که باوریقینی ندارند ترا به سبکی وادارند (به جای سنگینی تحمل و وقار از کوره در روی).

    راستی چگونه می‌توان از توهین و تمسخر و انکار و استهزای منکران به خروش نیامد، تعصب دینی نورزید و سنگینی شخصیت را به سبکی رفتار واکنشی به باد خشم نسپارد!؟

    به نظر می‌رسد مادام که در جهان بینی و انسان شناسی محدودی اسیر هستیم، نمی‌توانیم ازغلبه قهر و غضب آزاد شویم و براحساسات خود به نیروی حلم و علم مسلط گردیم. توضیح آنکه ما در دنیای پیرامون خود با نظامات سیاسی و فرهنگی سلطه گری خوگرفته‌ایم که مخالفت را بر نمی‌تابند، به خصوص در مشرق زمین که هزاره‌هاست در سایه سلاطین سرکوبگراداره شده، این خصلت درآحاد جامعه نهادینه و تثبیت شده است. البته درمغرب زمین هم وضع به همین منوال، بلکه بدتر بوده است، اما وقتی نسیم آزادی، دموکراسی و حقوق بشربعد از رونسانس، وزیدن گرفت، آهسته آهسته نفوس آماده تغییر و تحمل شدند، گرچه هنوز راه درازی تا ایده آل انسانی در پیش است، اما در مقام مقایسه، حق مخالف در جوامع غربی بیشترجا افتاده و بیشترمورد پذیرش توده‌های مردم قرار گرفته است.

    تعالیم پیامبران نیزتماما بر چنین گذشت و سعه صدری در تحمل مخالفین تکیه داشته است، کسانی که با تعالیم حضرت عیسی در انجیل آشنائی دارند، فرازهای بسیار زیبائی را در این زمینه تلاوت کرده‌اند. قرآن که در دوران رشد عقلانیت بشر نازل شده است، بر این اصل انسانی، به خصوص در توصیه به پیامبردر ابلاغ رسالت، تأکید فراوان‌تری کرده است.

    کلید اصلی درگشودن گره درگیری و مجادلات لفظی با مخالفین، تغییر نگاه به نقش مخالف و شناخت تأثیرمثبتی است که در بلند مدت پدید می‌آورد. ما از آنجائی که در نظامات بشری با دفع و طرد مخالف خو گرفته‌ایم، چنین تصوری را به نظامات خدائی هم تعمیم و تسری می‌دهیم و چون خوانده یا شنیده‌ایم خداوند دشمنانش را در آخرت عذاب می‌کند، ما هم، بی‌خبرازفلسفه وجود تفاوت‌ها که چرخ حیات وحرکت و کمال است، می‌خواهیم به نیابت از خدا با هرکسی که با عقاید ما مخالف است، دشمنی کنیم. در حالی که موهبت "اختیار" و حق انتخابی که خداوند به انسان عنایت کرده است، ایجاب می‌کند در قلمرو فکر و اندیشه و مذهب و مرام ، آزادی مطلق برقرار باشد و سرنوشت هرکس به دست خودش رقم زده شود.

    خداوند چنین تغییر نگاهی را، از دنیای بی حساب و کتاب مناسبات بشری به نظم حکیمانه گردش شب و روز، به پیامبری که از آزادی مشرکین و کفاردر انکارتوحید، نبوت وقیامت ناراضی و دل تنگ است، توصیه کرده تا اگر گمان می‌کند آزادی دشمنان حق عیب و ایرادی درنظام توحیدی تلقی می‌شود، در نمازش با تغییر زاویه دید خود از زمین به آسمان، ملک خدا را از افقی بالاتر در گردش شب و روز و تحولات آن در مقاطع طلوع فجرو غروب آفتاب و گاه‌های دیگر مشاهده کند و بی عیب و نقص بودن این نظام و گرداننده‌اش را تسبیح گوید. در این صورت بر آزادی مخالفین "راضی" خواهد شد.

