Books

Follows you (block)

Requested to follow you (accept | block)

Blocked (unblock)

Yekta

Yekta

I proud because I am an iranian people & I have a great history .
  • Tehran, Te, Iran
  • member since November 20, 2007

Yekta’s last login was Monday, October 31, 2011.

My Favorite books

     
 
 
 

Public Notes

  • says

  • F.sima

    F.sima says

    آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد همواره به یاد من باش که من همیشه به یاد تو ام.
    از طرف بهترین دوست تو خدا.

    (سوره بقره آیه 152)

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    دلم گرفته است

    به ايوان مي روم و انگشتانم را

    بر پوست كشيده شب مي كشم

    چراغهاي رابطه تاريكند

    چراغهاي رابطه تاريكند

    كسي مرا به آفتاب

    معرفي نخواهد كرد

    كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

    پرواز را به خاطر بسپار

    پرنده مردني است

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    زندگی چیست؟
    زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
    امتحان ریشه هاست
    ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    بهاي يك سنت

    پسر كوچكي ، روزي هنگام راه رفتن در خيابان ، سكه اي يك سنتي پيدا كرد .او از پيدا كردن اين پول ، آن هم بدون هيچ زحمتي ، خيلي ذوق زده شد . اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پايين بگيرد و در جستجوي سكه هاي بيشتر باشد .

    او در مدت زندگيش ، 296 سكه 1 سنتي ، 48 سكه 5 سنتي ، 19 سكه 10 سنتي ، 16 سكه 25 سنتي ، 2 سكه نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده يك دلاري پيدا كرد . يعني در مجموع 13 دلار و 26 سنت .

    در برابر به دست آوردن اين 13 دلار و 26 سنت ، او زيبايي دل انگيز 31369 طلوع خورشيد ، درخشش 157 رنگين كمان و منظره درختان افرا در سرماي پاييز را از دست داد . او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فراز آسمان ها در حالي كه از شكلي به شكلي ديگر در مي آمدند ، نديد . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئي از خاطرات او نشد .

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • sorkhjame

    sorkhjame says

    خردل
    آورده اند كه در كنفرانس تهران روزي چرچيل، روزولت و استالين بعد از ميتينگ هاي پي در پي آن روز تاريخي، براي خوردن شام

    باهم نشسته بودند.



    در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها
    نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل

    تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل
    را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
    گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
    کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف
    نظر کرد.
    بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره
    و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
    یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به
    داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید
    و خردل را تف کرد.
    در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر
    دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
    بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با
    چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
    حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید
    چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • dariush_shaghaiegh2000

    dariush_shaghaiegh2000 says

    سلام( شبهای قدر نزدیکن)
    شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست؛
    شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی
    و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.
    ان شاءالله که کتاب تقدیرتون رو خودتون بنویسید.یه خورده ازون خوباش همه تو کتاب ما بنویسید.
    التماس دعا

    posted 1 year ago. ( send a note )
  • F.sima

    F.sima says

    تولستوي ميگويد بايد گفتني هايي را گفت كه احتمالا بسياري ميدانند ولي جرات ابراز آن را حتي براي خودشان ندارند

    posted 1 year ago. ( send a note )