Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

amretat

amretat

has 166 followers and is following 201 people

"Die, die, die in this love.
If you die in this love your soul will be renewed.
Die, die, don't fear the death of that which is known.
If you die to the temporal you will become timeless.
Die, die, cut off those chains
that hold you prisoner to the world of attachment.
Die, die, die to the deathless and you will be... more »
  • member since September 19, 2007

Groups

Following

amretat’s last login was Wednesday, October 20, 2010.

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • says

  • binke

    binke says

    happy ney year

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • binke

    binke says

    happy ney year

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    HAPPY NEW YEAR - 1388
    TO ALL MY FRIEND'S (specially my Persian friends)
    with the best regards for you

    نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی بر همگان فرخنده باد---
    هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز---
    بهار 1388

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Ramin Lion

    Ramin Lion says

    درود
    از اينكه مرا سزاوار دوستي دانستيد ؛ سپاسگزارم
    همواره شاد و سرافراز باشید
    بدرود

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Tom G

    Tom G says

    Nice Poem from Rumi!
    Is it your favorite?

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • Ali R

    Ali R says

    دلم افسانه میخواهد، دلم پیمانه میخواهد،
    دلم دلداده میخواهد،
    میان شعرهای ناب ، به سان گونه های داغ،
    دلم غمنامه میخواهد،
    برای رنج بیزاری، میا ن اوج هوشیاری،
    دلم ویرانه میخواهد ،
    برای نم نم باران ، برای حس دلتنگی ،
    دلم دردانه میخواهد ،
    برای آسمان شب ،برای حس خوشبختی،
    دلم دلداده میخواهد،
    برای مستی هر شب ، دلم پیمانه میخواهد ،
    دلم پیمانه میخواهد،
    دلم با کیست؟ دلم با کیست؟
    دلم در جستجوی کیست؟
    جوابی نیست ، جوابی نیست؟
    سوالی نیست ، سوالی نیست ؟

    posted 3 years ago. ( send a note )
  • nafise j

    nafise j says

    سلام من هم از شما متشکرم.بله.برای شما آرزوی موفقیت می کنم. برکت باشه

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • Ehsan Rezaiyan

    Ehsan Rezaiyan says

    دختري به بيماري عجيب و سختي دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمي از خون خانواده اش به او بود.

    او فقط يک برادر 5 ساله داشت. دکتر بيمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد.

    پسرک از دکتر پرسيد: آيا در اين صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟

    دکتر جواب داد: بله و پسرک قبول کرد.

    او را کنار تخت خواهرش خوابانديم و لوله هاي تزريق را به بدنش وصل کرديم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندي زد و در حالي که خون از بدنش خارج مي شد، به دکتر گفت: آيا من به بهشت مي روم؟!

    پسرک فکر مي کرد که قرار است تمام خونش را به خواهرش بدهند!

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • Maral

    Maral says

    This has

    always

    been and will

    always

    remain

    Persian Gulf

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • Maral

    Maral says

    سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام سال نو مبارك

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • Mitra

    Mitra says

    norouz piruz
    :)

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • naimeh k

    naimeh k says

    من روحم وخدا مرا دوست میدارد بیشتر ازین چه توانم ارزو کرد. هارولد کلمپ ( ماهانتای عزیزم

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • pegah S

    pegah S says

    يکي دو روز ديگر از پگــــاه
    چو چشم باز مي کني
    زمانه زيرو رو , زمينه پر نگار مي شود
    زمين شکاف مي خورد
    به دشت سبزه مي زند
    هر آنچه مانده بود زير خاک , هر آنچه خفته بود زير برف
    جوان و شسته رفته آشکار مي شود
    به تاج کوه , زگرمي نگاه آفتاب
    بلور برف آب مي شود
    دهان دره ها پر از سرود چشمه سار مي شود
    نسيم هرزه پو , زروي لاله هاي کوه
    کنار لانه هاي کبک , فراز خارهاي هفت رنگ
    نفس زنان و خسته مي رسد , غريق موج کشتزار مي شود
    در آسمان گروه گله هاي ابر
    ز هر کناره مي رسد , به هر کرانه مي دود
    به روي جلگه ها غبار مي شود
    در اين بهار . . . آه !
    چه يادها
    جه حرف هاي ناتمام
    دل پرآرزو چو شاخ پر شکوفه باردار مي شود
    نگار من , اميد نوبهار من
    لبي به خنده باز کن
    ببين چگونه از گلي خزان باغ
    بهار مي شود . . .
    !باآرزوی سالی سرشار از شادی