    طه ۱۳۰ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و قبل از برآمدن آفتاب و قبل از فروشدنش پروردگارت را با نگاهی تحسین آمیز تسبیح کن (گرداننده این نظام رابی عیب و نقص شمار). همچنین درپاره‌ای از شب و بخشی از روز را به ستایش بپرداز، باشد تا راضی شوی.

    توجه به تفاوت موقعیت‌های شب و روز در ساعت‌های مختلف، که حکمتِ حرکت و حیات و فصول و فراوانی را پدیدآورده ، مدل و مثالی است برای فهم ضرورت این تفاوت‌ها در جوامع انسانی که علاوه بر آیه فوق شواهد بسیار، از جمله چند مثال زیر دارد:

    ق ۳۹ــ برآنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب با نگاهی تحسین آمیزبی‌عیب شمار. همچنین بخشی از شب و نیز به دنبال سجده‌ها چنین کن!

    فرقان ۵۸ــ بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد تکیه کن، و با نگاه تحسین او رابی‌عیب و نقص شمار. در اطلاع داشتن از گناهان بندگانش خدا کافی است (نیازی به مراقبت کسی نیست).

    مؤمن ۵۵ــ بر تحققق وعده پروردگارت شکیبا باش و از آثار گناهان خویش طلب پاکی بجوی و در شبانگاه و ابتدای روز با نگاهی تحسین آمیز او را بی‌عیب و نقص شمار.

    طور ۴۸ــ برای تحقق حکم پروردگارت شکیبا باش، چرا که تحت نظر مائی و هنگامی که از خواب برمی‌خیزی و قسمتی از شب را بی‌عیب بودن او را با نگاه تحسین بنگر و همچنین هنگام غروب ستارگان (نزدیک طلوع فجر).

    انسان ۲۴ تا ۲۶ــ برای حکم پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاسی از آنها اطاعت نکن. نام پروردگارت را بامداد و شبانگاه یاد کن و پاره‌ای از شب را برای خدا سجده کن و بخشی بلند از شب رابه تسبیح (بی‌عیب و نقص شمردن)او بپرداز.

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    می گویند: "آب در مقیاس کیهانی از طلا کمیاب تر است" . ... و ما غرق این نعمت رایگان هستیم و قدرو قیمتش نمیدانیم!!

    این عنصر به عنوان اساسی‌ترین "حّلال" جهان، قدرتمند‌ترین عامل تجزیه تحلیل ملکولی و ترکیب عناصر جدید در طبیعت می باشد وحیات بدون آب هرگزدر زمین پدید نمی آمد.

    چهارپنجم کره زمین را آب فراگرفته و حیات در اقیانوس‌ها بمراتب متنوع تر از خشکی‌هاست. با اینحال آیت ِآب در"انفس" انسان همانقدرشگفت آوراست که در "آفاق"ِ بیکران هستی:

    بین ۷۵ تا ۸۰ در صد بدن ما را در کودکی آب تشکیل میدهد (۱) ، مغزانسان بیش از این، یعنی ۸۵ درصداز آب تشکیل شده!! و تمام فعل و انفعالات الکتروشیمیائی درانتقال اطلاعات میان سلول‌های مغزدر آب انجام می شود! بطوری که هیچ تفکر و اندیشه ای بدون این روند انجام نمیشود. حتی استخوان ها، که آنها را جامد می پنداریم، بین ۱۰ تا ۱۵ در صد از آب تشکیل شده اند.

    در بدن ما بیش از ۷۰ تریلیون سلول مشغول کاردائمی هستند که نه تنها بخش اعظم‌شان از آب تشکیل شده، بلکه اصولا به هیچ چیزی که در آب محلول نشده باشد اجازه عبورنمیدهند. دانشمندان بدن انسان را یک ماشین آبی (Water Machine) می‌دانند که به گونه‌ای طراحی شده تا وظیفه بنیادی محافظت از ارگانها و بافت‌ها را با حرکت در میان آب و مواد معدنی انجام دهد !!

