alalehdashtban’s last login was 9 hours ago. « hide recent activity
alalehdashtban’s last login was 9 hours ago. show recent activity »
وزنیسنسکی شاعر معاصر پسامدرن روسیه در باره ی موضعگیری هنرمند، در مصاحبه ی تلویزیونی در سال 1995 خاطره ی جالبی را تعریف کرده بود:"در دهه ی 60 به امریکا رفته بودم. به مجلس شعرخوانی شاعران امریکایی دعوتم کردند. رفتم.شاعران با صدای نرم و نازک و نارنجی شعرهای شان را می خواندند و در آن میان جمله ی مالیخولیایی I love you” که با صدای لطیفی خوانده می شد، چون نخ سرخی از میان دانه های واژگان شعرها می گذشت.از آن میان کسی با صورت نتراشیده و لباس غیر رسمی، پتلون کاوبای و تی شرت برخاست و شعرش را با صدای خشنی خواند .شعر با این مصراع شروع شد و همین مفهوم در سراسر شعر گسترده بود: “I Fu… you!”حاضران همه آه کشیدند و به هیجان آمدند و احسنت گفتند و گفتند: این است، شعر واقعی!از آن به بعد صدای ناخراش، سر و صورت پیرایش نشده و تی شرت میان شاعران مد شد. همه ی شاعران پیرامون همان جمله قلم می زدند و آن عمل را از ابعاد گوناگون بررسی می کردند و در شعرهایشان می آوردند.در اوایل دهه ی90 باز هم امریکا رفتم. بازهم به مجلس شعرخوانی دعوتم کردند. از قضا همان سالون بود. همه شعرها با صدای خشن خوانده می شد.“I Fu.. you” مثل موضوع محوری در تمام شعرها حضور داشت.ناگهان مردی با لباس منظم، صورت اصلاح شده پشت میکرافون قرار گرفت. او با صدای نرم و لطیف، تازه ترین شعر خود را خواند. شعر با این جمله شروع می شد: “I love you!”. همه آه کشیدند، به هیجان آمدند، آفرین گفتند و گفتند: په! این است شعر واقعی!"در سال 1999 که او را در مسکو دیدم، آن مصاحبه را به یادش آوردم. به سادگی گفت: بله، همین است دیگر، باید مخالف جریان آب شنا کرد اگر می خواهی به یاد بمانی.به یاد ماندن- شاید مهمترین هدف هنر باشد. در غیر آن، به قول اندره ژید، حرفها همه گفته شده اند و به قول خود من در همین لحظه که این سطر ها را می نویسم، زندگی، هنر و تلاش و... فقط تکرار یک دور باطل است...
Ba sepas az shoma. Man motevallede 10 Azar 1342 hastam. Masire motaleaati man shamele Adabiat va naghde adabi, Taarich va honar be manzaleye Classic aan ast. Man maghalenevis, motarjem va ahangsaz hastam, albate be shiveye Classic. Chenanche mayel be tabadole nazare bishtari bashid, edameye sokhan ra mitavanim mostaghiman ba email anjam dahim.alireza1963@hotmail.com
درود بر بانوی گرامینوشته زیبایتان مرا به پنج سال پیش برد ؛ من در آن زمان در اثر یک بیماری به مدت 3 هفته بیمارستان نشین گشتم ؛ با آنکه درد شدیدی داشتم اما مجالی بود برای خواندن ؛ خود را چنان در دنیای کتاب غرق نمودم که در بخش مابین تمامی بیماران و کادر بیمارستان زبانزد گشته بودم ؛ یک روز که همسرم به دیدارم آمد و جویای خواندن نوع کتاب گردید به او آدرس مجموعه تن تن و میلو را که در خانه پدری داشتم دادم و جای شما خالی چند روزی را با آنها زندگی کردم... با انکه درگیریهای کاری مجال را از ما گرفته اما هرگز خواندن را ترک نکردم و امیدوارم شما هم نکنیدهمواره شاد و سرافراز باشیدبدرود
درود از اينكه مرا سزاوار دوستي دانستيد ؛ سپاسگزارمهمواره شاد و سرافراز باشیدبدرود
Ba salam. Aya mayel hastid dar morede ketabe "Donyaye Soofi" ba email be goftegoo benshinim?