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • naimeh k

    naimeh k says

    salam
    khobin shoma
    ba arezoye movafagiyat dar eck baraye shoma

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • naimeh k

    naimeh k says

    salam
    khobin
    baraka bashe

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • pegah S

    pegah S says

    پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد
    و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت
    وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ
    از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد
    سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
    و همه دانشجویان موافقت کردند
    سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت
    و شیشه رو به آرامی تکان داد
    سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛
    سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟
    و باز همگی موافقت کردند
    بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛
    و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند.
    "یگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله
    بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت
    و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد
    "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!
    " همه دانشجویان خندیدند
    :ر حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت
    حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست،
    توپهای گلف مهمترین چیزهادر زندگی شما هستند
    ـ خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان ومهمترین علایقتان ـ
    چیزهایی که اگرهمه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند،
    باز زندگیتان پابرجا خواهد بود
    اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند
    مثل کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند
    مسایل خیلی ساده
    پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید،
    دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه،
    درست عین زندگیتان
    اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین
    دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه
    به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین
    با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین
    با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و بااونها خوش بگذرونین
    همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست
    !همیشه در دسترس باشین
    اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند
    موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند
    یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
    پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی
    این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست
    !ه زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست
    همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست
    حالا با من یک فنجان قهوه می خوری؟

    posted 4 years ago. ( send a note )
  • pegah S

    pegah S says

    معلم پايه تخته داد مي زد
    صورتش از خشم گلگون بود
    و دستانش زير پوششي از گرد پنهان بود
    ولي آخر كلاسيها ،
    لواشك بين خود تقسيم مي كردند
    وان يكي در گوشه اي ديگر "جوانان" را ورق مي زد
    براي اينكه بيخود هاي وهوي مي كرد و با آن شور بي پايان
    تساويهاي جبري را نشان مي داد
    با خطي خوانا بر روي تخته اي كز ظلمتي تاريك
    غمگين بود
    تساوي را چنين نوشت : يك اگر با يك برابر است .
    از ميان جمع شاگردان يكي برخواست

    هميشه يك نفر بايد برخيزد ...
    به آرامي سخن سر داد :
    تساوي اشتباهي فاحش و محض است .
    نگاه بچه ها ناگه به يك سو خيره گشت
    و معلم مات بر جا ماند
    و او پرسيد : اگر يك فرد انسان ، واحد يك بود
    آيا باز يك با يك برابر بود ؟
    سكوت مدهشي بود و سوالي سخت ..
    معلم خشمگين فرياد زد آري برابر بود .
    و او با پوزخندي گفت :
    اگر يك فرد انسان واحد يك بود
    آنكه زور و زر بدامن داشت بالا بود و آنكه
    قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت پايين بود
    اگر يك فرد انسان واحد يك بود
    آنكه صورت نقره گون ، چون قرص مه ميداشت بالا بود
    وان سيه چرده كه مي ناليد پايين بود ؟
    اگر يك فرد انسان واحد يك بود ،
    اين تساوي زير و رو مي شد
    حال ميپرسم يك اگر با يك برابر بود
    نان و مال مفتخواران از كجا آماده ميگرديد ؟
    يا چه كسي ديوار چين ها را بنا مي كرد ؟
    يك اگر با يك برابر بود
    پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد ؟
    يا كه زير ضربت شلاق له مي گشت ؟
    يك اگر با يك برابر بود
    پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد ؟
    معلم ناله آسا گفت :
    بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد :
    !يك با يك برابر نيست


    posted 4 years ago. ( send a note )
  • pegah S

    pegah S says

    بشکفد بار دگر
    لاله رنگین مراد
    غنچه سرخ فروبسته دل باز شود
    من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
    روزگاری که به سرآمده آغاز شود
    .روزگار دگری هست و بهاران دگر
    کاشکی آینه ای بودم درون بین که در آن
    خویش را میدیدم
    آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدم
    می شدیم اگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
    که به ما شاد شدن آموزد
    .خواندن و از قفس آزاد شدن
    شاد بودن هنر است
    شاد کردن هنری بالاتر
    گر به شادی تو دل های دگر باشد شاد
    نه چو یک شکلک بی جان شب و روز
    .همه خندان باشیم
    ...بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    !خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

    posted 4 years ago. ( send a note )