    بطور کلی شناخته شده ترین نقش آب در بدن انسان به قرار زیر است: (۲)

    · تنظیم درجه حرارت بدن

    · مرطوب نگه داشتن بافت های چشم و بینی و دهان و ...

    · روغن کاری ماشین مفاصل و اتصالات حرکتی

    · حمل و نقل مواد غذائی و اکسیژن به سلول ها

    · محافظت از ارگان ها و بافت ها

    · کمک به هضم غذا، لینت دهنده معده و رساننده آنزیم‌ها، کوآنزیم‌ها، هورمن‌ها، آمینواسیدها، کربوهیدرات‌ها و....

    · دفع کننده اوره، دی اکسیدکربن و الکترولیت های زائد و ...

    · کمک به متابولیسم بدن و کاهش چربی‌ها (با تنظیم اشتها و کاهش سدیم و دفع سمومات و...)


    آب در قـرآن !

    واژه "ماء" ۵۹ بار در قرآن بصورت معرفه یا نکره تکرار شده است که ارزش بی‌نظیر این عنصر حیات بخش را از جهات مختلف بیان میکند. نیمی از این تعداد مستقیما به "نزول باران" حیات بخش از آسمان اشاره می کند که آن را "آب پر برکت" (ماءً مبارکاً) و "آب پاک کننده" (ماءً طهوراً) نامیده است. آبی که منشا همه سبز و خرمی ها و حیات و حرکت همه موجودات زمینی می باشد و کمتر کسی است که از نقش اساسی آن در این کره خاکی، که بیشترین آیات قرآن ناظر به این عملکرد "آب" است بی خبر باشد.

    ما در این نوشته تنها به لیست موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد اشاره می کنیم. پرداختن به هر یک ازاین موارد، علاوه برنیاز به تخصص و دانش مقدماتی (که این قلم فاقد آن است)، مستلزم موقعیت و مقالاتی دیگر است.


    آب منشاء حیات

    آیات ذیل نشان می دهد که همه چیز از آب آفریده شده و این عنصر عامل اصلی حیات می باشد:

    نور ۴۵ – وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء
    و خداوند همه چیز را از آب آفرید ...

    هود ۷ – وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء
    و او کسی است که آسمان ها و زمین را طی شش دوران آفرید وعرش (نظام آفرینش) او بر آب قرار داشت

    انبیاء ۳۰ – وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
    ...و از آب همه چیز را زندگی بخشیدیم ...


    وجود دو سیستم آب شور وشیرین در جهان (توجه به مطبوع بودن مزه آب)

    آب همه دریاها و اقیانوس‌ها همواره تلخ و شور و آب همه رودخانه ها همواره شیرین و گواراست، در حالی که میلیون‌ها سال است این دوسیستم دائما در هم آمیخته می شوند؛ آب شیرین رودخانه ها به دریاها می ریزد وآب شور دریاها بر اثر گرمای آفتاب تبخیر شده و ذرات آن به نیروی باد، باران را بر سطح زمین نازل می کند و رودخانه ها را تشکیل می دهد، اما همچنان هریک از این دو سیستم ماهیت تلخ یا شیرین خود را حفظ کرده است!؟

    شگفتی‌های این "آیت" آنچنان است که بیانش برای متخصّصین کتاب یا کتاب‌هائی را می طلبد، ذیلا به لیست آیات مربوط به آن اکتفا می کند:

    فاطر ۱۲ – وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    این دو دریا که یکی شیرین و گواراست، که آشامیدنش خوش کام است، و دیگری که شور و تلخ است، یکسان نیستند؛ و (با این حال) شما از هر کدام ماهی تازه ( صید می کنید و) می‌خورید و زیوری (مروارید و مرجان) برای آراستن خود از آن بیرون می آورید. (علاوه بر آن، در هر دو) کشتیها را می‌بینی که (سینه امواج را) می شکافند تا از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گذارید.

