AMIR HOSSEIN

AMIR HOSSEIN

MY WEBLOG : http://teekany.blogfa.com

كجاي اين تماشاخانه متروك ايستاده اي
كه جستجوي تمام دنيا
نياز بازيگوشانه ات را راه نيست
بازيگر كدام نمايشنامه ي مطرودي
كه در هيچ كتابخانه اي سطري از تو ننوشته اند
اما تمامي كتابها
بوي سحر آميز تن تو را مي دهند
  • sea / isfahan, Iran
  • member since Saturday, April 5 2008

Groups

Friends

AMIR HOSSEIN’s last login was yesterday. show recent activity »

Random books from my shelf

     
 
 
 

Public Notes

  • mohsen y

    mohsen y says

    چه قدر آدم!چرا باید من فقط یکی از این شش میلیارد آدمی باشم که روی گرده این کره خاکی زندگی می کنند؟چرا نمی توانم به جای بقیه باشم؟...آدم ها در جاهای شلوغی مثل سینما یا خیابان های پر جمعیت دایم به هم برخورد میکنند و بعد بی آنکه ذره ای در هم فرو بروند مثل گوی های بیلیارد از هم دور میشوند.چرا آدم ها نمی توانند در یکدیگر فرو بروند؟از این که نمی توانستم وارد بقیه ی آدم ها شوم احساس تنهایی می کردمدر جاهای شلوغ دلهره داشتم کهچه طور میتوانم خودم را از میان این همه آدم بیرون بیاورم.به خودم می چسبیدم تا گم نشوم.......کاش می توانستم از خودم بپرم بیرون و بروم داخل عابری که از جلوم می گذشت.کاش میشد همانطور که بلیط می خریدم و داخل سینما میشدم می توانستم وارد بلیط فروش سینما بشوم و او را خوب تماشا کنم.برای لحظه ای از اینکه در خودم گیر کرده بودم دلم بهم خورد.

    عشق روی پیاده رو- مصطفی مستور

    posted 12 hours ago. ( send a note )
  • Shireen

    shireen says

    بهتره برای چیزی که هستی مورد نفرت باشی

    تا این دوستت داشته باشن برای اون چیزی که در واقع نیستی

    posted 15 hours ago. ( send a note )
  • aida

    aida says

    che ba maze!hich ghiafatun avaz nashode!kheili rahat mishe un pesarake poshte mileha ro tu ghiafatun kashf kard!

    posted yesterday. ( send a note )
  • leila a

    leila a says

    are bishtar tasvirsaziye ta naghashi
    It isn’t me, someone else is suffering. I couldn’t.
    Not like this. Everything that has happened,
    Cover it with a black cloth,
    Then let the torches be removed.....
    Night.
    Anna Akhmatova

    posted yesterday. ( send a note )
  • FARZANEH R

    farzaneh r says

    فریاد شکسته
    گفتم مگر به صبر فراموش من شوی
    کی گفتم آفت خرد و خوش من شوی ؟
    فریاد را به سینه شکستم که خوشترست
    آگه به دردم از لب خاموش من شوی
    سوزد تنم در آتش تب ای خیال او
    ترسم بسوزمت چو هماغوش من شوی
    بنگر به شمع سوخته از شام تا به صبح
    تا باخبر ز حال شب دوش من شوی
    ای اشک ، نقش عشق وی از جان من بشوی
    شاید ز راه لطف ، خطا پوش من شوی
    می نوشمت به عشق قسم ای شرنگ غم
    کز دست او اگر برسی ،‌نوش من شوی
    گر سر نهد به شانه ی من آفتاب من
    ای آفتاب ،‌جلوه گر از دوش من شوی
    سیمین ز درد کرده فراموش خویش را
    اما تو کی شود که فراموش من شوی ؟

    posted yesterday. ( send a note )
  • FARZANEH R

    farzaneh r says

    حرف هاي روپوش سرمه ای

    حتا تمام ابرهاي جهان را به تن كنم
    باز ردايي به دوشم مي افكنند
    تا برهنه نباشم
    اين جا نيمه ي تاريك ماه است
    دستي كه سيلي مي زند
    نمي داند
    گاهي ماهي تنگ
    عاشق نهنگ مي شود
    بي هوده سرم داد مي كشند
    نمي دانند
    ديگر ماهي شده ام
    و رودخانه ات از من گذشته است
    نمي خواهم بيابان هاي جهان را به تن كنم
    و در سياره اي كه هنوز رصد نكرده اند
    نفس بكشم
    حتا اگر باد را به انگشت نگاري ببرند
    رد بوسه ات را پيدا نمي كنند

    به كوچه بايد رفت
    گرچه ماشين ها از ميان ما و آفتاب مي گذرند
    به كوچه بايد رفت
    اين همه آسمان در پنجره جا نمي شود.