    فرقان۵۳ – وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا
    اوست که دو دریا را به هم پیوست، یکی شیرین و گواراست و دیگری شور و تلخ؛ و میانشان حایلی قرار داد و مانعی نفوذ ناپذیر.

    رحمن ۱۹ تا ۲۴ – مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُوَالْمَرْجَانُ
    دو دریا را به هم آمیخت تا تلاقی کنند، (درعین حال) میانشان حایلی است که از حد خود تجاوز نکنند (در هم ادغام نگردند).... از هر دو مروارید و مرجان به دست می آید؛ ... کشتیهای بادبان برافراشته در دریا از (حکمت) اوست.

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    آیا آن خدائی که میان دو بحر (دو سیستم آب فراوان) مانعی (برای یکی شدن) قرار داد بهتر است یا ...؟ آیا الهی به غیر از الله وجود دارد؟

    واقعه ۶۸ تا ۷۰ – أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
    آیا به آبی که می نوشید توجه کرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فرو باریدید یا ما فرود آورنده ایم؟ اگر می‌خواستیم (همچون آب دریاها) آن را شور و تلخ می گرداندیم، پس چرا سپاس نمی دارید؟


    منابع زیر زمینی آب

    ساختمان قشر بیرونی زمین به گونه ای طراحی و تقدیر شده است که نه غیر قابل نفوذ است، که باران را از خود براند، و نه یکسره نفوذ پذیر که آنقدر آب را به پائین ببرد که غیر قابل دسترس باشد. بلکه ترکیبی از طبقات نفوذ پذیر و غیر قابل نفوذ است که امکان ذخیره کردن آب در اعماق سطحی و جریان یافتن تدریجی آن را از طریق چشمه ها و رودخانه ها درفصول خشک و گرم فراهم می‌سازد.

    اگر همه سطح زمین را سنگ‌های آذرین یا خاک چسبنده، همچون رُس، پوشانده بود، اصولا آبی ذخیره نمی گشت، یکسره سیلاب‌های سهمگین در سطح زمین جاری بود یا آب های جمع شده در مرداب ها می گندید. در این صورت خاک زراعتی در کوه و دشت باقی نمی‌ماند و حیات گیاهی شکل نمی گرفت.

    موضوع "سفره های زیر زمینی" آب که در قرون اخیر جلب توجه دانشمندان را کرده و امروز با حفر چاه‌های عمیق و تغذیه این سفره با سیلاب های بهاری و سوق دادن آن از طریق کانال‌های انحرافی موجبات توسعه کشاورزی را فراهم می سازند، عیناً در قرآن با واژه هائی همچون: ینابیع (منابع زیر زمینی آب) ، اسکان (مسکن دادن به آب در زیر زمین) ، خزینه (انبار کردن آب) مورد اشاره قرار گرفته است:

    زمر ۲۱ – أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ
    آیا توجه نکرده ای که بی تردید این خداست که بارانی از آسمان نازل کرده، سپس آن را (به صورت) چشمه هائی (از طریق منابع زیر زمینی) روان کرده است...

    ینابیع از ریشه "نبع" به جوشیدن آب از سرچشمه اطلاق می گردد. اما می‌دانیم زمین از خود آبی ندارد، بلکه ذخیره انباشته شده در سفره های زیر زمینی را به تدریج به صورت چشمه ظاهر می سازد

    مؤمنون ۱۸ – وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ
    ما از آسمان بارانی به اندازه (نه کم و نه زیاد) فرستادیم و آن را در(طبقات تحتانی) زمین جای دادیم و بر دور کردنش (از دسترس) هم توانائیم


    قدر و اندازه داشتن باران

    در آیه فوق علاوه بر وجود سفره های زیر زمینی، اولاً به مسئله "قدر" یعنی حسابِ دقیق داشتن نزولات جّوی در هر منطقه و هر سال اشاره میکند، ثانیاً به این حقیقت که همه آب ذخیره شده قابل دسترسی نبوده و بعضاً به دلیل تبخیر یا پیوستن از زیر به دریاها، از امکان بهره برداری خارج می گردد. توازن میان انواع حالات، خود از شگفتی هاست، چرا که ممکن بود تماماً غیر قابل بهره‌برداری انسان باشد!

    حجر ۲۱ و ۲۲ – وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ. وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
    هیچ چیزی نیست مگرآنکه خزاین آن در اختیار ماست و آن را جز به اندازه معین عرضه نمی کنیم. بادها را عامل لقاح (ابرها و گیاهان) فرستادیم و از آسمان باران را باراندیم که شما را بدان سیراب سازیم و شما خزانه کننده آن (در زیر زمین) نیستید.

    اگر باران بیش از حدّ نیاز می بارید، همیشه هوا ابری بود و از نور مستقیم آفتاب محروم می شدیم و اگر نزولات جوّی کمتر از وضعیت فعلی بود، خشک سالی زمین را خالی از سکنه می کرد! اما بدون آن که یکنواختی حاکم باشد، نظمی میان مناطق پر باران و کم باران بر قرار است که تنوع و ترکیب حکیمانه‌ای را طبق مشیت الهی رقم می زند.

    جاثیه ۱۱ – وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ
    و همان کسی که از آسمان باران را "به مقدار" معینی فرستاد؛ پس مائیم که زمین خزان زده و خشک را به وسیله آن حیات بخشیدیم، شما نیز همین گونه (از گورها) خارج می شوید


    آب خالص و گوارای "برف"

    همه می دانیم علاوه بر رودخانه های گسترده در سطح زمین، بخش مهمی ازذخیره سفره های زیر زمینی آب از طریق برفی که به تدریج در تابستان آب شده و روانه دره ها یا طبقات زیرین می شود تأمین می‌گردد، وگرنه باران بهاری به تنهائی کفایت این ذخیره را نمی کند.

    اگر کوه های سر به فلک کشیده نبودند، اصولا برفی هم برای دشت های خشک و تفتیده و مردم تشنه لب ذخیره نمی شد، آنهم آبی خالص و گوارا (ماءً فراتاً) که هنوز آلوده به رسوبات بستر رودخانه ها نشده است!

    مرسلات ۲۷ – وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا....
    و ما در زمین کوه های شامخی قرار دادیم و شما را از آبی گوارا سیراب ساختیم.


    آب های سطحی ( شیب طبیعی زمین)

    اگر همه جای زمین مسطح بود و شیبی وجود نداشت، اصلا آبی روان نمی شد و آبیاری زمین ممکن نمی گشت، بخشی از زمین مرداب‌هائی متعفّن می‌گشت و بخشی خشک و لم یزرع. این لطف خداست که حرکت آب را حکیمانه طراحی کرد!!

    سجده ۲۷ – أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ
    آیا توجه نکرده اند این مائیم که آب را به سوی زمین خشک و بی گیاه (با حرکت دادن در سراشیبی) سوق می دهیم و کشتزاری بدان پدید می آوریم که دامهایشان و خودشان از آن تغذیه می کنند. آیا نمی‌بینند!؟


    عمق قابل دسترسی آب

    اگر آب‌های نفوذی در زمین به اعماق پائین‌تری از امتداد دره ها روانه می شدند، هرگزبه صورت رودخانه، چشمه یا قنات ظاهر نمی‌شدند و در گذشته که هیچ، امروز هم مجبور بودند همچون چاه های نفت، با هزینه ای بسیار گزاف از اعماق چند هزارمتری زمین آب را استخراج کنند. آیا در این مسئله عبرتی نیست؟

    ملک ۳۰ – قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ
    بگو آیا هیچ اندیشیده‌اید اگر آب (های جاری یا ذخیره ای) شما به زمین فرو رود، کیست که برای شما آب جاری پدید آورد؟

    کهف ۴۱ – أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا
    و یا آب آن (به زمین) فروکش کند که هرگز توانائی دسترسی به آن را نداشته باشید.