    مي خواهم در جنوبي ترين جاي روحت
    آفتاب بگيرم
    چراغ سقفي به درد شيطان هم نمي خورد
    آن كه پرده را مي كشد
    نمي داند
    هميشه صداي كسي كه آن سوي خط ايستاده
    فردا مي رسد
    بگذار هر چه مي خواهند
    چفت در را بيندازند
    امشب از نيمه ي تاريك ماه مي آيم
    وتمام پرده ها و رداها را
    تكه تكه خواهم كرد
    بگذار براي بادبادك و شب تاب هم
    اتاقي حوالي جهنم اجاره كنند
    من هم خواهم رفت
    مي خواهم پيراهنم را به آفتاب بدهم. ارديبهشت 1376
    سيمين بهبهاني

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    az Ninth Gate khoshet umad?

    posted yesterday. ( send a note )
  • Hamed

    hamed says

    ُsalam.Dar group-e cheshm abi,neveshteh budam ke man na filmesho didam va na ketabesho.Vali be nazaram bayad az un film haei bashe ke,didanesh age manfeat nadashteh bashe,zarari ham nadareh. :)
    :)

    posted yesterday. ( send a note )
  • Elham .K

    elham .k says

    salame ma ro ham be tehran beresun....va khosh begzareh....

    posted yesterday. ( send a note )
  • Deniz

    deniz says

    بهانه اي ساده براي دوست داشتن
    و ساده تر از آن براي دوست داشته شدن
    گريزي مضحک به تنهايي قاصدکها
    به گذشته اي پوچ
    و يا شروع جنگ حيات ...
    بهانه اي ساده براي لبريز شدن
    و ساده تر از آن براي لبريز کردن ...
    بخشش ؛ تلاش ؛ مهرباني ...
    گريزي پنهان به جسد خود :
    شکست ؛ نااميدي ؛ شهوت ...
    و بهانه اي موهوم براي مرگ
    همه و همه ...
    کتيبه شاملو در دستم :
    (( آي عشق ؛ چهره سرخت پيدا نيست ))

    posted yesterday. ( send a note )
  • Deniz

    deniz says

    وسعت دنياي هر کس به اندازه ي انديشه ي اوست

    posted yesterday. ( send a note )
  • mohsen y

    mohsen y says

    دنياي بچه ها دنياي معصوميت ؛ عشق و سادگي است ؛ دنيايي به دور از زشتي و پليدي ؛ دنيايي پر احساس كه به مراتب از دنياي آدم بزرگها بزرگتر است . اعمال ؛ آرزوها و پرسشهاي كودكي عميق تر و تامل برانگيز تر است ؛ كه از پاك سرشتي سرچشمه مي گيرد و چون از دل بر مي آيد با ترس و دورانديشي رابطه اي ندارد و بسيار جسورانه بيان مي شود . با خواندن كتاب نامه هاي بچه ها به خدا ؛ باري ديگر به تجربه معصوميت و سادگي كودكانه پرداختم . اثري با مجموعه اي از پرسشهاي كودكانه كه مخاطب را به تفكري ژرف فرو مي برد . موضوعاتي مانند : آرزوها ؛ پرسشها ؛ دعاها و ... كه با طرح هر يك دريچه اي جديد براي آدم بزرگها نسبت به كودكي مي گشايد ؛ پرسشهايي اساسي در خصوص سرمنشا هستي ؛ مذهب ؛ زندگي ... كه در قالبي جدي و يا طنز بيان شده است . هرگاه نامه هاي بچه ها به خدا را مي خوانم ؛ به ياد كودكي خود مي افتم ؛ سالهايي كه مثل باد سپري گشته و جز هاله اي از خاطرات ؛ چيزي از آن باقي نمانده و تلاشي بس بيهوده براي بازگشت . (( آه گذشته را باور دارم ؛ به ناگهان ؛ نيمي از آني كه بودم نيستم ؛ سايه اي است كه به رويم بال مي گستراند ؛ آه به يكباره گذشته بر من هجوم مي آورد ؛ چرا مي بايست برود ؟ نمي دانم ! *** ))

    ــ خداي عزيز توي كلاساي ديني يكشنبه ها به ما گفتن كه تو چيكار ميكني . كي جاي تو كار ميكنه وقتي تو ميري مرخصي ؟

    ــ خداي عزيز مي خوام تو جشن هالوين لباس شيطون بپوشم ؛ از نظر تو اشكالي نداره ؟

    ــ خداي عزيز آيا تو واقعا نامرئي هستي يا اين فقط يك شوخي است ؟

    ــ خداي عزيز چرا به جاي اينكه بذاري مردم بميرن و مجبور بشي كه آدماي تازه ديگه اي بسازي همين آدمايي رو كه وجود دارن نيگه نمي داري ؟

    ــ خداي عزيز آيا تو خداي حيوونا هستي يا خداي اونا يكي ديگه ست ؟

    ــ خداي عزيز اگه واقعا منظورت اينه كه بايد با ديگران همون كاري رو كرد كه اونا با تو ميكنن ؛ پس من بايد حساب برادرم رو برسم !

    ــ خداي عزيز من امريكايي هستم تو كجايي هستي ؟

    ــ خداي عزيز به خاطر برادر كوچيكم متشكرم ولي من دعا كرده بودم كه يه توله سگ داشته باشم !

    ــ برادر من راجع به تولد بچه ها باهام حرف زده ولي به نظرم جور در نمياد !

    ــ اگه روز يكشنبه توي كليسا رو نگاه كني بهت كفشاي نوام رو نشون ميدم .

    ــ و بالاخره يك جمله محشر از كودكي به نام چارلي : خداي عزيز تو چطور تونستي كه
    بدوني خدا هستي

    نامه هاي بچه ها به خدا

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    U2

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    bashe age alan mifresti felan online am

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    omidvaram hameye karhat khoob pish bere albate dozdhaye daryayi hamishe be natayeje matloob miresan:D
    take care & good morning

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    vase fasle 2 payanname:(

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    kolan are. bazi az taranehash hata vaghti ghamgin basham ham halam ro khosh mikone

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    in che farmayeshiye :) man kebishtar harf mizanam.
    agetoonesti tarjomeye farsi sheret ro baram bezar, ma zabanshenasha asheghe moghabele kardane zabanhaim :D

    posted yesterday. ( send a note )
  • Negar

    negar says

    albate taranehash 1 khorde zananast