    نفوذ تدریجی باران در زمین

    سرعت نفوذ باران در زمین وحرکت سطحی آن هم مسئله بسیار مهمی است که کمتر به آن توجه داریم؛ اگرسرعت بیش از وضعیت فعلی بود، خاک زراعتی را به کلی می شست و مراتع از بین می رفت و کوه ها تهی از سبزه می گشت، اگر کُندتر بود، ریشه گیاهان در آب می گندید و شیره خاک محلول در آب می گشت و گیاهان بی رمق می شدند. تبخیر آب از زمین نیز همين وضعیت را داشت، تبخیر سریع تر، آن را زودتر خشک می کرد و تبخیر کند تر در مواردی به آن آسیب می زد.

    سبا ۲ – يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
    (خدا) می داند آن چه را که به تدریج و آرامی در زمین فرو می رود و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه (با تبخیر) به آسمان عروج می کند و او بخشنده و آمرزگار است.


    رام کردن دریاها برای آدمی

    می گویند قدر سلامتی را وقتی از دست می دهیم می فهمیم! همین طور قدرنزدیکان و دوستان و سایر نعمت های خدا داد را. نعمات دیگری هم داریم که هرگز فقدان آنان را تجربه نمی کنیم تا قدرشان رابشناسیم! دریاها از آن جمله هستند، هرگز فکر کرده اید چگونه صدها عامل دست به دست هم داده‌اند تا دریاها رام و مسخّر آدمی گردند وما بتوانیم سراسر اقیانوس ها را با کشتی‌های کوه‌پیکر بپیمائیم و سینه امواج را بشکافیم؟

    اگر وزن مخصوص آب غیر از این بود، اگرباد نمی وزید، اگرشدت باد بیشتر بود وارتفاع امواج بلندتر می‌شد و اگرهای فراوان دیگر ...

    موضوع "مُسخّر شدن" دریاها، یعنی رام و قابل استفاده شدن آن برای حرکت کشتی‌ها از جمله موضوعاتی است که در قرآن مطرح شده است:

    جاثیه ۱۲ – اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    خدا کسی است که دریا را رام و قابل بهره برداری شما کرد تا کشتی‌ها به فرمانش (به نیروی باد) در آن روان شوند و تا شما به دنبال فضل خدا (در سفرهای تجارتی، تفریحی، ماهی گیری، حمل و نقل و ...) بروید، باشد تا سپاس نعمت گذارید.

    شوری ۳۲ – وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
    و از جمله نشانه های او کشتی‌های کوه پیکردر دریاست! اگر خدا بخواهد، باد را ساکن و آرام می کند تا (کشتیها) بر پهنه دریا بی‌حرکت مانند؛ براستی در این (امر) بس نشانه‌هاست برای هر شکیبای سپاسگزار(حرکت کشتی، مقاومت آن در برابر امواج و بادهای مخالف و استفاده آن از بادهای مساعد و پیشروی به سوی مقصد، حاوی درس های پندآموزی از صبر و شکر است).

    اسراء ۷۰ – وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً
    ما به راستی آدمی را بس گرامی داشتیم و در خشکی و دریا (بر مرکب) سوارش کردیم و از نعمت های پاکیزه روزیشان دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریدگان خویش آشکارا برتری بخشیدیم.

    نحل ۱۴ – وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    و او کسی است که دریاها را در خدمت شما گماشت تا از آن ماهی تازه بخورید و زیوری ( دُرّ و مرجانی) برای آراستن خود از آب بیرون آورید؛ و کشتی ها را در آن می بینی که (سینه امواج را) می‌شکافند تا (سیر و سفر کنید) و از فضل خدا بجوئید، باشد تا سپاس گزارید.


    رودخانه ها

    در بخش قبل از "بحر" سخن گفتیم و در این بخش اشاراتی نیز به "نهر" می کنیم که بیانی است از روخانه ها. بحر و نهر هر دو به حجم عظیم آب گفته میشود، اما نهرنماد محدودتری از آن است که در حجم کمتری از میان دشت‌ها و دره‌ها عبور می کند. در مورد دریاها از آنجائی که رام شدن خشونت و امواج وحشی مسئله قابل توجهی است، قرآن کلمه "سخـّر" را بکار برده است، اما در مورد رودخانه ها بیشتر کلمه "جَعَلَ" را که نشانگر نظام تکوینی است:

    نمل ۶۱ – أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
    یا آنکس که زمین را قرارگاه (شما) قرار داد و در آن نهرها و کوه های ثابت پدید آورد و میان دو (سیستم) آب حائلی قرار داد و ...

    رعد ۳ – وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا ...
    او کسی است که خشکی ها (قاره ها) را گسترش داد و در آن کوه ها و نهرها را قرار داد ....

    نحل ۱۵ – وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
    و در زمین کوه‌ها را (به عنوان لنگر زمین) قرار داد تا شما را (در اثرحرکت مستمرپوسته جامد) با خود نکشد و نهرها و راه‌هائی (پدید آورد) تا (بدان) راه یابید.

    قشر جامد زمین که پوسته نازکی روی طبقات مذاب است، از چین و چروک هائی تشکیل شده که طبیعت فعلی زمین را پدید آورده است. اگرسطح زمین همچون ماه یا برخی ستارگان خاکستر شکل بود، اگرصاف و صیقل بود و شکافی برای عبور نهرها وجود نداشت، اگرارتفاع چین و چروک ها بیش از وضعیت فعلی بود و آدمیان در میان قلل بلندتر از هیمالیا محبوس می شدند وراه عبور و ارتباط با سایرمجتماعات انسانی نمی یافتند، اگر شکاف دره‌ها ره بجائی نمی‌برد و شیب و فراز تقدیر شده زمین طراحی دیگری داشت

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • ch. mohammad khan  r

    ch. mohammad khan r says

    dear,


    we are old friends. so you are the most welcome in our forum please. yours, khan.waiting!!!!!! peace to all.""God is one]"" Roomi is there.

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • soleyman j

    soleyman j says

    درود

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • soleyman j

    soleyman j says

    صدف شكسته

    چه به دريا نزديك بودم

    آن شب كه نمك دهان تو مى لغزيد

    زير زبانم

    صخره ها دندان هايشان را

    با چاقوى باد تيز مى كردند

    ومن مزه ی شور مرد را با حرص فرو مى بردم

    تا تشنه تر شوم

    به گمانم توفان گوش هاى تو را

    از بيخ بريده بود

    زيرا بى صدا روى امواج سفر مى كردى

    مرا نمى شنيدى

    كه خونم را مى تكاندم روى ماسه ها

    اكنون ردم را بگير و بيا

    در دامنم صدفى شكسته بينداز
    من هنوز همان زنى هستم

    كه مى خواست برايت اقيانوسى از مرواريد بدنيا بياورد

    پارو بزن

    و رختخوابت را نزديك تر بياور

    در اين تاريكى بى فانوس .

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Ali Andishmand

    Ali Andishmand says

    سلام خوبین؟

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Bijan A

    Bijan A says

    Ba doroud faravan be douste geram ve aziz Aseman (f) ,
    Sepasgozar ve mamnounem ke mano shayeste doustit danesti, say mikonem ke liaghet in mohebet ra dashte bashem. Barayet arezoye behterinhara mikonem, ve omidvarem ke hamishe shad ve khandan zenedegi koni.
    SHADZI

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Ali Andishmand

    Ali Andishmand says

    salaaaaaaaaaaaam

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    طرز تهیه کیک ازدواج



    موارد لازم

    1. چند قاشق بزرگ تفاهم
    2. یک فنجان مدارا
    3. نصف فنجان سعه صدر
    4. سه قاشق مربا خوری شکیبایی
    5. مقداری پودر تسامح مخلوط با پودر گذشت
    6. نصف فنجان صمیمیت
    7. چهار قاشق غذا خوری محبت
    8. چند دانه درشت وفاداری
    9. یک پیمانه حسن نیت
    10. مقدار لازم پودر نرم عشق همراه با گرد دلدادگی
    11. نیم کبلو احترام متقابل

    ابتدا مواد محبت و عشق و دلدادگی و صمیمیت رو با هم مخلوط کنید

    و خوب هم زنید بعد ادویه شور و شوق را همراه نمک عطوفت را روی

    مخلوط بریزید و خوب به هم بزنید تا مخلوط خوش چاشنی باشد بک فنجان

    مدارا و نصف فنجان سعه صدر را به مخلوط اضافه کنید و سه قاشق

    مرباخوری شکیبایی را نیز به ان بیافزایید و گرد دلدادگی را روی مخلوط

    بریزید با همزن مهربونی همشون بزنید تا به رنگ طلایی رویا دراید

    برای تزیین کیکتان روی کیکتان میتوانید پودر احترام متقابل و مایع رنگی

    حسن نیت همرا ه با مواد معطر و همراه خوش قولی استفاده کنید

    حالا کیک اماده استفاده است و میتوانید این کیک دو نفره رو با همسرتان

    برای عمری صدو بیست ساله دو نفری نوش جان بفرمایید از مزه شیرین

    ان لذت ببرید .

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Saeid Abouzari

    Saeid Abouzari says

    در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز!

    شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد.

    شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند.

    تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست.

    پس به مصداقِ »آب دریا را اگر نتوان چشید، هم به قدر تشنگی باید چشید«، مجموعه کوچکی از شعر شاعران درباره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنم.

    هست ایام عید و فصل بهار

    جشن جمشید و گردش گلزار

    منوچهری دامغانی

    □□□

    امروز روز شادی و امسال، سال گل

    نیکوست حال ما که نکو باد حال گل

    أولوی

    □□□

    عید است و نو بهار و جهان را جوانیی

    هر مرغ را به وصل گلی شادمانیی

    امیرشاهی سبزواری

    □□□

    آمد بهار و یافت جهان اعتدال او

    مرغ دل از نشاط برآورد سال نو

    طالب آملی

    □□□

    طوفان گل و جوش بهار است ببینید

    اکنون که جهان برسرکار است ببینید

    این آینه هایی که نظر خیره نمایند

    در دست کدام آینه دار است ببینید

    صائب تبریزی

    □□□

    چوگشت از روی تو دلشاد نوروز

    در گنج طرب بگشاد نوروز

    کمال الدین اسماعیل

    □□□

    چوگشت از روی تو دلشاد نوروز

    در گنج طرب بگشاد نوروز

    کمال الدین اسماعیل

    □□□

    به جمشید برگوهر افشاندند

    مرآن روز را روز تو خواندند

    سرسال نو هرمز و فرو دین

    برآسوده از رنج دل، دل زکین

    فردوسی توسی

    نوروز بزرگم، بزن ای مطرب، امروز

    زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

    منوچهری دامغانی

    □□□

    نوروز که هرچمن، دل افروز بود

    نقش گل و خار عبرت آموز بود

    گر جامه به جان ز معرفت نو گردد

    هرروز به دل »نشاط نوروز« بود

    شکیب اصفهانی

    □□□

    تا هست چنین که طبع اطفال

    در هرشب عید شادمان است

    اهلی شیرازی

    □□□

    رسید موسم نوروز و روزگار شکفت

    فرخنده گلِ شادی، بهار شکفت

    فیاض لاهیجی

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • reza bala

    reza bala says

    دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم؟ او که همینجاست کجا میرویم؟ حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر وریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجیب

    Posted 3 years ago. ( send a note )
  • Osama  E

    Osama E says

    sometimes we let affection,go unspoken,
    sometime we let our Love go unexpressed,
    sometimes we can't find words to tell our feelings,
    Especially to towards those we love
    the Best

    Posted 3 years ago. ( send a note )